شبهه در آوردن تیر از پای حضرت علی(ع) و تعارض آن با سوار شدن بچه ها بر روی دوششان در سجده نماز

چه طور حضرت علي (ع) تير را از پايشان كشيدن بيرون نفهميدند به خاطر ارتباط قوي با خداوند در نماز ولي وقتي يكي از پسرا شون موقع سجده بر روي دوششان رفتند متوجه شدند و آروم از سجده بلند شدند تا نيفتند؟

با توجه به تحقيقات انجام شده به نظر مي‌رسد داستان «در آوردن تير از پاي اميرالمومنين علي» هيچ‌گونه سنديت تاريخي موثقي نداشته باشد. اكنون توجه شما را به مطالب ذيل جلب مي‌نمايم:
«فخر رازي» عالم معروف اهل سنت اولين شخصي است كه اشاره به اين داستان كرده است. وي در بين علماي جهان اسلام فردي زيرك مي‌باشد. خصيصه بارز وي كه به آن نيز شهرت بسيار يافته است: قدرت عجيب و خارق العاده وي در ايراد و اشكال وارد كردن به هر مسئله‌اي است كه با آن روبرو مي‌شد. اين داستان نيز از وي معروف است كه نزد يكي از پادشاهان حضور يافت. شاه در كنار استخر پر از آبي نشسته بود. فخر رازي وارد شد. وي طبق معمول شروع به ايراد و اشكال بر مسائل پيرامونش كرد. از جمله با ادله‌اي مستحكم و به ظاهر غير قابل انكار مدعي شد در استخر آبي وجود ندارد. حاضران همه مي‌ديدند استخر پر از آب است اما نمي‌توانستند دليلي براي اثبات حرف خويش و رد حرف فخر رازي بياورند. شاه كه چنين ديد گفت فخر رازي را درون استخر بيندازند و هر چه فرياد كرد كسي به كمكش نرود تا بفهمد آب در استخر هست يا نه! و ديگر به امور واضح اشكال و ايراد وارد نكند.
اولين كسي كه به اين داستان اشاره كرده فخر رازي است. فخر رازي متوفاي اوايل قرن هفتم است. قبل از اين تاريخ يعني در طول هفت قرن اين مطلب در كتاب هيچ نويسنده‌اي ديده نشده است حتي شيعيان نيز چنين مطلبي را نقل نكرده‌اند. اما پس از اين تاريخ (يعني پس از گذشت هفت قرن) اين داستان به مرور در كتاب‌هاي شيعيان راه يافت. غافل از آنكه هدف اصلي از ساخت آن چه بوده است . در ميان شيعيان اولين شخصي كه به اين داستان اشاره كرده (سپس سايرين نيز به نقل از وي اين داستان را نقل كرده اند) مرحوم ملا احمد نراقي در كتاب معراج ااسعاده ص 823 (قم، موسسه انتشارات هجرت، چاپ هشتم، 1381ش) مي‌باشد.
با توجه به اين نكته اين سوال مطرح مي‌شود چگونه مطلبي با اين اهميت و جذابيت (بخصوص براي شيعيان) هفت قرن مسكوت و دور از چشم مانده و سر انجام نيز توسط اهل سنت ذكر مي‌شود؟ اگر کمی دقت کنیم مي‌توانیم به پاسخ اين پرسش پي ببریم. وي ابتدا اين داستان را با آب و تاب فراوان نقل مي‌كند تا شبهاتی همانند آنچه شما ذکرکردید را به وجود آورد یا شبهه انفاق انگشتر در حال نماز از سوی امیر مومنان را به چالش بکشد.
نتيجه سخن آنكه فخررازي در قرن هفتم سازنده اين داستان است آن هم براي اينكه بعد به صورتي ناجوان مردانه دیگر امتيازات انحصاري اميرالمومنين را زير سوال ببرد. امتيازاتی كه در طول هفت قرن يكي از دليل‌هاي شيعيان بر عليه اهل سنت بوده و اهل سنت نيز چاره‌اي جز اقرار به آن نداشتند.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .