نبش قبور شهدا و صحابه از سنت هاي معاويه + تصوير كتاب

نخستين کسي که نبش قبر صحابه ؛ آن‌هم شهداء را رسم کرد، و بعد از خود به يادگار گذاشت، معاویه بن هند لعنت الله عليهما بود که دستور داد قبور شهداي احد را بشکافند.

پيروان معاويه دستور او را عملي کردند و در هنگام نبش قبر حضرت حمزه سلام الله عليها کلنگ به پاي آن حضرت اصابت کرد و خون جاري شد.

محمد بن سعد در الطبقات الکبري مي‌نويسد:

أَخْبَرَنَا شِهَابُ بْنُ عَبَّادٍ الْعَبْدِيُّ، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الْجَبَّارِ بْنُ وَرْدٍ، عَنِ الزُّبَيْرِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: " لَمَّا أَرَادَ مُعَاوِيَةُ أَنْ يُجْرِيَ عَيْنَهُ الَّتِي بِأُحُدٍ كَتَبُوا إِلَيْهِ: إِنَّا لا نَسْتَطِيعُ أَنْ نُجْرِيَهَا إِلا عَلَى قُبُورِ الشُّهَدَاءِ "، قَالَ: " فَكَتَبَ: انْبُشُوهُمْ "، قَالَ: " فَرَأَيْتُهُمْ يُحْمَلُونَ عَلَى أَعْنَاقِ الرِّجَالِ كَأَنَّهُمْ قَوْمٌ نِيَامٌ، وَأَصَابَتِ الْمِسْحَاةُ طَرَفَ رِجْلِ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَانْبَعَثَتْ دَمًا "

جابر بن عبد الله گويد: هنگامي که معاويه قصد کرد تا نهر خود را که در احد قرار داشت، جاري کند، عاملانش به او نامه نوشتند: اين کار ممکن نيست؛ مگر اين که آن را از روي قبور شهدا جاري کنيم. معاويه در جواب نوشت: قبور را نبش کنيد (بشکافيد). راوي گويد: ديدم مردم از سر و کول هم ديگر بالا مي‌رفتند (تا براي نبش قبر سبقت بگيرند) انگار که مردم در خواب بودند. در هنگام نبش قبر ، کلنگي به پاي حضرت حمزه سلام الله عليه اصابت کرد و خون از آن جاري شد.

الطبقات الكبرى ، ج 3، ص 10


ابن جوزي نيز در كتاب «المنتظم في تاريخ الملوك والأمم»، روايت را با همان سند نقل كرده است:

أخبرنا أبو بكر بن أبي طاهر قال أخبرنا الجوهري أخبرنا ابن حيويه أخبرنا ابن معروف أخبرنا الحسين بن الفهم حدثنا محمد بن سعد أخبرنا شهاب بن عباد حدثنا عبدالجبار بن ورد عن الزبير عن جابر قال : لما أراد معاوية أن يجري عينه التي بأحد كتبوا إليه إنا لا نستطيع أن نجريها إلا على قبور الشهداء فكتب انبشوهم فقال فرأيتهم يحملون على أعناق الرجال كأنهم قوم نيام وأصابت المسحاة طرف رجل حمزة فانبعثت دما.

ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، المنتظم في تاريخ الملوك والأمم، ج 3، ص 183، ناشر: دار صادر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1358.

در نقل ديگر ابن جوزي در كتاب فوق و كتاب «صفة الصفوة»، معاويه به كارگزارش در مدينه دستور داد که نهري را به سوي احد جاري کنند. وقتي عاملش گفت که جريان نهر تنها از طريق قبور شهداء امکان پذير است، و از راه ديگر ممكن نيست، بازهم معاويه دستورش را تکرار کرد و گفت آن را اجرا کند:

أخبرنا عبدالرحمن بن محمد قال أخبرنا عبدالعزيز بن علي قال أخبرنا المخلص قال أخبرنا البغوي قال حدثنا عبدالأعلى بن حماد قال حدثنا عبدالجبار بن الورد قال سمعت أبا الزبير يقول سمعت جابر بن عبدالله يقول: كتب معاوية إلى عامله بالمدينة أن يجري عينا إلى أحد فكتب إليه عامله إنها لا تجري إلا على قبور الشهداء قال فكتب إليه أن أنفذها قال فسمعت جابر بن عبدالله يقول فرأيتهم يخرجون على رقاب الرجال كأنهم رجال نوم حتى أصابت المسحاة قدم حمزة فانبعث دما.

المنتظم ج 3 ، ص 183

وعنه قال كتب معاوية إلى عامله بالمدينة أن يجري عينا إلى أحد فكتب إليه عامله إنها لا تجري إلا على قبور الشهداء قال فكتب إليه أن أنفذها قال فسمعت جابر بن عبد الله يقول فرأيتهم يخرجون على رقاب الرجال كأنهم رجال نوم حتى أصابت المسحاة قدم حمزة فانبعث دما.

ابن الجوزي الحنبلي، عبد الرحمن بن علي بن محمد أبو الفرج (متوفاي 597 هـ)، صفة الصفوة، ج1، ص377، تحقيق: محمود فاخوري - د. محمد رواس قلعه جي، دار النشر : دار المعرفة - بيروت، الطبعة: الثانية 1399 - 1979


ترديدي نيست که هدف معاويه از اين کار تنها و تنها به خاطر کينه او از حضرت حمزه سلام الله عليها بوده ؛ به حدي که شعله‌هاي اين کينه بعد از سالها و حتي بعد از شهادت آن حضرت نيز خاموش نشده است.

ابن تيمه حراني، پيشواي وهابيت نيز به اين حقيقت تلخ اعتراف كرده و اين دستور ننگين معاويه را با افتخار تمام نقل كرده است:

وهذه العيون التى تسمى عيون حمزة إنما أحدثها معاوية فى خلافته وأمر الناس بنقل الشهداء من موضعها فصاروا ينبشونهم وهم رطاب لم ينتنوا حتى أصابت المسحاة رجل أحدهم فانبعثت دما.

اين نهر هاي را كه «نهرهاي حمزه» ناميده مي شد، معاويه در زمان خلافتش احداث كرد و به مردم دستور داد تا اجساد شهدا را از مسير نهر انتقال دهند. مردم به دستور او نبش قبر نمودند در حالي كه تر و تازه بودند و مثل آنهايي نبودند كه از ميان رفته باشند، تا اين كه در هنگام نبش، كلنگ به پاي يكي از شهدا برخورد كرد و خون از آن جوشيد.

ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، كتب ورسائل وفتاوي شيخ الإسلام ابن تيمية، ج 21، ص61، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي، ناشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية.
به نقل از سایت ولی عصر

گردآوری و پاسخ:
سید محمد مهدی حسین پور
مدیر گروه سایت وهابیت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .