سلفی گری؛ از «طالقان» ایران تا «یوتا»ی آمریکا

سلفی گری 'به معنای بازگشت به گذشته '، به گرایش افراطی میان اهل سنت در دین مبین اسلام محدود نمی شود. پیوریتن های مسیحی، یهودیان ارتدوکس و حتی جنبش های اجتماعی و فکری دوره رنسانس همگی موفقیت را در احیای عصر قدیم و بازگشت به دوران طلایی گذشته معنی می کردند.
شبکه ایران / برخلاف تصور مرسوم سلفی گری "به معنای بازگشت به گذشته "، این امر به گرایش افراطی میان اهل سنت در دین مبین اسلام محدود نمی شود. در جهان امروز دین‌دارانی که خواستار بازگشت به دوران طلایی گذشته شان باشند هم میان مسلمانان بسیارند و هم یهودیان و هم مسیحیان. آن ها گروه تشکیل می دهند، همراهی با عقل امروزی و دنیای جدید را بی دینی می نامند و سعی می کنند دین داران را به دین راستین ( به تعبیر خودشان) بازگردانند. پیوریتن های مسیحی، یهودیان ارتدوکس و حتی جنبش های اجتماعی و فکری دوره رنسانس همگی موفقیت را در احیای عصر قدیم و بازگشت به دوران طلایی گذشته معنی می کردند. افراطی ترین تفسیر از این ایده تجدد ستیزانه در جوامع امروزی به شکل ایجاد جماعت های مذهبی خاص و دوری از زندگی مدرن تبلور یافته است. در این مقاله تلاش می شود تا نمونه هایی از گرایش های سلفی گونه در ادیان و مذاهب مختلف ارائه شود.

اهل توقف طالقان
در منطقه «پردسر» واقع در شرق شهر طالقان مرکز بخش طالقان در شهرستان ساوجبلاغ واقع در غرب استان تهران ، روستایی در کنار رودخانه شاهرود شکل گرفته، که میان اهالی طالقان به «ترک آباد»، «فانوس آباد»، «کوی منتظران» و «روستای ایستا» مشهور است. گذراندن شب در روشنایی فانوس و استفاده نکردن از برق، ترک زبان بودن، تأکید فراوان بر مقوله انتظار و توقف بر شیوه زندگی 200 سال پیش، علل این نام گذاری های محلی است. آن ها از هر گونه مظاهر فناوری و تمدن جدید دوری می‌کنند و همین عزلت گزینی و انتخاب زندگی رهبانی، هاله ای از شایعات و سخنان عجیب را اطراف آنان شکل داده است تا آن جا که اهالی بومی طالقان، گاه آنان را اسماعیلی مذهب و زمانی دراویش تارک دنیا و منتظر امام مهدی(عج) می دانند. در اصل این طایفه از پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی (1274-1351ق) فقیه مشهور دوره مشروطیت هستند که با الهام از آرای تجددستیز او چنین زندگی عجیبی را در زمانه تسلط مدرنیته سامان داده اند. آنان جمعی از شیعیان اثنی عشری هستند که بر تقلید از یک فقیه سنتی باقی مانده اند و شاید به همین دلیل عنوان «اهل توقف» نام مناسبی بر آنان باشد. میرزا صادق مجتهد تبریزی از آن فقیهانی است که در هر دو حیطه نظر و عمل بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاوردهایش فراوان تأکید می کرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا می داد. از دیدگاه میرزا صادق، حکومت که قانون گذار و مجری قانون است از آن خداوند است و سپس رسول او، آن گاه به 12 امام منصوص و منصوب انتقال یافته است. در عصر غیبت کبری (از سال 329ق تاکنون به ویژه دوره مشروطیت) حکومت های عرفی، غاصب به شمار می روند چرا که مقام معصوم و حاکم الهی را غصب کرده اند. از دیگر سو او بر این باور بود که نظام قانون گذاری جدید و عرفی مورد نظر مشروطیت با تمام مبانی و لوازم و فلسفه اش به طور بنیادین با نظام حقوقی و فقهی شیعه در تعارض است و اولی نمی تواند از درون دومی استخراج شود. شارع در فقه، خداوند و رسول(ص) و معصومان(ع) هستند و در قوانین موضوعه، انسان و جوامع اند. او تلاش برخی از نوگرایان برای نزدیکی دو دیدگاه فقهی و نظام حقوقی جدید و عرفی را در قالب نظام مشروطیت غیر ممکن می دانست. بر همین اساس میرزا صادق از مخالفان سرسخت مشروطیت و پیامدهای آن بود به طوری که در سال 1292 خورشیدی با برخی از علما به محمدعلی شاه (ششمین پادشاه سلسله قاجاریه) تلگرام فرستاد و لغو مشروطیت را خواست. او همچنین برخلاف حمایت برخی از حوزویان همانند شیخ فضل ا... نوری (م1327ق) از نظریه «مشروطه مشروعه»، مخالف شدید این دیدگاه هم بود.
خاستگاه اصلی اهل توقف، شهر تبریز است. پس از وفات میرزا صادق، مقلدانش در آن شهر به یکی از شاگردان او به نام سیدحسین نجفی طباطبایی (مدفون در قبرستان مارالان تبریز) رجوع کردند. پس از مرگ او، فرزندش سیدجواد زعامت دینی اهل توقف را عهده‌دار شد. حدود 13 خانوار پرجمعیت که همان هسته اولیه اهل توقف طالقان هستند با طرح شبهه در میزان دانش فقهی سیدجواد، ناچار در سال 1366 خورشیدی با هدف جلوگیری از ایجاد تنش به منطقه ای در شهرستان تنکابن مهاجرت کردند. آن ها 3سال بعد به علت تحمل نکردن دشواری های پیش آمده محیطی در روند تولید گندم، تنکابن را به مقصد طالقان ترک کردند. آن ها وجود احادیث منزلت طالقان در آخر الزمان، گرایش مذهبی اهالی، آرامش و محیط زیست سالم و طبیعی و انجام نشدن پدیده اصلاحات ارضی در آبادی های طالقان را عمده ترین دلایل انتخاب این منطقه برای سکونت قوم برمی شمارند. اهالی روستای ایستا تأکید می کنند که سبب اصلی پرهیزشان از زندگی امروزی به علت تشبه آن به زندگی کفار و بدعت بودن آن هاست. به طور مثال تزریق خون را به کسی که برای ادامه زندگی اش به آن نیازمند است به سبب بدعت روا نمی دانند و سلامت و عمر حاصل از این شیوه را نیز بی برکت توصیف می کنند. به زیارت امامان شیعه نمی روند زیرا استفاده از وسایل نقلیه امروزی را جایز نمی دانند. آن ها خود را مستطیع نمی دانند و به حج نمی روند چون عزیمت به حج به آن شکلی که می خواهند، برایشان موانعی همانند گذر از مرز را در پی دارد. اوقات شرعی نماز را با شاخصه های خود استخراج و آغاز و پایان ماه مبارک رمضان را نیز با رویت خویش تعیین می کنند. به رویای صادق معتقدند و در تأیید روش زندگی خود به خواب های معنوی استناد می کنند. اهل توقف به شدت منتظر واقعه ظهور امام مهدی (عج) هستند و بر این نظرند که اکنون آخر آخرالزمان است و آخرالزمان از دوره مشروطیت آغاز شده است. ایمان در نگاه آنان از جنس تعبد است. از همین منظر عقل را وظیفه ساز نمی‌دانند و وجود آن را فقط برای وظیفه شناسی ضروری می پندارند. در اعیاد و سوگواری ها نیز مراسم خاصی برگزار نمی کنند. هیچ کس تاکنون زنان و دختران آنان را ندیده است. فرزندانشان پس از رسیدن به سن تکلیف مختارند که با آنان زندگی کنند یا به شهر تبریز بازگردند. هیچ گونه فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و باورهای خود را تبلیغ نمی کنند. کم عیب ترین حکومت دوره غیبت کبری را تا حدودی سلسله قاجاریه می دانند، بر همین مبنا برخی از آنان تلاش می کنند که نسب خود را به قاجاریه برسانند. رویدادهای تاریخی سقیفه بنی ساعده (واقعه انتخاب جانشین پیامبر اکرم (ص) در سال یازدهم هجری قمری)، جنبش مشروطه‌خواهی ایرانیان و انقلاب کبیر فرانسه در قرن هجدهم میلادی را نقطه عطف رواج بی دینی و انحراف عقیدتی می پندارند. برای خرید احتیاجات خود همانند پارچه، برخی میوه‌ها مانند خرما، میخ و مقدار بسیار کمی آهن، شیشه و مانند این ها به شهر طالقان می‌روند و خودشان آهنگری و نجاری دارند. چندان مالکیتی برای اموالشان در میان خود نمی بینند و بر سر اموال، با کسی نزاع نمی‌کنند و اگر کسی در دارایی آنان تصرف کند، با او درگیر نمی‌شوند و از مال خود چشم پوشی می کنند. کسانی را در آن دهکده می توان سراغ گرفت که تنها 2 یا 3 بار به بیرون از محل سکونتشان رفته اند. امرار معاش آن ها از فروش املاک موروثی‌شان در شهر تبریز و فروش گاو و گوسفند صورت می‌گیرد. اهل توقف افراد غیر از خود را «اهل بیرون» می نامند.
در بخشی از زمین های آن روستا، کشاورزی و دامپروری کاملا" سنتی انجام می پذیرد. پرورش گاو، گوسفند، طیور (مرغ و خروس)، اسب و قاطر از دیگر فعالیت های آنان به شمار می رود. از اسب و قاطر برای تردد استفاده می کنند. چندین بار دیده شده است که در تردد و انجام امور کشاورزی از اتومبیل، بولدوزر، لودر و تراکتور استفاده کرده اند. آن ها در توجیه این گونه رفتارهای خلاف عادت می گویند: «به هنگام اضطرار ناچار از صنعت و ابزار جدید استفاده می کنیم.» غذای این قوم، محلی و طبیعی بوده و مطابق حلال و حرام فقه شیعه است. خوراکی را که خاستگاه و چگونگی تولیدش را ندانند، مصرف نمی کنند و از تناول گندم و میوه هایی که با کود شیمیایی و سموم دفع آفات به عمل آمده باشد، به شدت پرهیز می کنند. فراوان از لبنیات تولیدی خودشان استفاده می‌کنند. گوشت کم می خورند آن هم از گوشت حیوانات نر حلال گوشت. از میهمانان خود با چای پذیرایی می کنند اما خود نمی نوشند. مردان در آن جا علاوه بر شلوار نخی یا پشمی دست باف، پیراهن بلندی بر تن می کنند که تا زانو را می پوشاند و اغلب کلاهی پشمینه بر سر دارند. اهالی روستای ایستا شناسنامه ندارند و جزو آمار جمعیت ایران به شمار نمی روند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و یارانه و ... استفاده نمی کنند. کودکان آن روستا برای علم‌آموزی به مدارس طالقان نمی روند بلکه به سبک سنتی و مکتب خانه ای با فراگیری دروسی همانند واجبات و محرمات فقهی، خوشنویسی و اصول عقاید، باسواد می شوند. در مجموع 18 تا 20 جلد کتاب در روستای ایستا موجود است که رساله عملیه میرزا صادق مجتهد تبریزی (چاپ سنگی سال 1323ق) و کتاب خطی سیدحسین نجفی طباطبایی از آن جمله است. ساعت مچی و دیواری در محل زندگی اهل توقف وجود ندارد. سیمان و آهن در معماری خانه ها به کار نرفته و درها همه چوبی هستند. به دو زبان ترکی و فارسی سخن می گویند. به مرزهای جغرافیایی بین کشورها و شهرها اعتقادی ندارند و جهان در ذهن آنان بدون مرز است. هیچ زنی را به محدوده روستای خود راه نمی‌دهند و از گفت و گو با آنان به شدت پرهیز می کنند. بیماری‌های خود را با روش های سنتی درمان می کنند و به پزشک مراجعه نمی کنند مگر در حالت اضطرار. هیچ گونه نزاع و جرمی تاکنون از آنان گزارش نشده است. دو دلیل فقهی «حرمت تغییر در آفرینش خداوند» و «حرمت تشبه به کفار و بیگانگان» به شدت مورد تأکید آنان است. توجه به آبادانی و توسعه دنیا را تا آن جا مجاز می دانند که در خدمت بندگی و تعالی انسان باشد. به اعتقاد آنان حضرت مهدی (عج) به هنگام ظهور، از سازوکارهای تمدن جدید استفاده نخواهد کرد و با ظهور آن حضرت و استقرار حاکمیت صالحان، نشانی از این نوع تمدن نخواهد بود.

آمیش ها، تجددگریزان مسیحی
هزاران کیلومتر دور تر از طالقان در آمریکا و کانادا فرقه ای به نام آمیش‌ها زندگی می کنند که آن ها نیز سر ناسازگاری با فناوری دارند. ایشان از برق و اتومبیل استفاده نمی کنند، به ارتش نمی‌پیوندند، بیمه نمی‌شوند و هیچ گونه کمک مالی دولتی را نمی پذیرند. لباس هایشان را خودشان می دوزند. خانه هایشان به سبک قرن هجدهم میلادی است همچنین لباس ها و زندگی‌شان. بیشترشان در ایالت پنسیلوانیا زندگی می کنند و به گونه ای ملموس خودشان را ازجامعه آمریکایی جدا کرده اند.

آمیش ها به واسطه تبار مشترک سوئیسی-آلمانی خود، زبان و فرهنگ یکسان و همچنین ازدواج با هم کیشان، به هم پیوسته اند. بنابراین، آمیش معیارهای یک گروه قومی را دارد اما آمیش ها خود را بیشتر به عنوان یک گروه مذهبی می شناسند تا نژادی. چرا که یک آمیش زاده در صورت انتخاب سبک زندگی دیگر یا تخلف از قوانین، دیگر یک آمیش شناخته نمی شود. بعضی مواقع منونایت ها به ویژه در کانادا خود را از تبار آمیش می دانند.
علاوه بر انگلیسی، بیشتر آمیش ها به یک گویش خاص از زبان آلمانی به نام آلمانی پنسیلوانیایی یا هلندی پنسیلوانیایی سخن می گویند که خود آمیش ها به آن «دایچ» (Deitsch) می گویند. گویش هلندی پنسیلوانیایی هیچ ارتباطی با زبان هلندی ندارد، اما ظاهراً به یکی از لهجه های آلمانی شباهت دارد.
در فرهنگ آمیش، ارزش زیبایی در سادگی دانسته می شود. لباس ها هرگز نباید وسیله ای برای جلب توجه باشند. چاپ هیچ طرحی روی لباس مجاز نیست. زنان لباس هایی ساده و بلند به رنگ یکدست (مثلاً آبی) بر تن می کنند. اغلب در خانه از پیش بندهای سفید یا سیاه استفاده می کنند. همچنین زنان با توجه به وضعیت شان سرپوش های سیاه یا سفید بر سر می کنند.
مردها معمولاً شلوار تیره رنگ می پوشند و یک جلیقه یا کت تیره بر تن دارند. همچنین بند شلوار، کلاه های لبه دار حصیری یا نمدی سیاه از دیگر ویژگی های پوشش مردان است. مجردها ریش و سبیل خود را می تراشند و مردان متأهل ریش خود را بلند می کنند اما سبیل شان را می تراشند. گذاشتن سبیل به دلیل ارتباط با نظامی گری (به طور سنتی) و فراهم کردن فرصت خودپسندی غیرمجاز است. عروسی های آمیش ها در پنج شنبه آخر پاییز و بعداز فصل برداشت انجام می شود. معمولا عروس یک لباس آبی می پوشد و بعداز عروسی در مناسبت های دیگر هم از این لباس استفاده می کند.عروس و داماد حلقه عروسی ندارند.جشن عروسی چند ساعت طول می کشد و عروس وداماد در نخستین شب زندگی مشترک درمنزل مادر عروس می خوابند. آمیش ها در میان خودشان ازدواج می کنند و از این رو بیماری های ژنتیکی در میان این جماعت شیوع بیشتری دارد.شیوع دوقلو زایی هم در آمیش‌ها بیشتر از جامعه عمومی است. آمیش ها به برنامه های تنظیم خانواده اعتقادی ندارند و همچنین از بیمه استفاده نمی‌کنند.بچه های آمیش ها حداکثر تا کلاس هشتم درس می خوانند.تقریبا هیچ آمیشی به دبیرستان یا دانشگاه نمی رود. آمیش ها زمین های زیادی نمی خرند چون قادر نیستند با نیروی انسانی (بخوانید زور بازو) و بدون استفاده از ماشین آلات سطح زیادی را به زیر کشت ببرند. اصول اعتقادی آمیش ها بر دو محور کلیدی استوار است: مردود دانستن صفاتی چون غرور، خودبینی و تکبر و تاکید فراوان بر خصایل مثبت انسانی مانند تواضع و فروتنی، خونسردی، تسلط بر نفس و متانت که دیگران از آن با عنوان "انقیاد و فرمان برداری" یاد می کنند. آمیش ها اغلب تمایل دارند که خود را تسلیم "اراده خداوند" کنند. آن ها این عقیده را از طریق آداب و رسوم گروهی ابراز می دارند و با فردگرایی که محور اصلی فرهنگ آمریکایی است، مخالفت می ورزند. در واقع، مخالفت آمیش ها با فردگرایی دلیل اصلی آن ها برای استفاده نکردن از فناوری های مدرن جامعه است زیرا معتقدند که فناوری روز ممکن است وابستگی یک آمیش را به خانواده و جامعه کاهش دهد و به مرور زمان آن ها را از جامعه آمیش دور کند. این فرقه مسیحی حدود 3 قرن پیش بنیان نهاده و جمعیت آن ها در سال 2000 میلادی تقریباً 200 هزار نفر ذکر شده است.

ایالت خودمختار یهودیان
برای یافتن جماعتی دیگر از سلفی ها البته این بار در دین یهود لازم نیست خیلی از اقامتگاه آمیش ها دور شویم. کریاس جوئل یک روستای یهودی نشین است که اجرای تفکیک جنسیتی در کلیه اماکن عمومی آن و نیز رعایت شئونات اخلاقی و رفتاری الزامی است. این روستا در 80 کیلومتری شمال شهر نیویورک واقع است و قانون اساسی آمریکا در آن جا اجرا نمی شود.
اجتماعی سنتی دارای عفت ها و ارزش ها
هنگام ورود به این روستا، روی تابلوی خیرمقدم آن به بازدیدکنندگان این چنین نوشته شده است: به کریاس جوئل خوش آمدید.
بر اساس سنن و رسوم مذهبی خود، از شما خواهشمندیم تا هنگام بازدید از اجتماع ما به گونه ای عفیف لباس بپوشید و رفتار کنید. این امر شامل موارد زیر می شود: پوشیدن دامن یا شلوار بلند، پوشیده بودن سینه ها، پوشیدن لباس های آستین دار حداقل تا آرنج، استفاده از الفاظ مناسب، رعایت تفکیک جنسیتی در تمام اماکن عمومی.

از احترام شما به ارزش های ما سپاسگزاریم و از بازدید خود لذت ببرید!
در این روستا زنان در سنین جوانی ازدواج می کنند و برای تربیت فرزندان خود در روستا باقی می مانند. ساکنان این روستا به دلیل قوانین مذهبی خود دست به کنترل جمعیت نمی زنند. به همین دلیل زاد و ولد در این روستا زیاد بوده و وجود کودکان زیاد، میانگین سنی افراد روستا را به 12 سال کاهش داده است. به طور متوسط تعداد اعضای یک خانواده در این روستا 6 نفر است. از این رو، مادران این خانواده ها به خاطر داشتن کودکان خردسال به ندرت خارج از منزل کار می کنند. اکثر ساکنان این روستا به زبان عبری صحبت می کنند و انگلیسی تکلم نمی کنند. مردان این روستا به جای فراگیری درس های دانشگاهی به مطالعه و یادگیری تورات و تلمود می پردازند. در واقع فقط 39 درصد ساکنان آن دیپلم و حدود 5 درصد آن ها نیز مدرک دانشگاهی دارند. صدها نفر از مردان این روستا در مؤسسات مذهبی به طور تمام وقت به آموزش مشغول هستند. اکثر آپارتمان ها و خانه های این روستا سرسبز و دارای باغ است. جمعیت این روستا 21 هزار نفر است که بیشتر ساکنان آن را یهودیان تشکیل می دهند. این روستا دارای یک مرکز نگهداری از نوزادان است که با هزینه ای بالغ بر 10 میلیون دلار توسط دولت آمریکا ساخته شده است. در گزارشی که توسط نیویورک تایمز تهیه شده بود، این روستا به عنوان فقیر ترین مکان زندگی در آمریکا شناخته شده است که به دلیل فقر خانواده های این روستا، خاخام این روستا دستور داده است که حلقه های الماس به عنوان هدیه ازدواج پذیرفته نشود تا از این طریق به خانواده ها و زوج های جوان فشار مالی وارد نشود، یا این که در مراسم ازدواج برای برگزاری جشن و شادی فقط از یک نفر نوازنده استفاده شود.

حرکت در جهت عکس تاریخ
سلفی گری به معنی تجدد گریزی، نص گرایی، مقابله با نوآوری و اجتهاد، باور به دوران طلایی گذشته و زندگی در نوستالژی دیروز محدود به دین اسلام، ابن تیمیه یا تفکرات بنیاد گرایانه گروه‌هایی مانند القاعده و طالبان نمی باشد. سلفی ها چه مسلمان، چه مسیحی، چه یهودی، چه بودا و چه هندو در جهت عکس حرکت تاریخ قدم بر می دارند و آینده را در گذشته جست وجو می کنند.

منبع: خراسان
نويسنده: عليرضا رضاخواه

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .