عايشه چگونه شخصیت داشته است و..؟

سؤال کننده گرامی :
قضاوت درباره عايشه ، از مسايلي است كه شيعه و اهل سنت در آن اختلاف نظردارند .بنابراين به نظر مي رسد قرآن كريم ( كه مورد اتفاق فريقين است ) واحاديث قطعي و متواتر ( كه حجيت آنها قابل انكار نيست ) بهترين راه براي بررسي چنين مساله اي باشد .براي رسيدن به نتيجه مطلوب ، بايد به سه سوال پاسخ دهيم: 1- آيا تنها همسر پيامبر بودن ، مي تواند دليل شرافت وفضيلت يك زن باشد، يا اين كه ممكن است زني همسر پيامبر باشد و در عين حال معصيت كار باشد؟! 2- آيا در بين زنان پيامبر اكرم (ص)، زن معصيت كار بوده است ، يا اين كه همه زنان پيامبر ( ص ) شايسته و نيكوكار بوده اند؟ 3- به فرض اين كه بعضي از زنان پيامبر ( ص ) مذموم بوده باشند، آيا عايشه از آن دسته بوده است يا نه؟
الف ) قرآن كريم مي فرمايد : ( ( يا نساء النبي لستن كاحد من النسا ان اتقيتن؛اي زنان پيامبر! شما مانند سايرزنان نيستيد ( يعني برتريد ) اگر تقواي الهي پيشه كنيد ) ) ، (احزاب ، آيه 33) و نيز مي فرمايد : (( يا نسا النبي من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين و كان ذلك علي الله يسيرا و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتين و اعتدنا لها رزقا كريما؛ اي زنان پيامبر! هر كدام از شما كارزشتي مرتكب شود، عذاب او دو برابر خواهد بود و آن بر خدا آسان است وهر كدام از شما اطاعت خدا و رسولش را به جا آورد، دو برابر اجرش مي دهيم و روزي كريمانه اي برايش مهيا مي كنيم ) ) ،(احزاب ، آيه 31). خداوند سبحان در اين دو آيه شريفه ، آشكارا بيان مي دارد كه ملاك شرافت وفضيلت در زنان پيامبر ( ص ) ، تقواي الهي است نه همسري آن حضرت ؛ گرچه بيان مي دارد كه اين موقعيت ( همسري پيامبر ) موقعيت خطيري است كه اگر از این موقعیت خوب استفاده شود، سود دو چندان در پي دارد و اگر سواستفاده شود به همان ميزان ، زيان دو برابر به همراه دارد .تاييد اين مطلب كه صرف همسري پيامبر ( ص ) نمي تواند ملاك شرافت و فضيلت باشد، اين است كه در ميان زنان پيامبران گذشته نيز، زناني بوده اند كه دچار خشم وغضب الهي شده اند : در آيه 10 سوره ( ( تحريم ) ) خداوند متعال ، همسران نوح و لوط را به شدت مذمت نموده و مي فرمايد : ( ( اين دو زن همسر دو تن ازبندگان صالح من بودند و به همسرشان ( نوح و لوط ( ( ع ) ) ) خيانت كردند، وهمسر پيامبر بودنشان نتوانست آن دو را از عذاب قهر الهي حفظ كند و به آن دو گفته شد، همراه اهل آتش داخل آتش شويد ) ) . نتيجه اين كه امكان دارد كه زني همسر پيامبر باشد؛ ولي معصيت كار بوده و اهل آتش باشد.
ب) اما سؤال دوم اين بود كه آيا در ميان زنان پيامبر گرامي اسلام ( ص ) نيز زن ناشايسته و مذموم بوده است يا نه ؟ در قرآن كريم - و به تبع در احاديث معتبر- از دو تن از زنان پيامبر ( ص ) مذمت شده است : در آيه 3 تا 5 سوره ( ( تحريم ) ) حال دو تن از همسران پيامبر ( ص ) بيان شده است . خلاصه اين كه آن دو زن سر پيامبر ( ص ) را افشا مي كردند و خداوند متعال پيامبر ( ص ) را از گناه آن دو زن آگاه ساخت و نسبت به آنان فرمود : ( ( اگر شما دو زن توبه كنيد بسيار به جاست چرا كه دل هاي شما از حق برگشته است و اگر در مخالفت پيامبر ( ص ) همديگر را ياري كنيد، پس بدانيد كه خداوند ياور و نگهبان او است و جبرييل و مومنان صالح و فرشتگان همه پشتيبان او هستند واميداست كه اگر پيامبر ( ص ) شما را طلاق دهد، خداوند به عوض شما، زنان بهتري به پيامبر ( ص ) بدهد كه مسلمان و مومن و مطيع باشند ) ) . حاصل اين آيات شريفه اين است كه يقينا بعضي از زنان پيامبر ( ص ) ، معصيت كار بوده و گاه به پيامبر ( ص ) ضربه مي زدند .مخفي نماند كه بيشتر مفسران شيعه واهل سنت اين آيات را مربوط به عايشه ( دختر ابوبكر ) و حفصه ( دختر عمر ) مي دانند .كه هر دو همسر پيامبر ( ص ) بوده اند.
ج) با نگاهي كوتاه به زندگي عايشه در دو برهه از تاريخ ( يكي زمان حيات پيامبر ( ص ) و ديگري پس ازپيامبر ( ص ) ، يعني در دوران خلفا ) مي توان فهميد كه آيا عايشه جوهره ايمان و تقوا را داشته است تا در رديف زنان شايسته پيامبر ( ص ) باشد و يا اين كه چنين نبوده است . اما در دوران خلفا عايشه فرمان هاي پيامبر ( ص ) را زير پانهاده و در اين برهه از زندگيش نقاط تاريكي ازخود بر جاي گذاشته است . ازمهم ترين آنها - كه از مسلمات تاريخ است - لشكر كشي عايشه و جنگ با اميرالمؤمنين ( ع ) است ؛ آن هم در زماني كه آن حضرت رسما خليفه رسول خدا ( ص ) بود؛ يعني ، مسلمين پس از عثمان با آن حضرت بيعت كرده بودند؛ در حالي كه پيامبر ( ص ) به عايشه از اين واقعه خبر داده بود و او را ازچنين گناه نابخشودني نهي كرده بود .حتي برادر عايشه ، محمد بن ابي بكرشخصا عايشه را از جنگ برحذر داشت و حديث پيامبر ( ص ) را به اويادآوري نمود كه حضرت رسول ( ص ) خبر داده بود يكي از زنان من به جنگ با برادرم علي ( ع ) خواهد رفت و .... با اين همه به خاطر كينه توزي باحضرت علي ( ع ) به جنگ با ايشان برخاست و هزاران نفر را به كشتن داد .وبا آن كه امام علي ( ع ) پس از پايان جنگ به احترام نسبتش با پيامبر ( ص ) باعايشه بسيار كريمانه رفتار كرد، ولي عايشه مجددا كينه توزي خود را ابراز نمود. اما در زمان حيات پيامبر اكرم ( ص ) شواهد بسياري در تاريخ و احاديث معتبر دركتاب هاي شيعه و اهل سنت وجود دارد كه عايشه گاهي موجبات اذيت حضرت رسول ( ص ) را فراهم مي كرده و بر اين كه پيامبر ( ص ) محبت زيادي به حضرت زهرا ( س ) ، سرور زنان عالميان داشته و از فضيلت او بسيارمي گفته و او را مي بوسيده است ، حسادت مي ورزيد. هم چنين از حضرت خديجه - كه به اتفاق شيعه و اهل سنت يكي از چهار زن برگزيده عالم است -به زشتي ياد مي كرده است و .... گفتني است مسايلي از اين قبيل در زندگي عايشه وجود دارد كه هيچ كدام با معيار تقوا و ايمان خالص سازگاري ندارد و همان طوري كه قبلا ذكرشد آيه 3 و 4 سوره تحريم اشاره به اين مسايل ناپسند دارد . به نقل از سايت تبيان
نکاتي در اينجا قابل ذکر است:
به حكايت قرآن ، عایشه سرّ پيامبر را آشكار نمود. (1)
نقد عایشه در کلام پیامبر (ص) وجود دارد؛ از جمله علما اهل سنت این روایت را نقل می کنند که : روزي پيامبرصلَّي اللّه عليه و آله و سلَّم رو به همسر خود عايشه کرد و گفت:«مي بينم که به همين زودي از منطقه «حوأب» مي گذري و مورد هجوم سگان آنجا قرار مي گيري. تو با علي نبرد مي کني در حالي که در اين نبرد، ستمگري. عايشه مبادا چنين کني!؟». (2)
غزالى از بدخلقى عايشه نسبت به پيامبر(ص) چنین یاد می کند: «ابوبكر پدر عايشه، روزى به خانه پيامبر آمد و از عايشه رفتار ناپسندى نسبت به پيامبر دید! » (3)
امیرمومنان (ع) با عایشه و اصحاب جمل نجنگید ، بلکه آنان بودند که با جنگ افروزی از مکه راهی بصره شده و با زدن بر طبل جنگ و نافرمانی ، به جمع آوری نیرو و امکانات برای نبرد با خلیفه وقت پرداخته ، جامعه اسلامی را دستخوش تشتت کردند. علامه ابو منصور تميمى بغدادى، از علماى اهل سنت، مى‏گويد:
«على با اصحاب جمل و صفين براى آن كه اسلام بياورند، نجنگيد؛ بلكه علت پيكار او با آنان اين بود كه عليه او طغيان كرده بودند و براى همين به اصحابش فرمود: شما شروع به جنگ نكنيد تا آنان نبرد را با شما آغاز كنند».(4)
به نکاتی که از این شورش می توان درس گرفت ، درنگ کنيد:
الف. امام به اصحاب جمل سه روز مهلت داد تا از شورش عليه حكومت اسلامى دست بردارند. بيهقى در اين‏باره گويد:
«على(ع) با اهل جمل نجنگيد تا آن كه سه روز آنان را به اطاعت و حق فرا خواند. در اين سه رو سپاهيان آن حضرت مجروحين فراوانى داد، ولى به دستور امام(ع) از جنگ پرهيز مى‏كردند. بعد از جنگ نيز به دستور امام(ع) كارى به مجروحان و فراريان نداشتند. بنابراين امام فقط در مقام دفاع بوده است و بس».
ب. امیرمومنان(ع) بعد از پايان جنگ ، عايشه را با عزت و احترام و كليه اسباب و لوازم مورد نياز راهى مدينه كرد؛ ابن جوزى در اين‏باره گويد:
«على(ع) عايشه را به بهترين اسباب مورد نياز مجهز كرد و برادر عايشه، عبدالرحمان بن ابى‏بكر، را به همراه 30 مرد و 20 زن از اشراف و متدينين بصره از قبيله همدان و عبد متين ملازم او ساخت. وقتى از عايشه درباره مسافرتش در بازگشت از بصره سؤال كردند، گفت: به خير و خوبى گذشت و به خدا سوگند او (حضرت على(ع)) اموال فراوانى به من داد و بيش‏تر هم عنايت فرمود، اما به همراهم مردانى را فرستاد كه آنان را نمى‏شناختم. وقتى اين سخن عايشه به زنان ملازم او كه به فرمان امام على(ع) در لباس مردان در آمده بودند، رسيد، نزد عايشه آمدند و به او اعلام كردند كه زن هستند. در پى آن عايشه سجده كرد و گفت: و اللَّه اى فرزند ابوطالب، جز كرم و خوبى نيفزود و دوست داشتم كه از اين مسير خارج نمى‏شدم. و دچار مصيبت و ناخوشى مى‏شدم تا توان خروج از من گرفته مى‏شد. (5)
ج. به این آيه قرآن که خطاب به زنان پيامبر(ص) است ، بنگرید: «وَ قَرْنَ فِى بُيُوتِكُن وَ لا تَبَرجنَ تَبَرجَ الجاهِلِيةِ الأُولى؛ و در خانه‏هايتان بنشيينيد و آرام گيريد (و بى حاجت و ضرورت از منزل بيرون نرويد) و مانند دوره جاهليت پيشين آرايش و خودآرايى نكنيد».(6). حرکت عایشه با این آِیه در تضاد است .
د. عایشه از شرکت در این شورش پشیمان شد ؛ ابن اعثم کوفی مورخ قرن چهارم، می نویسد:
«فكانت عائشة إذا ذكرت يوم الجمل تبكي لذلك بكاء شديدا ثم تقول: يا ليتني لم أشهد ذلك المشهد! يا ليتني متّ قبل هذا بعشرين سنة! ؛ هر گاه عايشه به ياد جنگ جمل مى‏افتاد، بشدت مى‏گريست و می گفت : ای کاش در آن پیکار شرکت نمی جستم ! ای کاش بیست سال قبل از آن نبرد مرده بودم! » (7)
3. ازدواج پیامبر(ع) با عایشه دلیل بر آن نیست که او تا آخر عمر به عدالت زیسته ، یا آنکه به وقت ازدواج، از بهترین های زنان دوران خود بوده است، زیرا قرآن درباره همسران حضرت می گوید: «عَسى‏ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِدات‏..؛ اميد است كه اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه كار، عابد..» (8) [كامل از كد95515][كامل از كد30295]
درنتیجه باید توجه داشته باشيم كه عايشه بر اساس منابع و ماخذ تاريخي جزو منافقان صدر اسلام نبود گرچه پس از پيامبراسلام مرتكب جناياتي شد. ونیز این دو نکته را هم باید مورد توجه قرار داد .
1. زنان پيامبر امهات المؤمنين دانسته شده اند (احزاب، آيه 6) اما نه به لحاظ شخصيت خودشان (مثبت يا منفي) بلکه به لحاظ انتسابي که به رسول خدا(ص) دارند. با وجود اين مقصود از اين دستور نيز حرمت ازدواج با آنان بعد از رسول خدا(ص) است به لحاظ حرمت نگهداشتن حريم رسول خدا(ص)، وگرنه براساس آيه 2 مجادله مادر هر کس همان شخصي است که او را به دنيا مي آورد «ان امهاتهم الا اللائي ولدنهم». 2. عايشه برخلاف دستور رسول خدا(ص) دشمني هايي نسبت به اهل بيت آن حضرت نمود که حتي مورد اعتراض ساير همسران رسول خدا(ص) از جمله ام سلمه شد و حتي موجب شد بسياري از مسلمانان در تشخيص راه حق دچار سرگرداني و انحراف شوند.

پی نوشت
1. مفسران در ابتداى سوره تحريم اين مطلب را ذكر كرده‏اند و بخارى در صحيح در كتاب طلاق و مسلم در صحيح در كتاب رضاع آن را بيان داشته‏اند.
2. عبد ربه، عقد الفريد، ج2، ص 283؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین ، ج3، ص 194 .
3. ر.ک: غزالی، احیاء العلوم .
4. شوشتری، احقاق الحق، ج 8، ص 554 - 550،
5. ابن جوزى، تذكرة الخواص ، ص 80،
6.احزاب، آيه 33،
7. الفتوح،ج‏2،ص487 ؛ ر.ک: بلاذری، أنساب‏الأشراف،ج‏2،ص249
8.تحریم ، آیه 5.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .