پاسخ به شبهات الحجج الدامغات لنقض کتاب المراجعات پیرامون حدیث "علی مع القرآن والقرآن مع علی..

شیعه بر حق است
در پاسخ به کلیه مقالات ،شبهات وتوجیهات اهل سنت جنوب ،سنی نیوز،بیداری اسلامی،عقیده ، اسلام تکس و... بحث های تخصصی13-پاسخ به شبهات الحجج الدامغات لنقض کتاب المراجعات پیرامون حدیث "علی مع القرآن والقرآن بحث های تخصصی14-*(تمامی آدرس های ذکر شده به طور مستقیم از نرم افزار المکتبه الشامله گرفته شده است )*

سلام علیکم

کتاب الحجج الدامغات که مثلا ردی است بر کتاب المراجعات کتابی است پر از موهومات که سراسرآن از بغض وکینه مولف آن نسبت به اهل بیت وشیعیان اشباع شده ونگارنده با بی ادبی تمام که شایسته یک فرد مذهبی نیست به علامه شرف الدین وشیعیان توهین می کند وبسیاری از روایات وارده از پیامبر در مورد اهل بیت علیهم السلام علی الخصوص حضرت علی )ع( را که در کتب معتبر اهل سنت آمده واکثرا علمای اهل سنت به صحت آنها گواهی داده اند را با دلایلی بسیار واهی ، خنده دار ومغرضانه زیر سوال می برد وپیداست که این مرد (اعظمی)در پی کشف حقیقت نیست بلکه به دنبال هواهای نفسانی خویش است که ما در این وبلاگ به حول وقوه الهی به کلیه شبهات او پاسخ خواهیم داد اما بحث ما در مورد حدیث شریف علي مع القرآن و القرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض می باشد که ابتدا نظر علامه شرف الدین را در مورد این حدیث آورده وبعد جواب ابومریم بن محمداعظمی را که صاحب کتاب الحجج الدامغات است آورده وسپس به شبهات او پاسخ خواهیم داد

صاحب المراجعات علامه شرف الدین

، و سپس (صاحب المراجعات)گفته است: (پیامبر فرموده است: (علی با قرآن است و قرآن با علی است و هر دو با هم وارد حوض [کوثر] می‌شوند و هرگز از هم جدا نشوند) و حاکم این حدیث را از طریق عمرو بن طلحه از علی بن هاشم بن برید از پدرش تخریج نموده است، که [پدر برید] گفته است ابو سعید جعفی از ابی ثابت غلام ابوذر از ام سلمه برایم نقل کرده است، حاکم گفته است: (این [روایت] صحیح الاسناد است، و ابو سعید جعفی همان فرد مورد اعتماد مأمون است).

جواب ابومریم بن محمد اعظمی صاحب کتاب الحجج الدامغات:

می‌گویم: این از اشتباهات فاحش حاکم است، این اسناد باطل است و ابو سعید جعفی همچنانکه در (المیزان) گفته و متروک الحدیث است و محل اعتبار نیست و در جلد یکم صفحه‌ی (546) ذکر آن گذشت و شیخ او ثابت [غلام ابوذر] من او را نمی‌شناسم و شرح حالی از وی [در رجال‌شناسی] نیافتم و بر این باورم او مجهول است، و نیز عمرو بن طلحه و استاد او علی بن هاشم و پدرش هاشم همگی متهم به تشیع می‌باشند، و عمرو علاوه بر تشیع متهم به رافضی‌گری است، و همچنانکه بارها ذکر کردیم‌ خبر و روایتشان قابل قبول نیست.

و طبرانی نیز حدیث مذکور را در (الصغیر) (707) و مجمع الزوائد (9/134) تخریج نموده و گفته است: عباد بن سعید جعفی کوفی از محمد بن عثمان بن بهلول یا ابو بهلول کوفی از صالح بن ابو الاسود از هاشم بن برید نقل کرده است، و این روایت [با تخریج طبرانی] جای خوشحالی [برای عبدالحسین] نیست و از روایت قبلی واهی‌تر است زیرا با وجود علت ضعف در ابو سعید جعفی و استاد او محمد بن عثمان و مجهول بودنشان همچنانکه ذهبی در (المیزان 2/366) گفته است: اسناد این دو نفر دارای اشکال است و ابو الاسود را هم واهی دانسته است و در (المثنی) گفته شده او منکر الحدیث است، و هیثمی هم حدیث را با اسناد به او معلول به شمار می‌آورد.

پاسخ ما:

ابتدا حدیث مورد نظر را از المستدرک حاکم می آوریم:

أخبرنا أبو بكر محمد بن عبد الله الحفيد ثنا أحمد بن محمد بن نصر ثنا عمرو بن طلحة القناد الثقة المأمون ثنا علي بن هاشم بن البريد عن أبيه قال حدثني أبو سعيد التيمي عن أبي ثابت مولى أبي ذر قال : كنت مع علي رضي الله عنه يوم الجمل فلما رأيت عائشة واقفة دخلني بعض ما يدخل الناس فكشف الله عني ذلك عند صلاة الظهر فقاتلت مع أمير المؤمنين فلما فرغ ذهبت إلى المدينة فأتيت أم سلمة فقلت إني و الله ما جئت أسأل طعاما و لا شرابا و لكني مولى لأبي ذر فقالت مرحبا فقصصت عليها قصتي فقالت : أين كنت حين طارت القلوب مطائرها قلت : إلى حيث كشف الله ذلك عني عند زوال الشمس قال : أحسنت سمعت رسول الله صلى الله عليه و سلم يقول : علي مع القرآن و القرآن مع علي لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض

هذا حديث صحيح الإسناد و أبو سعيد التيمي هو عقيصاء ثقة مأمون و لم يخرجاه

تعليق الذهبي قي التلخيص : صحيح

اولا: علمای اهل سنت بر این عقیده هستند که اگر روایتی را هم حاکم وهم ذهبی تصحیح کرده باشند به منزله این است که آن روایت در صحیح بخاری است وروایتی هم که در صحیح بخاری باشد حتما صحیح است واین حدیث شریف را هم حاکم وهم ذهبی صحیح دانسته اند

ثانیا :آقای اعظمی ابو سعید جعفی را با ابوسعید التیمی (التمیمی) اشتباه گرفته ودر ثقات ابن حبان داریم

أبو سعيد التيمي هو عقيصاء هو ثقه

واما اینکه گفته شده علی بن هاشم و پدرش هاشم همگی متهم به تشیع می‌باشند باید گفت اولا ابن حبان هر دو نفر را توثیق کرده

الثقات لابن حبان

على بن هاشم بن البريد العامري البزاز من أهل الكوفة

هاشم بن البريد الزبيدي أبو على الكوفى يروى عن إسماعيل بن أبى خالد روى عنه وكيع وابنه على بن هاشم

ثانیا شیعه بودن یک راوی با انکه علمای علم رجال تصریح به ثقه بودن آن شخص کرده باشند دلیل بر رد روایاتش نمی باشد واین حرف آقای اعظمی بسیار خنده دار است خداوند او را هدایت کند واگر چنین باشد بسیاری از احادیث صحیحین بخاری ومسلم ساقط می شود چنانچه شیخ البانی در کتاب خود السلسله الصحیحه در چند جای کتاب خود به این حقیقت تصریح میکند

ليس بين أهل الحديث من أئمتنا خلاف أن الصدوق المتقن إذا كان فيه بدعة و لم يكن يدعو إليها

أن الاحتجاج بأخباره جائز "

در بین امامان حدیث ما اختلافی نیست که روایت کسی که راستگو ومتقن است واهل بدعت است ولی به بدعت خود دعوت نکند قابل احتجاج است

در جای دیگری می گوید :

رأينا البخاري يحتج في

صحيحه ببعض الخوارج و الشيعة و القدرية و غيرهم من أهل الأهواء ، لأن العبرة في

رواية الحديث إنما هو الثقة و الضبط

ما می بینیم که بخاری به روایات بعضی از خوارج وشیعه وقدریه ودیگر فرق استناد کرده ومعیارهمان ثقه وراستگو بودن راوی است

ان العبرة في رواية الحديث إنما هو الصدق و الحفظ ، و أما المذهب

فهو بينه و بين ربه ، فهو حسيبه ، و لذلك نجد صاحبي " الصحيحين " و غيرهما قد

أخرجوا لكثير من الثقات المخالفين كالخوارج و الشيعة و غيرهم

همانا معیار در روایت حدیث راستگو وقابل اطمینان بودن راوی است واما مذهب راوی چیزی که که بین او وخدایش است وهمچنین صاحبان صحیحین از کسانی روایت کرده اند که مذهبشان شیعه ویا خارجی وغیره بوده ولی قابل اطمینان وراستگو بوده اند

سلسله الصحیحه ج5 ص222للشیخ والمحدث الکبیر البانی (رحمه الله)

واما در مورد ابی ثابت مولی ابوذر رحمه الله علیه که آقای اعظمی گفته از نظر من مجهول است باید گفت اگر این شخص مجهول بود از نظر ذهبی وحاکم دور نمی ماند

واما روایت دیگرید ر المستدرک حاکم نیشابوری داریم که موید این روایت است

- حدثني أبو سعيد أحمد بن يعقوب الثقفي من أصل كتابه ثنا الحسن بن علي بن شبيب المعمري ثنا عبد الله بن صالح الأزدي حدثني محمد بن سليمان بن الأصبهاني عن سعيد بن مسلم الملكي عن عمرة بنت عبد الرحمن قالت : لما سار علي إلى البصرة دخل على أم سلمة زوج النبي صلى الله عليه و سلم فقالت : سر في حفظ الله و في كنفه فو الله إنك لعلى الحق و الحق معك و لولا أني أكره أن أعصى الله و رسوله فإنه أمرنا صلى الله عليه و سلم أن نقر في بيوتنا لسرت معك و لكن و الله لأرسلن معك من هو أفضل عندي و أعز علي من نفسي ابني عمر

هذه الأحاديث الثلاثة كلها صحيحة على شرط الشيخين و لم يخرجاه

تعليق الذهبي قي التلخيص : على شرط البخاري ومسلم )صحیح(

ترجمه راویان این حدیث را می آوریم که همه یا صدوقند ویا ثقه

عمرة بنت عبد الرحمن أخرج البخاري في الاعتكاف والاضاحي والحيض والاصلاح وغير

الثقات لابن حبان

عمرة بنت عبد الرحمن بن سعد بن زرارة تروى عن عائشة وكانت من أعلم الناس بحديثها روى عنها أهل المدينة وأبو الرجال محمد بن عبد الرحمن ابنها ماتت سنة ثمان وتسعين

سعيد بن مسلم بن جماز المكى يروى عن خالد بن الوليد روى عنه بن عيينة

الثقات لابن حبان

محمد بن سليمان الأصبهاني شيخ من أهل الكوفة يروى عن سهيل بن أبى صالح روى عنه فروة بن أبى المغراء الكندي يخالف ويخطىء

الثقات لابن حبان

محمد بن سليمان الاصبهاني كوفى ثقة

معرفه الثقات للعجلی

فهرس الفهارس

أحمد بن عبد الله بن صالح الأزدي أشبيلي محدث ثقة عالي الرواية

الحسن بن علي بن شبيب المعمري الحافظ واسع العلم والرحلة سمع علي بن المديني وشيبان والطبقة وله غرائب موقوفات يرفعها

وقال الدارقطني صدوق حافظ

وقال عبدان ما رأيت في الدنيا صاحب حديث مثله

وقال البرديجي ليس بعجب أن ينفرد المعمري بعشرين أو ثلاثين حديثا في كثرة ما كتب

وقال عبدان سمعت فضلك الرازي وجعفر بن الجنيد يقولان المعمري كذاب ثم قل عبدان حسداه لأنه كان رفيقهم فكان إذا كتب حديثا غريبا لا يفيدهما

واما حدیث دیگری داریم که باز المعمری در سلسه راویان آن است ولی باز هم ذهبی آن حدیث را صحیح می داند :

حدثنا علي بن حمشاد العدل ثنا الحسن بن علي بن شبيب المعمري ثنا علي بن سهل الرملي ثنا الوليد بن مسلم ثنا هشام بن حسان حدثني أنس بن سيرين حدثني أنس بن مالك رضي الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله عليه و سلم شفاء عرق النساء إليه شاة عربية تذاب ثم تجزأ ثلاثة أجزاء فتشرب في ثلاثة أيام

هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه وقد رواه المعتمر بت سليمان عن هشام بن حسان بزيادة في المتن

تعليق الذهبي قي التلخيص : على شرط البخاري ومسلم

وذهبی درباره او می گوید:

لمعمري الحافظ العلامة البارع أبو علي الحسن بن علي بن شبيب البغدادي وقيل له المعامرى لأن جده للام أبو سفيان العمرى صاحب معمرسمع خلف بن هشام وأبا نصر التمار وعلي بن المديني وشيبان بن فروخ ودحيما وعيسى بن زغبة وخلقا بالعراق والشام ومصر. روى عنه أبو بكر النجاد وأحمد بن كامل وأبو القاسم الطبراني والمفيد وخلق سواهم. قال الخطيب: كان من أوعية العلم يذكر بالفهم ويوصف بالحفظ وفي حديثه غرائب وأشياء ينفرد بها وقال الدارقطني: صدوق حافظ. جرحه موسى بن هارون وكانت بينهما عداوة وأنكر عليه أحاديث فأخرج أصوله بها ثم ترك روايتها قال عبدان الأهوازي: ما رأيت صاحب حديث في الدنيا مثل المعمري. وقال ابن عقدة: سألت عبد الله بن أحمد عن المعمري فقال: لا يتعمد الكذب وقال ابن عدي: كان كثير الحديث صاحب حديث بحقه آل عبدان أنه لم ير مثله وما ذكر عنه أنه رفع أحاديث وزاد في متون فهذا موجود في البغدادين خاصة وفي حديث ثقاتهم وأنهم يرفعون الموقوف ويصلون المرسل ويزيدون في الأسانيد قلت: ربما فعلوا ذلك إذا ثبت عندهم الرفع أو الوصل ولا ريب أن هذا ترخص لا ينبغي

(به نقل از تذکره الحفاظ ذهبی )

نوشته شده توسط سید علی (ظهار الفضائح)(خادم الائمه

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .