ناصبی کیست؟ و آیا شیعیان اهل سنت را ناصبی می دانند؟

آیا اهل سنت «ناصبی» اند؟

پرســـش:

مراد از «ناصبی» چیست؟ آیا شیعیان اهل سنت را «ناصبی» می دانند؟

پـاســــخ:

براى روشن شدن جواب مقدمةً به نكاتى اشاره مى شود:

آيات:

1ـ قرآن مى فرمايد، به چيزى كه آگاهى و اطلاع نداريد، اظهار نظر نكنيد «لا تفف ما ليس لك به علم...([1])» از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل همه مسئوولند «و از آنها در مورد كارهاى كه انجام مى دهند و... سؤال مى شود».

2ـ مساله دوستى اهلبيت (ذوى القربى) و پرهيز از دشمنى آنها، مورد اتفاق فريقين مى باشد، چون هم قرآن بر اين مساله تأكيد دارد، و هم روايات خود عامه، اما قرآن مى فرمايد: «قل لا اسئلكم عليه اجراً ايد المودة فى القربى([2])» بگو: من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى كنم جز دوست داشتن نزديكانم (= اهل بيتم) و هر كس كار نيكى انجام دهد بر نيكى اش مى افزايم. و بعضى آيات ديگر([3]).

اما روايات:

در دو قسمت بعضى از رواياتى را كه از طريق عامه نقل شده است بيان مى كنيم.

الف: روايات محبت به اهل بيت(ع)

1ـ زمخشرى از پيامبر (ص) نقل مى كند كه فرمود: «الا و من مات على حب آل محمد مات شهيداً([4])» بيدار باشيد هر كس بر محبت آل محمد (ص) بميرد شهيد از دنيا رفته... بخشيده شده، توبه كننده مؤمن، از دنيا رفته، و ملك الموت بشارت بهشت مى دهد، و همچون عروسان وارد بهشت مى شود، و در قبر دو تا در براى او او به سمت بهشت باز مى شود و قبرش مزار ملائكه رحمت مى شود([5]).

2ـ پيامبر (ص) فرمود: «معرفة آل محمد (ص) برائة من النار، و حب آل محمد (ص) جواز على الصراط و الولاية لآل محمد (ص) امانٌ عن العذاب([6])» شناخت آل محمد رهايى از آتش جهنم، دوستى آنها گذرنامه ى رد شدن از پل صراط، و ولايت آل محمد (ص) امان نامه اى است از عذاب.

ب: روايات بغض و دشمنى با اهل بيت

1ـ پيامبر (ص) فرمود: «الا و من مات على بغض آل محمد مات كافراً» هر كسى بر بغض آل محمد (ص) بميرد كافر از دنيا رفته است، و بوى بهشت به مشامش نمى رسد([7]).

2ـ پيامبر (ص) فرمود: «علىٌ خير البشر من ابى فقد كفر» على بهترين بشر است هر كس ابا نمايد و قبول نكند كافر است([8]).

بعد از بيان مقدمه جواب قسمت اول شبهه اين است كه ناصبى دو تا معنى دارد.

1ـ معناى لغوى كه عبارت است از تعب و رنج، بزحمت انداختن، كوشش نمودن (اذا فرغت فانصب همٌّ ناصِبٌ) يعنى غم بارنج، عيش ناصب و زندگى با مشقت است([9]).

2ـ معناى اصطلاحى، ناصبي به كساني گفته مي شوند كه ادّعاي مسلماني دارند ولي با اهل بيت(ع) ومخصوصا آقا أمیرالمئومنین علی ع دشمني مي كنند که اگربه طوردقیق این مسئله مورد بررسی وریشه یابی قرار گیرد اوّلين ناصبي ها در زمان خود پيامبر(ص) پيدا شدند كه از اميرالمومنين(ع) دل خوشي نداشتند ؛ لذا به انحاء گوناگون با آن حضرت عداوت مي ورزيدند. كما اينكه اوّلين گروه شيعه نيز در همان زمان پديدار شدند. كساني چون سلمان و ابوذر و عمّار از همان زمان با عنوان شيعه علي بن ابي طالب شناخته مي شدند. در كتب تاريخ اسلام ، موارد زيادي از دشمنيهاي اصحاب با امير المومنين ثبت شده است. رواياتي نيز از نبي اكرم (ص) نقل شده كه مؤيّد اين معني است. « ... فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي النَّاسِ ارْفَعُوا أَلْسِنَتَكُمْ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَيْرُ مُدَاهِنٍ فِي دِينِه. ــــ مردم از سختگيري امير مومنان در مورد بيت المال شكايت نزد پيامبر بردند: آن حضرت به منادي خود امر فرمودند ، پس او در ميان مردم ندا داد: زبان شكايت خود را از علي برداريد كه همانا او درباره خدا سختگير است و در مورد دينش اهل مسامحه نيست.» (الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ،ج‏1 ،ص173) « عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ أَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ وَ يَدُهُ فِي يَدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع وَ لَقِيَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ يَا فُلَانُ لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً فَإِنَّ مَنْ سَبَّهُ فَقَدْ سَبَّنِي وَ مَنْ سَبَّنِي سَبَّهُ اللَّه‏ . ـــــ انس ابن مالك گويد: رسول خدا روزي مي آمد در حالي كه دستش در دست اميرالمومنين علي بن ابي طالب بود و مردي او را ملاقات نمود ، پس رسول خدا به او فرمود: اي فلاني علي را دشنام ندهيد ! هر كه او را دشنام دهد مرا دشنام داده و هر كه مرا دشنام دهد خدا او را دشنام دهد. » (بحارالأنوار ،ج 28 ،ص 78 ) [ در برخي منابع آمده است وَ مَنْ سَبَّنِي فقد سَبَّ اللَّه ؛ و هر كه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده است.] « عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ: أَيُّهَا النَّاسُ لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً وَ لَا تَحْسُدُوهُ فَإِنَّهُ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ بَعْدِي ... . ـــــ فرزند عمر گويد: شنديم كه رسول خدا(ص) در خطبه اش مي فرمود: اي مردم علي را دشنام ندهيد و به او حسد نورزيد كه همانا او بعد از من ، وليّ هر مرد و زن مومن است... » (بحارالأنوار ،ج 39 ،ص292) « كَعْبُ بْنُ عُجْرَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ النَّبِيُّ ص: لَا تَسُبُّوا عَلِيّاً فَإِنَّهُ مَمْسُوسٌ فِي ذَاتِ اللَّهِ . ــــ كَعْبُ بْنُ عُجْرَةَ به نقل از پدرش گويد: نبي اكرم(ص) فرمودند: علي را دشنام ندهيد كه همانا او نسبت به خدا ممسوس (شيفته ) است.»(بحارالأنوار،ج39 ،ص313 ) دومين گروه نواصب كساني بودند كه بعد از وفات نبي اكرم (ص) در حقّ دختر او ظلم نموده حقّ وي را غصب و بر رخساره اش لطمه زدند ، و خانه اش را به آتش كين سوزاندند و علي مرتضي را از حق مسلّم و منصوص خود منع و او را به زور به سوي مسجد كشاندند. ماجراي اين وقايع در كتب تاريخ و حديث اهل سنّت نيز موجود است.(اختصاص شيخ مفيد ، ص 185) سومين گروه نواصب معاويه و طرفداران او از آل ابي سفيان و مروانيان بودند كه علناً با امير مومنان مخالفت كردند و بعدها با او وارد جنگ شدند و سبّ او را در خطبه هاي نماز جمعه رواج دادند ، و محبّان علي را هرجا يافتند كشتند. چهارمين گروه اهل جمل بودند كه به جنگ با او برخاستند در حالي كه خلافت او افزون بر نصب الهي ، مقرون به بيعت مردم نيز بود. و طبق نظر علماي شيعه و سنّي هر كه بر خليفه مسلمين خروج نمايد كافر است. پنجمين گروه از نواصب ، خوارج بودند كه بر آن حضرت شوريدند ، ابن ملجم مرادي ــ لعنة الله عليه ــ نيز از اين گروه بود. اينها در زمان امام حسن مجتبي (ع) نيز بر دشمني خود با اهل بيت(ع) باقي بودند. ششمين گروه نواصب ، لشكر كوفه بود كه حادثه كربلا را بپا كردند ؛ در ميان اينان ، از پيروان همه نواصب سابق الذكر حضور داشتند. شمر بن ذي الوجشن ــ لعنة الله عليه ــ نيز از خوارج بود. بعد از حادثه كربلا نيز همواره گروههايي از نواصب پديد آمده و مي آيند. امّا در زمان حاضر عمده ترين گروه نواصب برخي از افراطيون وهابي هستند. اينها گرچه در زبان دم از كين اهل بيت نمي زنند ولي در عمل سعي در ويران نمودن آثار اهل بيت دارند. حرمهاي آنها را به بهانه دفاع از توحيد تخريب مي كنند و شيعيان را مشرك دانسته مي كشند .حتّي كارشان به جايي رسيده كه در كتب روايي و تاريخي اهل سنّت ، دست برده ، حقايق مربوط به اهل بيت(ع) را از آن كتب حذف مي كنند. افزون بر اينها گروههايي از نواصب بازمانده از دوران امويان نيز در منطقه شام ( سوريه ، لبنان ، فلسطين و اردن) وجود دارند.و...
البته نا گفته نماند که برخي از وهّابي ها در زبان ادّعاي محبّت اهل بيت(ع) را دارند، ولي در واقع امر چنين نيستند؛ به عبارتي، اينها ناصبي هاي منافق هستند.
درنتیجه اصطلاحابه كسانى ناصبى گفته مى شود كه دشمنى با اهل بيت (ع) دارند، و يا به آنان دشنام دهد، و يا به يكى از ائمه (ع) دوازدهگانه شيعه دشمنى، و يا دشنام دهد([10])، اين اصطلاح دوم برگرفته از روايات خود اهلبيت (ع)([11]) مى باشد كه به چند نمونه آن اشاره شد ونیز به چند روايت که حکم تکالیف این افراد را مشخص می کند به عنوان نمونه اشاره مى كنيم:

1ـ ابى بصير از امام صادق (ع) نقل مى كند كه حضرت فرمود: «مُدمِنُ الخمر كعابد و تن، و الناصب لآل محمد شرٌّ منه» شراب خوار مانند بت پرست است و دشمنى با آل محمد (ص) بدتر از شراب خوار است([12]).

2ـ از امام باقر (ع) سؤال شد كه آيا زن مؤمنه شيعه مى تواند با ناصبى ازدواج كند فرمود: «لا لانّ الناصب كافرٌ([13])» فرمود: نه، چون ناصبى كافر است.

3ـ در روايت ديگر مى خوانيم «ان الله تعالى لم يخلق خلقاً انجس من الكلب و ان الناصب لنا اهل البيت لا نجس منه([14])» براستى كه خداوند نجس تر از سگ نيافريد، دشمن اهلبيت از سگ بدتر است. از اين سه روايت بخوبى استفاده مى شود كه مراد از ناصبى دشمن اهلبيت (ع) مى باشد، ضمناً استفاده مى شود كه آنها نجسند و كافر، و زن مسلمان نمى تواند با آنها ازدواج كند.

اما قسمت دوم شبهه كه شيعيان آيا اهل سنت را ناصبى مى دانند؟

بايد گفت: خير شيعيان اهل سنت را ناصبى نمى دانند چرا كه اولا اكثريت اهل سنت (غير از ناصبى ها) محبت اهلبيت را لازم مى دانند (طبق نص قرآن و روايات خود آنها كه قبلا اشاره شد، و شافعى يكى از سران چهار مذهب عامه افتخارش اين است «ان كان رفضاً حب آل محمد فليشهد الثقلان انى رافض([15])» اگر دوستى اهلبيت نشانه رافضى بودن است، جن و انس شهادت دهند كه من رافضى «و محب اهلبيت) هستم و ثانياً خود اهل سنت دشمن و مبغض اهلبيت را كافر مى دانند كه قبلا نقل شد، آنگاه چگونه مى توان گفت آنها ناصبى مى باشند و ثالثاً ناصبى ها چنانكه گفته شد، نجس، ذبيحه آنها حرام، و ازدواج با آنها جائز نيست، اما اهل سنت را هيچ عالم شيعى چنين فتواى درباره آنها نداده است، بلكه در رساله ها تصريح به حليت ذبيحه آنها، جواز ازدواج به آنها، و... شده است و حتى همه علماى شيعه نماز بر جنازه مسلمان را واجب، و دفن و كفن ميت مسلمان را لازم مى دانند([16]).

خلاصه ى جواب قسمت اول شبهه

ناصبى يك معناى لغوى دارد. كه به معناى رنج و خستگى و كوشش و... مى باشد و يك معناى اصطلاحى دارد كه برگفته از روايات اهلبيت (ع) مى باشد و آن اينكه كسى با اهلبيت دشمنى داشته باشد يا به آنها دشنام و ناسزا بگويد.

خلاصه ى جواب قسمت دوم شبهه

به هيچ وجه عامه از نظر شيعيان ناصبى نمى باشند، چون آنها اولا اهلبيت را دوست دارند و ثانياً دشمنان آل محمد (ع) را كافر مى دانند، و ثالثاً تمام علماى ما فتوا بر جواز ازدواج با آنها، و وجوب دفن و نماز بر ميت آنها داده اند.

پی نوشت :

[1]ـ اسراء/36.

[2]ـ شورى/23.

[3]ـ سباء/47 و فرقان/57.

[4]ـ محمد بن عمر زمخشرى، الكشاف (دار الكتاب العربى، 1407 هـ 1987م) ج4، ص220.

[5]ـ همان مدرك، دنبال حديث، نقل به صورت تلخيص.

[6]ـ حافظ سليمانى قندوزى، ينابيع المودة (مكتبة بصيرتى قم) ص22.

[7]ـ كشاف (پيشين) ج4، ص221.

[8]ـ علاء الدين على المتقى، الهندى، كنزل العمال فى سنن الاقوال و الافعال (مؤسسة الرسالة، بيروت، 1405 هـ 1915م) ج11، ص610.

[9]ـ محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريب القرآن (دفتر نشر الكتاب چاپ دوم، 1404) ص494. كلمه نصب و خليل بن احمد، ترتيب كتاب العين (مؤسسة نشر اسلامى جامعه مدرسين، چاپ اول، 1414) ص807 كلمه نصب.

[10]ـ رساله توضيح المسائل مراجع عظام، بحث كفر و اقسام آن، و عروة الوثقى، سيد يزدى، ج1، بحث كفر (از بحث نجاسات) در بعضى رساله ها مساله 117 ـ بعضى 113 ـ بعضى 111.

[11]ـ بعضى از لغويين نواصب را معنى نموده، "گروهى كه با امير المؤمنين دشمنى دارد"، ظاهراً بر گرفته از روايات باشد، احمد سياح ـ فرهنگ جامع عربى فارسى (كتابفروشى اسلام، چاپ هشتم، ج4، ص270، ماده نصب.

[12]ـ محمد بن الحسن الحر العاملى، وسائل الشيعه (دار احياء التراث، لبنان) ج18، ص559، ح12.

[13]ـ همان، باب 10، من ابواب ما يحرم من النكاح، حديث 15.

[14]ـ همان، ج1، ص159، ح5.

[15]ـ سلطان الواعظين، شبهاى پيشاور (دار الكتب الاسلامية، سى و هفتم، 1376) ص64.

[16]ـ رساله علميه تمام مراجع، بحث نماز بر ميت.

دیدگاه ها

در حال حاضر مجازات قانونی کسی کهنعوذباالله ناصبی باشد چیست؟

Member since:
1 مهر 1389
Last activity:
43 هفته 2 روز

: نواصب، ناصبي، ناصب، نصب، اهل بيت، علي(ع)، دشمني، سّب
نواصب، جمع ناصب و ریشه آن، نصب است. نصب در لغت به معنای برپاداشتن و برپا کردن جنگ، دشمنی، سوء قصد نسبت به دیگری و نزاع و رفتار کینه‌ توزانه و آشکار ساختن دشمنی و غیر آن است.[1]
نصب در اصطلاح به معنای دشمنی با علی(ع) و کینه‌توزی نسبت به ایشان است[2] و ناصبی کسی است که با مذمت کردن و نکوهش امام علی(ع) ایشان را در مورد جسارت قرار دهد.[3]برخی تظاهر و اعلان دشمنی را در تعریف نصب در ناصبی بودن مطرح ساخته‌اند.[4]
کسی که نسبت به فرزندان علی(ع) یعنی امام حسن و دیگر امامان شیعه دشمنی بورزد، اهل نصب و ناصبی است.[5] دشمنی با پیامبر اعظم(ص) نیز، نصب است.[6]بلکه دشمنی با ایشان، رسواتر از دشمنی با اهل بیت می‌باشند. دشمنی با اهل بیت (علیهم‌السلام) با نشانه‌ها و در شکل‌ها و قالب‌های گوناگونی ظهور و بروز پیدا می‌کند و مصادیق فراوانی دارد و شامل انکار فضایل آنان، ترجیح دیگران بر آنان و اعتقاد به امامت و خلافت دشمنان اهل بیت و هتک حرمت اهل بیت، سبّ و دشنام ائمه هدی، پیکار با خاندان وحی، انکار یک یا چند امام، دشمنی با شیعه و... می‌شود.[7]

پیدایش نواصب
در واقع، ناصبی‌ها هم‌زمان با روی کار آمدن پیامبر(ص) و دعوت مردم به اسلام،‌ به وجود آمدند و کم‌کم ریشه دواندند؛ آنها به طور گسترده در زمان خلافت ظاهری امام علی بن ابی‌طالب(ع) مطرح شدند. (البته نه به صورت یک حزب با تشکیلات و ضوابطی ویژه) جنگ نهروان، خاستگاه اصلی و اولیة یکی از مهم‌ترین گروه نواصب بود؛ یعنی خوارج. این گروه، فرقه‌ای تندرو و از بدترین ناصبی‌ها در عصر ائمة هدی شناخته و معرفی شدند.[8] رشد نواصب در زمان امویان بویژه معاویه زیاد شد؛ مثلاً معاویه به کارگزاران خود طی نامه‌ای اعلام کرد: من هرگونه حمایت خود را از کسانی که حتی اندکی از فضیلت ابوتراب و اهل بیتش را روایت کند، برمی­دارم. خطبای دربار در پی بخش‌نامة معاویة در هر ناحیه و بر فراز هر منبر، به لعنت علی و بیزاری جستن از او پرداخته، ایشان و اهل بیتش را مورد سب و ناسزا قرار دادند. بر اثر سیاست اهریمنی معاویه و هوادران او، دشنام به اهل بیت به طور آشکار و جعل حدیث علیه آنان تا سال‌های متمادی ادامه پیدا کرد.[9]

عقیدة نواصب و نقد اجمالی آن
روایات شیعة امامیه، برخی از فرقه‌ها مثل خوارج و زیدیه و واقفیه را ناصبی و کافر و خارج از دین معرفی کرده است. مثلاً در روایتی از امام رضا(ع) دربارة واقفه آمده است:
آنها جزو مؤمنین و مسلمین نیستند و آنها از جمله کسانی می‌باشند که آیات خداوند را تکذیب کرده‌اند.[10]

ملاک و میزان این رهیافت، نفی فضایل اهل بیت(ع) توسط فرقه‌های مزبور و ترجیح غیر اهل بیت بر آنان و انکار ائمه یا برخی از آنان و سبّ و دشنام به علی و خاندان مطهر او(ع) و ، دشمنی با فرزندان پیامبر(ص) بوده است. این ملاک در تمامی فرقه‌های باطل آن زمان –اعم از شیعه و سنی– مثل عثمانیه، فطحیه، اسماعیلیه، کیسانیه و ناووسیه وجود داشت. بنابراین تمامی فرق مزبور، ناصبی‌اند و احکام نواصب مثل کفر بر آنها بار می‌گردد[11] ناصبی‌ها محدود به عصر ائمة هدی نبودند. از صدر اسلام تا زمان کنونی،‌در قالب حزب، دسته و تشکیلات سیاسی به صورت انفرادی و خارج از سازمان‌های حزبی فعالیت می‌کرده‌اند. نقطة مشترک اعتقادی آنها دشمنی با اهل بیت می‌باشد. این اعتقاد در ضدیت صریح با آیات قرآن، روایات و سخنان علمای اسلام است که دوستی خاندان وحی را واجب دانسته و دشمنی با آنان را کفر، نفاق و خروج از دین و در حد دشمنی با پیامبر اعظم(ص) و حتی خداوند اعلام کرده‌اند.[12] در بخشی از آیة 23 سورة شوری آمده است:
بگو: من مزدی از شما در برابر رسالت جز محبت نزدیکانم نمی‌طلبم.[13]

در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:
علی را فقط مؤمن دوست دارد و نسبت به او فقط کافر، کینه می‌ورزد.[14]

جایگاه نواصب در روایات اهل بیت (ع)
اهل بیت عصمت و طهارت یکی از دو رکن اساسی دین اسلام هستند و جایگاه معینی در تبیین و تشریح احکام و معارف، تفسیر قرآن، سیر و سلوک معنوی، تکامل و سعادت انسان در دنیا و آخرت دارند. روایت‌های سفینه[15] و ثقلین[16] و... نجات و پیراستگی از گمراهی را رهین دوستی اهل بیت(ع) و پیروی از فرامین آنان می‌دانند و این با رویکرد نواصب -که به دشمنی با خاندان وحی پرداخته و مسبب ایجاد نفرت در مردم نسبت به آنان شدند- به هیچ وجه سازگاری ندارد. به همین جهت در روایات شیعه به شدت با ناصبی‌ها و پدیده نصب برخورد شده و احکام ویژه‌ای برای آنها عنوان گشته است: بی‌نصیب بودن از اسلام، کفر، مهدور الدم بودن ناصبی دشنام دهنده به ائمه، بدتر بودن از حرام‌زادگی، بی‌بهره‌گی از شفاعت،‌ بی‌فایده بودن اعمال ناصبی در نجات او از جهنم، عدم جواز ازدواج با ناصبی (چه زن و چه مرد)، نجس­تر بودن ناصبی از سگ، کمک و ترحم نکردن به ناصبی و عدم رقت قلب نسبت به او از جمله آنهاست.[17]

سرانجام نواصب
بسیاری از شخصیت‌ها و فرقه‌های ناصبی عصر ائمه اطهار منقرض و نابود شدند و برخی از آنها مثل زیدیه و اباضیه –شاخه‌ای از خوارج- تا زمان حاضر باقی مانده‌اند. به علاوه، نواصب در هر عصر و دوره‌ای –تا این زمان- در قالب حزب و گروه یا به صورت پراکنده وجود داشته و با روش‌ها و اسلوب‌های گوناگونی، دشمنی خود را نسبت به اهل بیت (علیهم‌السلام) اظهار می‌کرده‌اند.
از مهم‌ترین ناصبی‌های معاصر، وهابیون هستند که در بسیاری از کشورهای جهان به طور رسمی یا مخفیانه فعالیت‌ می‌کنند. چون نقطه مشترک ناصبی‌ها دشمنی اهل بیت می‌باشد، کلیة مخالفان اسلام –تحت پوشش هر نام و نشان و عقیده و مذهب و مرامی که هستند– ناصبی می‌باشند و کمتر جایی در کرة خاکی می‌توان پیدا کرد که رد پای ناصبی‌ها در آنجا نباشد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1] .جوهری،‌اسماعیل بن حماد؛ ‌صحاح اللغه، تحقیق احمد بن عبدالغفور، عطار، بیروت، دارالعلم للملایین، 1407هـ، چاپ چهارم، ج1، ص 224 و 225؛ ابن منظور، جمال‌الدین محمدبن مکرم؛ لسان العرب، قم، نشر ادب الحوزه، 1405هـ، چاپ اول،‌ج 1، ص 758 و 759؛ بحرانی،‌یوسف؛ الحدائق الناضره، تحقیق محمدتقی ایروانی،‌قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ج 12، ص 323؛‌طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین،‌تحقیق سید احمد حسینی، مکتب نشر الثقافة الاسلامیة، 1408هـ، چاپ دوم، ج4، ص 316 و 317.
[2] .حقی بروسوی، اسماعیل؛ ‌تفسیر روح البیان، بیروت،‌دارالفکر، ج10، ص 464.
[3] ذهبی، شمس‌الدین؛ سیراعلام النبلاء، تحقیق علی ابوزید و دیگران، بیروت، موسسة الرساله، 1413هـ، چاپ نهم، ج7، ص 370.
[4] .خویی، سید ابوالقاسم؛ التنقیح فی شرح العروة الوثقی، تقریر غروی، ج 3،‌ص 69؛ شهیدثانی، زین‌الدین بن علی، روض الجنان،‌مؤسسه آل البیت، 1404هـ، ص 157.
[5] .خویی، همان، ج3، ص 69؛ حلی، یوسف بن مطهر، نهایة‌الاحکام، تحقیق مهدی رجایی، اسماعیلیان، 1410هـ، چاپ دوم،‌ج 1، ص 274.
[6] .سقاف، حسن بن علی؛ صحیح شرح العقیدة الطحاویه، اردن، دارالنووی، ص 653.
[7] .حلی، کشف الیقین؛ تحقیق حسین درگاهی، 1411هـ، چاپ اول، ص 464؛ بحرانی،‌هاشم، غایة المرام، تحقیق علی عاشور، ج 5، ص 212و 213؛ شهیدثانی، همان، ص 157؛ کرکی، همان، ج 1، ص 64؛ نجفی، حسن؛جواهر الکلام، تحقیق قوچانی،‌تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1367، چاپ سوم، ج 6، ص 66؛ حلی، ابن ادریس، السرائر، تحقیق لجنة التحقیق، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1411هـ، چاپ دوم، ج 3، ص 583؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403هـ، چاپ دوم، ج 64، ص 104، مغربی، احمد بن صدیق، فتح الملک العلی، تحقیق امینی،‌اصفهان،‌مکتبة امیرالمؤمنین 1388هـ،‌ص 112-108؛ عاملی، حر، وساول الشیعه، تحقیق عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج 6، ص 339.
[8] .شهید ثانی، مسالک الافهام؛ تحقیق و نشر مؤسسه معارف اسلامی، قم، 1413هـ، چاپ اول، ج7، ص 432؛ نراقی، احمد،‌مستند الشیعه، تحقیق و نشر مؤسسه آل البیت، قم، 1415هـ، چاپ اول، ج1، ص 204.
[9] .ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه؛ تحقیق ابراهیم، داراحیاء الکتب العربیه، 1378هـ، چاپ اول،‌ج4،‌ص 56 و دنباله؛ ج 11، ص 44؛ خویی، کتاب الطهارة، علی غروی، قم، دارالهادی، 1410، چاپ سوم؛ سقاف، همان، ص 656.
[10] .مجلسی، بحارالانوار، ج48، ص 268.
[11] .بحرانی، الحدائق الناضره، ج 5، ص 89.
[12] .طوسی، الامالی، تحقیق مؤسسه البعثه، قم،‌داراللثقافه، 1414هـ،‌چاپ اول، ص 352؛ هیثمی، نورالدین، مجمع الزوائد، بیروت، دارالکتب العلمیه،‌ 1408 هـ، چاپ اول، ج 9، ص 132؛ قرشی دمشقی، ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق شمس الدین، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1419هـ، چاپ اول، ج 7، ص 184.
[13] .قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی.
[14] .صدوق؛ عیون اخبار الرضا (ع)، تحقیق اعلمی، بیروت، مؤسسة الاعلمی، 1404هـ، چاپ اول، ج 1، ص 68.
[15] . "ان مثل اهل بیتی فی أمتی مثل کسفینه نوح من رکبها نجا..." طبرسی، احمد بن علی؛ الاحتجاج، تحقیق محمدباقر خرسان، دارالنعمان، ج 1، ص 229؛ طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الاوسط، تحقیق حسینی، دارالحرمین، ج4، ص 10 و غیر آن.
[16] . "إنی تارک فیکم الثقلین؛ کتاب الله و عترتی..." مقید، محمد؛ الارشاد، تحقیق مؤسسة آل البیت، دارالمفید، ج 1، ص 233؛ طوسی، الامالی، ص 255؛ احمد بن حنبل، مسند ، بیروت، دارصادر، ج 3، ص 17؛ سرخسی، شمس الدین، المبسوط، تحقیق جمعی از افاضل، بیروت، دارالعمرفه،‌1406، ج 16، ص 69 و غیر آن.
[17] . عاملی،‌حر؛‌مسائل الشیعه،‌ج 1، ص 159، ج 14، ص 427-426 و 431؛ ج 18، ص 464- 461؛ طوسی، الاستبصار، تحقیق موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیة،‌1363ش، چاپ چهارم، ج 3، ص 183 و 184؛‌صدوق، ثواب الاعمال، قم، منشورات الرضی، 1368ش، چاپ دوم، ص 210 و 211 و غیر آن.

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

روایاتی که شما در تعریف ناصبی بیان فرمودید اصلا اشاره ای به تعریف ناصبی نداشت یعنی بیان نکرد که ناصبی چه کسی می باشد و دارای چه اعتقاداتی می باشد و یا اینکه چه کسانی مصداق نواصب هستند بلکه فقط و فقط اشاره به اوج سخافت و پستی ایشان نموده است .
در برخی روایات به معنای ناصبی اشاره شده است مانند روایت ابن ادریس در " مستطرفات السرائر " ص 583 از قول امام هادی علیه السلام ( از مسائل محمد بن علی بن عیسی ) بیان می کند که شرط نصب در این است که جبت و طاغوت ( اولی و دومی ) را بر امیرالمومنین علیه السلام تقدم دهد و امامت ایشان را قبول داشته باشد ... البته روایات دیگر در این باب نیز موجود است .
در میان علمای شیعه بوده اند کسانی که اهل خلاف را ناصبی می دانند ولی بحث بر روی پاک و نجس یودن اهل خلاف می باشد و لذا ناصبی در این حیطه همان معنای فقهی را پیدا می کند که جمهور اصولیون شیعه بر آن می باشند یعنی دشمنی و سب و لعن نمودن اهل بیت علیهم السلام که این نظرات در رسائل عملیه موجود است ولی در بحث اعتقاد ، مشخص است که اهل خلاف مصداق نواصب هستند .(( حتی برخی همانند مرحوم صاحب حدائق - که بر مسلک اخباری بوده اند - قائل به نجاست اهل خلاف بوده اند ))

در باب محبت نیز باید به روایات اهل بیت علیهم السلام مراجعه نمود : و لن یجتمع جبنا و حب عدونا فی قلب واحد " ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه " .... محبت اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان ( کسانی که تبری از ایشان لازمه داشتن ولایت می باشد - کذب من ادعی بولایتنا و لن یتبرا من عدونا ) در یک قلب جمع نمی شود ... آیا اهل خلاف راضی به تبری از اولی و دومی و اتباع ایشان هستند ؟؟!!

موفق باشید

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .