شبهات اهل سنت

با سلام مادر منطقه هستیم که اهل سنت شبهات زیادی به مذهب شیعه وارد میکنن یکی از شبهاتی که خیلی روش تکیت دارن توسل بر امامه واستدلاشونم اینه که میگن خدا از رگ گردن به انسان نزدیک تره وارحمن راحمینه وقتی خدای به این مهربونی به این نزدیکی داریم چرا متوسل بشیمو یه واسطه بگیرم و بعدشم توسل بر مرده رو شرک میدونن و با این حرفا خیلی از جوانهای شهرو به خودشون جذب کردن و روز به روز بیشتر میشن یکی دوستهای خودم الان خودشو سنی میدونه حتی نماز با اونا میخونه مثل اونا وضو میگیره بعدشم باهاش حرف میزنم چندتا ایه رو بهم نشون میده میگه تو واسه حرفات از حدیث استفاده نکن اگه راست میگی یه ایه واسم بیار من حتی درمورد توسل چندتا سایتو نگاه کردم یه ایه هم واسش دراوردم ایه(98 سوره یوسف) بعدش گفت این ایه توسل بر زندس حالا بنظر شما من باید چکار کنم این تازه یکی از شبهاتشونه
پاسخ:
بله خداوند مي فرمايد:
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُه‏ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ؛ (1) انسان را آفریدیم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیک تریم‏ » .
چنان كه مشابه همين مضمون و با صراحت بيشتر خداوند فرموده : « وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ (2) پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم‏ » .
حال سئوال اين است كه:
آیا این قبیل آیات با زيارت يا درخواست از معصومین و توسل به آنان منافات دارد ؟
براي پاسخ ابتدا لازم است تاملي در ماهيت توسل داشته باشيم ؛ توسل به معنای مدد جستن از وسیله اي برای رسیدن به مقصود است، انسان برای رسیدن به هدف باید به اسباب و وسايل يا واسطه‌های فیض متوسل شود . اين امري طبيعي است ؛ پس توسل به معنای استفاده از اسباب برای دستیابی به هدف است.
خداوند به مقتضای لطف و رحمت بی انتهای خویش، اسباب هدایت مردم را فراهم کرده که یکی از آن ها فرستادن پیامبران و نزول کتب آسمانی و راهنمایی رهبران دینی است. هر چند خداوند توانا است که مستقیم تمام عالم را اداره کند و نیاز به واسطه های فیض ندارد، اما با استفاده از ضمیر جمع (انّا) اشاره به اسباب و نظام عالم می کند . در عین حال که می تواند بدون واسطه، فیض خود را به موجودات برساند، ولی سنت الهی بر این تعلق گرفته که جهان هستی را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد . فیض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا کند. امام صادق (ع) می فرماید:
"ابی الله أن یجری الاشیاء الا بالأسباب؛ (3) خداوند امور و اشیاء را از طریق علل و سببش جاری می سازد". بر این اساس انسان در همه کارهای زندگی (مادی یا معنوی) به اسباب و وسایل توسل می جوید.
خداوند برای اعطای فیض خویش ، راه ها و اسبابی را مشخص کرده است، مانند نماز ، روزه ، نیکی به یتیم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فیض و رحمت الهی ، وجود انسان های به حق رسیده (امامان و پیامبران) هستند. همان گونه که در نزول برکات مادی نیز از ابزار و اسباب مادی بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشک‌، آگاهی برای درمان انسان ها داده است.
چنان كه در گذشته اشاره شد، ریشه اصلی توسل در قرآن کریم آمده :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛ (4) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و با وسیله به او توسل جویید ».
با توجه به این که کلمه وسیله در آیه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوی می‌شود که انسان را برای دریافت حاجت از خداوند کمک می‌کند، بنا بر این همان طور که برای گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پیامبر متوسل می‌شویم، به ارواح مطهر پیامبر، اولیای الهی، و بندگان صالح نیز می‌توان متوسل شد . آن ها را در پیشگاه خداوند شفیع قرار داد و از خداوند حاجت خواست .
در نتيجه درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار مي گردد كه ما اين عمل را در راستاِِِِِِي درخواست از خود خداوند قلمداد مي نماييم . تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند مي دانيم ، در نتيجه كمك خواستن از ايشان همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثر بخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد .
حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی هم امور مختلفي همچون جایگاه معنوی آنان است؛ همه موجودات عالم هستی، آیات و نشانه‌های حضرت حق‌اند. هر موجودی به اندازه وسعت وجودی خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند. عالی‌ترین و تابناک‌ترین جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آینه وجود پیامبر و ائمه تحقق یافته است. آن ها مظهر کامل اسما و صفات خداوندند. توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسمای خداوند است. برای دریافت فیض الهی . این کار از نظر عقلی و شرعی نه تنها محذوری ندارد،‌ بلکه یک کار پسندیده است . در آموزه‌های دینی در این باره دلایل بسیار وجود دارد. (5)
پس همه خواستن هاي ما از اين واسطه ها عين درخواست از خود خداوند است و تفاوت ماهوي ندارد و همه اين امور نوعي عبادت و توجه به خداوند محسوب مي گردند ، همان گونه كه خود خداوند براي عبادت خود بندگان را به سوي نمادها و مظاهري چون كعبه و ... فراخوانده است ؛ آيا مي توان گفت وقتي خدا هست ديگر چرا توجه به كعبه و طواف بر گرد او ؟
به علاوه اگر خداوند تا اين حد به انسان نزديك است كه براي تقرب به او و يا رسيدن به برخي از نتايج مطلوب و مورد نظر هيچ نيازي به كمك خواستن از امور ديگر نيست ، چرا خود برخي از اعمال و عبادات را به عنوان وسايلي براي رسيدن به نتيجه به ما معرفي مي فرمايد ؟ چنان كه در قرآن تاكيد مي نمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ؛(6) اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد » آيا منطقي است بگوييم وقتي خود خدا هست، كمك گرفتن از نماز چه معنايي دارد ؟
به علاوه اگر براي تقرب به خداوند و توجه به او نياز به هيچ واسطه ديگري نبود چرا خداوند خود براي وساطت پيامبر در طلب مغفرت از خداوند براي گنهكاران تاثير و نتيجه قائل است ؟ در قران آمده است :
« و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاوک فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرسول لوجدوااللّه توابا رحیما . (7) اگـر آنـان هنگام ستم بر خویشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى کردند و پیامبر نیز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذیر و مهربان مى یافتند».
يا در داستان برادران حضرت يوسف ، درخواست وساطت در استغفار و طلب بخشش از درگاه خداوند صراحتا از جانب برادران گنهكار در نزد پدرشان نقل شده است كه گفتند :
« یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین ؛ (8) اى پدر ! براى ما استغفار کن که ما خطا کار بودیم ».
حضرت یعقوب نیز این تقاضا را نه تنها انکار نکرد، بلکه به آنها قول مساعد داد و فرمود: «سوف استغفر لکم ربى؛ به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى‏کنم ».
از اين قبيل آيات به خوبي روشن مي شود كه:
نفس توجه و كمك خواستن از واسطه هاي آبرومند در درگاه خداوند همانند استفاده از ابزارهايي تاثير گذار در نتيجه گيري براي امور مورد نظر است و اين امر هيچ منافاتي با قدرت و خواست و اراده الهي هم ندارد ، همان گونه كه همه موحدين براي بهبود از بيماري دست به دامان درمان و دارو مي شوند و اين امر را هم در تنافي با قدرت خداوند و شفا بخش بودن او نمي دانند .
اما نكته جالب اينجاست كه وهابيت در برابر اين آيات صريح و حكم عقل نكته اي عجيب و مضحك رامطرح مي سازد و آن اين كه آن درخواست از افراد زنده صورت گرفته بود كه قدرت بر كمك داشتند نه به افراد مرده كه چنين تواني ندارند ؛ در نتيجه درخواست از مردگان شرك است !!!
در پاسخ به اين ادعاي عجيب بايد گفت :
اولا ما معتقديم كه ائمه (ع) شهید از دنیا رفته اند و قرآن کریم تصریح نموده که شهدا زنده اند. برخی امور را چون زندگان بلکه بهتر از بسیاری از زندگان درک می کنند و می دانند:
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بلکه احیاء عند ربهم یرزقون (9) آن ها را که در راه خدا کشته شدند ، مرده مپندارید ، بلکه آنان زندگانند و نزد خدای شان روزی می خورند.»
طبق این آیات معلوم می شود که شهدا بعد از مرگ مثل سایر مردم نیستند ، بلکه دارای حیاتی خاص اند و از برخی امور که در دنیا می گذرد ،آگاه می شوند . آثار و آثرشان در دنیا باقی و برقرار است .
ثانيا: مخاطب متوسلان روح ائمه است و روح همواره زنده است و محیط بر عالم ماده است و از آن آگاه می شود . به چه دليل وهابيت ثابت مي كند كه روح يك انسان بعد از مفارقت از بدن قدرت انجام هيچ كاري را ندارد ؟ آيا اين ادعايي بي دليل نيست ؟
ثالثا : بر فرض كه اين ارواح قادر به انجام خواسته ها نباشند ، آيا اين درخواست بي فائده مي تواند شرك تلقي گردد ؟ معنا ندارد کاری در زمان حیات مخاطب کاری درست و مورد رضایت خدا باشد ولی با مردن او- برفرض قادر نبودنش بر یاری رساندن به ما- شرک محسوب گردد ؛ نهایت امر این است که بگوییم کاری لغو است اما تهمت شرک از کجا به دست آمده ؟
در مجموع در مورد اين دوستتان پيشنهاد مي شود او را در محيط هاي علمي و با حضور كارشناسان خبره ديني در مورد تغيير رفتارش و مبناي اين امر به چالش بكشيد يا به طور مشخص سوالات و ابهامات وي را جويا شده و با مشورت با كارشناسان اين مركز نادرستي اين تفكر و انديشه را به طور مستدل و منطقي و با بياني مناسب به وي ارائه دهيد ؛ اگر انگيزه هاي وي از اين تغيير مذهب واقعا حقيقت جويانه باشد مطمئنا از اين ديدگاه نادرست دست خواهد كشيد ..
پی نوشت ها :
1. ق (50)، آیه 16.
2. غافر (40)، آیه 60.
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج1، ص 183. دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ،
4. مائده ، آیه 35.
5. نمونه هاي متعدد اين امر را مي توانيد در كتاب «آیین وهابیت» تألیف آیه الله جعفر سبحانی ،نشر موسسه امام صادق عليه السلام قم مطالعه فرمایید.
6. بقره (2)، آيه 153.
7. نساء (4)، آيه 64 .
8. يوسف (12)، آيه 97 .
9.آل عمران (3)آیه 169.

گردآوری و پاسخ:
سید محمد مهدی حسین پور
مدیر گروه سایت وهابیت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .