دو اصطلاح شيعه و اهل سنّت از كجا آمده اند؟(منشاءاختلاف بین آنان)

سؤال کننده گرامی :

در اسلام، دو مذهب اصلي بيشتر وجود ندارد؛ كه عبارتند از شيعه و سنّي. مذهب شيعه از زمان خود رسول خدا (ع) وجود داشته و خود آن حضرت لفظ شيعه را به پيروان علي (ع) اطلاق نموده اند ؛ و در زمان خود آن حضرت ، افرادي چون سلمان فارسي ، ابوذر غفاري و عمّار و مقدار با عنوان شيعه ي علي شناخته مي شدند.
ابوحاتم رازي بر آن است كه «شيعه نام گروهي بود كه در زمان رسول خدا(ص) دوست و همراه صميمي اميرمؤمنان عليبنابيطالب (ع) بودند و به اين نام شناخته ميشدند؛ مانند: سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد بن اسود، عمار ياسر و ديگران. رسول خدا دربارة اينان كه شيعه و ياران علي خوانده ميشدند،فرمود: «بهشت مشتاق چهار نفر است: سلمان، ابوذر، مقداد و عمار.» از آن پس تا زمان ما به هر كس كه معتقد به برتري علي باشد شيعه اطلاق ميشود. اين انگاره مورد قبول برخي مستشرقان و عالمان اهل سنت نيز قرار گرفته است.
سيوطى از علماي اهل سنّت درتفسيرالدّر المنثور ذيل آيه 7 بيّنه « إِنَّ الَّذِينَ‏ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ»، از ابن عساكر عن جابر بن عبد اللّه نقل نموده كه:« كنا عند النبى صلى اللّه عليه (و آله) و سلم فأقبل على عليه السلام، فقال النبى صلى اللّه عليه (و آله) و سلم: و الذى نفسى بيده إن هذا و شيعته هم الفائزون يوم القيامة، و نزلت إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ، فكان أصحاب النبى صلى اللّه عليه (و آله) و سلم إذا أقبل علىّ عليه السلام قالوا: جاء خير البرية. ــــــ ما نزد رسول خدا (ص) بوديم كه علي (ع) آمد. پس رسول خدا (ص) فرمودند: سوگند به آنكه جانم به دست اوست! فقط اين شخص و شيعيان او رستگاران در روز قيامت هستند ؛ و در اين هنگام آيه ي « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّة» نازل گشت. پس هر گاه علي (ع) مي آمد ، اصحاب مي گفتند: خيرالبريّة آمد.»
اين حديث به انحاء گوناگون در كتب اهل تسنن ذكر شده كه در اكثر آنها لفظ شيعه به پيروان علي (ع) اطلاق شده است.
احاديث خود رسول خدا (ص) نيز نشان مي دهد كه خود آن حضرت مؤسس شيعه بوده اند ؛ چون خود آن حضرت بودند كه مسلمين را به ولايت اهل بيت (ع) فرا مي خواندند. حديث ثقلين و حديث سفينه ي نوح از جمله ي اين احاديثند كه اهل سنّت نيز آنها را نقل نموده اند. در اين احاديث به صراحت از مسلمين خواسته شده كه از اهل بيت (ع) تبعيّت نمايند ؛ و شيعه يعني تابع. پس خود آن حضرت بوده اند كه مذهب اهل بيت را بنيان گذاشته اند ؛ كه در حقيقت چيزي نيست جز همان اسلام حقيقي و راه خود رسول خدا (ص )
ابوحاتم رازي بر آن است كه «شيعه نام گروهي بود كه در زمان رسول خدا(ص) دوست و همراه صميمي اميرمؤمنان عليبنابيطالب (ع) بودند و به اين نام شناخته ميشدند؛ مانند: سلمان فارسي، ابوذر غفاري، مقداد بن اسود، عمار ياسر و ديگران. رسول خدا دربارة اينان كه شيعه و ياران علي خوانده ميشدند،فرمود: «بهشت مشتاق چهار نفر است: سلمان، ابوذر، مقداد و عمار.» از آن پس تا زمان ما به هر كس كه معتقد به برتري علي باشد شيعه اطلاق ميشود. اين انگاره مورد قبول برخي مستشرقان و عالمان اهل سنت نيز قرار گرفته است.
امّا «اهل سنّت» را در حقيقت خلفاي سه گانه با غصب خلافت تأسيس نمودند ؛ و بعدها اين حركت آنها توسّط افرادي چند تئوريزه شد. امّا اصطلاح «اهل السنّة و الجماعة»، كه امروزه اهل سنّت يا سنّي، گفته مي شود، به گفته ي ابوحاتم سهل بن محمّد سجستاني در كتاب الزينة در عهد خلفاي بني العباس پديد آمده است. وي گفته كه شيعه را سابقاً شيعه مي گفتند ؛ امّا در عصر معاويه آنها را علويّه ناميدند و در اين هنگام گروه مقابل را عثمانيّه مي گفتند. آنگاه در عهد عبّاسيان، عثمانيّه را اهل سنّت و علويّه را دوباره شيعه ناميدند.
منشاء اختلاف:
تشيع اصيلترين جريان همراه با ظهور اسلام، مدافع مسلمات دين حنيف، مولود طبيعي آن و مورد تأييد پيامبر اسلام است. علامه طباطبايي مينويسد: «حقيقت اين است كه شيعه طايفهاي از مسلمين است كه به واسطة مخالفتهايي كه از اكثريت، نسبت به مسلمات كتاب و سنت مشاهده كرده، در مقام اعتراض و انتقاد برآمده و به ملازمت مسلمات كتاب و سنت برخاسته و دعوت كرده است... غرض آنها از اين انتقاد، دفاع از يك دسته نصوص مسلمهاي بود كه به موجب آنها، ولايت عموم مسلمين به دست اميرالمؤمنين علي (ع) سپرده شده بود؛ نصوصي كه به موجب آنها اهل بيت پيغمبر، پيشوايان دين و مرجع جميع شئون علمي و عملي اسلام معرفي شده بودند و همين نصوص هماكنون نيز به نحو تواتر در دست فريقين ـ اهل سنت و شيعه ـ موجود ميباشد. از همين جاست كه تفرقه ميان امّت اسلام آغاز گشت و خلفاي اهل سنّت با زير پا نهادن اين همه آيات و روايات ، بنيانگذار اين تفرقه ي عظيم گشتند.
بلكه به اعتراف معتبرترين كتب روايي اهل سنّت ، اينان جريان ايجاد تفرقه را پيشتر از اين نيز آغاز نموده بودند.
عالم برجسته اي اهل سنّت ، جناب بخاري در معتبرترين كتاب اهل سنّت ، يعني صحيح بخاري ، آورده است:
« لما حضر رسول الله صلّى الله عليه و سلّم و في البيت رجال فقال النبي صلّى الله عليه و سلّم: هلموا أكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده أبدا فقال بعضهم: إن رسول الله قد غلبه الوجع و عندكم القرآن حسبنا كتاب الله، فاختلف أهل البيت و اختصموا فمنهم من يقول قربوا يكتب لكم كتابا لا تضلوا بعده. و منهم من يقول غير ذلك. فلما أكثروا اللغو و الاختلاف قال: رسول الله صلّى الله عليه و سلّم قوموا ـــــــ زماني كه رسول خدا (ص) در بستر بيماري بودند ، ــ در حالي كه اصحاب دور ايشان را گرفته بودند ــ فرمودند: كاغذ و قلمي بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم كه بعد از من هرگز گمراه نشويد. در اين هنگام بعضي گفتند: بيماري بر او غلبه نموده در حالي كه كتاب خدا نزد شماست و كتاب خدا ما را كفايت مي كند ؛ و اهل خانه اختلاف نمودند و تخاصم كردند. پس بعضي مي گفتند: كاغذ و قلم بياوريد تا چيزي بنويسد كه هرگز گمراه نشويد ؛ و برخي ديگر غير اين مي گفتند. پس زماني كه بيهوده گويي و اختلاف بالا گرفت ، رسول خدا (ص) فرمودند: بلند شويد (برويد بيرون)» (صحيح بخاري ، ج5، ص138

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .