یوم الدار و اشکالی پیرامون آن

در يوم الدار اگر به جاي امير عليه السلام ابولهب بر ميخاست,وصي رسول الله بود؟اصلا مگر آنها پيامبر را قبول داشتند كه بخواهند از وصي او سوال كنند؟ نكته مغالطه در چنين سوالاتي كجاست؟

شبهه ي شما وبسياري از شبهاتي كه به اين حديث وارد شده به خاطر عدم دقت در حديث و بي توجّهي به صراحت پيامبر(صلي الله عليه و اله) در اثبات ولايت مولاست. لذا خوب است متن آن را مورد مطالعه ي دقيق قرار دهيد چون جواب بسياري از شبهات وارده، در خود حديث موجود است.
شما كه گفته ايد چطور ممكن است پيامبر (ص) از ميان كساني كه مشرك هستند وخدا وپيامبررا قبول ندارند وصي و جانشيني بر گزيند اين اشكال از اينجا ناشي شده است كه شما خوب به متن روايت دقت نكرده ايد چرا كه در روايت آمده است پيامبر (ص) فرمود : چه كسي مرا در اين امر ياري مي كند ؟ وقبل از آن هم فرموده كه خداوند فرمانم داده تا شمارا به سوي او بخوانم . پس واضح است كه كسي كه اين ياري كردن را به عهده مي گرفت بايد مسلمان مي شد واصلا مگر مي شود يك نفر به عنوان وصي وجانشين ، دين كسي را تبليغ كند ولي خود به آن دين معتقد نباشد؟!!! (افلا تعقلون )
با توجه به آيات ذيل:
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ. (بقره/124)
وَجَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَكانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ. (سجده/24
رسيدن به مقام امامت،‌ لياقت و شايستگى مى‌خواهد به همين جهت كسانى را كه خداوند به اين مقام برگزيد، در ابتدا آنها را مورد امتحان سخت و آزمايشهاى گوناگون قرارداد كه نمونه آنان حضرت ابراهيم مى‌باشد. آن حضرت پس از موفقيت در آزمون الهى، به مقام امامت نايل شد.
در مورد جريان يوم الدار نيز قضيه همين است. رسول خدا طبق دستور خداوند، همه بزرگان بنى هاشم و فرزندان عبد المطلب را به سوى خداوند دعوت نمود و خداوند مى‌خواست آنها را امتحان كند و قرار بر اين بود كه هركه دعوت رسول خدا را اجابت كند از امتحان الهى سرافراز بيرون آمده و لياقت و شايستگى مقام امامت و رهبرى پس از پيامبر را دارد.
طبق تصريح منابع خود اهل سنت در نوبت دوم مهمانى كه از رسول خدا انجام گرفت، حضرت آنها را به پذيرش اسلام فراخواند، تنها كسى كه در آن مجلس به دعوت آن حضرت پاسخ گفت اميرمؤمنان حضرت على عليه السلام بود.
طبرى از علماى سرشناس و تاريخ نگار اهل سنت، قضيه را اين‌گونه نقل كرده است:
حدثنا ابن حميد قال حدثنا سلمة قال حدثني محمد بن إسحاق عن عبد الغفار بن القاسم عن المنهال بن عمرو عن عبدالله بن الحارث بن نوفل بن الحارث بن عبدالمطلب عن عبدالله بن عباس عن علي بن أبي طالب قال: لما نزلت هذه الآية على رسول الله «وأنذر عشيرتك الأقربين» دعاني رسول الله فقال لي: يا علي إن الله أمرني أن أنذر عشيرتي الأقربين فَضِقْتُ بذَلك ذَرْعاً وَعَرَفْتُ أَنِّي مَتَى أُناديْهِم بِهَذا أَرَى مِنْهُم مَا أَكْرَهُ. فَصَمَتُّ حَتَّى جَاءَنِي جِبْريِلَ فَقَال: يَا مُحَمَّدُ، إنَّكَ إنْ لاَ تَفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ بِه يُعَذِّبُكَ رَبُّكَ. فاصنع لنا صاعا من طعام...
ثم تكلم رسول الله فقال: يَا بَنِي عَبْدِ المُطَّلِبِ، إني واللَّهُ مَا أعْلَمُ شَابًّا منَ العَرَبِ جَاءَ قَوْمَه بأفْضَلَ مِمَّا قَدْ جِئْتُكُم بِه، إنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيَا والآخِرَةِ، وقَدْ أَمَرَنِي رَبِّي أنْ أُدْعُوكُم إليْهِ، فأيُّكُم يُؤَازِرُنِي عَلَى هَذا الأَمْرِ عَلَى أن يَكُونَ أَخِي ووصيي وخليفتي فيكم؟ قال: فأحجم القوم عنها جميعا. فَقُلْتُ وَأَنَا أَحْدَثُهُمْ سِنًّا، وَأَرْمَصُهُمْ عَيْنَاً، وَأَعْظَمُهُمْ بَطْنَاً، وَأَحْمَشُهُمْ سَاقَاً: أَنَا يَا نَبِيَّ اللَّهِ أَكُونُ وَزِيرَكَ عَلَيْهِ فَأَخَذَ بِرَقَبَتِي فَقَالَ: إِنَّ هاذَا أَخِي وَوَصِيي وَخَلِيفَتِي فِيكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَأَطِيعُوا، فَقَامَ الْقَوْمُ يَضْحَكُونَ وَيَقُولُونَ لأبِي طَالِبٍ: قَدْ أَمَرَكَ أَنْ تَسْمَعَ وَتُطِيعَ لِعَلِيَ.
به نقل ابن عباس، اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: چون آيه «وانذر عشيرتك الاقربين » (يعنى فاميلهاى نزديك خود را بيم ده)بر رسول خدا صلى لله عليه وسلم نازل گرديد آن‌حضرت مرا طلبيد و فرمود:
اى على، خداى بزرگ به من دستور داده كه فاميلهاى نزديكت را بيم ده، و اين مأموريت مرا سخت تحت فشار قرار داده و مى‌دانم كه هر گاه اين ماموريت را با آنها در ميان بگذارم پاسخ ناراحت كننده اى از ايشان دريافت خواهم كرد و به همين خاطر دم فرو بستم (تا فرصتى پيش آيد و آنرا انجام دهم) تا اين‌كه جبرئيل آمد و گفت: اى محمد اگر مأموريت خود را انجام ندهى پروردگارت تو را عذاب خواهد كرد.
رسول خدا مرا طلبيد و بمن فرمود براى ما يك «صاع» غذا تهيه كن....
سپس رسول خدا(ص) آغاز سخن كرده فرمود: اى فرزندان عبد المطلب! من به خدا سوگند در ميان عرب جوانى را سراغ ندارم كه براى قوم خود چيزى بهتر از آنچه من براى شما آورده ام آورده باشد، من براى شما خوبى دنيا و آخرت آورده‌ام و خدا به من دستور داده تا شما را بدان دعوت كنم، اينك كداميك از شما است كه مرا در اين مأموريت كمك كند تا به پاداش آن، برادر من و وصى و جانشين من در ميان شما باشد؟
على عليه السلام مى‌فرمايد: همه از پاسخ به دعوت رسول خدا خوددارى كردند و من كه از همه آنها كم سن و سال تر و كم ديدتر و (در اثر كودكي) شكم بزرگتر، و ساق پايم نازكتر از همه بود گفتم: اى پيامبر خدا! من كمك كار تو در اين مأموريت خواهم بود! رسول خدا صلى الله عليه وآله، گردنم را گرفت و فرمود: به راستى كه اين است برادر و وصى و جانشين من در ميان شما و شما از او شنوائى داشته و پيرويش كنيد! و آن گروه برخاسته در حالى كه ميخنديدند به ابو طالب گفتند: تو را مأمور كرد تا از پسرت شنوائى داشته و از او اطاعت كني!
الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى310)، تاريخ الطبري، ج1، ص542، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.
با توجه به متن روايت، دو نكته مهم به دست مى‌آيد:
1- اين دعوت از بزرگان بنى هاشم و فرزندان عبد المطلب، به دستور خداوند انجام شده است. (إن الله أمرنى أن أنذر عشيرتى الأقربين، وقَدْ أَمَرَنِى رَبِّى أنْ أُدْعُوكُم إليْهِ).
2 - هدف از اين تجمع، تنها دعوت به دين اسلام نيست؛ بلكه اعلام جانشينى رسول خدا نيز منظور خداوند است: (يَا مُحَمَّدُ، إنَّكَ إنْ لاَ تَفْعَلْ مَا تُؤْمَرُ بِه يُعَذِّبُكَ رَبُّكَ).
اگر مقصود تنها دعوت به دين الهى باشد، تهديد از جانب خدا معنى ندارد، اين عبارت فوق كه از جانب خداوند به رسول خدا توسط جبرئيل گفته شده، شبيه آيه تبليغ است كه در حجة الوداع بر رسول خدا صلى الله عليه وآله نازل شد: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكافِرينَ. (مائده/ 67)
از طرفى ديگر،‌ رسول خدا هيچ وقت از نزد خود سخنى نگفته و برنامه‌اى را براى مردم اعلام نكرده‌است. آن حضرت هر سخن و برنامه‌اش، طبق دستور الهى بود همان‌گونه كه قرآن در باره او مى‌فرمايد: وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْى يُوحى‏. (نجم/3-4)؛ همچنان‌كه در بخش روايات بيان كرديم،‌ عامر بن الطفيل يكى از سران قبيله بنى عامر، شرط اسلام اختيار كردنش را واگذارى مقام خلافت و جانشينى رسول خدا بود،‌ كه حضرت صريحاً در پاسخ او بيان فرمود: ليس ذلك إلى إنما ذلك إلى الله عز وجل يجعله حيث يشاء؛ واگذارى امر خلافت در اختيار من نيست؛ بلكه به دست خداوند است، به هر كه بخواهد قرار مى‌دهد.
از اينجا روشن مى‌شود كه فرد جانشين رسول خدا از جانب خدا معين بوده و آن حضرت علاوه بر دعوت آنها، مأمور بوده تا جانشينش را‌ براى مردم معرفى كند.

اما مغالطه :
اول: در اين سؤال مطلب را طوري القا كرده ايد كه هدف ازآن جلسه فقط تعيين وصي وخليفه بوده است درحالي كه هدف از تشكيل ان جلسه دو چيز بوده است :
1: دعوت عشيره و فاميل به اسلام و..
2: تعيين خليفه و جانشين
دوم: در اين سوال مطلب را طوري مطرح نموده ايد كه طرف فكر كند تشكيل جلسه به دستور شخص پيامبراسلام (ص ) بوده است درحا لي كه تشكيل اصل آن جلسه هم به امرخداوند متعال بوده است .
سوم : دراين سوال مطلب را طوري مطرح نموده ايد كه طرف فكر كند تعيين خليفه وجانشين يك امرعرفي وعادي وبه دست پيامبر{ص} است در حالي كه چنين نيست بلكه منصب خليفه و وصي پيامبر{ص}همانند خود منصب پيامبري يك امر الهي است نه يك امرعرفي و.. .
چهارم: دراين سوال مطلب را طوري مطرح نموده ايد كه طرف فكر كند كه ابولهب درعين مشرك بودن و صفت كفر داشتن اگر بر مي خواست مي توانست وصي پيامبر(ص) شود درحاليكه رسيدن به مقام امامت،‌ (همانند مقام رسالت ونبوت) لياقت و شايستگى مى‌خواهد به همين جهت كسانى را كه خداوند به اين مقام برگزيد، در ابتدا آنها را مورد امتحان سخت و آزمايشهاى گوناگون قرارداد كه نمونه آنان حضرت ابراهيم مى‌باشد. آن حضرت پس از موفقيت در آزمون الهى، به مقام امامت نايل شد.
و مطالب ديگر كه جهت رعايت اختصاربه اين مقدار اكتفا ميشود .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .