شبهه:اشتباه کردن حضرت علی(ع)با توجه به نامه71نهج البلاغه

شماشيعيان بر اين باوريد كه امامان معصوم اند و هيچ خطا يا اشتباهي نميكنند در حالي كه حضرت علي در نهج البلاغه در نامه 71 به يكي از كارگذارانشان ميفرمايند من گمان كردم تو مثل پدرت بنده خوبي هستي در حالي كه به من خبر داده اند به عياشي ميپردازي لذا از اين نامه معلوم است ایشان در انتخاب مامور اشتباه كرده اند.

اين مسئله در رابطه با منذر بن جارود عبدى است كه در پاره اى از آنچه امام عليه السلام او را بر آن ولايت داده بودند خيانت كرد. آن گاه امام عليه السلام نامه اى به وى نوشتند و...
در رابطه با اين مسئله توجّه به چند نكته لازم است:
1. پيامبر صلى الله عليه و آله و امامان عليهم السلام موظّف بوده اند كه در امور اين جهانى به طور معمول براساس روش عقلايى و بر مبناى علم عادى عمل كنند، مگر در مواردى كه خداوند حكم خاصى را معين نموده و يا از آنان خواسته باشد كه بر اساس علم فراعادى عملى را انجام دهند. راز اين مطلب نيز روشن است. تكيه دائمى به دانسته هاى غيبى و كنار نهادن موازين و روش هاى عقلايى در انجام امور، باعث از بين رفتن جنبه الگويى آنان مى شود. براى مثال پيامبر صلى الله عليه و آله با آنكه انسان كامل و داناى كامل است، مأمور به مشورت با مردم مى شود؛ و يكى از علل آن الگو شدن اين روش براى ديگر حاكمان، واليان و مديران است. نتيجه پيامبر (ص) وامام (ع) هميشه از علم غيب خود استفاده نمي كرده است و در شرايطي مجاز به استفاده از آن نبوده است .
چنانچه درمحاکم اسلامی علم قاضي در صورتي معتبر و قابل استناد است كه در اثر مطالعه پرونده و اوضاع و احوال و قرائن موجود در پرونده براي وي حاصل شود و علمي كه قاضي،‌خارج از پرونده و از راه‌هاي غيرعادي مانند مكاشفه و الهام يا علوم غريبه (نظير رمل، خواب مصنوعي، هيپنوتيزم، سحر و جادو، تله‌پاتي و...) به دست مي‌آورد فاقد اعتبار و حجيت قضايي است و..
2. بر اساس آنچه گفته شد حضرت على عليه السلام مى بايست با تكيه بر معيارها و شاخص هاى معقول و معمول در شناسايى و جذب نيروها اقدام نموده و كارگزارانى را در مسئوليت هاى مختلف به كار گيرند. يكى از اين معيارها توجّه به محيط تربيتى و شرايط خانوادگى و فضايى است كه شخص در آن نشو و نما كرده و از آن اثر پذيرفته است. اين اگر چه تمام معيارها نيست و سخن حضرت على عليه السلام هم هيچ دلالتى بر تكيه انحصارى ايشان به معيار فوق ندارد، ليكن در عين حال مطلب حائز اهميتى است و توجّه به آن در چنين مواردى راهگشا و قابل اعتماد است. 3. به طور كلّى پست ها و مسئوليت هاى اجرايى مجال امتحانى بزرگ و لغزشگاهى خطرناك است كه بسيارى از انسان ها را در معرض انحطاط و سقوط قرار مى دهد. از اين رو اميرمؤمنان عليه السلام افزون بر توجّه به صلاحيت ها و شايستگى ها، به اصل كنترل و خبرگيرى از عملكرد كارگزاران، پس از به كار گمارى آنها، توجّه جدّى داشته و در شرايط مقتضى عكس العمل مناسب نشان مى دادند.
4. در مورد منذر بن جارود اصول عقلايى ياد شده دقيقا رعايت شده و اميرمؤمنان عليه السلام كوچك ترين خطايى در به كارگيرى او مرتكب نشده و هرگز نفرموده اند كه من در اين باره خطايى مرتكب شدم.
اشتباه اين است كه آن حضرت بدون توجّه به معيارها و سنجه هاى معقول كسى را به كارى گمارند، و يا در مرحله انتخاب وى نيروى بهترى در دسترس امام عليه السلام بوده و به آن توجّه نكرده باشند. نيز اشتباه اين است كه آن حضرت به هنگام نصب نيروها تذكّرات لازم را ندهند و پس از به كار گمارى از احوال آنان غفلت ورزيده و كنترل و عكس العمل مناسب در برابر رفتارهاى آنها نداشته باشند. اما هيچ يك از گزينه هاى فوق در اين باره رخ نداده و دليلى هم وجود ندارد كه در مرحله به كارگيرى منذر بن جارود نيروى بهترى در دسترس امام عليه السلام بوده و به آن بى اعتنايى كرده باشند.
5. اين كه اميرمومنان عليه السلام فرمودند: «پارسايى پدرت مرا درباره تو فريفت، و گمان كردم پيرو پدرت هستى و به راه او مى روى.» هرگز به معناى وقوع خطايى از آن حضرت نيست، بلكه بيانگر عدم توقّع كجروى از سوى منذر بن جارود است، و چنين توقّعى به جا و بخردانه مى باشد. به عبارت ديگر اين سخن نوعى بيان توبيخى و اعلام زشت كردارى از كسى است كه در فضاى تربيتى مناسبى رشد كرده و انتظار معقول از او اين است كه راه درست را بپويد و از ناراستى و نادرستى بپرهيزد.
6. حتى اگر اميرمؤمنان عليه السلام در مورد فوق فرموده باشند: «من درباره تو اشتباه كردم»، باز به معناى رخ دادن خطايى نافى عصمت از آن حضرت نيست. توضيح اين كه خطا گاه در استفاده از روش نادرست به كار مى رود و گاهى به دنبال اخذ نتيجه نامطلوب؛ بدون آنكه به لحاظ روش شناختى خطايى رخ داده باشد.
اين مسئله بسيار رايج است كه وقتى نتيجه نامطلوبى از كارى عايد انسان مى شود مى گويد اشتباه كردم، در حالى كه واقعا خطايى از شخص سر نزده، اما نتيجه مطلوب نيز حاصل نشده است. در مورد فوق نيز هيچ گونه خطاى روش شناختى را نمى توان به اميرمؤمنان عليه السلام نسبت داد. بنابراين حتّى اگر تعبير خطا هم در كلام آن حضرت مى آمد حمل بر تعبير رايج در گرفتن نتيجه نامطلوب مى شد.

گردآوری و پاسخ:
سید محمد مهدی حسین پور
مدیر گروه سایت وهابیت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .