دكتر عصام العماد

دکتر عصام العماد يمني الاصل و 40 ساله (متولد 1968م) است. پدرش علامه علي يحيي العماد و عمويش شيخ «عبدالرحمن العماد» بزرگترين عالم سلفي و وهابي کشور يمن است. بستگان او از پيشقراولان تبليغ و تبيين وهابيت در يمن و منطقه هستند به طوري که علاوه بر پدر، عمو و عموزاده ها، دو خواهر او به نام هاي دکتر «بشري» و دکتر «هدي» العماد از اساتيد معروف دانشگاهاي وهابي يمن مي باشند.
عصام از شش سالگي وارد مدارس وهابيت شد و در حوزات علميه اين فرقه و ديگر مدارس تحصيل و در مدارس و مساجد وهابيت يمن به فعاليت مشغول شد. وي چند سال نزد شيخ «محمد اسماعيل العمراني» رهبر علمي وهابيت يمن که اخيرا فتوايي در وجوب کشتار شيعيان صادر کرده است، تلمذ نمود. البته دکتر عصام با حفظ احترام استادش، نامه اي محترمانه و مستدل در رد اين فتوا نگاشت و از شيخ العمراني جهت صدور اين فتوا گله کرد. از ديگر اساتيد او مي توان از قاضي «احمد سلامه» و شيخ «عبدالرزاق الشاحذي» از عالمان بزرگ وهابي يمن نام برد و نيز از شيخ «مقبل الوادعي» از سرسخت ترين دشمنان شيعه که کتاب «الحاد الخميني في ارض الحرمين» را نگاشته بود. عصام سپس براي ادامه تحصيل به عربستان سفر و در مقطع دکتري از دانشکده اصول الدين دانشگاه «امام محمد ابن عبدالوهاب» در رشته علوم حديث فارغ التحصيل شد.
در دوران تحصيل در سعودي، به حلقه درس و محفل خصوصي مفتي اعظم وهابيت شيخ «ابن باز» راه يافت و از شاگردان برجسته و نخبه و آينده دار او شد. وي پس از فارغ التحصيلي به مدت چهار سال امامت جمعه و جماعت مساجد «باب القاع»، «الاسطي»، «هايل سعيد» و «الدعوه» را برعهده گرفت و در اين زمان کتب مهم وهابيت از جمله کتاب التوحيد محمد ابن عبدالوهاب را در اين مساجد و مدارس و در رأس آنها مسجد جامع تدريس کرد.

وي در همين زمان تحت تاثير انديشه هاي سلفي ابن تيميه(قرن هشتم) در کتاب مشهور «منهاج السنه»، کتاب ضد شيعي«الصله بين الاثني عشريه و فرق الغلاه» (همبستگي شيعه و فرق غالي) را در دو بخش به نگارش درآورد: بخش اول درباره مطاعن حضرت علي(ع) و بخش دوم عليه عموم شيعيان! هر چند خوشبختانه دکتر عصام قبل از انتشار اين کتاب، به تشيع دوازده امامي گرويد و هرگز کتاب مذکور منتشر نگرديد اما در ابتداي گفتگو با تأسف و ناراحتي بسيار از نگارش اين کتاب، برايم گفت: « از راه دشمني با امام علي (ع) به دوستي با حضرت رسيدم!».
دکتر عصام متخصص در علوم حديث و رجال و تاريخ اسلام و فرق اسلامي است و کارشناس برجسته جنبش هاي اسلامي معاصر و شيفته شخصيت هاي پيشروي چون شهيد سيد محمد قطب و از علاقمندان انديشه وراني چون علامه محمد غزالي مصري (انديشمند معاصر و منتقد علمي وهابيت که از آنها به «العقل الصحراوي؛ انديشه باديه نشين» تعبير نموده است) مي باشد. وي پس از استبصار، با نوشتن کتاب هاي پربار استدلالي و نقد از درون بنياني ترين انديشه هاي تکفيري وهابيت، و با برگزاري مناظرات متعدد (ماهواره اي، حضوري و مکتوب) با سران فرق مکتب خلفاء، بالاخص فرقه وهابيت، موفق به هدايتگري صدها و بلکه هزاران جوان جوياي حقيقت به مکتب اهل بيت شد که از جمله آنها مي توان از برادر، خواهر زاده و سه تن از خواهرانش که هم اکنون در شهر قم مشغول به تحصيل علوم ديني هستند، نام برد.
يکي از مهمترين مناظرات ايشان با «شيخ عثمان الخميس»رهبر وهابيت کويت و عالمترين علماي زنده وهابي است که در طول يک سال و از طريق ماهواره صورت گرفت و سپس در يک جلد 869 صفحه اي وزيري، به نام «الزلزال» چاپ و منتشر شد. پس از اين مناظرات که بااستقبال بسيار جوانان جهان عرب مواجه شد، برخي از جرائد کشورهاي عربي نتيجه اين گفتگوها را چنين اعلام کردند: «هزيمه فاضحه لشيخ الوهابيه في الکويت؛ شکست مفتضحانه شيخ وهابيت کويت» (جريده صوت آل البيت في مصر، العدد السابع و العشرون). اين کتاب مي تواند منبع کارآمد و به روز براي اهل تحقيق باشد.
از ديگر آثار وي مي توان به کتاب «نقد الشيخ محمد ابن عبدالوهاب من الداخل» (نقد شيخ محمد ابن عبدالوهاب از درون) و نيز کتاب «المنهج الجديد و الصحيح في الحوار مع الوهابيين» اشاره کرد که نويسنده در اين اثر مي کوشد به اين پرسش پاسخ دهد که چگونه مي توان مذهب تشيّع را به وهّابيان ارائه نمود؟ اين نوشته توسط مصطفي اسکندري به فارسي ترجمه و به نام «گفتگوي بي ستيز؛ گامي به سوي تفاهم» در 144 صفحه از سوي انتشارات دارالغدير منتشر گرديد.
نويسنده در «گفتگوي بي ستيز» روشي نو را در بحث با وهابيان به منظور گرويدن آنها به تشيع پي مي ريزد. وي با توجه به شناخت عميق خود از وهابيت، توجه به سه مرحله هرمي را در عرضه مکتب اهل بيت به وهابيان خاطر نشان مي کند؛ مرحله اول: شناخت وابستگي و پيوند مذهب اماميه است (که در اينجا دو عامل اصلي اشتباه وهابيان در همسان پنداشتن شيعه و غلاه را مورد بررسي قرار مي دهد.)، مرحله دوم: شناخت موشکافانه مذهب اماميه است(که در اين بخش چهار حقيقت مهم يعني الوهيت و پيامبري، شريعت، اهداف و اصطلاحات اماميه مورد تحليل قرار مي گيرند)و مرحله سوم: شناخت ريشه اي مذهب اماميه است(که چهار نکته اساسي مکتب اهل بيت يعني منابع، امامت، هويت و حقيقت اماميه و دلايل پيدايش آن مورد کنکاش قرار گرفته است.) مطالعه اين اثر قويم و در عين حال مجمل را ـ به خصوص ـ به جوانان پيشنهاد مي کنم.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .