مشربه امّ ابراهيم يا مسکن دوم پيامبر خدا(ص) محمد صادق نجمي

كتابخانه تخصصي حج > اماكن و آثار اسلامي > مشربه امّ ابراهيم يا مسكن دوم پيامبر خدا9

ميقات حج
سال چهاردهم شماره پنجاه و چهارم زمستان 1384
مشربه امّ ابراهيم يا مسکن دوم پيامبر خدا(ص)
محمد صادق نجمي
از مکان هاي مهم زيارتي و از بقاع متبرکه در مدينه منوره، مشربه امّ ابراهيم است. پيشوايان و ائمه(عليهم السلام) به زيارت آن توصيه و تأکيد کرده اند و همه مسلمانان در گذشته و در طول تاريخ، اين مکان مقدس را با اهميت تلقّي کرده و مدينه شناسان در معرفي آن مطالبي نوشته اند.
ولي پس از تسلّط وهابيان بر حجاز، مشربه امّ ابراهيم نيز مانند حرم ائمه و ساير بقاع متبرّکه، منهدم گرديد و پيرامون آن را با بلوک هاي سيماني ديوار کشيده، درِ آهني گذاشتند تا مانع ورود زائران شوند و
امروزه آن را به گورستان تبديل کرده اند و ديگر اثري از مشربه و محلّ مسکن پيامبر(صلي الله عليه وآله) و مسجد آن ديده نمي شود و اين اثر مهم اسلامي، مانند آثار مذهبي فراوان ديگر در مکه و مدينه، به فراموشي سپرده شده و کمتر مسلماني است که از وجود اين اثر تاريخي ـ مذهبيِ مهم، آگاه شود
و شنيدن نام مشربه براي وي تازگي نداشته باشد.
اکنون در اين مقاله، تا آنجا که
فرصت اجازه مي دهد، مطالبي در
شناساندن و بيان اهميت و تاريخ مشربه امّ ابراهيم، که بخشي از تاريخ زندگي پيامبرخدا(صلي الله عليه وآله) نيز مي باشد، در اختيار خوانندگان عزيز قرار مي دهيم:
1 ـ مشربه در لغت 2 ـ مشربه چگونه به تملّک پيامبر(صلي الله عليه وآله) در آمد. 3 ـ مشربه در گفتار و توصيه ائمه(عليهم السلام) 4 ـ امّ ابراهيم کيست؟ 5 ـ ابراهيم دردانه رسول الله(صلي الله عليه وآله) 6 ـ انتقال ماريه به مشربه 7 ـ تبديل مشربه به مسجد و گورستان 8 ـ مشربه يا مقبره مادر حضرت رضا(عليه السلام)
________________________________________ 99 ________________________________________
* مشربه در لغت:
فيروز آبادي مي نويسد: مشربه (به فتح و ضم راء) به زمين نرمي گفته مي شود که هميشه سر سبز است.
و همچنين به معناي غرفه و محلّ مرتفع و به صفّه و سکّو نيز گفته مي شود.(1)
احمد عباسي، مدينه شناس معروف مي نويسد: مشربه به معناي غرفه است و به مناسبت وجود غرفه امّ ابراهيم در داخل نخلستان، به مجموع اين باغ مشربه گفته اند.(2)
سمهودي مي نويسد: مشربه، محلّ مرتفعي بوده در داخل باغ خرماي متعلق به پيامبر(صلي الله عليه وآله) و مي افزايد: اين معنا مي تواند مناسب ترين معنا در نامگذاري مشربه امّ ابراهيم، که غرفه آن، در نقطه مرتفع قرار داشت باشد.(3)
گفتني است، همانگونه که سمهودي گفته است، در اين نقطه که از صخره ها و تخته سنگ هاي طبيعي بهوجود آمده (و امروز هم مشهود است) چون از سطح نخلستان مرتفع و از جريان آب و نفوذ رطوبت در امن بود، غرفه و اتاقي و بعدها مسجدي بنا گرديد.

مشربه چيست؟
مشربه، در لغت به هر معنا آمده باشد، آنگونه که از گفتار سمهودي به دست مي آيد، مشربه امّ ابراهيم در ميان مردم به باغ خرمايي اطلاق شده که در خارج از شهر مدينه بوده و به رسول الله(صلي الله عليه وآله) تعلّق داشته است و در نقطه مرتفعي از اين باغ، غرفه اي بوده که پيامبر آن را براي زندگي کنيز خود ماريه قبطيه اختصاص داد و او را به اين محل منتقل کرد و ابراهيم، فرزند آن حضرت در همين محل از ماريه متولد شد و از دنيا رفت. ماريه، پس از رسول خدا نيز تا پايان عمرش در مشربه به زندگي اش ادامه داد و در همان غرفه از دنيا رفت.

موقعيت مشربه امّ ابراهيم
مشربه امّ ابراهيم در منطقه عوالي مدينه منوره و در شمال مسجد بني قريظه واقع شده که در گذشته به اين منطقه عاليه، نُسخ (بضم سين) گفته مي شد و محل زندگي قبيله بني الحارث ابن خزرج بود و ابو بکر هم در اين منطقه خانه اي داشت که يکي از همسرانش بنام حبيبه دختر خارجه در آن خانه زندگي مي کرد و ابوبکر در همين خانه بود که از رحلت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . القاموس المحيط ، ماده شرب .
2 . عمدة الاخبار في مدينة المختار، ص173
3 . وفاء الوفا، ج3، ص826
________________________________________ 100 ________________________________________
رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آگاه شد و خود را به سرعت به مدينه رسانيد.
مشربه امّ ابراهيم، پس از احداث بيمارستان الزهر و مستشفي الوطني در ميان اين دو بيمارستان قرار گرفت و فاصله آن با مستشفي الزهر ، در خيابان علي بن ابي طالب، حدود 500 متر مي باشد.
پيامبر(صلي الله عليه وآله) چگونه مالک اين نخلستان شد؟
اين باغ پيش تر از آنِ شخصي يهودي، به نام مخيريق بود و با وصيت او، به رسول الله(صلي الله عليه وآله)منتقل شد. اين واقعه و رخداد چنين بوده است مخيريق،(1) که از يهوديان بني نضير مدينه
و از عالمان و ثروتمندان آن ها بود، به هنگام جنگ اُحد، اقوام و عشيره خويش را جمع
کرد و به آنان گفت: اي يهوديان! شما مي دانيد که محمد همان پيامبري است که ما و پدرانمان در انتظار ظهورش به سر مي برديم و اکنون نصرت و ياري او برهمه واجب است. پس به پا خيزيد و از وي در مقابل دشمنانش دفاع کنيد. گفتند: امروز يوم سبت و شنبه است (که به عقيده آن ها در اين روز جنگ جايز نبود). مخيريق در پاسخ آنان گفت: واي بر شما! ديگر
سبتي نيست و دين يهود با آمدن پيامبر اسلام منسوخ گرديد. او وقتي ديد دعوت و
موعظه اش در هم کيشانش مؤثر واقع نمي شود، خود آماده جنگ با مشرکان مکه شد و به هنگام حرکت به اُحد اينگونه وصيت کرد که: اِن اُصِبتُ فما لي لمحمّد يصنع فيه ما شاء ;
اگر من در اين جنگ کشته شدم همه ثروتم از آنِ محمد است و هر گونه صلاح بداند تصرّف خواهد کرد. او سرانجام در جنگ اُحد به شهادت رسيد و پيامبر(صلي الله عليه وآله) پس از شهادتش فرمود: مُخَيرِيق
خَيرُ يَهُود .(2)
بدينگونه، املاک و باغ هاي مخيريق که هفت قطعه و از جمله مشربه امّ ابراهيم
بود، در اختيار رسول الله(صلي الله عليه وآله) قرار گرفت و آن حضرت اين باغ ها و نخلستان ها را، که در تاريخ به عنوان حوائط(3) سبعه معروف شده است(4) ، از سال سوم هجرت متصرّف گرديد و همين حوائط بود که پس از رحلت آن حضرت، همراه با فدک ـ که مورد ادعاي حضرت زهرا(عليها السلام) و مورد انکار خليفه اول بود ـ در اختيار دختر پيامبر(صلي الله عليه وآله) قرار گرفت. البته فدک به جهت اهميتي که داشت، بيش از حوائط هفتگانه مورد توجه بود و از آن، بيشتر سخن به ميان
آمده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بضم اول و فتح ثاني به صيغه تصغير.
2 . سهيلي، الروض الأُنُف، ج5 ، ص12 ; وفاء الوفا، ج3، ص988
3 . حوائط ، جمع حائط ، باغ خرما، مختار الصحاح.
4 . اين حوائط به ميثم، صائقه، حسني، برقه، عوّاف، کلاء و مشربة ناميده شده اند.
________________________________________ 101 ________________________________________
مشربه امّ ابراهيم در گفتار ائمه(عليهم السلام)
به طوري که پيش تر اشاره شد، ائمه هدي(عليهم السلام) به زيارت مشربه امّ ابراهيم بسيار اهتمام داشتند و آن را پس از مسجد قبا، مهم ترين مکان زيارتي و حتي مقدم بر زيارت شهداي اُحُد و قبر عموي پيامبر (حمزه سيد الشهدا) مي دانستند. و شيعيان خود را به اهميت اين جايگاه مقدّس متوجّه ساخته اند و ما در اين راستا به نقل چند روايت بسنده مي کنيم:
1 . معاوية بن عمّار مي گويد: امام صادق(عليه السلام) خطاب به من فرمود:

لاَ تَدَعْ إِتْيَانَ الْمَشَاهِدِ کُلِّهَا مَسْجِدِ قُبَاءَ فَإِنَّهُ الْمَسْجِدُ الَّذِي أُسِّسَ عَلَي التَّقْوَي مِنْ أَوَّلِ يَوْم وَ مَشْرَبَةِ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ وَ مَسْجِدِ الْفَضِيخِ وَ قُبُورِ الشُّهَدَاءِ وَ مَسْجِدِ الاَْحْزَابِ وَ هُوَ مَسْجِدُ الْفَتْحِ .(1)
رفتن به مشاهد مدينه را ترک مکن و آن ها عبارت اند از مسجد قبا، که اساس آن از نخستين روز بر تقوا بوده و مشربه امّ ابراهيم و...

2 . عقبة بن خالد گويد از امام صادق(عليه السلام) پرسيدم: ما مساجدي را که پيرامون مدينه هستند، زيارت مي کنيم، از کدامين مسجد آغاز کنيم بهتر است؟ فرمود:

اِبْدَأْ بِقُبَا فَصَلِّ فِيهِ وَأَکْثِرْ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَسْجِد صَلَّي فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله) فِي هَذِهِ الْعَرْصَةِ ثُمَّ ائْتِ مَشْرَبَةَ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَصَلِّ فِيهَا وَهِيَ مَسْکَنُ رَسُولِ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله)وَمُصَلاَّهُ .(2)
از مسجد قبا آغاز کن و در آن زياد نماز بخوان; زيرا آن نخستين مسجد در اين منطقه است که رسول خدا در آنجا نماز خواند. پس از آن، به مشربه امّ ابراهيم برو و در آنجا نماز بگزار; زيرا آنجا مسکن دوم پيامبر خدا و محل نماز او است.

3 . صفوان بن يَحْيي از امام صادق(عليه السلام) نقل مي کند که فرمود:

هَلْ أَتَيْتُمْ مَسْجِدَ قُبَا أَوْ مَسْجِدَ الْفَضِيخِ أَوْ مَشْرَبَةَ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ؟ فَقُلْتُ: نَعَمْ. فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ يَبْقَ مِنْ آثَارِ رَسُولِ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله) شَيْءٌ إِلاَّ وَ قَدْ غُيِّرَ غَيْرُ هَذَ .(3)
آيا به مسجد قبا يا مسجد فضيخ و يا مشربه امّ ابراهيم رفته ايد؟ عرض کردم: آري. فرمود: از آثار رسول الله چيزي نمانده جز اين که آن را تغيير داده اند، مگر اين ها.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الکافي، ج4، ص560 ، کتاب الحج باب اتيان المشاهد و قبور الشهدا.
2 . همان.
3 . وسائل الشيعه، ج14، ص355 ، باب استحباب إتيان المشاهد کلها.
________________________________________ 102 ________________________________________
امّ ابراهيم کيست؟
از اين روايات برداشت مي شود که ائمه(عليهم السلام) توصيه و تأکيد بر زيارت مشربه امّ ابراهيم داشتند و آن را به عنوان مسکن و مصلاّي پيامبر(صلي الله عليه وآله) شناسانده اند. از آنجاکه لازمه مسکن و مصلاّ بودن مشربه حضور ممتد و نوعي تردّد دائمي را ايجاب مي کند و با زندگي ماريه و جناب ابراهيم، فرزند پيامبر ارتباط و پيوند دارد، لازم است شرح حال اين مادر گرامي و فرزند گران قدرش، جناب ابراهيم را در اختيار خوانندگان ارجمند قرار دهيم تا مسکن و مصلا بودن مشربه، که امام صادق(عليه السلام) آن را عنوان کرده است، بيشتر و بهتر روشن شود.
رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در ذي قعده سال ششم هجرت، پس از مراجعت از حديبيّه، نامه هايي به برخي از سلاطين و سران کشورهاي مختلف فرستاد و آن ها را به توحيد خداوند و پذيرش اسلام فرا خواند; از جمله نامه اي بهوسيله يکي از اصحابش، به نام حاطب بن ابي بلتعه به مقوقس پادشاه اسکندريه فرستاد و در اين نامه او را به قبول اسلام دعوت فرمود.

مقوقس گرچه اسلام نپذيرفت، ليکن احترام و ادب کامل نسبت به نامه پيامبر خدا و پيک آن حضرت را مراعات کرد و هنگام دريافت نامه گفت: از اين پيام عطر خير و نيکي استشمام مي شود. آنگاه فرمان داد آن نامه در صندوقي از عاج حفظ شود و به همراه پاسخ اين نامه
________________________________________ 103 ________________________________________
هدايايي(1) براي رسول خدا(صلي الله عليه وآله) فرستاد و از جمله اين هدايا کنيزي بود به نام ماريه، دختر شمعون و کنيز ديگر به نام سيرين خواهر او.(2)
پس از ورود اين دو خواهر به شهر رسول الله (مدينه)، آنها را به بانويي به نام امّ سليم تحويل داد و در خانه او به ديدارشان رفت و آن ها را به اسلام دعوت کرد و هر دو خواهر، که از آگاهي بالايي نسبت به مذهب و عقيده خود برخوردار بودند، در همان خانه اسلام را پذيرفتند و در تاريخ، از بانوان با فضيلت و متعهّد صدر اسلام به حساب مي آيند. پيامبر(صلي الله عليه وآله)سيرين را به حسّان بن ثابت، شاعر خويش هديه کرد و حسان از وي داراي فرزندي به نام عبدالرحمان شد وماريه را براي خود نگهداشت و از وي داراي فرزندي به نام ابراهيم شد. بنابراين، زندگي ماريه با پيامبر(صلي الله عليه وآله) از اواخر سال ششم و يا اوايل سال هفتم تا رحلت آن بزرگوار به مدت تقريبي پنج سال ادامه داشت.
فوت ماريه: ابن کثير از واقدي نقل مي کند که ماريه در محرم سال پانزده هجرت، در دوران خلافت عمربن خطاب از دنيا رفت و عمر بر پيکر او نماز خواند و در بقيع، در کنار قبر فرزندش ابراهيم به خاک سپرده شد.(3)

محبت شديد پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) به ماريه
از آنجا که ماريه بزرگ شده در محيط اجتماعي اسکندريه، متمدن ترين کشور آن روز و تربيت يافته دربار مقوقس و داراي جمال ظاهري و کمال معنوي و اخلاقي بود و نسبت به رسول خدا ادب و احترام فوق العاده داشت و از يک کشور بيگانه آمده بود و مانند ميهمان در خدمت رسول خدا بود، لذا از آغاز ورود به مدينه، مهر و محبت رسول خدا را به سوي خود جلب کرد و از عطوفت و لطف خاص آن حضرت برخوردار شد; به طوري که موجب حساسيت و حسادت بعضي از همسران آن حضرت گرديد و اين در حالي بود که پيامبر(صلي الله عليه وآله) با هر يک از همسرانش داراي عادلانه ترين رفتار و نرم ترين مماشات بود و در تأمين حقوق و خواسته هاي هر يک از آنان کمال مراقبت را داشت تا کوچکترين رنجش و ناراحتي در آنان بهوجود نيايد، ولي به هر حال، اين محبت و احترام و اظهار علاقه از سوي پيامبر نسبت به ماريه در زندگي آن حضرت بي تأثير نبود و موجب مسائلي گرديد که به توضيح آن ها خواهيم پرداخت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . متن نامه پيامبر(صلي الله عليه وآله) و پاسخ آن از سوي مقوقس و معرفي هداياي او در مکاتيب الرسول، ج2، ص217 و 423 آمده است.
2 . البداية و النهايه، ج4، ص272 ; سيره حلبيه، ج3، ص282 ; تاريخ ذيني دحلان، ج3، ص71 ; تاريخ الخميس ج2، ص182
3 . البداية والنهايه، ج5 ، ص305
________________________________________ 104 ________________________________________
چرا ماريه به مشربه منتقل شد؟
پيش از آن که شرح حال ابراهيم، فرزند رسول الله(صلي الله عليه وآله) را مطرح کنيم، لازم است به اين پرسش پاسخ دهيم که پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) چرا و به چه انگيزه اي کنيز مورد علاقه خود، ماريه را از همسايگي بانوان و همسرانش جدا کرد و او را از زندگي در داخل مدينه و قرب جوار خويش و از کنار مسجدش محروم ساخت و در محلي دور از مسجد النبي و در خارج مدينه، در ميان نخلستان و محيط زندگي مردماني که داراي روحيه و فرهنگ اعراب باديه نشين بودند، جاي داد که اين نوع زندگي هم براي کنيز تازه وارد سخت بود و هم تحمّل اين دوري براي خودِ آن حضرت، با علاقه زيادي که نسبت به ماريه و پس از آن، نسبت به فرزندش ابراهيم داشت مشکل و ناگوار بود.

رفتن به مشاهد مدينه را ترک مکن و آن ها عبارت اند از مسجد قبا، که اساس آن از نخستين روز بر تقوا بوده و مشربه امّ ابراهيم و...
گذشته از اين که، اين اقدام پيامبر(صلي الله عليه وآله) مي توانست بهانه و دست آويزي براي منافقان باشد که پيوسته در صدد گرفتن ايراد و اشکال و نيز خدشه وارد کردن نسبت به شخصيت پيامبر اسلام بودند و راهي بود از سوي دشمنان براي ايجاد تزلزل در دل مسلمانان ضعيف الايمان.
پس به يقين، يک عامل قوي و انگيزه مهم در اين تصميم وجود داشت که موجب شد آن حضرت همه اين ناراحتي ها را بر خود هموار کند و کنيز مورد علاقه اش را به منطقه اي دور دست انتقال دهد.
شيوه زندگي رسول خدا با همسرانش
در پاسخ اين پرسش مي گوييم: بررسي آيات و احادث و تاريخ زندگي پيامبر خدا در چگونگي معاشرت و تعامل آن حضرت با همسرانش، بيانگر اين حقيقت است که آن حضرت هر گاه مي ديد همسرانش خواسته هايي از روي رقابت و حسادت دارند و يا احياناً، خواسته هاي سليقه اي و خارج از مقررات از شخص رسول خدا طلب مي کنند، آن بزرگوار در
اينگونه موارد به گونه اي تصميم مي گرفت و اقدام عملي مي کرد که هم موجب رفع اختلاف و
________________________________________ 105 ________________________________________
هم عامل جلب رضايت خاطر آنان مي گرديد و اين اقدام از سوي آن حضرت گاهي ايثار و مقدم داشتن خواسته هاي آنان نسبت به خواسته خود آن حضرت را به همراه داشت و در يک جمله رسول خدا براي جلب رضايت و آرامش خاطر همسرانش، گاهي از حق خويش اغماض و صرف نظر مي کرد و بدين گونه نارضايتي و اختلاف آنان را به سکونت دل و آرامش خاطر مبدّل مي ساخت.
براي روشن شدن اين بُعد از زندگي پيامبر(صلي الله عليه وآله) و به عنوان نمونه، يک مورد از عملکرد آن حضرت با همسرانش را نقل مي کنيم:
مي دانيم که رسول الله(صلي الله عليه وآله) دهه آخر ماه مبارک رمضان را اعتکاف مي کرد و با افراشتن چادري در مسجد و قطع ارتباط با همسرانش، به عبادت و تهجّد مشغول مي گرديد و بر اين عمل اهتمام زياد ميورزيد.
ولي طبق مضمون روايتي که در صحيح بخاري از عايشه نقل شده که آن حضرت در يک ماه رمضاني تصميم به انجام اعتکاف گرفت، عايشه از آن حضرت خواست که اجازه دهد او هم خيمه اي در کنار خيمه رسول الله به پاکند ومشغول عبادت و اعتکاف شود. پيامبرخدا درخواست عايشه را قبول کرد، چون چشم حفصه به خيمه عايشه افتاد، او هم از وي خواست تا رضايت رسول الله را براي برافراشتن خيمه بر وي جلب نمايد. رسول خدا بر او نيز اجازه داد. زينب بنت جحش چون اين دو خيمه را در کنار خيمه رسول خدا ديد، براي خود خيمه اي در کنار آن ها برافراشت. پيامبر پس از اقامه نماز که مي خواست داخل خيمه خود شود چشمش به اين خيمه ها افتاد، پرسيد: اين ها چيست؟ گفتند: اينها خيمه هاي سه تن از همسران شما مي باشد.
رسول خدا فرمود: لا اَلله أردن بهذا ما انا بمعتکف ;(1) آن ها براي خدا چنين کار را نکرده اند، من هم نمي خواهم معتکف شوم. آنگاه مسجد را ترک کرد و به خانه اش بازگشت و بر خلاف سال هاي گذشته، پس از عيد فطر ده روز از ماه شوال را به اعتکاف پرداخت.
به طوري که اشاره شد، پيامبر خدا با اهتمام ويژه اي که به اعتکاف دهه آخر ماه رمضان داشتند، چون رقابت و هم چشمي را در ميان بانوان خود ديد، با حالي شگفت زده پرسيد: آيااين کار واقعاً براي خدا انجام گرفته يا جنبه رقابتي دارد و لذا از حق خويش و انجام دادن عبادت مورد علاقه اش صرف نظر کرد و در عين حال، به گونه اي اقدام نمود که براي هيچ يک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيح بخاري، ج2، کتاب الاعتکاف، ح1940
________________________________________ 106 ________________________________________
از اين بانوان جاي گله و ناخوشنودي بهوجود نيامد.
و اکنون بر مي گرديم به پاسخ پرسش ياد شده، که چرا رسول خدا(صلي الله عليه وآله) ماريه دختر شمعون و کنيز مورد علاقه خود را به بيرون مدينه برد و مسکن او را به جاي داخل شهر، در ميان نخلستان قرار داد؟!
پاسخ اين پرسش اين است که در روزهاي اول ورود ماريه به مدينه که رسول خدا او را در منزل حارثة بن ابي نعمان،(1) که در همسايگي مسجد قرار داشت، سُکني داد بعضي از همسران آن حضرت نسبت به اين بانوي جوان و ميهمان تازه وارد، حسادت ورزيدند و تحمل اين بانو و تردّد مکرر رسول خدا به خانه او سخت مي نمود و با ظاهر شدن اثر حمل در وي اين حالت شديدتر و اين اظهار ناراحتي بيشتر گرديد و لذا پيامبرخدا(صلي الله عليه وآله) براي حفظ توازن در ميان همسران و ايجاد آرامش در داخل زندگيش مصلحت ديدند که ماريه را علي رغم علاقه فوق العاده اي که نسبت به وي داشتند، از همسايگي همسرانش جدا و به خارج شهر منتقل نمايند. از اين رو، ماريه در ميان بستان و نخلستاني که متعلق به پيامبر در ميان قبيله بني مازن در نزديکي مسجد قبا قرار داشت، سکني گزيد که اين محل بعدها به نام مشربه امّ ابراهيم معروف شد و پس از چند ماه، جناب ابراهيم در اين محل متولد گرديد.
مورّخان انتقال ماريه به مشربه را اين چنين نقل کرده اند:

و غار نساء رسول الله واشتدَ عَلَيْهِنَّ حين رزق منها الولد .(2)
همسران پيامبر نسبت به ماريه حسد ورزيدند و اين حسادت آنگاه شدت يافت که پيامبر از وي داراي فرزند شد.

و باز در طبقات مي گويد:

ان رسول الله حجب مارية و قد ثقلت علي نساء النبيّ(صلي الله عليه وآله) و غِرْنَ عليها ولا مثل عائشة .(3)
پيامبر خدا ماريه را از محيط زندگيش دور ساخت زيرا تحمل او براي همسران آن حضرت سخت بود و آنان نسبت به وي حسد ورزيدند اما نه مثل عايشه.

و باز در منابع تاريخ از عايشه نقل شده است که رسول خدا(صلي الله عليه وآله) روزي ابراهيم را در
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وفاء الوفا، ج3، ص826
2 . طبقات ابن سعد، ج1، ق1، ص68 ; البداية والنهايه، ج5، ص304 ; تاريخ يعقوبي، ج2، ص87 ; کامل ابن، اثير، ج2،ص 186
3 . طبقات ابن سعد، همان، ص86
________________________________________ 107 ________________________________________
آغوش گرفته بود و به من فرمود: عايشه ببين اين طفل چه قدر به من شبيه است! گفتم: هيچ شباهتي به تو ندارد. فرمود: مانند من، چه قدر سفيد و چاق است! گفتم: طفلي که شير گوسفند بخورد چاق و سفيد رنگ مي شود.(1)
اين ها نمونه هايي از برخورد بعضي از همسران پيامبر با ماريه و فرزندش ابراهيم و بيانگر حسادت آنان نسبت به اين مادر و فرزند مي باشد.
محبت پيامبر(صلي الله عليه وآله) نسبت به فرزندش ابراهيم در دوران زندگي و به هنگام وفاتش
جناب ابراهيم در ميان قبيله بني مازن، در مشربه متولّد شد و سلمي همسر ابو رافع مامايي او را به عهده گرفت. از اين رو، نخستين کسي که مژده ولادت او را به رسول خدا داد، ابو رافع بود و رسول خدا غلامي را به عنوان مژدگاني به او هديه داد. پيامبر خدا در روز هفتم ولادت ابراهيم گوسفندي عقيقه کرد و شخصي به نام ابو هند، موي سر آن طفل را تراشيد و پيامبر به وزن موهاي او، نقره صدقه داد و سپس موها در خاک دفن گرديد و در همين روز پيامبر(صلي الله عليه وآله) نام ابراهيم را بر وي نهاد و فرمود: جبرئيل بر من نازل گرديد و گفت: السَّلامُ عَلَيْکَ يا أَبا إِبْراهِيْم من هم نام جدّم ابراهيم را بر وي نهادم.(2)
پس از تولد ابراهيم، هريک از همسران انصار درخواست کردند که پيامبرخدا وظيفه پرستاري و شيردادن بر ابراهيم را به وي واگذارد، تا اين که سرانجام اين افتخار نصيب بانويي به نام امّ برده همسر ابو سيف شد که شغل آهنگري داشت و در همسايگي مشربه مي زيست. امّ برده ابراهيم را نزد ماريه در مشربه و به حضور رسول الله در مدينه مي برد و پس از ديدار آنان، به خانه خويش بر مي گرداند و گاهي نيز رسول خدا خود به ديدار ابراهيم و مادرش مي رفت.
انس بن مالک، خدمتگزار پيامبر مي گويد: من کسي را مهربان تر از رسول خدا نسبت به فرزند نديده ام. هنگامي که امّ برده ابراهيم را پرستاري مي کرد، رسول خدا گاهي آن فاصله دور تا خانه وي را مي پيمود و فرزندش را در آغوش مي گرفت و او را مي بوسيد و آنگاه به دايه اش تحويل مي داد.
روزي رسول خدا باز قصد خانه امّ برده را داشت که من نيز همراه آن حضرت بودم، چون به خانه ابو سيف رسيديم، ديدم خانه پر از دود است و من به سرعت و پيش از پيامبر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . طبقات، همان ; البداية والنهايه ج5 ، ص305 ; تاريخ يعقوبي، ج3، ص87
2 . طبقات، همان، ص87
________________________________________ 108 ________________________________________
وارد خانه شدم و او را از ورود رسول خدا آگاه ساختم و او هم بي درنگ دست از کار کشيد و کوره آهنگري را خاموش کرد تا دود فضاي خانه، آن حضرت را نيازارد ولي رسول خدا با همان وضع و بدون توجه به دود خانه وارد شد و فرزندش را به سينه چسبانيد.(1)
در مرگ ابراهيم
علاقه و محبّت پيامبر(صلي الله عليه وآله)نسبت به ابراهيم را مي توان به هنگام مرگ وي و در مراسم غسل و دفن او، به صورت واضح و آشکارا ديد و اين علاقه و عاطفه، يکي از دو عامل و انگيزه اي بود که آن حضرت را به مشربه مي کشاند و موجب حضور مکرّرش در اين نخلستان مي گرديد.
ابراهيم مريض شد و در روز سه شنبه، يازدهم ربيع الاول، سال دهم هجرت، در حالي که هجده ماه و به قولي شانزده ماه داشت، از دنيا رفت.

پيامبر خدا ماريه را از محيط زندگي اش دور ساخت; زيرا تحمل او براي همسران آن حضرت سخت بود و آنان نسبت به وي حسد ورزيدند اما نه مثل عايشه.
در منابع حديثي متعدّد نقل شده که در دقايق آخر عمر ابراهيم و آنگاه که او در حال نزع بود، پيامبر(صلي الله عليه وآله) در کنارش نشسته بود و در حالي که اشک از ديدگانش جاري بود، چنين فرمود:

تدمع العين ويحزن القلب و لا نقول الاّ ما يرضي به الرّب و إنّا بک لمحزونون .(2)
قلبم اندوهگين و چشمم گريان است و چيزي به جز رضاي حق نمي گويم، اي ابراهيم اکنون در فراق تو به شدت اندوهگينم.

و در حديث ديگري آمده است که:

ففاضت عينا رسول الله فقال سعد ما هذا؟ قال: انّها رحمة وضعها الله في قلب من يشاء و إنّما يرحم الله من عباده الرحماء .(3)
چون سعد اشک پيامبر را ديد، عرض کرد: اي پيامبر خدا، اين گريه چرا؟ حضرت فرمود: اين رحمت و عاطفه است و خداوند در دل کساني که مي خواهد قرار مي دهد. خداوند از ميان بندگانش بر کساني رحم مي کند که در دلشان رحم باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسد الغابه، ج1، ص49
2 . صحيح بخاري، ج1، کتاب الجنائز، ح1241 ; صحيح مسلم ج2، کتاب الفضائل، ح2315 ; سنن ابن ماجه، ج1، کتاب الجنائز، ح1589
3 . سنن ابن ماجه، کتاب الجنائز.
________________________________________ 109 ________________________________________
انتقال پيکر ابراهيم(عليه السلام) براي دفن
پس از مرگ ابراهيم، وقتي از پيامبر(صلي الله عليه وآله) پرسيدند: أين ندفنه ; پيکرش را در کجا دفن کنيم. فرمود: ألحقوه بسلفنا الصالح، عثمان بن مظعون و طبق اين دستور پيکر او به داخل مدينه حمل گرديد.(1)
ابن کثير مي گويد: آنگاه که ابراهيم از دنيا رفت، پيامبر(صلي الله عليه وآله)امير مؤمنان(عليه السلام)، را در مشربه نزد ماريه فرستاد و آن حضرت پيکر ابراهيم را در تابوتي در بالاي اسب به مدينه نزد رسول خدا منتقل نمود.(2)
غسل پيکر ابراهيم
مشهور آن است که مراسم غسل ابراهيم(عليه السلام) به وسيله فضل بن عباس انجام گرفت و رسول خدا و عمويش عباس در گوشه اي نشسته، بر اين مراسم نظاره مي کردند.(3)
گريه پيامبر(صلي الله عليه وآله) هنگام کفن کردن ابراهيم
ابن ماجه در سنن خود از انس بن مالک نقل مي کند که پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) هنگام کفن کردن جسد ابراهيم(عليه السلام) فرمود: بر کفنش نپيچيد تا براي آخرين بار او را ببينم، آنگاه بر روي پيکر ابراهيم خم شد و گريست. (4)
ابن کثير اين جمله را چنين نقل کرده است: فبکي حتّي اضطرب لحياه و جنباه ;(5) رسول الله آن چنان گريست که شانه ها و چانه اش از شدّت گريه تکان مي خورد.
نماز بر پيکر ابراهيم
ابن ماجه همچنين نقل مي کند که:
لمّا مات إبراهيم بن رسول الله(صلي الله عليه وآله) صلّي عليه رسول الله وقال: إنّ له مرضعاً في الجنة (6)
چون ابراهيم فرزند رسول خدا از دنيا رفت، خود پيامبر بر پيکر او نماز خواند و فرمود: در بهشت کسي است که به وي شير مي دهد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . ابن شبه، تاريخ المدينه، ج1، ص100 ; استيعاب، ج 3، ص85 ; اسد الغابه، ج3، ص387
2 . البداية والنهايه، ج5 ، ص311
3 . طبقات، ج1، ق1، ص92 ; اسد الغابه، ج1، ص40
4 . سنن ابن ماجه کتاب الجنائز، ح1475
5 . البداية والنهايه، ج5 ، ص310
6 . سنن ابن ماجه کتاب الجنائز باب ماجاء في الصلاة علي ان رسول الله(صلي الله عليه وآله) .
________________________________________ 110 ________________________________________
در سنن ابي داود هم آمده است: صلّي عليه في المقاعد ;(1) رسول خدا نماز او را در ميدان عمومي اقامه کرد.
چگونگي دفن ابراهيم
ابن کثير مي نويسد: هنگام دفن ابراهيم، امير مؤمنان داخل قبر شد و کف قبر را هموار و آماده ساخت، آنگاه او را دفن نمود; فدخل عليٌ في قبره حتّي سوّي عليه و دفنه .(2)
گريه پيامبر و مسلمانان در کنار قبر
ابن کثير به مراسم دفن جناب ابراهيم اشاره مي کند و مي گويد: در اين هنگام بود که:
بَکي رسول الله و بکي المسلمون حوله حتّي ارتفع الصوت ثمّ قال تدمع العين و يحزن القلب ولا نقول ما يغضب الربّ و انّا عليک يا ابراهيم لمحزونون (3)
رسول خدا گريست و مسلمانان در اثر گريه آن حضرت آن چنان گريستند که صدايشان به گريه بلند شد آنگاه آن حضرت فرمود...
پس از دفن
صاحب طبقات نقل مي کند که پيامبر دستور داد مشک آبي آوردند و به روي قبر ابراهيم ريخت و آنگاه فرمود قطعه سنگي آوردند و بر قبر او نصب کرد.(4)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن ابي داود، ج2، کتاب الجنائز.
2 . البداية والنهايه، ج 5 ، ص310
3 . همان.
4 . طبقات، ج1، ق1، ص91
________________________________________ 111 ________________________________________
________________________________________ 112 ________________________________________
نتيجه:
اين بود رفتار رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در مورد فرزندش ابراهيم و عاطفه و محبت آن حضرت نسبت به وي در حال حيات و پس از مرگش. همانگونه پيش تر اشاره شد، اين مهر و محبت و اين عاطفه و علاقه پيامبر به فرزندش، گذشته از علاقه آن حضرت نسبت به کنيز خود ماريه عامل مهمي بود در جذب رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مشربه امّ ابراهيم و بر حضور آن بزرگوار در اين مکان، در هر فرصت و فراغتي که مي يافت.
اين رفت و آمد به مدت پنج سال يعني از زمان انتقال ماريه به مشربه تا آخر عمر پيامبر ادامه داشت. اينجا است که امام صادق(عليه السلام) از مشربه امّ ابراهيم با تعبير مسکن و مصلاّي رسول خدا ياد مي کند و زيارت آن را، حتّي قبل از زيارت قبر عموي پيامبر، حضرت حمزه و ساير شهدا به يارانش توصيه مي نمايد.
اقامت يک ماهه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در مشربه
افزون بر آنچه در باره حضور رسول خدا در مشربه و در کنار جناب ابراهيم و مادرش گفته شد، آن حضرت در يک جريان و پيش آمدي خاص تصميم گرفت به مدت يک ماه از خانه خويش و از زندگي با همسرانش فاصله بگيرد و اين مدت را، طبق فرمان الهي و به عنوان تنبيه و مجازات آنان، در مشربه و در کنار ماريه سپري کند.
و اين جريان نيز، که موجب آزردگي خاطر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) گرديد، در اثر رقابت و حسادت بعضي از همسران آن حضرت بهوقوع پيوست که در ضمن پنج آيه اول از سوره مبارکه سوره تحريم مطرح شده است.
با توجه به ارتباط کامل اين جريان قرآني با تاريخ مشربه و سکونت يک ماهه پيامبر اسلام در اين مکان، ترجمه و توضيح اين آيات شريف را در اختيار خوانندگان عزيز قرار مي دهيم و اين بحث را با ذکر چند نکته به پايان مي بريم:
جريان از اينجا آغاز مي شود که در داخل خانه پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله)، مانند هر خانه ديگر، موضوعي ساده و عادي رخ مي دهد. زماني که حفصه در خانه پدرش بود و هم زمان ماريه براي ديدار پيامبر و يا براي اين که آن حضرت فرزندش ابراهيم را ببيند، مشربه را به قصد خانه
________________________________________ 113 ________________________________________
پيامبر ترک کرده و نزد آن حضرت به سر مي برده است. در اين هنگام پيامبر(صلي الله عليه وآله) با ماريه هم بستر مي شود و حفصه با مراجعت به منزل اثر غسل را در سر و صورت رسول خدا(صلي الله عليه وآله)مي بيند و از اين ماجرا به شدت برآشفته و با رسول خدا آنچنان به تندي رفتار مي کند و آن بزرگوار را آن چنان تحت فشار قرار مي دهد که رسول خدا، همانگونه که روش زندگي او ايجاب مي کرد، براي رفع ناراحتي وي به او وعده مي دهد که ديگر بار ماريه را نزد خود راه ندهد. آنگاه براي اطمينان خاطر حفصه و جلب رضايت وي، بر اين تصميم خود سوگند ياد مي کند و ضمن اين معاهده و تصميم به حفصه توصيه مي کند که اين موضوع يک تصميم سرّي و پنهاني است و نبايد در نزد کسي فاش شود; زيرا در صورت فاش شدن، ديگران خيال مي کنند که اين يک قانون الهي است و ناگزير مي شوند که از عملکرد رسول خدا پيروي نمايند و يا احياناً در صورت فاش شدن موجب رنجش خاطر ماريه مي شود و يا به علت هاي ديگر.
ولي علي رغم تأکيد پيامبر(صلي الله عليه وآله) بر سرّي بودن اين تصميم، حفصه آن را افشا کرد و بلافاصله عايشه را از تصميم و از سوگند آن حضرت آگاه ساخت و خداوند هم پيامبر را از اين افشاي راز حفصه آگاهانيد و چون رسول خدا او را به بخشي از سخناني که با عايشه در ميان گذاشته، مورد نکوهش قرار داد، او پرسيد: چه کسي تو را بر افشاگري من آگاه نمود؟ رسول خدا فرمود: خداوند دانا و آگاه مرا بر اين افشاگري خبر داد.
در اينجا بود که آيه به رسول خدا نازل گرديد که: چرا آنچه را که خداوند بر تو حلال کرده، به جهت جلب رضاي همسرانت خود را از آن محروم مي کني، اين خداوند است که بايد رضايتش جلب شود و با دادن کفاره مي تواني مشکل سوگند خود را هم برطرف سازي و از آنچه بر تو حلال است بهره مند شوي.
آنگاه آن دو بانو (حفصه و عايشه) را که موجب ايذاي پيامبر شده بودند، مخاطب ساخته، مي فرمايد:
شما هم اگر از اين که به سوي گناه ميل کرديد و موجب ايذاي پيامبر شديد، توبه کنيد، به نفع شما است و اگر باز هم در ايذاي او دست به دست هم بدهيد کاري از شما ساخته نيست; زيرا خداوند يار و پشتيبان او است و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح و فرشتگان بعد از آنان، پشتيبان اويند و اگر او شما را طلاق دهد اميد است به جاي شما همسراني بهتر از شما براي او قرار بدهد.
گرچه مطالب بالا خلاصه و مفهوم آيات سوره تحريم است ولي براي تيمن و تبرک و از
________________________________________ 114 ________________________________________
جهت اهميت موضوع، متن و ترجمه تحت اللفظي همان آيات را در اينجا مي آوريم:

} يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللهُ لَکَ تَبْتَغِي مَرْضَاةَ أَزْوَاجِکَ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ * قَدْ فَرَضَ اللهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِکُمْ وَاللهُ مَوْلاَکُمْ وَهُوَ الْعَلِيمُ الْحَکِيمُ{ .
اي پيامبر، چرا چيزي را که خدا بر تو حلال کرده، به خاطر رضايت همسرانت بر خود حرام مي کني و خداوند آمرزنده و رحيم است. خداوند راه گشودن سوگندهايتان را روشن ساخته و او مولاي شما و دانا و حکيم است.

} وَإِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلَي بَعْضِ أَزْوَاجِهِ حَدِيثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِهِ وَأَظْهَرَهُ اللهُ عَلَيْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْض فَلَمَّا نَبَّأَهَا بِهِ قَالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هَذَا قَالَ نَبَّأَنِي الْعَلِيمُ الْخَبِيرُ{ .
به خاطر بياوريد هنگامي را که پيامبر يکي از رازهاي خود را به بعضي از همسرانش گفت ولي هنگامي که وي آن را افشا کرد و خداوند پيامبرش را از آن آگاه ساخت، قسمتي از آن را براي او بازگو کرد و از قسمت ديگر خودداري نمود. همسر رسول خدا پرسيد چه کسي تو را از اين افشاي سرّ آگاه ساخت؟ فرمود: خداوند عالم و آگاه مرا با خبر ساخت.

} إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللهَ هُوَ مَوْلاَهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلاَئِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِيرٌ{ .
اگر شما دو تن (همسران پيامبر) از کار خود توبه کنيد، (به نفع شماست; زيرا) دل هايتان از حق منحرف گشته و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهيد (کاري از پيش نخواهيد برد; زيرا) خداوند ياور او است و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.

} عَسَي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجاً خَيْراً مِنْکُنَّ مُسْلِمَات مُؤْمِنَات قَانِتَات تَائِبَات عَابِدَات سَائِحَات ثَيِّبَات وَأَبْکَاراً{ .
اميد است که اگر او شما را طلاق دهد پروردگارش به جاي شما همسراني بهتر براي او قرار دهد. همسراني مسلمان، مؤمن، توبه کار، عابد، هجرت کننده، زناني غير باکره و باکره.
________________________________________ 115 ________________________________________
نکاتي در باره اين حادثه
اکنون به بيان چند نکته در باره اين ماجرا و توضيح اين آيات و تبيين آن حادثه مي پردازيم:
1 . مضمون بعضي از روايات ديگر، که به صورت يکي از دو احتمال، در تفاسير شيعه
و اهل سنت در وقوع اين حادثه نقل شده، چنين است: آنچه را که رسول خدا خود را از آن محروم ساخت و بر آن سوگند ياد کرد، حضور آن حضرت در حجره سوده يا زينب و استفاده کردن از عسلي بود که او مهيّا کرده بود و عايشه و حفصه با هم توطئه کردند تا رسول خدا ديگر در نزد سوده توقف طولاني نکند و از عسلي که او مهيّا ساخته ميل ننمايد. و قرارشان بر اين شد که هريک از آنان وقتي با پيامبر مواجه مي شود، بگويد، اي پيامبر خدا، از دهان تو بوي بدي استشمام مي شود; بويي که از استفاده کردن زنبوران عسل از گياهان بد بو، به وجود مي آمده است! و چون رسول خدا هميشه خود را معطر مي ساخت و از بوي بد گريزان
بود، اين تصميم را گرفت و سوگند ياد کرد که ديگر به نزد سوده نرود و از آن عسل استفاده
نکند و...
ولي گفتني است که عمل رسول خدا و حضور آن حضرت در کنار ماريه، اين وجه دوم را مردود مي داند زيرا لازمه وجه دوم اين بود که رسول خدا براي اجراي فرمان خداوند در شکستن سوگند خويش و تنبيه همسرانش مجدّداً به خانه سوده رفته و در نزد او توقف کند و از عسلي که او آماده کرده بود ميل نمايد. پس، حضور آن حضرت در کنار ماريه، آن هم به مدت يک ماه، شأن نزول را که ما نقل نموديم تأييد مي کند، گرچه بعضي از کتب تفسير مانند تفسير نمونه، وجه دوم را مرجّح دانسته اند.
2 ـ تأديه کفاره:
طبق مضمون و دستور آيه شريفه } قَدْ فَرَضَ اللهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَيْمَانِکُمْ{ بنابر نقل منابع تفسيري، رسول خدا براي برگشت از سوگند خويش و حضور در کنار ماريه، دستور داد غلامي خريداري کنند و آن را به عنوان کفاره يمين خود آزاد کرد.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير در المنثور و فخر رازي.
________________________________________ 116 ________________________________________
3 ـ شايعه طلاق
يکي ديگر از مسائلي که با انتقال رسول خدا به مشربه اتفاق افتاد و در ميان مسلمانان مدينه، بهويژه در ميان همسران آن حضرت و اقوام و عشيره آنان موجب اضطراب و نگراني گرديد، شايعه طلاق اين بانوان از سوي پيامبر بود; زيرا آن ها تصميم بي سابقه رسول خدا در جدايي و دوري از همسرانش را طلاق تلقّي نموده و همه عزّت و افتخار خويش را بر باد رفته تصور مي کردند و لذا حالت بهت توأم با ناراحتي در آنان بهوجود آمده بود و هر يک از همسران و صحابه پيامبر در اين مورد به گونه اي اظهار نظر مي کردند و واکنش نشان مي دادند که بعضي سکوت اختيار نموده و بعضي ديگر گريه سر مي دادند و... و اين شايعه با نزول آيه تهديد آميز } عَسَي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ{ تقويت مي گرديد و بر اضطراب ها و نگراني ها مي افزود.
4 ـ وقوع و عدم وقوع طلاق
در بعضي از روايات اهل سنت تصريح شده است که پيامبر خدا(صلي الله عليه وآله) در ابتدا حفصه را، که عامل اين رخداد بود، طلاق داد ليکن پس از آن رجوع کرد.(1) در متن يکي از روايات اهل سنّت آمده است: در آن موقعيت حساس که پيش آمده بود، عمر به حجره دخترش حفصه وارد شد و ديد که او گريه مي کند، از وي پرسيد: آيا درست است که رسول خدا شما را مطلّقه کرده؟ حفصه پاسخ داد: نمي دانم ولي به هر حال، آن حضرت خانه را ترک نموده و در مشربه به سر مي برد. اينجا بود که عمر او را مخاطب قرار داد و گفت: لو کان في آل الخطّاب خير ما طلّقک ; اگر در خانواده خطّاب خيري وجود داشت، پيامبر تو را طلاق نمي داد.
ولي در متن بعضي ديگر از اين احاديث، باز از عمربن خطاب آمده است که اين شايعه او را وادار کرد تا در مشربه به حضور پيامبرخدا برسد و وقوع و عدم وقوع طلاق را از خود آن حضرت استفسار نمايد و چون پيامبر وقوع طلاق را نفي کرد، عمر اين خبر را با خوشحالي به مدينه آورد و موجب خوشحالي در داخل شهر گرديد.
چون متن اين خبر که در صحيح بخاري(2) و ديگر منابع حديثي از عمر نقل شده طولاني است، خلاصه اي از آن را در اينجا مي آوريم:

عمربن خطاب مي گويد: وقتي به من خبر رسيد که امر عظيمي اتفاق افتاده و رسول خدا همسرانش را طلاق داده است، پيش خود گفتم اين حفصه بود که بدبخت شد و من
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير روح البيان، فخر رازي، بغوي وبيضاوي در ذيل آيه شريفه.
2 . کتاب النکاح، ح4895
________________________________________ 117 ________________________________________
وقوع آن را پيش بيني مي کردم; خابت حفصة وخَيرَت قد کنت أظنّ هذا يوشک
ان يکون ، آنگاه نزد حفصه رفتم و ديدم که او گريان است. پرسيدم: چرا گريه مي کني، آيا تو را از چنين پيشامدي نترسانده بودم، مگر پيامبر شما را مطلقه نموده؟ آنگاه وارد مسجد شدم، ديدم گروهي در کنار منبر نشسته اند و در موضوع طلاق با همديگر گفتگو مي کنند و از اين پيش آمد کاملا متأثرند; به طوري که بعضي از آنها گريه مي کردند. از شدّت ناراحتي تصميم گرفتم به مشربه رفته و چگونگي ماجرا را از رسول الله جويا شوم. به نگهبان مشربه که غلام سياهي بود، گفتم: از رسول خدا براي ورود من اجازه بگير. او نزد رسول خدا رفت و برگشت و گفت: پيام تو را به حضرت رساندم ولي او سکوت کرد و جوابي نداد. عمر مي گويد اين رفت و برگشت من به مشربه سه بار تکرار شد و در هر سه دفعه جواب من منفي بود. دفعه سوم که مأيوسانه برگشته بودم، غلام از پشت سر مرا صدا کرد و گفت: رسول خدا اجازه ورود داد. چون وارد مشربه شدم و به آن حضرت سلام کردم، در حالي که هنوز ننشسته بودم، پرسيدم: اي پيامبر خدا، آيا همسرانت را طلاق داده اي؟ آن حضرت نگاهي به من کرد و فرمود: نه. من از سر شوق تکبيري گفتم، سپس از آن حضرت براي نشستن و مأنوس شدن اجازه خواستم و گفتگو در ميان ما آغاز شد...

عمر بن خطاب در اين روايت علت کناره گيري پيامبر از همسرانش را توضيح مي دهد که انگيزه آن، افشاي سرّ رسول خدا، علي رغم تأکيد آن حضرت بر عدم افشاي آن از سوي حفصه بوده است و همچنين ياد آور مي شود که علّت مراجعت پيامبر به ميان همسرانش، در کمتر از يک ماه، به جهت بيست و نه روز بودن اين ماه بوده است.
دعوت به توبه
نکته مهم ديگر در آيه شريفه اين است که دو تن از همسران پيامبر به صورت تهديد و نکوهش مورد خطاب قرار گرفتند و به جهت اين که دل هايشان به سوي گناه و ايذاي رسول خدا ميل کرده، به توبه و بازگشت از اين لغزش دعوت شده اند; } إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا{ ، آنگاه به آنان توصيه شده است که اگر توبه نکنيد و باز در ايذاي پيامبر دست به دست هم دهيد، کاري از پيش نخواهيد برد; زيرا خداوند يار و پشتيبان او است; } وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللهَ هُوَ مَوْلاَهُ و...{ .
________________________________________ 118 ________________________________________
اين دو بانو، کدامين همسران پيامبر بودند؟
چون در اين آيه شريفه، با صراحت نامي از کسي نيامده، ممکن است براي بعضي از خوانندگان مورد ابهام و يا مورد سؤال واقع شود که اين دو بانو، کدام يک از همسران رسول خدا بوده اند که اين چنين مورد تهديد و نکوهش قرار گرفته اند و آيا ممکن است در ميان همسران آن حضرت، کساني باشند که کار خلافي انجام دهند که از طرف خداوند مورد ملامت قرار گيرند و نيازمند توبه باشند! حتّي اين عملکرد آنان به صورت وحي و تا قيامت در قرآن کريم و در هر شب و روز تلاوت شود و نقطه ضعف آن ها بر ملا گردد؟!
پر واضح است همانگونه که عامل اصلي حادثه، که در اين آيات آمده، دو تن از همسران پيامبر(صلي الله عليه وآله) ; يعني حفصه و عايشه بوده اند و مخاطب در اين آيه نيز، آن دو بانو مي باشند و تمام مفسّران و محدّثان اهل سنت و شيعه بر اين معني اتفاق نظر دارند و آن را از مسلّمات مي دانند و حتي احتمال وجود معنا و مصداق ديگر، از هيچ يک از علما مطرح نشده است.

براي وهابّيان قابل تحمّل نبود که هر سال زائران شيعي بر اساس توصيه امامان و پيشوايان خود، مشربه را زيارت کنند و حادثه انتقال ماريه به اين مکان و نقطه ضعف اخلاقي و رفتاري دو تن از همسران پيامبر را بازگو و آن حادثه تلخ زندگي رسول خدا و خاطره إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَ را تجديد نمايند

گفتني است اين مطلب در زمان نزول آيه شريفه و در حال حيات اين دو بانو، از حساسيت بيشتري برخوردار بوده و پرس و جو در باره آن، بيش از دوران هاي بعد انجام مي گرفته که با روي کار آمدن بني اميه و بر اساس سياست آنان و بعضي از حکومت هاي ديگر، در طول تاريخ طرح و معرفي مصداق آيه کم رنگ شده است; مثلا عبدالله بن عباس مي گويد: من مشتاق بودم از شخص عمربن خطاب درباره اين دو بانو که قرآن به آن ها فرموده است: } إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا{ سؤال کنم، تا اين که با او راهي سفر حج شديم. در ميان راه، او براي تطهير، خود را به کنار کشيد، من هم از قافله جدا شدم و آبي مهيا کردم. در
همان حال که آب را به دست او مي ريختم، به ياد سؤالي که در ذهنم بود افتادم و پرسيدم: آن دو زن، که آيه } إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ...{ خطاب به آنان نازل شده، کدامين همسران رسول خدا
________________________________________ 119 ________________________________________
بودند؟ عمر رو به من کرد و گفت: اي ابن عباس، من از تو در شگفتم، مگر نمي داني که آن دو، عايشه و حفصه بودند; قال واعجباً لک، يا ابن عباس، هما عائشة و حفصة .(1)
نکته ديگر و حساس تر از } إِنْ تَتُوبَا{ و } إِنْ تَظَاهَرَا{ آيه شريفه: } عَسَي رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ...{ است که خداوند در اين آيه، اين دو بانو را بدينگونه مورد تهديد قرار داده است که اگر پيامبر آن ها را طلاق دهد، خداوند براي پيامبرش همسران بهتري را جايگزين آنان خواهد کرد که داراي اين اوصاف هفتگانه مي باشند; مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده، غير باکره و باکره.
و در اينجا اين پرسش مطرح مي شود که طبق مفهوم اين آيه شريفه، اين دو بانو فاقد اين خصوصيات و اوصاف هفتگانه بودند. آيا واقعاً اين چنين بوده؟! يا احياناً اين کلمات و واژه ها داراي معنا و مفهومي عميق تر از آنچه از ظاهر آن ها مي فهميم مي باشند.
7 ـ نگهباني مشربه
آخرين نکته درباره مشربه امّ ابراهيم اين است که: هنگام انتقال ماريه به مشربه، با اين که اين نخلستان داراي در و ديوار و حائط بوده، ولي در عين حال رسول خدا غلام خود به نام رباح را به عنوان نگهبان اين محل تعيين نمود و او پيوسته مراقبت و پاسداري مشربه را به عهده داشت; به طوري که حتّي از ورود نزديکترين ياران رسول خدا بدون اجازه آن حضرت ممانعت مي نمود و اين موضوع در نکته چهارم اين بحث، در گفتار عمر آمده است که او براي ملاقات با رسول خدا سه بار به مشربه رفت ولي چون رسول خدا اجازه ملاقات نداد، اين غلام از ورود او ممانعت به عمل آورد.
بناي مسجد در مشربه امّ ابراهيم
از روايات چنين برداشت مي شود که تا زمان حيات امام صادق(عليه السلام) (148 ق.)، مشربه به همان وضع پيشين حفظ شده و تغييري در آن صورت نگرفته است. ازاين رو، در گفتار آن حضرت مشربه امّ ابراهيم عنوان شده است. ليکن پس از اين دوران، که تاريخ دقيق آن براي ما روشن نيست. محلّ غرفه و جاي زندگي ماريه و به تعبير امام ششم(عليه السلام) مسکن و مصلاّي پيامبرخدا(صلي الله عليه وآله)به مسجد تبديل شده که در ميان مردم و نويسندگان به تدريج، با نام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيح بخاري، کتاب النکاح، ح4895
________________________________________ 120 ________________________________________
مسجد مشربه معروف گرديده است.
نخستين کتاب موجود در مدينه شناسي، تاريخ المدينه ابن شبه (262 ـ 173 ق.) است که يکي از مساجد موجود در مدينه را مسجد مشربه معرفي مي کند.(1) پس از وي نيز تا سال هاي اخير، اکثر مدينه شناسان در شمار مساجد مدينه، از اين مسجد ياد نموده و گاهي مساحت آن را هم مشخص کرده اند. اکنون براي رعايت اختصار، به بعضي از آن ها اشاره مي کنيم، از جمله آنها است: ابن نجار (643ق.)،(2) سمهودي (م911ق.)،(3) عباسي (م1035ق.).(4)
سمهودي مي نويسد: مساحت اين مسجد، از جنوب تا شمال، يازده زرع و از مشرق تا مغرب، چهارده ذرع مي باشد. او نقل مي کند که اين مسجد هم مانند بعضي از مساجد در مناطق گرم سيري، داراي سقف نيست، بلکه به دور آن ديواري از سنگ سياه کشيده اند.(5)

6 × 12
؟؟؟؟ عکس صفحه 121

اين وضع در دوران سلاطين عثماني هم، که ظاهر آثار موجود در حرمين شريفين را حفظ مي کردند، ادامه داشته و در مسجد مشربه تغييري به وجود نيامده بود و لذا در ميان پيروان مکتب خلفا و در عرف مردم و در کتاب ها و تأليفاتشان اين مکان به عنوان مسجد مشربه معروف شده و اهميت خود را که به عنوان مسکن رسول خد داشت، از دست داده است و اگر احياناً از ميان آنان زائران و ديدار کنندگاني داشت، با نگاه يکي از مساجد قديمي مدينه بوده نه به عناوين و خصوصيات ديگر و بدين سان سياست حکام، که به فراموشي سپردن تاريخ اين مکان مقدس بود و حوادثي که موجب پيدايش آن گرديد، تأمين شده است; زيرا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تاريخ المدينه، ج1، ص69
2 . اخبار مدينة الرسول، ص116
3 . وفاء الوفا، ج3، ص826
4 . عمدة الأخبار، ص173
5 . وفاء الوفا، همان.
________________________________________ 121 ________________________________________
سياست پيروان و حکام مکتب خلفا اين بوده که درباره همسران پيامبر(صلي الله عليه وآله) نبايد کوچکترين نقطه ضعف و مطلبي که موجب کسر شأن آن ها است مطرح شود، بلکه تا آنجا که ممکن است، در ميان جامعه اسلامي فضايل و مناقب و مراتب معنوي و علوّ شأن آن ها ـ ولو جعلي و ساختگي هم باشد ـ مطرح و منعکس شود تا شخصيت آنان در انظار، هر چه بيشتر و بزرگتر جلوه کند و اشتباهات آن ها تحت الشعاع اين فضايل قرار گيرد.
تبديل مشربه به گورستان
پس از روي کار آمدن وهابيان، که سياست تخريب و انهدام آثار مذهبي و حرم ها; بهويژه آثاري که نمادي از شيعه و اهل بيت بود را در پيش گرفتند. مسجد مشربه نيز مانند ديگر آثار، تخريب و به گورستان تبديل گرديد. پيرامون اين مکان، با بلوک هاي سيماني ديوار کشي شد; زيرا براي وهابّيان قابل تحمّل نبود که هر سال زائران شيعي بر اساس توصيه امامان و پيشوايان خود، مشربه را زيارت کنند و حادثه انتقال ماريه به اين مکان و نقطه ضعف اخلاقي و رفتاري دو تن از همسران پيامبر را بازگو و آن حادثه تلخ زندگي رسول خدا و خاطره إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَ را تجديد نمايند و به ساختگي بودن بعضي از فضايل درباره آنان، که در طول تاريخ نقل گرديده و منابع حديثي اهل سنت مشحون از آنها است، پي ببرند و اين پرسش برايشان پيش آيد که اين حوادث کجا و اين فضايل کجا؟!
سيد احمد ياسين (م 1380 ق.) پس از شناساندن مسجد مشربه، مي نويسد:

امروز اين مکان با بلوک هاي سيماني ديوارکشي شده و داخل اين محيط و اطراف محلّ مسجد به گورستاني براي اين محله تبديل گرديده است. (1)

5/4 × 12
؟؟؟؟ عکس صفحه 208

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تاريخ معالم المدينة المنورة قديماً وحديثاً، ص122
________________________________________ 122 ________________________________________
از نويسندگان اخير، پس از احمد ياسين، محمد الياس عبد الغني (1419 ق.) پس از بيان تاريخ مسجد مشربه در قرنهاي گذشته، مي نويسد:

مناسب است بگوييم که در سال هاي اخير، بعضي از مردم، اين محل را به صورت گورستاني براي دفن اموات خود در آورده اند و مسؤولان حکومتي هم براي حفاظت گورستان و محل مسجد، اين مکان را ديوار کشي کرده اند! (1)
مشربه امّ ابراهيم يا مقبره مادر حضرت رضا(عليه السلام)
سپاس خداي را که در سال هاي اخير، بر زائران حرمين شريفين افزوده شده و مسلمانان براي حج تمتّع و انجام عمره مفرده، بيش از پيش به سرزمين وحي سفر مي کنند و در اين ميان، اين توفيق نصيب هموطنان عزيز ما گرديده است که ضمن سفر به آن ديار مقدس و انجام مناسک حج، از مشربه امّ ابراهيم به عنوان مقبره مادر حضرت رضا(عليه السلام) ديدار مي کنند و به زيارت اين مکان، در کنار ديگر مشاهد و مساجد مدينه منوره، مي شتابند. آنان طبق برنامه و اعلان قبلي، به صورت دسته جمعي و در پيشاپيش آنان روحاني گروه، به عقيده خويش، به ديدار قبر مادر حضرت رضا حرکت مي کنند و در پشت ديوار مشربه زيارتنامه و دعا مي خوانند.
نگارنده، در مراجعات و پژوهش هاي خود در مورد اين مطلب، به هيچ دليل تاريخي و روايي و هيچ قرينه و شاهدي دست نيافتم و نتوانستم دليل انتقال پيکر مادر حضرت رضا(عليه السلام) به اين مکان را ـ با وجود قبرستان بقيع، که به دستور رسول خدا احداث گرديد و از نظر قداست و احترام نخستين گورستان مسلمانان است ـ به دست آورم; قبرستاني که علاوه بر چهار امام بزرگوار، همه اقوام و عشيره پيامبر اسلام در آنجا آرميده اند، حتي پيکر ماريه، که تمام عمر خويش را در مشربه سپري کرده بود، به بقيع منتقل گرديد.
ممکن است افرادي با مشاهده وضع موجود در مشربه امّ ابراهيم، چنين تصوّر کنند که شايد اين گورستان پيشينه تاريخي داشته و در زمان فوت مادر حضرت رضا(عليه السلام) يکي از گورستان هاي اطراف مدينه بوده است و احتمالاً مادر حضرت رضا را به اينجا منتقل نموده اند. در صورتي که ملاحظه کرديد اين مکان مقدس پس از گذشت سيزده قرن و سير مراحل مختلف در نيم قرن اخير، به گورستان تبديل شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . المساجد الأثرية في المدينة المنوره، ص220
________________________________________ 123 ________________________________________
ماريه امّ ابراهيم يا نجيّه امّ ابراهيم؟!
آنچه در پيدايش و اشاعه مقبره مادر حضرت رضا(عليه السلام) به جاي مشربه امّ ابراهيم متصوّر است، اين است که ظاهراً بعضي از افراد کم اطلاع و نا آگاه پنداشته اند از آنجا که يکي از کنيه هاي حضرت موسي بن جعفر(عليهما السلام) به مناسبت نام يکي از فرزندانش ابو ابراهيم است، پس کنيه همسر آن حضرت هم امّ ابراهيم خواهد بود; يعني مادر ابراهيم و چون ابراهيم با حضرت رضا برادر بودند، پس امّ ابراهيم مادر حضرت هم مي باشد.
در حالي که اولا: مطالب تاريخي و حديثيِ گذشته، خيالي بودن اين پديده نوظهور را به اثبات مي رساند و ثانياً: فرزندان حضرت موسي بن جعفر(عليهما السلام) که تعداد آن ها را بيش از سي تن نوشته اند، اکثراً از کنيزان و امّ ولدهاي متعدد زاده شده اند.
در ميان آن ها نام مادر حضرت رضا(عليه السلام) نجمه خاتون، کنيه اش امّ البنين و لقب وي تُکتَم و اَروي و سمانه بوده ولي مادر جناب ابراهيم کنيزي بوده از آفريقا به نام نَجيّه که در تاريخ براي او کنيه و لقبي ذکر نشده است. بنابراين، اگر به فرض محال، مشربه مقبره امّ ابراهيم باشد، اين بانو مادر ناتني حضرت رضا است، نه مادر او!
چه فرقي ميان اين امّ ابراهيم و آن امّ ابراهيم
ممکن است برخي بر مقبره بودن مشربه اصرار ورزند و بدون توجه به حقايق موجود، که نقل کرديم، بگويند: چه فرق است ميان آن امّ ابراهيم يا اين امّ ابراهيم آن مشربه يا اين مقبره ؟! در پاسخ آن ها بايد گفت: تبديل کردن مشربه به مقبره، داراي سه مسؤوليت و اشکال مهمّ شرعي است; زيرا اولا: اين بينش و اين تحريف موجب مي شود که موضوعي خيالي جايگزين يک حقيقت مسلّم قرآني و حديثي و تاريخي شود و اين عمل دانسته يا ندانسته اغراء به جهل و يک جعل و کذب تاريخي است که در اختيار عده اي قرار مي گيرد و مسلماً در آينده، توسعه و گسترش يافته و مانند بعضي از موضوعات بي پايه و بدون تحقيق، به پاره اي از نوشته جات به عنوان مي گويند وارد گرديده و سند سازي خواهد شد.
ثانياً: اين تحريف موجب مي شود که توصيه و تأکيد امام صادق(عليه السلام) بر حضور در مشربه، به بوته فراموشي سپرده شود که فرمود: ثُمَّ ائْتِ مَشْرَبَةَ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ فَصَلِّ فِيهَا وَ هِيَ مَسْکَنُ
________________________________________ 124 ________________________________________
رَسُولِ اللَّهِ(صلي الله عليه وآله) وَ مُصَلاَّهُ .
همانگونه که امروز در برنامه ها و اعلان هاي زيارت اماکن مقدس، به جاي اجراي دستور امام ششم و دعوت زائران به حضور در مسکن و مصلاّي پيامبر(صلي الله عليه وآله) و تبيين و توضيح تاريخ اين مکان، به زيارت قبر مادر حضرت رضا(عليه السلام) فراخوانده مي شود و از تأکيد و توصيه امام ششم(عليه السلام)هيچ حرف و سخني به ميان نمي آيد.
ثالثاً: و مهمتر اين که اين تحريف نوعي هماهنگي با بني اميه و مخالفان اهل بيت و تأمين خواسته و سياست آن ها است; زيرا اگر آن ها خواسته اند با حذف فيزيکي مشربه، بخشي مهم و حسّاس از تاريخ زندگي رسول خدا و همچنين نقش و دخالت بعضي از همسران پيامبر اسلام در تحوّلات زندگي داخلي آن بزرگوار را محو نمايند و ديگر با ديدن مشربه، آيه } إِنْ تَتُوبَا إِلَي اللهِ...{ که بعضي از همسران آن حضرت را مورد خطاب قرار داده و آن ها را از گناه ايذاي رسول الله دعوت به توبه نموده است، تداعي نکند و آيه شريفه } وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ...{ به بوته فراموشي سپرده شود. تحريف مورد بحث از راه فرهنگي و با مطرح کردن موضوعي بي اساس و خيالي هدف اين مخالفين را تأمين نموده است ولذا امروز در ديدار مشربه، از اين مطالب هيچ حرف و سخن به ميان نمي آيد، گويا نه آيه اي در اين باره نازل شده و نه روايتي نقل گرديده و نه تاريخي از اين حوادث خبر داده است؟! آري تأمين هدف مخالفان اهل بيت، بهوسيله پيروان اهل بيت!
به يقين هيچ شيعي مؤمن و آگاه، حاضر به پذيرش چنين تحريف و تبعات آن نخواهد بود. بر اين اساس، بر متولّيان امر و روحانيون محترم حج و زيارت لازم است زائران عزيز را در اين مورد توجيه و آن ها را در جريان امر قرار دهند و در عمل از اشاعه اين فکر پيش گيري به عمل آورند. و الله وليّ التّوفيق .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .