علت عدم قبول خلافت توسط حضرت علی(ع) بعد از قتل عثمان

چرا امام علي عليه السلام بعد از كشته شدن عثمان، خلافت را ابتدا نميپذيرفتند؟ مگر شما شيعيان مدعي نيستيد كه خلافت حق مسلم ايشان بود پس چرا رد ميكردند و بعدها به اكراه پذيرفتند؟

این کار حضرت دلایل مختلفی داشته است :
اولا، براى رهبران الهى، حكومت هدف نيست بلكه وسيله ‏اى براى هدايت و احقاق حق مردم است. khelafat خلافت.jpeg
ابن عباس مى‏گويد: قبل از جنگ جمل، امام على (ع) را ديدم كه مشغول وصله زدن به كفش خود بود. حضرت به من گفت: ارزش اين كفش چقدر است؟گفتم: اين كفش كهنه ارزشى ندارد . حضرت فرمود: «و الله لهى أحب إلى من إمرتكم إلا أن اقيم حقا أو أدفع باطلا. » (نهج البلاغه، صبحى صالح، خطبه .33) به خدا سوگند، همين كفش بى ارزش، برايم از حكومت بر شما محبوبتر است، مگر اينكه با اين حكومت، حقى را به پا دارم و يا باطلى را دفع نمايم.
ثانياً ، عده اى از مردم كه در زمان عثمان به تصرف بى رويه بيت المال عادت كرده بودند، انتظار داشتند در زمان على عليه السلام نيز به همان منوال كار پيش برود، لذا روى اين جهات، على عليه السلام به مردم فرمود : اگر چنانچه منظور شما اين است كه حكومت من نيز به همان روش خلفاء گذشته باشد، و كتاب خدا وسنت پيامبر كنار گذاشته شود، من حاضر نيستم اين چنين حكومتى را بپذيرم.
همانگونه كه بعد از مرگ عمر در شوراى شش نفره، عبدالرحمن به على عليه السلام پيشنهاد كرد كه حكومت را به شرط عمل به سيره شيخين بپذيرد، ولى على عليه السلام قبول نكرد . (تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 162)
و در همان خطبه مورد نظر شما نيز حضرت على عليه السلام به همين قضيه اشاره كرده و مى فرمايد : « فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لَا تَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ وَ إِنَّ الْآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ الَْمحَجَّه قَدْ تَنَكَّرَتْ » . زيرا ما با حادثه اي روبرو هستيم كه آن را چهره ها و رنگهاست، حادثه اي كه دلها بر آن استوار، و عقلها بر آن پايدار نمي ماند، آفاق حقيقت را ابر سياه گرفته، و راه مستقيم دگرگون و نا شناخته شده است.
ثالثا، موضوع امامت با قضيه حكومت جداست، چون امامت يك منصب خداوندى است، ولى حكومت از شئونات إمامت است پس هر كسى را كه خداوند به اين مقام والا نصب كند، إمام است، چه مردم بخواهند و يا نخواهند .
پس منظور حضرت اين است كه اگر من حكومت را بپذيرم، تمام معيارهاى غلط گذشته را كنار خواهم گذاشت و افراد نالايق را از مسئوليتها بركنار خواهم زد و افراد لايق را كه كنار گذاشته شده اند بر مسئوليتها منصوب خواهم نمود : ولتساطنّ سوط القدر حتّى يعود أسفلكم أعلاكم وأعلاكم أسفلكم( خطبه 16 نهج البلاغه)، و تمام اموال عمومى كه بناحق تصرف شده به بيت المال خواهم گرداند : واللّه لو وجدته قد تزوّج به النساء وملك به الإماء لررددته،(خطبه 15 نهج البلاغه ).
خلاصه كلام اگر من مسئوليت بپذيرم حكومت را به همان روش زمان رسول اكرم بر خواهم گرداند : وإن بليتكم قد عادت كهيئتها يوم بعث اللّه نبيّكم والذي بعثه بالحق ( خطبه 16 نهج البلاغه) .
و قطعاً اين چنين كار براى شما سنگين خواهد بود، و شما تحمل اين چنين عدالتي را نداريد، وبه صلاح شما هم نيست.
آری امام على (ع) به يك سرى مشكلات توجه داشت. گر چه حكومت، حق مسلم آن حضرت بود، ولى با توجه به آن مشكلاتى كه در آن برهه زمانى رخ داد، در دست گرفتن زمان امور را به مصلحت نمى‏دانست. امام، به خوبى آگاه بود كه مردم مسلمان در زمان خلفا، بويژه در زمان عثمان از اسلام راستين فاصله گرفته‏اند. عثمان، پستها و منصبهاى حكومتى را بدون رعايت ضوابط اسلامى‏به عده‏اى سپرد و در تقسيم بيت المال هم شيوه غير عادلانه‏اى را برگزيد . حال اگر حاكم بعدى بخواهد مردم را به سنت پيامبر (ص) وا دارد، با مخالفتهاى مردمى روبرو مى‏شود. به همين جهت فرمود: اى مردم!مرا رها كنيد چونكه شما طاقت تحمل اجراى حق و عدالت مرا نداريد. بدانيد كه اگر با من بيعت كنيد، مجبور مى‏شويد كه براى تصفيه جامعه اسلامى، دوران سختى را تحمل نماييد.
در واقع اين سخن حضرت، مانند سخن طبيب و جراح ماهرى است كه به بيمارى مى‏گويد: به پزشك ديگرى مراجعه كن، چونكه برنامه درمانى من سخت و سنگين است و تو تحمل آن را ندارى. منظور اين پزشك اين نيست كه خود را شايسته نمى‏داند و يا ديگرى را شايسته‏تر ميداند، بلكه منظورش اين است كه از آغاز كار، طرف را براى برنامه سنگينى كه در پيش دارد، آماده كند .
رابعا، اگر امام (ع) در همان آغاز بيعت را مى‏پذيرفت، دشمنان و بويژه بنى اميه و طرفداران عثمان، او را متهم مى‏كردند كه در كشته شدن عثمان دست داشته است و مى‏گفتند كه على (ع) شورشيان را تحريك كرد تا عثمان كشته شود و خود مقام خلافت را تصاحب نمايد. امام على (ع) با مقاومتى كه از خود نشان داد، اين اتهام را از خود دور نمود. البته بنى اميه و برخى ديگر از دشمنان على (ع) كوشيدند تا به نحوى امام را متهم نمايند ليكن با اين مقاومت، تلاش آنان به نتيجه نرسيد.
خامسا، حضرت خواست كه از اين طريق، تعهد مردم را در برابر بيعت افزايش دهد. چونكه در اين زمان بحرانى، خليفه تنها در صورتى مى‏تواند زمام امور را در دست گيرد و با موفقيت به پيش ببرد و بر مشكلات فايق آيد كه مردم به طور گسترده از حكومت اطاعت كنند. به همين جهت حضرت در جريان بيعت فرمود: «و اعلموا إنى إن أجبتكم ركبت بكم ما أعلم و لم اصغ إلى قول القائل و عتب العاتب.» (نهج البلاغه، خطبه 92) آگاه باشيد كه اگر دعوت شما را بپذيرم، طبق آنچه كه خود مى‏دانم با شما رفتار مى‏كنم و به سخن اين و آن و سرزنش كنندگان گوش نخواهم داد.

گردآوری و پاسخ:
سید محمد مهدی حسین پور
مدیر گروه سایت وهابیت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
16 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .