علت عدم استجابت دعا باوجود توسل به ائمه(ع)

سلام.من جوان معتقدي هستم ولي مدتي هست كه افكار وهابي ها خيلي ذهنم رو مشغول كرده . قصه اينه كه من يه مشكل مهمي برام پيش اومد وبارها و بارها از تهران به مشهد رفتم واز حضرت رضا (ع) عاجزانه وملتمسانه و با تمام وجودم درخواست حاجت كردم ولي نشد كه نشد.واين درحالي بود كه از بچه گي شنيده بودم اين خاندان ، خاندان كرم هستن ودست رد به سينه گداي خونشون و محتاج نمي زنن ولي من هزارها كيلومتر بارها رفتم دم خونشون واومدم ولي مشكلم حل نشد مدتهاست به اين فكرم كه واقعا اين ائمه بقول وهابي ها مث بقيه مردم ازين دنيا رفتن و در نفع وضرر خودشون و مردم تاثير گذار نيستن(من سابقا كتب در رد وهابيت زياد مطالعه كردم وبا تفكراتشون اشنايي دارم.).اگه غلط فكر ميكنم شما درستش كنيد وبگيد اين خاندان كرمتون چرا جواب من كه هزارها كيلومتر طي ميكردم و مهمونش بودم را نداد واگه درست فك ميكنم كه هيچ.

در پاسخ به این سوال به نکات ذیل دقت بفرمایید:
اولا ائمه اطهار و معصومین علیهم السلام واسطه درگاه الهی و استجابت دعا هستند و به فرموده خودشان اگر خداوند صلاح بداند وساطت آنان را قبول نموده و حاجت بنده مومن رابرآورده می نماید. البته شکی نیست که این بزرگواران بهترین واسطه در درگاه الهی هستند.
ثانیا توسّل به امامان معصوم(ع) و دعا و درخواست از درگاه خداوند به معناى آن نيست كه هر خواسته اى با دعا و توسّل برآورده گردد؛ بلكه دعا و توسّل نيز امرى قانون مند است و شرايط و موانعى دارد؛ از جمله:
1. بايد با كمال اعتقاد و اخلاص در نيت صورت بگيرد؛ چرا كه عطاياى الهى به اندازه نيّت خالصانه، سرازير مى شود. حضرت على(ع) مى فرمايد: «ان العطيّة على قدر النيّة»؛ «بخشش الهى به اندازه [ اخلاص در ]نيّت است». (نهج البلاغه، نامه 31.)
2. خواسته و حاجت انسان، بايد معقول و مشروع باشد.
3. دعا و توسّل بايد در كنار به كارگيرى اسباب و عوامل طبيعى داراى نقش در برآمدن حاجت باشد.
4. از شرايط بسيار مهم و مؤثر در استجابت دعا و توسّل، ايمان و عمل صالح است. طبيعى است، كسى كه پيمان خويش را در برابر خداوند شكسته است؛ نبايد انتظار داشته باشد هر خواسته اى را به سرعت اجابت يافته ببيند.
5. گاهى زمان مناسب براى تحقق مطلوب و خواسته شخص، فرا نرسيده است. در چنين حالتى با طول كشيدن زمان اجابت، در شخص حالت انابه و تضرع به درگاه الهى ايجاد مى شود و رابطه معنوى و عاطفى اش با امامان(ع) طول مى كشد و در نتيجه ارتباط او با خدا محكم تر مى شود.
در حقيقت، خود توفيق بر دعا و توسّل، اوج عبوديت و بندگى و نشانه لطف و عنايت حضرت حق به انسان است و الطاف و رحمت هاى بزرگ ترى را به دنبال دارد.
6. گاهى برآورده شدن حاجت شخص، به مصلحت و نفع وى نيست و صلاح او در عدم استجابت آن است: «عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ (بقره (2)، آيه 216). «بسا چيزى را خوش نمى داريد و حال آنكه براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى داريد و آن براى شما بد است؛ خدا مى داند و شما نمى دانيد»
در چنين حالتى به ظاهر حاجت شخص برآورده نمى شود؛ امّا اين به نفع و صلاح او است و در واقع دعاى او -كه درخواست خير و مصلحت خود است- به گونه اى پنهان و ناآشكار برآورده مى شود.
در هر صورت خداوند، به جهت دعا و توسّل انسان، اجر عظيمى به او عطا مى كند و وى از نعمت ارتباط و تقرب به خدا و امامان(ع) بهره مند مى شود.
به هر حال انسان نبايد از دعا و توسّل به ائمه اطهار علیهم السلام مأيوس گردد؛ زيرا هيچ گاه باب رحمت الهى به سوى كسى بسته نيست. چه حاجت برآورده شود و چه بنابر مصلحت شخص، در ظاهر برآورده نشود؛ چرا كه اين گونه بر نيامدن حاجت، در واقع برآمدنى پنهانى است. از طرفى خود دعا و توسلِ انسان، لبيك و اجابت الهى است.
ثالثا چون افکار و شبهات وهابیت ذهن شما را مشغول کرده خوب است حقیقت توسل بیان شود تا شما از این تفکرات مخرب رهایی یابید:
توسّل كه در لغت به معناى مدد جستن از وسيله براى نيل به مقصود است مسئله ي است كه در فطرت هر بشري بلكه هر موجود زنده اي نهادينه و گذاشته شده حتي حيوانات (مثل داستان ضمانت امام رضا (ع) از آهوي بيابان كه شهره ي خاص وعام هست) منتها بعضي ها از فطرت خود بي خبراند و پا روي فطرت خود گذاشته اند و چنين مسائلي( انكار مساله توسل) را مطرح مي كنند و الا با اندك توجهي خواهند دانست كه توسل يعني حيات و زندگاني، و كسي كه توسل ندارد يعني اينكه حيات و زندگي ندارد و انكار توسل يعني انكار يك امر و موضوع فطري وحياتي، چون هر انسان و موجودي هدفي را دنبال مي كند و در فكر رسيدن و نيل به آن هدف و مقصد است و رسيدن به هدف و مقصد بدون وسيله و ابزار امكان ندارد، روي اين اصل است كه در روايات اين گونه بيان شده است: «أبي الله أن يجري الأمور إلا بأسبابها فجعل لكل شئ سبباً؛ خداوند متعال امتناع دارد از اين‌كه امور را جز از راه اسباب آن فراهم آورد» )امام صادق (عليه السلام ) مجمع البحرين) حال فرقي ندارد آن هدف ، وسيله، مادي باشد يا معنوي ، چون هدف، علل و اسباب و امور را به ابعاد مادي نبايد منحصر كرد و به اين لحاظ يكي از چيزهايي كه مي تواند وسيله قرار بگيرد و انسان را در نيل و رسيدن به هدف كمك كند وجهه و مقام وآبروي شخص آبرومند است. و چه كساني آبرومند تر از ائمه (ع) و اولاد طاهرينشان هستند تا اينكه انسان از آنها كمك بگيرد و آنها را واسطه به پيشگاه خدا قرار بدهد، پس مسئله توسل علاوه براين كه يك امرفطري وعقلي است، از توسل به اهلبيت پيامبر (ص) و اولاد طاهرينش و بزرگان دين، آثار و بركات زيادي ديده و مشاهده شده است كه بهترين و بالاترين دليل براي اثبات توسل است.
در قرآن كريم نيز خداوند در آيهء 35 سورهء مباركهء مائده، مؤمنان را به تقوا و گرفتن وسيلهء نجات و جهاد در راه خدا سفارش كرده است.)
از روايات متعددي كه از طرق شيعه و اهل تسنّن در دست داريم ، به خوبي استفاده مي شود كه توسل به آن معنا كه در بالا گفتيم از پيامبران و امامان و افراد صالح هيچ گونه اشكالي ندارد، بلكه كار خوبي محسوب مي شود.
بنابراين توسل جستن از روح بلند پيامبران و امامان و امامزادگان و صالحان مانعي ندارد.
توسل صحابه به پيامبر اكرم بعد از وفات ايشان
در زمان عمر بن الخطاب قحطي آمد ، بلال بن حارث آمد كنار قبر پيامبر عرضه داشت :امت تو نابود شدند ، از خداي عالم باران رحمت طلب كن .بعد پيامبر به خوابش آمد و گفت برو پيش عمر و سلام مرا به او برسان و به او خبر بده كه باران رحمت نازل خواهد و به او بگو كه نسبت به مردم بذل و بخششت بيشتر باشد . اين شخص آمد خدمت عمر . عمر خيلي گريه كرد كه ما قابل اين سلام نبوديم . و گفت : هيچ خدمتي را نسبت به مسلمانان كه از دستم بر بيايد كوتاهي نخواهم كرد .
ابن حجر عسقلاني‌ از استوانه هاي علم رجال اهل سنت در آخر مي گويد : سند اين حديث صحيح است .)فتح الباري ، ج2 ، ص412)
در قرآن كريم مي خوانيم: هنگامى كه يوسف صديق، خود را به برادران خويش معرفى كرد و آنان را مورد بخشودگى قرار داد، فرمود:
«إذهبوا بقميصى هذا فألقوه على وجه أبى يأت بصيراً» (يوسف: 93)
اين پيراهن مرا با خود ببرند و بر صورت پدرم (يعقوب) افكنيد تا ديدگانش بينا گردد.
سپس مى فرمايد:
« أن جاء البشير ألقاه على وجهه فارتدّ بصيراً» (يوسف: 96.)
آنگاه كه مژده دهنده، آن پيراهن را بر رخسار او افكند، بينايى وى بازگشت.
اين سخن گوياى قرآن، گواه روشنى بر تبرك جستن پيامبر خدا (يعقوب) به پيراهن پيامبرى ديگر (حضرت يوسف) مى باشد، بلكه بيانگر آن است كه پيراهن ياد شده، موجب بازگشت بينايى حضرت يعقوب گرديد.
آيا مى توان گفت رفتار اين دو پيامبر گرامى ، از چارچوب توحيد و پرستش خدا خارج بوده است؟!
2- شكى نيست كه پيامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مى نمود و يا مى بوسيد.
بخارى در صحيح خود مى گويد: مردى از عبدالله بن عمر درباره استلام حجر سؤال كرد و او در پاسخ گفت: «رأيت رسول الله (صلى الله عليه وآله) يستلمه و يقبّله». (صحيح بخاري ، جزء2، كتاب الحج، باب تقبيل الحجر، صفحه 152-151، ط مصر.)
پيامبر را مشاهده كردم كه حجرالاسود را استلام مى نمود و مى بوسيد. در صورتى كه اگر لمس كردن و يا بوسيدن سنگى ، شرك به خدا بود، هرگز پيامبر (كه مناداى توحيد است) به چنين كارى مبادرت نمى ورزيدند.
3- در كتب صحاح و مسانيد و در ميان كتاب هاى تاريخ و سنن، روايات انبوهى در مورد تبرك جستن صحابه پيامبر به آثار آن حضرت؛ مانند: لباس، آب وضو، ظرف آب و ... به چشم مى خورد كه با مراجعه به آنها، كوچكترين ترديدي در مشروعيّت و پسنديده بودن آن باقى نمى ماند.
گرچه شمارش همه روايات در اين زمينه، در اين نوشتار نمى گنجد، ولي به عنوان مثال، برخى از آنها را در اينجا يادآور مى شويم:
الف: بخارى در صحيح خود، در ضمن روايتى طولانى كه شرح برخى از ويژگى هاى پيامبر و ياران او را در بردارد، چنين مى گويد:
«واذا توضّأ كادوا يقتتلون على وضوئه».
هرگاه پيامبر وضو مى گرفت، نزديك بود مسلمانان، (بر سر بدست آوردن آب وضوى آن حضرت) با هم بجنگند). صحيح بخاري ، ج3، باب ما يجوز من الشروط في الاسلام، باب الشروط في الجهاد والمصالحه، ص195.)
ب: ابن حجر مى گويد: ان النّبيّ صلى الله عيه وآله وسلم كان يؤتى بالصّبيان فيبرك عليهم.( الاصابه، ج1، خطبه كتاب، ص7، ط مصر. )كودكان را نزد پيامبر مى آوردند و آن حضرت به منظور تبرك آنان، دعا مى كرد.
ج: محمد طاهرمكّى مى گويد:«از ام ثابت روايت شده كه گفت: رسول خدا بر من وارد شد و از دهانه مشكى كه آويزان بود، ايستاده آب نوشيد و من برخاستم و دهانه مشك را بريدم»
سپس مى افزايد: «اين حديث را ترمذى روايت كرده و مى گويد: حديث صحيح و حسن است و شارح اين حديث دركتاب الرياض الصالحين مى گويد: ام ثابت، دهانه مشك را بريد تا جاى دهان پيامبر را نگهدارى كند و به آن تبرك جويد و همچنين صحابه مى كوشيدند تا از جايى كه رسول خدا از آن آب نوشيده بود، آب بنوشند.( ترك الصحابه، (محمد طاهر مكّي )، فصل اول، ص29، ترجمه انصاري)
و همچنين آيات بسياري در قرآن كريم وجود دارد كه در خواست از غير خداوند را مشروع نمي‌داند ؛ از جمله :
يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ . يوسف / 97 .
گفتند: «اى پدر ! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم »
در اين آيه خداوند داستان برادران حضرت يوسف عليه السلام را يادآوري مي‌كند كه آن‌ها بعد از پيشيماني از كردارشان به پيش حضرت يعقوب عليه السلام آمدند و از او كه پيامبر خدا بود درخواست كردند كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش كند . حضرت يعقوب هم نگفت كه چرا خودتان مستقيماً سراغ خداوند نمي‌رويد و به من متوسل شده‌ايد ؛ بلكه به آن‌ها وعده داد كه از خداوند براي آن‌ها طلب بخشش خواهد كرد :
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ . يوسف / 98 .
گفت : « به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم ، كه او همانا آمرزنده مهربان است»
همچنين خداوند در آيه 64 سوره نساء خطاب به پيامبرش مي‌فرمايد :
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا .
و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند ، پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [ نيز ] براى آنان طلب آمرزش مى كرد ، قطعاً خدا را توبه پذيرِ مهربان مى يافتند .
اين آيه نشان مي‌دهد كه بايد براي طلب بخشش از خداوند واسطه و وسيله آبروداري را پيدا كرد تا خداوند به خاطر او حاجات انسان را برآورده سازد .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .