زلال هدایت(ابوسجاد اسحاقی)

1 ________________________________________
بسم الله الرحمن الرحیم
________________________________________ 3 ________________________________________
زلال هدايت
دست مايه حاجيان بيت الله الحرام
براي پاسخ گويي به شبهات وهابيت
ابوسجاد اسحاقي
________________________________________ 9 ________________________________________
پيش نوشت
حج ، كنگره اجتماعي و جهاني است كه نه در يك تالار در بسته ، كه در يك تنگه كوهستاني باز ، نه زير يك سقف كوتاه ، كه زير آسمان بلند بي در ، بي ديوار ، بي قيد ، بي بند و بي تشريفات برگزار مي شود . كنگره اي شكل يافته نه از رؤساي كشورها ، نه از نمايندگان رسمي ، نه از ديپلمات هاي حرفه اي ، نه از رهبران سياسي ، نه از روشنفكران برجسته بلكه كنگره اي از خود مردم است . در اجتماع سالانه حج ، زائران به دور از هر گونه اختلاف طبقاتي ، نژادي و تعصب مذهبي گرد هم مي آيند و به هدف مقدس و مشخصي توجه مي كنند . آيين حج ، منافع بسياري دارد كه آشنايي زائران با يكديگر از جمله آنها است و زمينه را براي برطرف كردن مشكلات آنان فراهم مي كند . امام خميني ( رحمه الله ) در اين باره مي فرمايد :
« حج ، بهترين ميعادگاه معارف ملت هاي اسلامي است كه مسلمانان با برادران و خواهران ديني و اسلامي خود از سراسر جهان آشنا مي شوند و در آن خانه اي كه متعلق به تمامي جوامع اسلامي و پيروان ابراهيم حنيف است ، گرد هم مي آيند و با كنار گذاردن تشخص ها و رنگ ها و مليت ها و نژادها به سرزمين و
________________________________________ 10 ________________________________________
خانه اولين خود رجعت مي كنند و با مراعات اخلاق كريمه اسلامي ، اجتناب از مجادلات و تجملات ، صفاي اخوت اسلامي و دورنمايي از تشكيل امت محمد ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) را در سراسر جهان به نمايش مي گذارند . » (1)
اين پيوند نزديك سبب تفاهم و تقويت روابط اجتماعي و ارتباط بهتر و بيشتر مسلمانان همراه با مهرباني مي شود . بدين ترتيب ، اين همايش بزرگ سالانه ، بستري است تا اختلاف هاي فرعي خود را كنار نهند و به خود آيند و هدف مشتركي را كه همانا اعتلاي « كلمة الله » است ، وجهه همت خود سازند . اين گونه است كه مي توانند هويّت اسلامي خويش را بازيابند و به مصالح جهان اسلام بينديشند تا عظمت اسلامي را براي امت محمد ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) ، به ارمغان آورند .
ناگفته نماند كه حج رمز وحدت مردم و مركزي براي اجتماع دل ها و مايه استحكام هميشگي و پيوند ملل اسلامي است . امت واحد اسلامي همانند دانه هاي زنجير ، هم فكر و هم عقيده اند . آنان پروردگار ، پيامبر ، قبله ، كتاب و هدف مشترك دارند . از اين رو براي حفظ وحدت اسلامي واجب است همه اقليت هاي مسلمانان ، خود را در موج اكثريت مسلمانان ادغام كنند و حساب خود را جدا نگيرند .
از آن جا كه يك پارچگي و هم بستگي ، رمز پيروزي مسلمانان است ، دشمنان اسلام و مسلمانان براي از بين
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيفه نور ، ج 20 ، ص 13
________________________________________ 11 ________________________________________
بردن اين هم بستگي آنان ، از راه هاي گوناگوني وارد مي شوند . دشمنان در چند دهه اخير با تفرقه افكني و پاشيدن تخم نفاق مي كوشند مسلمانان را از يكديگر دور كنند . براي نمونه ، تلاش مي كنند مذهب شيعه در جهان منزوي شود ؛ زيرا استراتژي شيعه در طول تاريخ ، تكيه بر مكتب اهل بيت ( عليهم السلام ) ، همكاري نكردن با ارباب ستم و فساد و تجاوز بوده است . شيعيان هرگز به ستمگران و غاصبان دست بيعت نداده و سزاي اين آزادگي و ستم ستيزي را با زندان رفتن ، شكنجه شدن ، بر دار شدن و شهادت و اسارت پرداخته اند . متأسفانه پيروان وهابيت از روي غرضورزي ، در هم گامي آگاهانه با دشمن ، به نفي و انكار عقايد شيعه مي پردازند . حج ، فرصتي بسيار مغتنم است تا مسلمانان شيعه و سني با منطق و استدلال مستحكم و به دور از هر گونه تشنج آفريني ، در سمينارها و گفت و گوهاي صميمانه به شبهه هاي فكري وهابيت پاسخ گويند .
وهابيان ، تنها خود را مسلمان و اهل توحيد خالص مي پندارند و بقيه مسلمانان را مشرك مي دانند و معتقدند كه تنها شهادت به « لا اله الاّ الله » و « محمد رسول الله » كافي نيست . از اين رو ، توسل جستن مسلمانان به حضرت رسول مكرم اسلام ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) يا زيارت آن حضرت يا شفاعت خواستن از او را شرك مي شمارند . به باور اينان ، « كساني كه معتقد به توسل ، شفاعت ، استغاثه به ارواح اولياي الهي ، تبرّك و غيره اند ، مشركند ، هر چند اسم مسلمان را بر خود
________________________________________ 12 ________________________________________
نهاده اند و چه بسا شرك آنان از عصر جاهليت خطرناك تر است . » (1)
شيعه اماميه بيشتر از بقيه مذاهب اسلامي به طرح مباحث علمي مي پردازد . به همين دليل وهابيان به شيوه هاي مختلف درصدد مقابله با شيعه و آثار علمي آنان برآمده اند . براي نمونه ، آثار شيعي را كه در نمايشگاه هاي بين المللي كتاب مصر عرضه شده بود ، خريده و سوزانده اند . (2) يكي ديگر از تلاش هاي وهابيان ، تحريف كتاب ها است ، به اين صورت كه اگر نكته اي يا روايتي بر ضد آنان باشد ، درصدد حذف آن برمي آيند . محمد نوري ديرثوي مي گويد :
« تحريف و حذف احاديث از كارهاي دايمي و هميشگي وهابيون است . به عنوان نمونه ، نعمان آلوسي ، تفسير پدرش ، شيخ محمود آلوسي را به نام روح المعاني تحريف و مطالبي را كه به ضرر وهابيون بود ، حذف كرد . اگر اين تحريف نبود ، تفسير او نمونه تفاسير محسوب مي شد . نمونه ديگر اين كه در مغني ابن قدامه حنبلي ، بحث استغاثه را حذف كردند ، زيرا در نظر آنان ، شرك محسوب مي شود . آن گاه آن را چاپ كردند . شرح صحيح مسلم را نيز با حذف احاديث صفات ، چاپ مجدد كردند . » (3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . ر . ك : محمد بن عبدالوهاب ، الرسائل العلميه ، ص 79 ؛ صنعاني ، تطهير الاعتقاد ، ص 17 و فتح المجيد ، ص 40 و 41
2 . السلفية بين اهل السنة و الامامية ، ص 680
3 . شيخ ديرثوي ، ردود علي شبهات السلفية ، ص 249
________________________________________ 13 ________________________________________
اين دستبردها زماني شدت بيشتري مي يابد كه در مورد فضايل اهل بيت ( عليهم السلام ) باشد . براي نمونه ، در تفسير جامع البيان طبري ، ذيل آيه شريفه ( وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الاَْقْرَبِينَ ) (1) ، حديث آغاز دعوت را اين گونه نقل مي كند كه پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) فرمود : « كدام يك از شما وزير و كمك كار من در اين امر ـ امر رسالت ـ خواهد شد تا برادر من و كذا و كذا باشد . » بعد از آن كه علي ( عليه السلام ) اين مقام را پذيرفت ، پيامبر ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) به علي ( عليه السلام ) فرمود : تو برادر من و كذا و كذا هستي . (2)
در حقيقت ، به جاي كذا و كذا ، « وصيي و خليفتي » بوده كه وهابيان آنها را حذف كرده و به جاي آن ، كلماتي مبهم قرار داده اند ، زيرا اين گونه احاديث با عقايدشان سازگاري ندارد . اينان همچنين مطاعني را كه درباره خلفا حتي معاويه ، يزيد و برخي صحابه وارد شده است ، حذف مي كنند .
ترفند ديگر وهابيت ، مختصر كردن كتاب ها و متون اصلي حديثي ، تاريخي و تفسيري است ، به اين شكل كه بخش هايي را كه موافق با عقايدشان نيست ، با اين بهانه كه مي خواهند كتاب را مختصر كنند تا براي مردم بيشتر سودمند باشد ، حذف مي كنند . آن گاه كتاب هاي مختصر تحريف شده را در شمارگان بسيار و رايگان ميان مردم پخش مي كنند . موسم حج ، يكي از بهترين زمان هايي است كه وهابيان ، با بهره گيري از شگردهاي تبليغي و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شعراء : 214
2 . جامع البيان ، ذيل آيه شريفه .
________________________________________ 14 ________________________________________
اعزام مبلّغ به ميان حجاج ، كتاب هاي ياد شده را به حاجيان مي رسانند .
بي گمان ، وهابيان با افكار خاص خود ، تنها به ايجاد اختلاف و درگيري ميان مسلمانان مي پردازند ؛ كاري كه مايه خشنودي استعمار مي شود و بس . براي تأكيد اين سخن ، گفته لُرد كورزون را در توصيف مذهب وهابيت بخوانيد كه مي گويد :
« اين عالي ترين و پربهاترين ديني است كه براي مردم به ارمغان آورده شده است . » (1)
محمد بن عبدالوهاب از دنيا رفت ، ولي مستشرقين و استعمارگران دايما درصدد دفاع از افكار او هستند تا جايي كه مستشرق يهودي ، گولدزير ، او را پيامبر حجاز خوانده و مردم را به متابعت از افكار او تحريك مي كند . (2)
با وجود تلاش فراوان و ترفندهاي گوناگون مدافعان تفكر وهابي ، نه تنها شيعيان ، بلكه پيروان مذاهب اهل سنت نيز مسلمانان را از گرايش به اين افكار انحرافي برحذر داشته اند . به همين دليل ، تلاش آنها در ايجاد گروه هاي انحرافي و تروريستي طالبان و القاعده و ترويج عقايد افراطي آنان ناكام مانده است .
با اين همه ، شيعيان براي مقابله با شبهه هاي وهابيان بايد از اصول و مباني مذهب حقه شيعه اماميه ، اطلاعات نسبي داشته باشند . اين نوشتار ، ره توشه اي است براي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . المخطّطات الاستعمارية لمكافحة الاسلام ، ص 78
2 . همان ، ص 105
________________________________________ 15 ________________________________________
تقويت بنيه اعتقادي حجاج ، باشد كه حجاج ارجمند پس از آشنايي نسبي با عقايد اصيل شيعه ، آن را به ديگران ، انتقال دهند و با پاسخ گويي به شبهه هاي موجود در زمينه هاي گوناگون از جمله مهدويت ، شفاعت ، سجده بر خاك ، غدير و تحريف ناپذيري قرآن ، رجعت و مانند آن ، سرافرازانه از مكتب اهل بيت ( عليهم السلام ) پاسداري كنند . مجهز شدن حجاج به بسته هاي اعتقادي براي پاسداري از مكتب تشيع ، ضرورتي است اجتناب ناپذير . از اين رو توصيه مي شود حتماً پيش از سفر به بيت الله ، اين كتاب و كتاب هاي مشابه از جمله شيعه شناسي و پاسخ به شبهات ( علي اصغر رضواني ) ، شيعه پاسخ مي دهد ( سيدرضا حسيني نسب ) ، پاسخ جوان شيعي به پرسش هاي وهابيان ( محمد طبري ) ، سلسله كتاب هاي استاد ارجمند سيد حسين طاهري خرم آبادي در تببين باورهاي شيعي ، آثار گران سنگ آيت الله سبحاني ، مكتوبات پر ارزش آقاي ربّاني گلپايگاني ، منشورات مكتبة الرسالة مربوط به حضرت آيت الله العظمي سيستاني ، كتاب چالش هاي فكري و سياسي وهابيت ( اكبر اسد علي زاده ) و مانند آن را مطالعه كنند . شايسته است به سهم خود ، از همه مدافعان مكتب اهل بيت ( عليهم السلام ) كه در مراحل گوناگون چاپ اين اثر ، ما را ياري دادند ، سپاس گزاري كنم . اميد داريم خداوند همه ما را مشمول الطاف رحماني خود قرار دهد .
________________________________________ 17 ________________________________________
درآمد
اين يك هفته براي هادي ، زمان شور و شيريني بود . او در هماهنگ كردن مسافران حج ، كمك به مدير كاروان نصب پلاكاردهاي تبليغاتي ، آماده سازي وسايل صوتي ، مشاركت فعال داشت . شيرين تر از آن هم دلي و هم ياري مخلصانه محمد با او بود . وقتي زمان موعود فرا رسيد ، برق شادي در چشمان همه ديده مي شد . جناب آقاي حقاني از همه شادمان تر بود . مصافحه و تواضع علمي استاد حقاني و فياض در برابر هم ، درس ديگري براي همه ما بود . با آقاي حقاني هماهنگ كرده بوديم كه شرط جناب استاد فياض را براي طرح بحث كوتاهي درباره مهدويت بپذيرد . ايشان هم مثل هميشه با فروتني ، دعوت ما را پذيرفته بود . بنابراين ، نشست صميمانه اي شكل گرفت . آقاي حقاني ، روحاني محترم كاروان پشت تريبون رفت و با ذكر صلوات ، بحث را آغاز كرد . ايشان « مهدويت از ديدگاه تشيع و تسنن » را موضوع بحث خود قرار داده بود . به نظر ايشان ، مهدويت ، بهترين عامل وحدت بين مذاهب اسلامي است ؛ چون ظهور منجي در آخرالزمان ، از اشتراكات عقيدتي بين مذاهب به شمار مي رود . آقاي حقاني پس از مقدمه كوتاه در اين زمينه ، كه در حقيقت
________________________________________ 18 ________________________________________
براي قرار گرفتن مخاطبان در فضاي بحث بود ، با بياني شيرين و دل نشين ، باب گفت و گو را گشود و همه ما را به بوستان مهدوي مهمان كرد .
________________________________________ 19 ________________________________________
مهدويت از ديدگاه تشيع و تسنن
از آنجا كه اعتقاد به نجات بشر در آينده اي نه چندان دور از باورهاي فطري بشريت است ، اين موضوع ، بستر مناسبي براي گفت و گو است . ضرورت معرفت امام زمان ( عجل الله فرجه الشريف ) بر كسي پوشيده نيست . رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) مي فرمايد :
« من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتةً جاهلية » (1)
هر كس بميرد و پيشواي زمانش را نشناسد ، به مرگ جاهليت مرده است .
بنابراين ، بحث از امامت و مهدويت ، از وظايف و تكاليف شيعه در عصر غيبت است . از اين رو ، با اجازه استاد ارجمند ، جناب فياض و مسافران ديار وحي ، مختصري در اين باره صحبت مي كنم . از مسائلي كه شرايع آسماني بر آن اتفاق نظر دارند ، مسئله مصلح جهاني است كه در آخرالزمان ظهور مي كند . نه تنها جامعه اسلامي ، بلكه جامعه هاي يهود و نصارا نيز منتظر آمدن عدل گستر جهان هستند . پيامبر گرامي اسلام ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) در اين باره مي فرمايد :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شرح مقاصد ، ج 5 ، ص 239
________________________________________ 20 ________________________________________
« لو لم يبق من الدّهر إلاّ يوم لبعث الله رجلاً من أهل بيتي يملأها عدلاً كما ملئت جوراً » (1)
اگر از روزگار به جز يك روز باقي نماند ، همانا خداوند ، مردي از خاندان من را برمي انگيزد تا جهان را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ستم شده است .
عصر ظهور و برپايي حكومت عدل توحيدي جهاني و برچيده شدن ستم و بي عدالتي نه تنها خواسته انبيا و اوصاي الهي در طول تاريخ بشر بوده ، بلكه خواسته فطري بشر است . رسيدن به اين عصر و حكومت ، شرايطي دارد كه بعضي از آنها به دست خود بشر محقق مي شود كه از آن جمله ، رسيدن انسان به تكامل همه جانبه است . همچنين انتظار سازنده و آمادگي براي پذيرش حضرت ، شرط ديگر ظهور است . امام صادق ( عليه السلام ) در اين باره مي فرمايد :
« ليعدّنّ احدكم لخروج القائم و لو سهماً فإنّ الله اذا علم ذلك من نيّته رجوت لأن ينسي في عمره حتّي يدركه و يكون من اعوانه و انصاره » . (2)
بايد هر كدام از شما براي خروج قائم آمادگي پيدا كند ، هر چند با تهيه كردن يك تير باشد ؛ زيرا وقتي خداوند مي بيند كسي به نيّت ياري مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) ، اسلحه تهيه كرده ، اميد است كه عمرش را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . ينابيع المودة ، ص 432
2 . بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 366
________________________________________ 21 ________________________________________
درازتر كند تا ظهور او را درك كند و از يارانش باشد .
در روايت ديگري آمده است كه رواي به امام باقر ( عليه السلام ) عرض كرد :
« انّهم يقولون : انّ المهدي لو قام لاستقامت له الامور عفواً و لايهرق محجة دم فقال كلاّ والّذي نفسي بيده لو استقامت لأحد عفواً لاستقامت لرسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) حين أدميت رباعيّته و شجّ في وجهه ، كلاّ والّذي نفسي بيده حتّي نمسح نحن و أنتم العراق و العلق ، ثم مسح بجبهته » (1)
مردم مي گويند چون مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) قيام كند ، كارها خود به خود درست مي شود ، به اندازه حجامتي خون نمي ريزد . امام فرمود : هرگز چنين نيست . به خداي جان آفرين سوگند مي خورم ، اگر قرار بود كار براي كسي خود به خود درست شود ، براي پيامبر ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) درست مي شد ، هنگامي كه دندانش شكست و صورتش شكافت . هرگز چنين نيست كه كار خود به خود درست شود . به خداي جهان آفرين سوگند مي خورم ، كار درست نخواهد شد تا اين كه ما و شما در عرق و خون غرق شويم . آن گاه به پيشاني خود دست كشيد .
آب پنهان در زمين بدون تلاش و تحمل رنج به دست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 358
________________________________________ 22 ________________________________________
نمي آيد و انسان تشنه براي رسيدن به آب هاي زيرزميني ، چاه و قنات حفر مي كند . ظهور حضرت مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) نيز زماني محقق مي شود كه مردم مشتاق عدالت شوند و با تلاش خود ، مقدمات آن را فراهم كنند . اشاره كردم كه مسئله اعتقاد به نجات بشر از ستم و بي عدالتي و تبعيض ، پيروزي حق و عدالت بر باطل و بي عدالتي و گسترش حكومت الهي ، كم و بيش مورد اتفاق همه مكاتب و ملت ها به ويژه اديان الهي است ، هر چند در خصوصيات و مصداق آن ، اختلافاتي وجود دارد . پس اعتقاد به اصل قضيه ، مورد اتفاق است كه بشر روزي روي خوشي و سعادت را در پايان تاريخ خواهد ديد :
( وَ نُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوافِي الاَْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَ رِثِينَ ) (1)
ما مي خواهيم تا به مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم .
اكنون كه در عصر غيبت قرار داريم ، امام همچون آب پنهان در دل زمين است كه خواص متعددي دارد . امام به مثابه آبي است كه مردم از بركت وجود او بهره مندند ، گرچه خود بي خبرند . چه بسيارند افرادي كه هنگام گرفتاري ها به ايشان توسل جسته و مشكلشان را حل كرده اند . چه بسيار گناه كاراني كه از بركت وجود حضرت ولي عصر ( عجل الله فرجه الشريف ) ، نور هدايت بر قلبشان تابيده و خود را از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . قصص : 5
________________________________________ 23 ________________________________________
گمراهي ها نجات داده اند .
وجود امام در غيبت نيز چون خورشيدي است كه پشت ابرها پنهان است ، ولي مردم از نور وجودش بهره مندند . از امام زمان ( عجل الله فرجه الشريف ) چنين روايت شده است :
« أمّا وَجْهُ الاِْنتفاعِ بي في غَيْبَتي فَكالانتفاع بالشَّمس إذا غَيَّبَها عَنِ الأبْصار السَّحاب وَإنّي لأمانٌ لأهل الأرض كَما أنّ النُّجومَ أَمانٌ لأهل السَّماء . » (1)
چگونگي سودرساني من در زمان غيبتم مانند سودرساني خورشيد است ، زماني كه ابرها آن را از چشم ها پنهان كنند و من ايمن دهنده اهل زمينم ، هم چنان كه ستارگان ، ايمن دهنده اهل آسمانند .
مهدويت ، عامل وحدت
مهدويت ، يكي از موارد اتفاق شيعه و سني است . همه مسلمانان در اين مسئله اتفاق نظر دارند كه در آخرالزمان ، شخصي به نام مهدي از ذريّه پيامبر اسلام و از اولاد حضرت زهرا ( عليها السلام ) ظهور و زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد . رواياتي كه مؤيد اين اعتقادند ، به حدّ تواتر رسيده و علماي اهل سنت و شيعي بر آن مهر تأييد نهاده اند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 289
________________________________________ 24 ________________________________________
مهدويت در سخنان عالمان شيعه
بيشتر علما در اين باره سخن گفته اند كه تنها دو نمونه از آن را يادآور ميشويم .
الف ) شهيد صدر مي نويسد : به راستي ، اعتقاد به حضرت مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) به عنوان پيشواي منتظر براي تغيير جهان به جهاني بهتر در احاديث پيامبر اعظم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) به طور عموم و به ويژه روايات اهل بيت ( عليهم السلام ) آمده است . در روايات فراوان به حدّي بر اين مسئله تأكيد شده است كه جاي هيچ شكي براي انسان باقي نمي گذارد و تنها از طريق برادران اهل سنت ، حدود چهار صد روايت از پيامبر درباره حضرت مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) احصا و شماره شده است ، همان گونه كه مجموعه روايات مهدويت كه از طريق شيعه و سني رسيده و احصا شده ، بيش از شش هزار روايت برآورده شده است و اين رقم بزرگي است كه در بسياري از قضاياي اسلامي بديهي براي آن نظيري نيست ؛ قضايايي كه معمولاً مسلمانان در آن ترديد نمي كنند . (1)
ب ) شيخ محمدرضا مظفر مي نويسد :
« مسئله بشارت به ظهور حضرت مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) از اولاد فاطمه زهرا ( عليها السلام ) در آخرالزمان و اين كه زمين را پر از عدل و داد مي كند ، بعد از آن كه از ستم و جور پر شده باشد ، از مسائلي است كه به طور متواتر از پيامبر رسيده است و مسلمانان نيز در كتابهاي روايي خود آنها را نقل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحث حول المهدي ، صص 64 ـ 63
________________________________________ 25 ________________________________________
كرده اند . اعتقاد به مهدي ، عقيده جديد نزد شيعه اماميه نيست كه به جهت انتشار ظلم و جور به آن روي آورده و به ظهور كسي كه زمين را از پليدي ظلم پاك كند ، معتقد شده باشند . عده اي غير منصف درصدد ترسيم تصويري اين گونه از قضيه مهدويت هستند . اگر قضيه مهدويت كه از پيامبر رسيده است ، نزد جميع مسلمانان ثابت نبود و در نفوس آنها رسوخ پيدا نكرده بود ، هرگز مدعيان مهدويت ، همانند كيسانيّه و عباسيين و جماعتي از علويّين و ديگران نمي توانستند در طول قرن ها براي رسيدن به ملك و سلطنت ، مردم را فريب دهند و با مستمسك كردن اين عقيده ، ادعاي مهدويت كنند . اينان توانستند از راه دروغين مهدويت ، راهي براي تأثيرگذاري در عموم مردم پيدا كنند و از اين طريق ، نفوذ خود را در ميان مردم توسعه دهند . » (1)
مهدويت در سخنان علماي اهل سنت
حافظ ابن حجر عسقلاني مي گويد :
« اخبار به حدّ تواتر دلالت دارد بر اينكه مهدي از اين امت ( اسلام ) است و به راستي ، عيسي بن مريم از آسمان فرود مي آيد و پشت سر او به نماز مي ايستد . » (2)
قاضي شوكاني نيز مي گويد :
« احاديث مهدي بدون شك و شبهه متواتر است ، بلكه عنوان تواتر بر كمتر از اين مقدار از اين احاديث نيز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . عقايد الاماميه ، ص 77
2 . فتح الباري ، ج 5 ، ص 362
________________________________________ 26 ________________________________________
صدق مي كند ، آن هم با تمام اصطلاحاتي كه در علم اصول در رابطه با تواتر و خبر متواتر آمده است . » (1)
مباركفوري يكي ديگر از علماي اهل سنت مي نويسد :
« بدان كه مشهور بين تمام مسلمانان در طول زمان ها اين است كه به طور حتم ، در آخر الزمان ، شخصي از اهل بيت ( عليهم السلام ) ظهور خواهد كرد كه دين را تأييد مي كند ، عدل را ميان جامعه ظاهر مي كند و مسلمانان به دنبال او مي روند و او بر ممالك اسلامي سلطه پيدا خواهد كرد و او « مهدي » ناميده مي شود . » (2)
سخن قرماني دمشقي نيز در اين باره شنيدني است :
« علما بر اين امر اتفاق كرده اند كه مهدي همان قيام كننده در آخرالزمان است و اخبار ظهور آن حضرت ( عليه السلام ) يكديگر را تأييد مي كنند و روايات بر اشراق نورش دلالت دارند . به زودي ، ظلمت و تاريكي شب ها و روزها به روشنايي وجود او منوّر خواهد شد و تاريكي ها به ديدار او همانند بيرون آمدن صبح از ظلمت شب از ميان خواهد رفت . عدل او در افق ها سير خواهد كرد و پر نورتر از ماه منير در مسيرش خواهد بود . » (3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسرار الوهم المكنون ، ص 4 به نقل از رساله التوضيح شوكاني .
2 . تحفة الاحوذي بشرح جامع الترمذي ، مباركفوري ، شرح حديث 2331
3 . اخبار الدول و آثار الاول ، ج 1 ، ص 463
________________________________________ 27 ________________________________________
مهدي از فرزندان فاطمه ( عليها السلام )
از ابوسعيد خدري روايت شده است كه رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) فرمود :
« لاتقوم الساعة حتي تملأ الأرض ظلماً و عدواناً . قال : ثم يخرج رجل من عترتي أو من اهل بيتي يملأها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و عدواناً » (1)
قيامت برپا نمي شود تا اين كه زمين پر از ستم و جور شده باشد . فرمود : پس مردي از عترتم يا از اهل بيتم قيام مي كند و زمين را پر از عدل و داد مي كند ، همان گونه كه پر از ستم و جور شده است .
ترمذي ، يكي ديگر از علماي اهل سنت به سند خود از پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نقل مي كند :
« يلي رجل من أهل بيتي يواطي اسمه اسمي » (2) .
شخصي از اهل بيتم ، متولّي سراسر زمين خواهد شد كه نام او هم نام من است .
حاكم نيشابوري هم به سند خود از ابي سعيد خدري نقل كرده است كه رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) فرمود :
« المهدي منّا اهل البيت » (3) .
مهدي از ما اهل بيت است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مسند احمد ، ج 3 ، ص 36 و مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 557
2 . جامع ترمذي ، ج 4 ، ص 505 ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 376
3 . مستدرك حاكم ، ج 4 ، ص 557
________________________________________ 28 ________________________________________
بخاري از علماي مشهور اهل سنت ، حديث ديگري را از پيامبر اسلام نقل مي كند كه فرمود :
« المهدي حق و هو من ولد فاطمة » (1)
مهدي حق و او از اولاد فاطمه ( عليها السلام ) است .
روايت ديگر از سعيد بن مسيّب است كه مي گويد :
« كُنّا عند أمّ سلمة فتذكرنا المهدي فقالت : سمعت رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) يقول : المهدي من عترتي من ولد فاطمة » (2)
نزد امّ سلمه بوديم كه سخن از مهدي به ميان آمد . امّ سلمه فرمود : از رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) شنيدم كه مي فرمود : مهدي از عترتم از اولاد فاطمه است .
اصل مهدويت در عقايد وهابيان
وهابيان به اصل مهدويت اعتقاد دارند ، چنان كه شيخ ناصرالدين الباني مي نويسد :
« همانا عقيده به خروج مهدي ، عقيده اي است ثابت و متواتر از پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) كه ايمان به آن واجب است ؛ زيرا اين عقيده از امور غيب است كه ايمان به آن در قرآن كريم از صفات پرهيزكاران شمرده شده است . خداوند مي فرمايد : اين كتاب ، شكي در آن نيست و راهنماي پرهيزكاران است . آن كساني كه به جهان غيب ايمان آوردند ، همانا انكار اين عقيده ، جز از فرد جاهل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تاريخ بخاري ، ج 3 ، ص 346
2 . سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ح 4086 ؛ تاريخ بخاري ، ج 3 ، ص 346
________________________________________ 29 ________________________________________
زورگو صادر نمي شود . از خداوند متعال مي طلبم كه ما را بر ايمان به اين عقيده و به هر امري كه به طور صحيح از كتاب و سنت ثابت شده است ، بميراند . » (1)
استاد عبدالمحسن بن حماد العباد وهابي هم مي نويسد :
« تصديق و اعتقاد به قضيه مهدويت ، داخل در ايمان به رسالت پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) است ، زيرا آثار ايمان به پيامبر ، تصديق اوست در اموري كه به آنها خبر داده و نيز داخل در ايمان به غيبي است كه خداوند متعال ، مؤمنان را به جهت ايمان به آن مدح كرده است ؛ آنجا كه مي فرمايد اين كتاب شك در آن نيست و راهنماي پرهيزكاران است ، آنان كه به غيب ايمان دارند . » (2)
اتفاق مذاهب اسلامي بر اقتداي حضرت عيسي ( عليه السلام ) به حضرت مهدي
روايات اسلامي بر اين امر اتفاق نظر دارند كه هنگام خروج مهدي ( عليه السلام ) ، حضرت عيسي ( عليه السلام ) نيز از آسمان فرود مي آيد و در نماز به امام زمان ( عجل الله فرجه الشريف ) اقتدا خواهد كرد . مسلم در صحيح و با سند خود از جابر بن عبدالله انصاري نقل مي كند كه از پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) شنيدم كه فرمود : هميشه طايفه اي از امتم بر حق و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مجله التمدن الاسلامي ، شماره 22 ، ص 643 ، چاپ دمشق .
2 . مجله الجماعة الاسلامية ، سال اول ، شماره 3 ، ذيقعده 1388 ، چاپ حجاز .
________________________________________ 30 ________________________________________
ظاهرند تا روز قيامت . عيسي بن مريم از آسمان فرود آيد . امير آنها به حضرت عيسي مي گويد : پيش آي و براي ما امامت كند . او در پاسخ مي گويد : خير ، به راستي بعضي از شما بر بعضي ديگر امير است به جهت اكرام خدا بر اين امّت . (1)
ابوسعيد خدري هم از رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نقل مي كند كه فرمود :
« منّا الذي يصلّي عيسي بن مريم خلفه . » (2)
از ماست كسي كه عيسي بن مريم به او اقتدا كرده است و نماز مي گزارد .
شيعيان هم از امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي كنند كه فرمود :
« القائم منصور بالرعب ، مؤيد بالنصر ، تطوي له الأرض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب و يظهر الله عزّوجلّ به دينه و لو كره المشركون فلايبقي من الأرض خراب الاّ عمر و ينزل روح الله عيسي بن مريم فيصلّي خلفه » . (3)
قائم به ترس ، ياري و تأييد مي شود . زمين براي او خواهد چرخيد و سلطنتش ، مشرق و مغرب جهان را فرا خواهد گرفت .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 137
2 . عقد الدرر ، ص 25 ؛ جامع الصغير ، ج2 ، ص546
3 . بحارالأنوار ، ج 52 ، ص 191 ، حديث 24
________________________________________ 31 ________________________________________
خداوند عزّوجلّ به واسطه او ، دينش را ظاهر مي كند ، هر چند مشركان به آن كراهت داشته باشند . روي زمين جاي خرابي نيست مگر آن كه آباد شود و روح الله عيسي بن مريم فرود مي آيد و پشت سر او نماز خواهد گزارد .
ولادت حضرت مهدي موعود از ديدگاه اهل سنّت
ولادت امام مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) از موارد اختلاف شيعه و اهل سنت است . تعداد زيادي از علماي اهل سنت همانند شيعه اماميه معتقدند كه امام عسكري ( عليه السلام ) فرزندي به نام « محمد » داشته است . هم چنين برخي از آنان همانند شيعه معتقدند كه صاحب الزمان و مهدي و كسي كه در آخر زمان قيام مي كند ، همواست . با اين حال ، بعضي ديگر از اهل سنّت با اين عقيده مخالفند . از موافقان نظر اماميه از اين افراد مي توان نام برد :
1 ـ علامه شمس الدين قاضي ابن خلكان شافعي مي گويد :
« ابوالقاسم محمد بن حسن عسكري فرزند علي هادي فرزند محمدجواد دوازدهمين امام نزد شيعه دوازده امامي معروف به حجّت . . . ولادت او در روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هجري اتفاق افتاد . هنگام وفات پدرش پنج سال داشت . » (1)
2 ـ ابن جوزي مي گويد :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وفيات الاعيان ، ج 4 ، ص 176
________________________________________ 32 ________________________________________
« محمد بن حسن بن علي بن محمد . . . كنيه او ابوعبدالله و ابوالقاسم است و او جانشين و حجّت ، صاحب الزمان و قائم و منتظر است . (1)
3 ـ شمس الدين محمد بن طولون حنفي در شرح حال امامان مي گويد :
« دوازدهمين آنان ، فرزندش محمد بن حسن ابوالقاسم است . . . ولادتش در روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هجري اتفاق افتاد و هنگام وفات پدر پنج سال داشت . » (2)
4 ـ ابوالوليد محمد بن شحنه حنفي هم مي گويد :
« خداوند به حسن عسكري فرزندي عنايت كرد كه انتظار او را مي كشيدند . وي داوزدهمين امام نزد اماميه است . نامش ، محمد و القابش ، مهدي ، قائم و حجّت است . ولادتش در سال 255 هجري اتفاق افتاد . » (3)
5 ـ شيخ سلميان قندوزي حنفي مي نويسد :
« خبر معلوم و تحقيق شده نزد افراد معتبر آن است كه ولادت قائم در شب نيمه ماه شعبان سال 255 هجري در شهر سامرا اتفاق افتاده است . » (4)
6 ـ شيخ حسين بن محمد دياربكري مالكي نوشته است :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تلبيس ابليس ، ص 118
2 . الشذرات الذهبية ، صص 117 و 118
3 . روضة المناظر در حاشيه مروج الذهب ، ج 1 ، ص 294
4 . ينابيع المودة ، ج 3 ، ص 306
________________________________________ 33 ________________________________________
« دوازدهمين آنها محمد بن حسن بن علي بن محمد بن علي الرضا است . كنيه اش ، ابوالقاسم و لقبش نزد اماميه ، حجّت ، قائم ، مهدي ، منتظر و صاحب الزمان است . او نزد اماميه دوازدهمين امام است . » (1)
7 ـ ابن عماد دمشقي حنبلي هم درباره حوادث سال 260 هجري گفته است :
« در آن سال ، حسن بن علي بن محمد بن الجواد بن علي الرضا بن موسي الكاظم بن جعفر الصادق علوي حسيني ، يكي از امامان دوازده گانه ، به اعتقاد رافضه ، از دار دنيا رحلت كرد . او پدر منتظر ، محمّد صاحب سرداب است . » (2)
در نقل قولها كوشيده ام از انبوه نظريه هاي علماي اهل سنت ، شماري را كه به علماي هر چهار مذهب ، شافعي ، حنفي ، مالكي و حنبلي مربوط مي شود ، نمونه هايي بياورم . همان طور كه پيداست ، تمام مذاهب اسلامي درباره ولادت امام مهدي ( عجل الله فرجه الشريف ) اتفاق نظر دارند . هر چند بعضي از آنها همان طور كه گذشت ، با پذيرش تولد حضرت در اينكه ايشان همان مهدي موعود باشد ، دچار ترديد شده اند .
هر چند گفت و گو در اين باره ، فرصت و مجال بيشتري را مي طلبد ، ولي براي استفاده بيشتر از محضر استاد ارجمند ، جناب فياض ، به همين مقدار بسنده مي كنم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تاريخ الخميس ، دياربكري ، ج 2 ، ص 288
2 . شذرات الذهب في أخبار من ذهب ، ج 3 ، ص 265
________________________________________ 34 ________________________________________
اطمينان دارم كه از تحفه علمي اين بزرگوار در اين نشست علمي ، همه ما استفاده شايان خواهيم برد . تريبون را با كمال افتخار به ايشان تقديم مي كنم . اگر نبود اطاعت از دستور ايشان ، جا داشت كه سراسر وقت نشست را در محضر ايشان باشيم . از حوصله اي كه براي شنيدن سخنان حقير به خرج داديد ، متشكرم .
* * *
آن گاه استاد فياض براي سخنراني پشت تريبون رفت و حاضران با صلواتي بلند از او استقبال كردند . استاد پيش از پرداختن به اصل بحث فرمود :
جلسه را با صلوات بر محمد و آل طاهرينش آغاز كرديم . همين جا بايد بگويم كه گاهي درباره صلوات مي پرسند كه چرا هنگام صلوات فرستادن بر محمد ، آلِ آن حضرت را نيز بر او عطف مي كنيد و مي گوييد : اللهم صلّ علي محمد و آل محمد ؟ اين مطلب حتمي و مسلّم است كه خود پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) شيوه درود فرستادن بر خود را بر مسلمانان آموخته است . اگر به آموزه نبوي توجه كنيم ، مي بينيم هر چند عده زيادي از صحابه قابل احترام و داراي ارزشهاي انكارناپذيرند ، ولي حضرت رسول ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) تنها صلوات بر آل را سفارش فرمود . در اين باره آمده است :
« آن گاه كه آيه شريفه ( إِنَّ اللَّهَ وَمَلَـلـِكَتَهُو يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيْهِ
________________________________________ 35 ________________________________________
وَ سَلِّمُواْ تَسْلِيمًا ) (1) نازل شد ، مسلمانان پرسيدند : چگونه درود فرستيم ؟ پيامبر فرمود : « لاتُصَلُّوا عَليَّ الصَّلوةَ البتراء » ؛ بر من صلوات ناقص نفرستيد . باز پرسيدند : چگونه درود بفرستيم ؟ فرمود : بگوييد : « اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَعَلي آلِ مُحَمَّد » (2)
از همين رو ، فخر رازي در تفسيرش تأكيد دارد كه صيغه درود بر پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) اين گونه باشد . البته آل پيامبر اعظم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) در ميان اهل سنت از موقعيت ويژه اي برخوردارند ، چنان كه شافعي در شعر معروف خود مي گويد :
« اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَعَلي آلِ مُحَمَّد » (3)
يا اهل بيت رسول الله حبّكم * * * فرض من الله في القرآن أنزله
كفاكم من عظيم القدر انّكم * * * من لم يصل عليكم لا صلوة له (4)
اي خاندان پيامبر گرامي ، محبت شما فريضه اي است كه خداوند آن را در قرآن فرو فرستاده است .
در بزرگي و رفعت مقام شما ، همان بس كه هر كس بر شما درود نفرستد ، براي او نمازي نخواهد بود .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . احزاب : 56
2 . الصواعق المحرقة ، ابن حجر ، باب 11 ، فصل اول ، ص 146 و نظير آن در الدرّالمنثور ، ج 5 ، تفسير آيه 56 سوره احزاب به نقل از محدثان و صاحبان صحاح و مسانيد از قبيل عبدالرزاق و ابن ابي شيبه و احمد و بخاري و مسلم و ابوداوود و ترمذي و نسائي و ابن ماجه و ابن مردويه از كعب ابن عجزة از پيامبر گرامي ، آمده است .
3 . التفسير الكبير ، ج 25 ، ص 277
4 . التفسير الكبير ، ج 25 ، ص 277
36 ________________________________________
با اين همه ، تأكيد بر لزوم صلوات بر آل محمد ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) ، برخي مسلمانان اين توصيه را عملي نمي كنند و از دورد فرستادن بر آل ايشان خودداري مي كنند . صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) بدون صلوات بر آل او نه تنها كراهت دارد و منهي است ، بلكه اين كار در نماز سبب رد شدن نماز در درگاه خداوند مي شود .
دارقطني و بيهقي از رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نقل كرده اند كه فرمود :
« من صلّي صلاة و لم يصلّ فيها عليّ و علي اهل بيتي لم تقبل منه » . (1)
هر كس نمازي بخواند و در آن بر من و آل من درود نفرستد ، نماز وي پذيرفته نمي شود .
جابر بن يزيد جعفي از امام باقر ( عليه السلام ) و او از ابومسعود انصاري نقل مي كند كه رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) فرمود :
« من صلّي صلاة لم يصلّ فيها عليّ و علي اهل بيتي لم تقبل منه » . (2)
« هر گاه شخصي نمازي بخواند و در آن ، بر من و اهل بيتم درود نفرستد ، نمازش پذيرفته نمي شود .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الصواعق المحرقة ، ص235 و سنن دارقطني ، ج1 ، ص355
2 . سنن دارقطني ، ج1 ، ص355 .
________________________________________ 37 ________________________________________
در غير نماز هم گفته هاي فراواني از علماي اهل سنت درباره درود بر اهل بيت ( عليهم السلام ) در كنار درود بر رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) وارد شده است . براي نمونه ، زيد بن خارجه نقل مي كند كه پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) فرمود :
« بر من درود بفرستيد و در دعا كوشش كنيد و بگوييد : « اللهم صلّ علي محمّد و آل محمد كما صلّيت علي ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد و بارك علي محمّد و آل محمد كما باركت علي ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد . » (1)
همچنين طلحه مي گويد : به پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) عرض كرديم ، كيفيت سلام بر تو را دانستيم . حال كيفيت درود بر تو چيست ؟ فرمود : بگوييد : « اللّهم صلّ علي محمّد و علي آل محمّد و بارك علي محمّد و علي آل محمّد كما صلّبت و باركت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انّك حميد مجيد » . (2)
بريده خزاعي از پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نقل مي كند كه فرمود : بگوييد : « اللّهم اجعل صلواتك و رحمتك و بركاتك علي محمّد و علي آل محمّد كما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن نسايي ، ج 3 ، ص 48
2 . كنزالعمّال ، ج 2 ، ص 172 ؛ الدرّالمنثور ، ج 5 ، ص 126
________________________________________ 38 ________________________________________
جعلتها علي إبراهيم و علي آل إبراهيم انّك حميد مجيد » . (1)
صلوات فرستادن مسلمانان بر پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) گونه اي سپاس گزاري از زحمت هاي طاقت فرساي 23 ساله رسول گرامي اسلام ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) و قدرداني هر مسلمان از نعمت هدايت و ابلاغ پيامبر الهي است كه از بزرگ ترين نعمت هاي خداوند به شمار مي رود . از نظر روان شناسي ، صلوات فرستادن و دعا براي آن حضرت ، موجب تحكيم و ريشه دارتر شدن محبت به آن حضرت مي شود و پيروي بيشتر از رهمنودهاي آن حضرت را دربردارد . افزون بر اين ، صلوات يك دعاست و به معناي انعطاف و عطف و توجه خداوند و نزول رحمت الهي است .
حضرت استاد پس از اين مقدمه فرمود : تا آنجا كه وقت جلسه گنجايش داشته باشد ، سعي مي كنم ابتدا در مورد نماز و شبهه هاي مربوط به آن صحبت كنيم : البته شبهه هاي بسيار مهمي درباره شفاعت ، رجعت ، عدالت صحابه ، غدير ، تحريف قرآن ، تقيّه و مانند آن هم هست كه در جاي خود مهم و قابل بررسي است . با اجازه شما ، قبل از هر چيز به نماز و شبهه هاي آن مي پردازيم ، به ويژه اينكه حجاج عزيز تفاوت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مسند احمد ، ج5 ، ص353
________________________________________ 39 ________________________________________
برگزاري نماز در پنج وقت را در مكه و مدينه به خوبي و روشني خواهند ديد . از اين رو ابتدا از اين شبهه ها آغاز كرديم .
________________________________________ 40 ________________________________________
چرا شيعيان نمازهاي پنجگانه را در سه نوبت مي خوانند ؟
شيعه چون ديگر فرقه هاي اسلامي معتقد است كه انجام هر نماز در وقت مخصوص خودش افضل است . همان طور كه مي دانيم هر كي از نمازها يك وقت خاص دارند و يك وقت مشترك . براي مثال ، وقت خاص نماز ظهر ، از آغاز ظهر شرعي ( وقت زوال ) است تا مقدار زماني كه چهار ركعت نماز خوانده مي شود . در اين مدت محدود ، تنها مي توان نماز ظهر را به جا آورد . وقت خاص نماز عصر نيز زماني است كه از آن لحظه تا وقت غروب ، تنها به اندازه مدت خواندن نماز عصر فرصت باشد . وقت مشترك بين نماز ظهر و عصر ، از پايان وقت خاص نماز ظهر تا ابتداي وقت خاص نماز عصر است . شيعه مي گويد : در تمام اين وقت مشترك مي توانيم نماز ظهر و عصر را با هم و بدون فاصله بخوانيم . در مقابل ، اهل سنت معتقدند از اول ظهر شرعي ( وقت زوال ) تا آن گاه كه سايه هر چيز به اندازه خود آن چيز شود ، به نماز ظهر اختصاص دارد و نبايد نماز عصر در اين مدت خوانده شود . از آن پس تا زمان مغرب ، به نماز عصر اختصاص دارد و نمي توان نماز ظهر را در آن وقت به جا آورد . همين بحث ها در نماز
________________________________________ 41 ________________________________________
مغرب و عشا وجود دارد .
همه مسلمانان در اين مورد اتفاق نظر دارند كه پيامبر گرامي ميان دو نماز جمع مي كرد ، ولي در تفسير اين روايت ها دو نظر وجود دارد .
الف ) نظر شيعيان كه مي گويند مقصود اين است كه در نخستين اوقات نماز ظهر ، مي توان پس از پايان نماز ظهر ، نماز عصر را به جا آورد . همچنين در نخستين اوقات نماز مغرب مي توان پس از خواندن نماز مغرب ، نماز عشا را ادا كرد . اين مسئله به زمان يا مكان يا شرايط خاصي بستگي ندارد ، بلكه در همه جا و همه وقت جايز است .
ب ) نظريه اهل سنت كه مي گويند مقصود روايت آن است كه نماز ظهر را بايد در آخر وقت آن و نماز عصر را در اول وقت آن به جاي آورد . نماز مغرب در آخر وقت و نماز عشا نيز در آغاز وقت آن ادا شود .
با رجوع به كتاب و سنت نبوي و اهل بيت ( عليهم السلام ) درمي يابيم كه چرا شيعه نماز را به صورت جمع نه تفريق ادا مي كند ، هر چند به استحباب تفريق و جدا كردن نمازها اعتقاد دارند .
الف ) قرآن
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد :
( أَقِمِ الصَّلَوةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَي غَسَقِ الَّيْلِ وَقُرْءَانَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْءَانَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا ) (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اسراء : 78
________________________________________ 42 ________________________________________
نماز را وقت زوال آفتاب تا اول تاريكي شب به جاي آر و نماز صبح را نيز به جاي آر كه در حقيقت ، مشهود نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز است .
در استدلال به آيه شريفه گفته اند كه خداوند متعال ، در شبانه روز پنج نماز بر بندگانش واجب كرده كه چهار تا از آنها از زوال خورشيد تا نصف شب است ؛ يعني ظهر و عصر از زوال خورشيد شروع مي شود و مغرب و عشا از غروب تا نيمه شب است . آن گاه در وقت با هم شريكند . پس لازمه وسعت نماز ، جواز جمع بين دو نماز است .
فخر رازي مي گويد :
« اگر « غسق » را به ظهور اول تاركي معنا كنيم ، همان گونه كه از ابن عباس و عطا و نضر بن شميل رسيده ، غسق عبارت است از اول مغرب . پس بر اساس اين فرض در آيه ، سه وقت بيان شده است : زوال ، اول مغرب و هنگام فجر . البته اين معنا مستلزم آن است كه زوال ، وقت ظهر و عصر باشد و وقت مشترك بين نماز ظهر و عصر ، هم چنين اول مغرب وقت مغرب و عشا بوده و مشترك بين اين دو شود .
اين بيان اقتضا دارد كه مطلقاً جمع بين ظهر و عصر و مغرب و عشا جايز باشد ، مگر آن كه بر عدم جواز جمع در وطن بدون عذر ، دليلي اقامه شود كه در اين صورت ، جمع جايز نيست . (1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . التفسير الكبير ، ج 21 ، ص 26
________________________________________ 43 ________________________________________
ناگفته نماند كه همه گروه هاي اسلامي متفقند در عرفه مي توان نماز ظهر و عصر را در وقت ظهر با هم و بدون فاصله ادا كرد و در مزدلفه نيز جايز است نماز مغرب و عشا را در وقت عشا به جا آوريم . حنفي ها جمع بين نمازها را در مورد عرفه و مزدلفه جايز مي دانند و در ديگر موارد نبايد صورت پذيرد . حنبلي ها و مالكي ها و شافعي ها علاوه بر مورد ياد شده ، اين كار را در حال سفر نيز جايز مي دانند . البته برخي از اين گروه ها با هم خواندن دو نماز را در موارد اضطراري مانند زماني كه باران ببارد و يا نمازگزار بيمار بوده يا در هراس از دشمن باشد ، جايز مي دانند . (1) شيعه اين جواز را در يك سطح گسترده تري مي بيند و آيه بالا مؤيد ديدگاه شيعه است
ب ) روايات
در مورد روايات نيز بيشتر تلاش مي كنيم از روايات اهل سنت استفاده كنيم تا صحّت نظريه شيعه مبني بر جواز جمع بين دو نماز بهتر اثبات شود . احمد بن حنبل ، رهبر گروه حنابله در مسند خود از جابر بن زيد مي گويد :
« از ابن عباس شنيدم كه مي گفت : با پيامبر گرامي هشت ركعت نماز ( ظهر و عصر ) را با هم و هفت ركعت نماز ( مغرب و عشا ) را نيز با هم به جاي آوردم . مي گويد به « ابوشعثا » گفتم : فكر مي كنم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . ر . ك : الفقه علي المذاهب الاربعة ، كتاب الصلاة ، الجمع بين الصلاتين تقديماً و تأخيراً .
________________________________________ 44 ________________________________________
رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نماز ظهر را به تأخير انداخت و نماز عصر را زودتر ادا كرد و نيز نماز مغرب را به تأخير انداخت و نماز عشا را زودتر به جا آورد . ( ابوشعثا ) گفت : من هم چنين مي انديشم . (1)
از اين روايت ، به روشني در مي يابيم كه پيامبر گرامي ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) هر دو نماز ظهر و عصر را با هم و هر دو نماز مغرب و عشا را نيز با هم و بدون فاصله به جاي آورده است .
مالك ابن انس ، رهبر گروه مالكيه در كتاب موطّأ مي نويسد :
« صلّي رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) الظهر و العصر جميعاً و المغرب والعشاء في غير خوف ولاسفر » (2)
رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) هر دو نماز ظهر و عصر را با هم خواند و هر دو نماز مغرب و عشا را نيز با هم به جا مي آورد ، بدون اينكه از دشمن بهراسد يا در سفر باشد .
مالك بن انس از معاذ بن جبل هم روايت مي كند :
« فكان رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) يجمع بين الظهر و العصر و المغرب و العشاء » (3)
رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) ، نماز ظهر و عصر را با هم و نماز مغرب و عشا را نيز با هم مي خواند .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 221
2 . موطّأ مالك ، كتاب الصلوة ، ص125 ، حديث178
3 . همان ، ص 134 و صحيح مسلم ، جزء 2 ، ص 152
________________________________________ 45 ________________________________________
زرقاني از طبراني و او از ابن مسعود آورده است كه :
« پيامبر گرامي ، نماز ظهر و عصر را با هم اقامه كرد و نماز مغرب و عشا را نيز با هم به جا آورد . در اين مورد از وي پرسيده شد . فرمود : براي اين كه امت من در رنج و سختي قرار نگيرند . » (1)
مثل همين روايت از عبدالله بن عمر رسيده است كه مي گويد :
« رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) بين ظهر و عصر ، مغرب و عشا را جمع كرد ، در حالي كه مقيم بود ، نه مسافر . شخصي به ابن عمر گفت : چرا اين گونه عمل كرد ؟ او در جواب گفت : تا آن كه بر امّتش دشوار نشود . » (2)
روايت مسلم را هم در اين دسته مي توان قرار داد . وي مي گويد :
« پيامبر گرامي ، جمع بين نمازها را در مسافرت خود در غزوه تبوك انجام داد و بين نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا جمع كرد . سعيد بن جبير مي گويد : از ابن عباس سبب آن را پرسيدم ؟ گفت : پيامبر مي خواست كه امت خود را در رنج و سختي نيندازد . » (3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شرح زرقاني بر موطّأ مالك ، جزء اول ، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر و السفر ، ص 294
2 . صحيح بخاري ، ج 1 ، ص 148
3 . صحيح مسلم ، جزء 2 ، 151 و . . . ، ط مصر .
________________________________________ 46 ________________________________________
بسياري از روايات بر اين حقيقت گواهي مي دهد كه اگر جمع ميان نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشا يك وقت جايز نباشد ، موجب رنج و مشقت در كار مسلمانان مي شود . از اين رو ، پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) به منظور ايجاد نوعي توسعه و تسهيل در امور مسلمانان ، با هم خواندن هر دو نماز را در يك وقت ، تجويز كرد .
در مكتب اهل بيت ( عليهم السلام ) هم جواز جمع بين نمازها تأييد شده است . كليني به سند خود از امام صادق ( عليه السلام ) نقل مي كند كه رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) ، نماز ظهر و عصر را بدون عذر از هنگام زوال خورشيد با مردم به جماعت به جاي آورد و نيز نماز مغرب و عشا را قبل از سقوط شفق بدون هيچ مشكلي با جماعت به جاي آورد . اين جمع را براي گشايش كار براي امت خود انجام داد . (1)
شيخ طوسي هم در تهذيب و استبصار به سند خود از اسحاق بن عمار نقل مي كند كه از امام صادق ( عليه السلام ) پرسيد : آيا مي توانم بين مغرب و عشا در حضر قبل از آن كه شفق غايب شود ، بدون هيچ عذري جمع كنم ؟ حضرت فرمود : اشكالي ندارد . (2)
نكته پاياني اين كه حتي باورمندان به جواز جمع به طور مطلق در ميان اهل سنت هم وجود دارد . اين دسته مي گويند مي توان بين نمازها را جمع كرد به شرط آن كه عادت انسان نشود ، همانند ابن سيرين ، ربيعه ، ابن منذر و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الكافي ، ج 3 ، ص 286
2 . تهذيب الاحكام ، ج 2 ، ص 263 ، ح 1047 و الاستبصار ، ج 1 ، ص 272 ، ح 982
________________________________________ 47 ________________________________________
ديگران . دليلشان هم رواياتي است كه نقل كرديم . شيخ احمد شاكر از عالمان اهل سنت بعد از نقل كلام ابن سيرين ، به جواز جمع مي گويد :
« اين رأي همان رأي صحيحي است كه از متن حديث گرفته شده است ، ولي تأويل به مرض يا عذر يا غير آن تكلّفي است كه دليلي بر آن نيست و با حكم به جواز جمع ، بسياري از دشواري هايي كه در تفريق بر مردم پيدا مي شود ، برطرف مي شود و حكم به جمع ، كمكي به طاعت مردم است . البته اين حكم نبايد موجب شود كه جمع ، عادت مردم شود ، همان گونه كه ابن سيرين به آن اشاره كرده است . » (1)
دكتر علي احمد سالوس ، استاد دانشگاه قطر همين نظر را دارد :
« اگر شيعه به جمع بين دو نماز در اوقاتي كه جمع دشوار است ، اكتفا كند به دليل آيه شريفه ( وَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج ) (2) و در تفريق به رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) اقتدا كند ، ادله ، مؤيد آن است . البته اشكال كار در آن است كه شيعه هميشه بين دو نماز جمع مي كند . » (3)
در جواب دكتر سالوس مي گوييم :
اول اينكه كساني هستند كه به اين عمل استحبابي و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . حاشيه سنن ترمذي ، ج 1 ، صص 358 و 359
2 . حج : 78
3 . مع الشيعة الاثني عشريه في الاصول و الفروع ، ج 4 ، صص 112 و 113
________________________________________ 48 ________________________________________
تفريق ، عمل مي كنند .
دوم اينكه هميشه به دليل اشتغال روزانه و كار و تلاش ، حرج و مشقت براي مسلمانان وجود دارد . پس به همين دليل ، در بيشتر موارد ، نمازهاي ظهر و عصر به جمع خوانده مي شود . هر گاه امر بين استحباب جماعت و به جا آوردن نماز در وقت فضيلت و استحباب داير شود ، از مجموعه ادله جماعت درمي يابيم كه جماعت مقدّم است ، اگرچه در وقت فضيلت هم انجام نگيرد . مي دانيم كه اگر بخواهد جماعت در پنج وعده در وقت فضيلت انجام گيرد ، بسياري از مردم به دليل سرگرم بودن به كسب و كار ، در آن شركت نمي كنند پس با استناد به ملاكي كه در احاديث به آن اشاره شد ؛ يعني عدم حرج و مشقّت بر امّت ، مي توانيم آن را به اين زمان نيز تعميم دهيم و نماز را جمع كنيم . (1)
مسافران حج بايد توجه داشته باشند چون براي سفر حج مي روند و فرصت كافي در اختيار دارند . از برپايي نمازهاي پنجگانه به مشقت و سختي آن آن طور كه بايد و شايد پي نمي برند ، اما بررسي وضعيت افراد مقيم نشان دهنده اين مشقت است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شيعه شناسي و پاسخ به شبهات ، علي اصغر رضواني ، ج 2 ، صص 477 و 476
________________________________________ 49 ________________________________________
چرا شيعيان بر تربت سجده مي كنند ؟
استاد فياض در ادامه فرمود :
از ديگر چيزهايي كه براي حجاج تازگي دارد ، نبود مهر در مسجدالنبي و مسجدالحرام و ديگر اماكن متبرك در مكه معظمه و مدينه منوره است . گاهي شيعيان تلاش مي كنند از ايران ، با خود مهر ببرند و در صورت امكان ، از آن استفاده كنند . با اين حال ، همواره دو پرسش در ذهن حاجي پديد مي آيد : چرا مردم مسلمان در عربستان براي نماز خواندن ، مهر نمي گذارند ؟ چرا ما بر روي مهر نماز مي خوانيم ؟
برخي ، سجده بر خاك يا تربت شهيدان را به معناي پرستش آنها و نوعي شرك مي شمارند ، در حالي كه بايد دانست بين دو جمله « السجود لله » و « السجود علي الأرض » ، تفاوت است . مفاد جمله اول به معناي سجده بر خداست و معناي جمله دوم اين است كه سجده بر زمين صورت مي گيرد . به تعبير ديگر ، با سجده بر زمين ، به خداوند سجده مي كنيم و اساساً تمام مسلمانان جهان بر چيزي سجده مي كنند ، ولي سجده آنان براي خداست . مگر نه اينكه تمام زائران خانه خدا بر سنگهاي مسجدالحرام سجده مي كنند ، در صورتي كه هدف از سجده آنان
________________________________________ 50 ________________________________________
خداست . بنابراين ، سجده كردن بر خاك و گياه به معناي پرستش نيست ، بلكه سجود و پرستش براي خدا به وسيله خضوع تا حدّ خاك است . بايد دانست كه سجده بر تربت غير از سجده براي تربت است . خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد :
( وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَـوَ تِ وَالاَْرْضِ ) (1)
هر كس در آسمان ها و زمين است ، براي خدا سجده مي كند .
رسول گرامي اسلام نيز مي فرمايد :
« جُعِلَتْ لِيَ الأَرْضُ مَسْجِدَاً وَطَهُورَاً » . (2)
زمين ، سجده گاه و مايه پاكيزگي براي من شده است .
روايت حضرت امام صادق ( عليه السلام ) نيز به خوبي نشان مي دهد كه سجده كردن بر خاك تنها براي آن است كه چنين كاري ، با فروتني در برابر خداوند يگانه سازگارتر است . هشام بن حكم مي گويد :
« قلت لابي عبدالله ( عليه السلام ) : اخبرني عمّا يجوز السّجود عليه و عمّا لايجوز ؟ قال : السجود لايجوز الاعلي الأرضِ أما ما أَنْبتت الأرض إلاّ ما أكل أو لبس . فقلت له جعلت فداك ما العلّة في ذلك ؟ قال لأنّ الجسود هو الخضوع لله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . رعد : 15
2 . صحيح بخاري ، كتاب الصلوة ، ص 91
________________________________________ 51 ________________________________________
عزّوجلّ فلاينبغي أن يكون علي ما يؤكل و يُلبس ، لأنّ ابناء الدّنيا عبيد ما يأكلون و يلبسون و الساجد في سجوده في عبادة الله عزّوجلّ فلاينبغي أن يضع جبهته في سجوده علي معبود ابناء الدّنيا الّذين اغترو بغرورها و السجود علي الأرض افضل لأنّه أبلغ في التّواضع و الخضوع لله عزّوجلّ . » (1)
از امام صادق ( عليه السلام ) درباره آنچه سجده بر آنها صحيح است ، پرسيدم . حضرت فرمود : سجده تنها بايد بر زمين و آنچه مي روياند ـ جز خوردني ها و پوشيدني ها ـ انجام گيرد . گفتم : فدايت گردم ، سبب آن چيست ؟ فرمود : سجده خضوع و اطاعت براي خداوند است و شايسته نيست بر خوردني ها و پوشيدني ها صورت پذيرد ؛ زيرا دنيا پرستان ، بردگان خوراك و پوشاكند ، در حالي كه انسان هنگام سجده ، در حال پرستش خدا به سر مي برد . پس سزاوار نيست پيشاني خود را بر آنچه معبود دنيا پرستان خيره سر است ، قرار دهد .
با اين مقدمه كوتاه پي مي بريم كه چرا شيعيان مقيّد بر سجده بر خاك و يا برخي گياهانند و بر تمام اشيا سجده نمي كنند ؟ براي شيعيان ، عملكرد پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) و ائمه هدي به عنون انسانهاي اسوه و نمونه قابل پيروي است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحار الانوار ، ج85 ، ص147
________________________________________ 52 ________________________________________
احاديث فراواني در كتاب هاي شيعه و سني وجود دارد كه سنت نبوي و سلف صالح را نشان مي دهد . اين روايات نشان مي دهد كه رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) بر خاك و بر روييدني ها سجده مي كرد :
1 ـ گروهي از محدثان اسلامي در كتب صحاح و مسانيد خود اين سخن پيامبر را بازگو كرده اند كه آن حضرت زمين را سجده گاه خويش معرفي كرده است ، آنجا كه مي فرمايد :
« جُعِلَتْ لِيَ الأَرْضُ مَسْجِدَاً وَطَهُورَاً » . (1)
زمين براي من ، سجده گاه و مايه پاكيزگي قرار داده شده است .
دسته اي ديگر از روايات دلالت دارند كه پيامبر گرامي ، مسلمانان را به پيشاني نهادن بر خاك هنگام سجده فرمان مي داد ، چنان كه امّ سلمه ( همسر پيامبر ) از آن حضرت روايت مي كند كه فرمود : « تَرّبْ وجهك لله » (2) . رخسار خود را براي خدا ، بر خاك بگذار .
از واژه « ترّب » از ماده « تراب » به معناي خاك برمي آيد كه امر رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) براي سجده بر خاك لازم الاجراست .
رفتار پيامبر گرامي اسلام نيز گواه ديگري بر صحّت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن بيهقي ، ج 1 ، ص 212 ( باب التيمم بالصعيد الطيّب ) ، صحيح بخاري ، ج 1 ، ص 91 ، الصراط المستقيم ( ابن تيميه ) ، ص332
2 . كنز العمال ، ج 7 ، ص 465 ، ح 19809 ، كتاب الصلوة ، السجود و ما يتعلق به .
________________________________________ 53 ________________________________________
سجده بر خاك است . وائل بن حجر مي گويد :
« رأيت النّبي ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) إذا سجد وضع جبهته و أنفه علي الأرض » . (1)
آن گاه كه پيامبر سجده مي كرد ، پيشاني و بيني خود را بر زمين مي نهاد .
انس بن مالك و ابن عباس و برخي از همسران پيامبر مانند عايشه و ام سلمه و گروه بسياري از محدّثان مي گويند :
« كان رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) يُصلّي علي الخُمرة » (2)
پيامبر ، بر خمره كه نوعي حصير بود و از ليف خرما ساخته مي شد ، سجده كرد .
ابوسعيد از صحابه رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نيز مي گويد :
« دخلت علي رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) و هو يصلّي علي حصير » . (3)
به محضر پيامبر رسيدم ، در حالي كه ايشان بر حصيري نماز مي گزارد .
در حقيقت ، سيره رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نشان مي دهد كه سجده بر زمين و بر آنچه از زمين مي رويد ، در صورتي كه از خوردني ها و پوشيدني ها نباشد ، جايز است .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . احكام القرآن ، ( جصّاص حنفي ) ج3 ، ص209 باب السجود علي الوجه .
2 . سنن بيهقي ، ج2 ، ص421 كتاب الصلوة
3 . همان .
________________________________________ 54 ________________________________________
گفتار و رفتار صحابه و تابعان پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) گوياي سنت آن حضرت است . جابر بن عبدالله انصاري مي گويد :
« كُنْتُ اُصلّي الظُّهرَ مَعَ رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) فآخذ قبضةً من الحصاء لتبرد في كفّي أضعه لجبهتي أسجد عليها لشدّة الحرّ » . (1)
با پيامبر گرامي نماز ظهر مي گزاردم . مشتي سنگ ريزه برگرفتم و در دست خود نگه مي داشتم ، تا خنك شود و هنگام سجده بر آنها پيشاني گزاردم و اين به خاطر شدت گرما بود .
ابن سعد نيز در كتاب خود مي نويسد :
« كان مسروقُ إذا خَرَجَ يخرج بلبنة يسجد عليها في السَّفينة » . (2)
مسروق بن اجدع (3) هنگام مسافرت ، خشتي را با خود برمي داشت تا در كشتي بر آن سجده كند . بنابراين ، همراه داشتن قطعه اي از تربت ، بر خلاف نظر بعضي ها ، شرك و بدعت نيست .
اين روايت نيز مؤيد ديگري است كه نافع مي گويد :
« إنّ ابن عمر كان اذا سجدو عليه العمامة يرفعها
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن بيهقي ، ج1 ، ص439
2 . الطبقات الكبري ، ج 6 ، ص 79
3 . از تابعين پيامبر و اصحاب ابن مسعود بوده كه صاحب الطبقات الكبري وي را جزء طبقه اول اهل كوفه پس از پيامبر و از كساني كه از ابوبكر ، عمر ، عثمان و علي ( عليه السلام ) و عبدالله مسعود روايت نموده اند ، به شمار مي آورد .
________________________________________ 55 ________________________________________
حتي يضع جبهته بالأرض » . (1)
عبدالله بن عمر هنگام سجده ، دستار خود را برمي داشت تا پيشاني خود را بر زمين بگزارد .
محدثان اسلامي رواياتي را آورده اند كه نشان مي دهد رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) كساني را كه هنگام سجده ، گوشه دستار خود را بين پيشاني خود و زمين قرار مي دادند ، از اين كار بازداشت . عياض بن عبدالله قرشي هم مي گويد :
« رأي رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) رجلاً يسجد علي كور عمامته فأومأ بيده : إرفع عمامتك و أومأ إلي جبهته » . (2)
رسول خدا ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) مردي را در حال سجده ديد كه بر گوشه عمامه خود سجده مي كرد . پس به وي اشاره كرد كه دستار خود را بردار و به پيشاني او اشاره فرمود .
پيشوايان معصوم نيز همچون رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) الگوهاي شايسته قابل پيروي اند . در سيره و سخن آنان آمده است كه امام صادق ( عليه السلام ) فرمود :
« السجود علي الأرض فريضة علي الخمرة سنّة » . (3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن بيهقي ، ج 2 ، ص 105 ، باب الكشف عن السجدة في السجود .
2 . همان .
3 . وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 593 ، كتاب الصلوة .
________________________________________ 56 ________________________________________
سجده بر زمين ، حكم الهي و سجده بر حصير سنّت پيامبر است .
ايشان در جاي ديگري مي فرمايد :
« السجود لايجوز الاّ علي الأرض أو علي ما أنبتت الأرض إلاّ ما أكل أو لبس » . (1)
سجده كردن جز بر زمين و آنچه مي روياند غير از خوردني ها و پوشيدني ها جايز نيست .
از مجموع مطالب پيش گفته برمي آيد كه سنت رسول الله ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) ، ائمه هدي ( عليهم السلام ) و اصحاب و تابعين بر لزوم سجده كردن بر زمين و آنچه از آن مي رويد ، به جز خوردني ها و پوشيدني هاست .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعة ، ج 3 ، ص 591 ، كتاب الصلوة .
________________________________________ 57 ________________________________________
چرا شيعيان هنگام نماز خواندن دست بسته نماز نمي خوانند ؟
واقعاً حاجياني كه به مناطق سني نشين نرفته و با برادران اهل سنت حشر و نشر نداشته اند ، از ديدن بعضي چيزها در ايام تشرف شگفت زده مي شوند . براي نمونه در كنار خود افرادي را مي بينند كه با گفتن تكبيرة الاحرام ، دست راست خود را روي دست چپ مي گذارند و در بالا يا پايين ناف قرار مي دهند ، ولي خودشان با دست باز نماز مي خوانند . اين اختلاف رويه آنها را با اين سؤال مواجه مي سازد كه :
مي دانيم كه تكتف ؛ يعني گذاردن دست راست روي دست چپ در حال قيام نماز از جمله مسائل اختلافي بين مذهب اهل بيت ( عليهم السلام ) و برخي از مذاهب فقهي ديگر است . از اين عمل گاهي به نام « تكفير » ؛ يعني پوشاندن دست و گاه « قبض » ؛ يعني بستن دست ها ياد شده است .
بايد دانست همه مسلمانان بر اصل اين مسئله اتفاق نظر دارند كه تكتف در نماز ، واجب نيست ، ولي از جهاتي ديگر با هم توافق ندارند .
1 ـ برخي مطلقاً قائل به استحباب آن ، چه در نماز واجب و چه در نماز مستحب هستند كه اين قول حنفيه ،
________________________________________ 58 ________________________________________
شافعيه و حنابله است . به گفته نووي از علماي اهل سنت ، موافقان اين قول ، ابوهريره ، عايشه ، برخي ديگر از صحابه و جماعتي از تابعين مانند سعيد بن جبير ، نخعي ، ابومجلد و تعدادي از فقها از قبيل سفيان ، اسحاق ، ابوثور ، داود و جمهور علما هستند . (1)
2 ـ برخي ديگر قائل به جواز اين كار در نمازهاي مستحبي و كراهت آن در نماز واجب هستند . اين قول را ابن رشد قرطبي از امام خود مالك نقل كرده است . (2)
3 ـ قول سوم ، تخيير بين وضع ( دست روي دست گذاشتن ) و ارسال ( رها كردن دست ) است . اين قول را نووي از اوزاعي روايت كرده است . (3)
4 ـ رأي چهارم ، حرمت و مبطليّت اين كار براي نماز است كه رأي مشهور اماميه ( شيعه ) در مسئله است و حتي سيد مرتضي در آن ادعاي اجماع كرده است . (4)
دليل دوم براي ردّ تكتف اين است كه رسول گرامي اسلام ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) نيز اين كار را در نماز انجام نمي داد . قرطبي از علماي اهل سنت مي گويد :
« اختلف العلماء في وضع اليدين أحدهما علي الأخري في الصلاة فكره ذلك مالك في الفرض و أجازه في النفل و رأي قوم أنّ هذا من سنن الصلاة و هم الجمهور و السبب في اختلافهم أنَّهُ قد جاءت آثار ثابتة نقلت فيها صفة
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . المجموع ، ج 3 ، ص 313
2 . بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 137
3 . المجموع ، ج 3 ، ص 312
4 . الانتصار ، ص 142
________________________________________ 59 ________________________________________
صلاته عليه الصلاة و السلام و لم ينقل فيها انّه كان يضع يده اليمني علي اليسري و ثبت ايضاً أنَّ النّاس كانوا يؤمرون بذلك » . (1)
درباره دست روي دست گذاشتن در نماز ميان علما اختلاف شده است . مالك آن را در نمازهاي واجب ، مكروه شمرده است و بعضي ديگر جزو آداب و سنن نماز دانسته اند و اين نظر جمهور اهل سنت است . علت اين اختلاف نظر اين است كه رواياتي صحيح به ما رسيده است كه نماز خواندن پيامبر را توصيف مي كند و در آن نقل نشده كه پيامبر دست راست روي دست چپ مي گذاشت و از طرفي به مردم امر مي شد كه در نماز دست روي دست بگذارند . »
دليل سوم ، ضعف ادله جمهور اهل سنت است . مهم ترين دليل آنان چند روايت است كه همه آنها از نظر سندي ضعيف هستند . از اين رو قابل اعتماد نيستند . چون مبناي فتواي آنها نادرست است و توسط خود اهل سنت مورد خدشه قرار گرفته اند براي مثال ، در روايت بخاري آمده است :
« ابوحازم از سهل بن سعد نقل مي كند كه مردم مأمور مي شدند ( مردان ) در نماز ، دست راست خود را بر ذراع چپ قرار دهند . ابوحازم مي گويد : اين مطلب را صحيح نمي دانم مگر اينكه امر كننده آن پيامبر باشد . » (2)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 136
2 . صحيح بخاري ، ج 1 ، ص 135
60 ________________________________________
نكته مهم در اين روايت اين است كه چه كسي مردم را به اين عمل امر كرده است در حالي كه آمده است مردم مأمور مي شدند ؟ ! دو تن از علماي اهل سنت يعني « عيني » شارح بخاري مي گويد : « اين روايت مرسل است . » (1) سيوطي نيز همين نظر را دارد . (2)
همچنين در روايتي از مسلم آمده است كه وائل مي گويد :
« پيامبر را ديدم كه هنگام نماز خواندن ، دست هايش را بالا برد و تكبير گفت . آن گاه پيراهنش را به خود پيچيد و دست راست را بر روي دست چپ گذاشت . هنگامي كه خواست به ركوع رود ، دو دستش را از ميان پيراهن بيرون آورد ، تكبير گفت و ركوع كرد . » (3)
در سند اين حديث ، علقمة بن وائل از پدرش روايت مي كند كه اهل سنت آن را مرسل مي دانند . براي نمونه ، ابن حجر از ابن معين نقل مي كند : « علقمة بن وائل عن أبيه مرسل . » (4)
روايات ديگري هم آمده است كه هر كدام به نوعي مشكل سندي دارند كه براي اختصار ، از ذكر آنها پرهيز مي كنيم . دليل چهارم براي رد تكتف اين است كه اهل بيت پيامبر اكرم ( صلّي الله عليه وآله و سلَّم ) از آن نهي مي كردند . براي مثال ، محمد ابن مسلم از امام صادق ( عليه السلام ) يا امام باقر ( عليه السلام ) نقل مي كند كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . عمدة القاري ، ج 5 ، ص 278
2 . التوشع علي