خمس- آیه الله سبحانی

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

مقدمه
9
بخش اوّل: دلايل وجوب خمس
17
1 ـ دلايل وجوب خمس در كتاب خدا
19
1. غنيمت در زبان عربي
20
2. غنيمت در قرآن
23
3. غنيمت در حديث
24
استدلال فقيهان اهل سنت با آيه، بر وجوب خمس در غير غنايم جنگي
26
1. معادن
26
2. گنج
27
2 ـ دلايل وجوب خمس در سنّت پيامبر (صلي الله عليه وآله)
29
خمس درآمد كسب و كار در احاديث پيامبر (صلي الله عليه وآله)
29
الف. روايت هيئت اعزامي عبدالقيس
29
ب. خمس در نامه هاي پيامبر (صلي الله عليه وآله)
33
نامه اي به عمرو بن حزم
33
نامه اي به سران قبايل معافر و همدان
33
نامه اي به قبايل قضاعه وجذام
34
نامه اي به فجيع و پيروانش
34
نامه اي به جناده أزدي
34
نامه اي به جهينه فرزند زيد
35
نامه اي به قبيله جهينه
35
3 ـ دلايل وجوب خمس در روايات ائمّه (عليهم السلام)
39
1. معادن
39
2. گنج
39
3. جواهراتي كه با غوّاصي به دست مي آيد
40
4. زميني كه كافر ذمي از مسلمان بخرد
40
5. مال حلال مخلوط به حرام
41
6. درآمدهاي كسب و تجارت
41
امام باقر (عليه السلام) و خمس درآمدها
42
امام صادق (عليه السلام) و خمس درآمدها
42
امام كاظم (عليه السلام) و خمس درآمدها
43
امام رضا (عليه السلام) و خمس درآمدها
45
امام جواد (عليه السلام) و خمس درآمدها
47
امام هادي (عليه السلام) و خمس درآمدها
49
بخش دوّم : تفسير رواياتي كه دلالت بر مباح بودن خمس براي شيعيان دارد
53
راز بخشودگي خمس
55
گروه اوّل
56
1 . خمس غنائم
56
2 . اموال كساني كه معتقد به خمس نبودند
61
3 . انفال
61
گروه دوم: تحليل براي تنگدستان
63
گروه سوم: تحليل مقطعي
64
بني هاشم و تحريم زكات و صدقات
68
سازمان وكالت در عصر ائمه (عليهم السلام)
71
برخي از وكلاي ائمّه (عليهم السلام)
73
بخش سوّم: فريضه خمس و فقيهان در عصر غيبت
79
پرداخت خمس به فقيهان در عصر غيبت
81
بخش چهارم: مصرف خمس
89
مصرف خمس
91
بخش پنجم: كالبد شكافي كتاب خمس
97
كالبد شكافي كتاب خمس
99
فصل نخست: حقايق هشتگانه
102
حقيقت اوّل
102
حقيقت دوم
103
پاسخ
103
حقيقت سوم
104
پاسخ
104
حقيقت چهارم
105
پاسخ
106
حقيقت پنجم
106
پاسخ
106
حقيقت ششم
107
پاسخ
107
حقيقت هفتم
108
پاسخ
109
حقيقت هشتم
109
پاسخ
109
فصل دوم: ادله تفصيلي حقايق گذشته
111
پاسخ
111
فصل سوم: اختلاف فقيهان در مورد خمس
115
پنهان كردن روايات تحليل
116
پاسخ
117
دو افتراي ديگر بر مرحوم صدر
118
پاسخ
118
مغالطه در محاسبه
120
پاسخ
120
1. كسر مؤونه و هزينه هاي زندگي
122
2. مال، فقط يك بار تخميس مي شود
122
تأكيد بر زكات نه بر خمس
123
پاسخ
124
جدول مغشوش براي مقايسه زكات و خمس
127
موارد اشتباه در بخش زكات
129
لغزش هاي او در بخش خمس
130
فصل چهارم: خمس درآمدها در محكمه تاريخ
133
پاسخ
134
فرعون ها و خمس
135

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

________________________________________ 1 ________________________________________
بسم الله الرحمن الرحيم
________________________________________ 3 ________________________________________
خمس
تأليف:
آية الله سبحاني
________________________________________ 9 ________________________________________
مقدمه
انقلاب بالنده وشكوهمند اسلامي ايران، به سلطه بيگانگان بر كشور پايان داد و به صورت الگويي براي كشورهاي اسلامي و تمام منطقه درآمد، تا ريشه هاي گنديده بيگانگان را ازكشور خود، قطع نمايند و زمام امور را، خود به دست بگيرند، و با برنامه ريزي حكيمانه و الهام گرفتن ازشريعت اسلامي،عقب ماندگي ها را جبران نموده وگام به پيش نهند.
پيام انقلاب اسلامي به نحوي كه بيان شد، لرزه بر اندام سلطه گران و دست نشاندگان آنها افكند، و به تعبير «حسنين هيكل» زلزله اي در منطقه پديد آورد و بايد پس لرزه هاي آن را ديد.
عامل انقلاب، هر چند اراده نيرومند ملّت سرفراز ايران بود كه شرف و كيان خود را در معرض خطر ديده و با جانفشاني، توانستند ژاندارم منطقه را كه از بيگانگان الهام
________________________________________ 10 ________________________________________
مي گرفت از پا درآورند، امّا نقش رهبري را نمي توان در به ثمر رسيدن انقلاب ناديده گرفت.
رهبر كبير انقلاب يك مجتهد عالي مقام، يك اسلام شناس آگاه از زمان بود كه توانست نيروهاي پراكنده را در مسير واحدي قرار دهد وهمه را يكصدا و همسو سازد.
رهبر كبير انقلاب مرجع بزرگواري بود كه مردم، پيام هاي او را تكليف ديني خود مي دانستند و بدون چون و چرا به فرمان او گردن نهادند و پس از يك مدت طولاني، توانستند رهبر را از تبعيد به كشور باز گردانند و آرمان خود را كه همان حكومت اسلامي در قالب جمهوريت بود، محقق سازند.
دشمنان انقلاب و متضرّران از آن، از ديرباز، ازنقش مرجعيت و تأثير آن در ملّت آگاه بودند و از زمان صدور فتواي ميرزاي بزرگ در تحريم تنباكو اين مسأله را لمس كرده بودند، امّا تا اين حد، براي آن، قدرت ونيرو قائل نبودند، ولي اين بار با تجربه اي بسيار تلخ روبرو شده و همگان اذعان كردند كه تا مرجعيت شيعه برپاست ومردم سخن مرجع را سخن امامان و پيامبران و حكم الهي مي انگارند، نمي توان با اين ملّت درافتاد و بر آنها مسلّط گشت.
از اين جهت به فكر افتادند كه با برپايي كنفرانس هاي «شيعه شناسي» ريشه هاي قدرت را كاملاً بشناسند و نحوه
________________________________________ 11 ________________________________________
مبارزه با آن را طراحي كنند. وهابيت به عنوان دشمن همه مسلمانان اعم از شيعه و سنّي و مهم ترين عامل تفرقه ميان مسلمانان به جنگ با همه مذاهب اسلامي رفته و آثاري را در ردّ و نقد آنان به نگارش در آورده است. دشمنان وحدت و تقريب مسلمانان هر از چند گاهي با نگارش آثاري حجيم و كوچك يكي از اعتقادات شيعه را هدف گرفته و با ارائه آن به حجاج بيت الله الحرام كه شايد كمترين تخصصي در اين زمينه ندارند باعث تشويش خاطر حاجيان و كريه جلوه دادن چهره تابناك تشيع مي گردند. در همين راستا اخيراً كتابي به نام «الخمس بين الفريضة الشرعية والضريبة المالية»، به قلم يكي از مبلغان وهابي كه در رياض زندگي مي كند، منتشر شد. نام مؤلف «سليمان بن صالح الخراشي» از قبيله خراشي، از شاخه هاي بني تميم است.
وي اين كتاب را علاوه بر نشر مستقل، روي اينترنت نيز قرار داده و به عنوان نمونه مي توان آن را در سايت فيصل نور (www.fnoor.com) كه از سايت هاي معروف سلفي و وهابي است، مشاهده كرد.
سپس اين كتاب را تلخيص نموده و آن را منتشر كرده است، ولي بعداً ببينيم چه نوع دستكاري در اين كتاب به وجود آمده است. در روي جلد آمده است:
تهيه و تنظيم: علاء الدين موسوي، ترجمه
________________________________________ 12 ________________________________________
اسحاق دبيري.
امّا در صفحه اوّل كتاب، مؤلف، علاء عباس الموسوي و مترجم، اسحاق بن عبدالله العوضي معرفي گرديده است.
گذشته از اين، نويسنده خود را يك نفر شيعه معرفي كرده است; در حالي كه مي توانستند، واقعيت را بدون تحريف و كم و زياد بنويسند و اخلاق اسلامي را رعايت كنند.
متأسفانه كسي يا كساني كه دست به نگارش چنين رساله هايي مي زنند و به زبان عربي يا فارسي منتشر مي كنند نه فقيه اند، نه حديث شناس و نه از فقه شيعه و احاديث آن آگاهي كافي دارند و گاه مطالب دروغي رابه شيعه نسبت مي دهند كه در فقه شيعه وجود ندارد.
نويسنده حتي از رفتار عادي متدينان وكساني كه خمس مي پردازند شناخت لازم را ندارد و باعث افترا به آنان مي گردد. اينك نمونه هايي از ناآگاهي هاي نويسنده را در اين مقدمه مي آوريم.
1. مي گويد: «متدينان بايد خمس تمام اموال و درآمدهاي خود رابپردازند»، در حالي كه پرداخت خمس از همه اموال هيچ گاه مطرح نبوده، اموالي كه انسان از طريق ارث به دست مي آورد و مهريه زنان ـ هر چند سنگين باشد ـ خمس ندارد.
از اين گذشته همه درآمدها نيز خمس ندارد، بلكه
________________________________________ 13 ________________________________________
آنچه افزون بر هزينه زندگي سالانه باشد خمس دارد.
2. او مي گويد: «از نظر فقه شيعه، خمس متعلق به همه سادات است، چه ثروتمند و چه فقير»، در حالي كه احدي از فقيهان چنين مطلبي را نگفته و رفتار شيعيان نيز بر خلاف آن است. خمس فقط به سادات فقير پرداخت مي شود.
3. گاهي مي گويد: «بر وجوب خمس در كتاب و سنت، دليلي وجود ندارد»، ولي بعداً مي گويد: «فقط در قرآن يك بار، آن هم به خمس غنائم جنگي اشاره شده است.» در حالي كه در سنت اهل بيت (عليهم السلام) روايات فراواني بر وجوب خمس وجود دارد.
4. گاهي وجوب خمس را مي پذيرد و اين كه از ائمه (عليهم السلام) رواياتي درباره خمس وارد شده است، ولي پرداخت آن را به فقيهان انكار مي كند. در حالي كه روايات بر ولايت فقيه در اين امور تأكيد دارند.
5. گاهي مي گويد: خمسي كه در اصل واجب بوده، به وسيله امامان شيعه و در زمان غيبت بخشيده شده است.
6. او تصوّر مي كند كه، «تنها فقيهان شيعه اماميه خمس را واجب مي دانند»، در حالي كه در فقه اهل سنّت خمس در موارد متعددي واجب دانسته شده است كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
* غنيمت جنگي،كه خمس آن مربوط به خداو
________________________________________ 14 ________________________________________
پيامبرو نزديكان پيامبر و يتيمان و مستمندان و در راه
ماندگان است.
* فيء (اموالي كه بدون عمليات نظامي در اختيار پيامبر (صلي الله عليه وآله) قرار مي گيرد) كه عبارتند از:
الف. سرزمين هايي كه كافران بدون جنگ از آن كوچ كنند يا بدون درگيري تسليم شوند.
ب. مالياتي كه از كافران گرفته مي شود.
ج. جزيه اي كه از كافران تحت حمايت حكومت اسلامي گرفته مي شود.
د. خراج يعني درآمد زمين هايي كه متعلق به دولت اسلامي است.
* تركه كافر ذمّي.
* تركه كسي كه بدون وارث مرده است.
* تركه مرتد.
* خمس معادن با تمام انواع و اقسامش.
* خمس گنجينه ها و دفينه هايي كه پيدا مي شود.
* هديه هايي كه كافران به فرمانروايان مسلمان مي دهند.
7. گاهي دو قضيه را به هم ارتباط مي دهد كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . موسوعه فقهي كويتي، ج20، مادّه خمس، ص 12تا 21 و در آنجا آمده است: شافعيان وا حمد مي گويند: از «فيء» بايد خمس پرداخت شود، و مصرف آن، همان مصرف خمس غنايم است(ص19).
________________________________________ 15 ________________________________________
كوچكترين پيوندي بين آنها نيست. مي گويد: پرداخت خمس سبب فراموشي «زكات» شده است.
اولاً خمس و زكات مانند صوم و صلاة دو واجب مستقل اند. و احكام جداگانه اي دارند، چرا عمل به يكي مايه فراموشي ديگري بشود؟ در حالي كه موارد و مصارف آن دو كاملاً با هم مختلفند.
دوّم اين كه متديناني كه زكات برذمه آنان هست در كنار خمس، زكات خود را مي پردازند. زكات فراموش نشده است ولي چون در جهان امروزين اكثر مردم مشمول پرداخت زكات نمي شوند، برخي تصور مي كنند كه زكات به فراموشي سپرده شده است. در دوران پيامبر (صلي الله عليه وآله) و بعد از آن، اكثر مردم كشاورز و دامدار بودند و زكات بايد مي پرداختند ولي اكنون اكثر شهروندان نه گندم و جو مي كارند و نه دامداري دارند تا مشمول پرداخت زكات گردند. بنابراين عدم پرداخت زكات به خاطر پرداخت خمس نيست، بلكه به خاطر تغيير شغل مسلمانان درشهرهاي بزرگ است.
سوم اين كه در پرداخت خمس، اجبار و الزام نيست، بلكه اين تديّن افراد است كه باعث انجام اين وظيفه شرعي مي گردد. با توجه به اين يادآوري هاي اجمالي، براي روشن شدن مباحث، به موضوعات زير مي پردازيم:
1 . دلايل وجوب خمس، از كتاب خدا و سنّت
________________________________________ 16 ________________________________________
پيامبر (صلي الله عليه وآله) و احاديث ائمه اهل بيت (عليهم السلام) .
2 . تفسير رواياتي كه دلالت بر مباح بودن خمس براي شيعيان دارد.
3 . فريضه خمس و فقيهان در عصر غيبت.
4 . مصرف خمس.
5 . كالبد شكافي كتاب خمس.
جعفر سبحاني
20/10/86
دوم محرم الحرام 1429
________________________________________ 17 ________________________________________
بخش اوّل
دلايل وجوب خمس در :
1 . كتاب خدا
2 . سنّت پيامبر (صلي الله عليه وآله)
3 . روايات ائمّه (عليهم السلام)
________________________________________ 19 ________________________________________
1
دلايل وجوب خمس در كتاب خدا
خمس به معناي يك پنجم چيزي است، و در آيه مباركه به مسلمانان امر شده كه خمس غنيمت را بپردازند و فرموده است: خمس از آنِ خدا و رسول او وبستگان پيامبر (صلي الله عليه وآله) و يتيمان و درماندگان و در راه ماندگان است. اينك متن آيه:
(وَاعْلَمُوا أنّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْء فَأنّ للهِ خُمُسَهُ وَللرّسُولِ ولِذِي الْقُربي وَالْيَتامي وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبيل إنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللهِ وَما أَنْزَلْنا عَلي عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرقانِ يَوْمَ التقي الجَمْعانِ وَاللهُ عَلي كُلِّ شَيْء قَديرٌ).
«بدانيدكه هرگونه غنيمتي به دست آوريد،51آن ازآنِ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . انفال : 41
________________________________________ 20 ________________________________________
خدا و پيامبر و نزديكان او و يتيمان و درماندگان و درراه ماندگان است، اگر به خدا و آنچه ما بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل و رويارويي دو گروه نازل كرده ايم ايمان داريد و خدا بر هر چيزي تواناست.»
1. غنيمت در زبان عربي
آيا غنيمت در زبان عربي و اصطلاح قرآن فقط به معناي غنائم جنگي است و اصلاً در غير اين مورد به كار نرفته است، چنانكه نويسنده كتاب آن را ادعا نموده است؟ يا غنيمت در هر دو مورد به كار رفته و اصولاً معناي اصلي آن، مطلق درآمد است، هر چند در اصطلاح فقيهان به معناي غنائم جنگي هم به كار رفته، و اصطلاح فقهي ارتباطي به لغت و تفسير قرآن ندارد. اينك در اين مورد، كلمات لغت نويسان عرب را يادآور مي شويم:
1. خليل بن احمد فراهيدي، نخستين لغت نويس عرب كه همه كتب معاجم از او بهره گرفته اند مي گويد: «غنم» به معناي دست يافتن به چيزي است و «اغتنام» به معناي بهره برداري از چيز به دست آمده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الغنم: الفوز بالشيء. والاغتنام انتهاز الغنم.(العين، ج4، ص 426، مادّه غنم).
________________________________________ 21 ________________________________________
2. ابن فارس، كتابي به نام «معجم مقاييس اللغه» نوشته و هدف آن اين است كه معاني مختلف لفظ را در مقام
استعمال، به يك ريشه برگرداند. او در اين مورد مي گويد: غنم يك معني بيش ندارد و آن حكايت از بهره بردن از چيزي است كه قبلاً داراي آن نبوده است، سپس آن را به چيزي كه از مشركان گرفته شود، محدود كرده اند.
3. راغب اصفهاني مي گويد: غنم رسيدن به چيزي، و دست يافتن به آن است. آنگاه درهر چيزي كه از دشمن و غير دشمن به دست آيد، به كار رفته است.
4. ابن منظور مي گويد: «غنم»، آن است كه انسان چيزي را بدون رنج به دست آورد.
5. ابن اثير مي گويد:در حديثي آمده است: مالي كه در گرو است، هرگونه غنيمت و خسارتي داشته باشد، از آنِ مالك آن است. غنيمت آن، افزايش تعداد آن، رشد و نمو، و افزايش قيمت آن است...
بنابراين همگان متفقند كه در لغت عرب، غنيمت به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . معجم مقاييس اللغة، مادّه غنم«له أصل صحيح واحد يدل علي افادة شيء لم يملك من قبل ثم يختص بما أخذ من المشركين».
2 . مفردات راغب، مادّه غنم«الغنم: اصابته والظفر به ثم استعمل في كلّ مظفور به من جهة العدي وغيرهم».
3 . لسان العرب، مادّه غنم«الغنم: الفوز بالشيء من غير مشقة».
4 . النهاية في غريب الحديث والأثر، مادّه «غنم» وفي الحديث:«الرهن لمن رهنه، له غنمه وعليه غرمه. غنمه زيادته ونماؤه وفاضل قيمته».
________________________________________ 22 ________________________________________
معناي دست يافتن به سود و چيز تازه اي است كه قبلاً مالك آن نبوده است، و هرگز اختصاص به غنيمت جنگي ندارد، حتي ابن فارس مي گويد: معني اوّلي آن، دست يافتن بر چيز سودمند و مفيد است و بعدها در مورد غنائم جنگي شهرت يافته است.
خلاصه اينكه، «غنيمت» در مقابل «غرامت» به كار مي رود، و لفظ دوم به معني ضرر است ومقتضاي تقابل اين دو لفظ، اين است كه غنيمت به معني نفع وسود باشد، لذا يكي از قواعد فقهي اين است كه مي گويند: «من له الغنم فعليه الغرم» يعني غرامت به كسي تعلق مي گيرد كه درآمد از آنِ اوست.
دليل اين قاعده حديثي است از پيامبر (صلي الله عليه وآله) كه فرمود: «لا يغلق الرهن من صاحبه الذي رهنه. له غنمه وعليه غرمه» (رابطه عين مرهونه، با صاحب آن، قطع نمي شود، هرگونه سود و زياني داشته باشد، از آنِ مالك آن است).
امام شافعي مي گويد: مقصود از «غنم» در حديث افزايش آن است و مقصود از غرامت، نابودي و كاستي در آن است.
اين نوع تصريح از سوي پيشوايان لغت شناس عربي، حاكي از آن است كه مادّه «غنم» با مشتقات خود، به معني درآمد وفائده است و اختصاصي به غنائم جنگي ندارد. هر چند در اصطلاح فقيهان غالباً(نه هميشه)، كلمه غنيمت به
________________________________________ 23 ________________________________________
معناي فايده اي است كه از جنگ به دست مي آيد و گرنه اين واژه، معناي وسيع و گسترده اي دارد.
2. غنيمت در قرآن
تا اينجا با كلمات اهل لغت آشنا شديم كه غنيمت معناي وسيع و گسترده اي دارد. اتفاقاً قرآن نيز با اهل لغت، همسو و هماهنگ است. اگر لفظ غنيمت را در مواردي در غنائم جنگي به كار مي برد، آن چنان نيست كه در قرآن هميشه به آن معني باشد بلكه در آيه اي درباره نعمت هاي اخروي و پاداش هاي روز رستاخيز به كار رفته است، چنان كه مي فرمايد:
(يا أَيُّها الّذينَ آمَنُوا إذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبيلِ اللهِ فَتَبَيَّنُوا وَلاتَقُولُوا لِمَنْ أَلْقي إلَيْكُمُ السَّلامَ لَستَ مؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الحَياةَ الدُّنيا فعِندَ اللهِ مَغانمُ كَثيرةٌ كَذلِكَ كُنْتُم مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيّنُوا إنّ اللهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبيراً).
«اي كساني كه ايمان آورده ايد،هرگاه در راه خدا گام مي زنيد،تحقيق كنيد وبراي به دست آوردن سرمايه دنيايي به كسي كه به شما اظهار صلح و اسلام مي كند، نگوييد كه مؤمن نيستي، زيرا نزد خدا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . نساء : 94
________________________________________ 24 ________________________________________
غنيمت هاي فراواني هست، شما پيش از اين چنين بوديد، و خداوند بر شما منّت نهاد، پس تحقيق كنيد. خدا به آنچه مي كنيد، آگاه است.»
دقت در آيه حاكي است كه مراد از غنيمت دراين آيه، نعمت هاي اخروي است، به گواه اينكه در مقابل (عَرَض الحياةَ الدُّنيا)قرار گرفته است. در حالي كه نويسنده كتاب در صفحه 68 مي نويسد: «غنيمت در قرآن، شش بار آمده است و در هشت جا به اموالي كه از كفار در جنگ گرفته مي شود، اطلاق گرديده است».
بنابراين غنيمت در قرآن مفهوم عام دارد و آنچنان كه نويسنده ادعا مي كند كه فقط براي غنايم جنگي به كار رفته، نيست.
3. غنيمت در حديث
اگر مادّه غنيمت در كلمات اهل لغت و يا در قرآن مجيد در مطلق درآمد به كار رفته است، در احاديث رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نيز اين مادّه در مطلق فايده ها و سودهاي مادّي و معنوي كه انسان به دست مي آورد به كار رفته است كه ما فقط موارد معدودي را به شما يادآور مي شويم، علاقه مندان مي توانند به مادّه «غنم» در احاديث اسلامي مراجعه كنند:
ابن ماجه در سنن خود، نقل مي كند: رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

________________________________________ 25 ________________________________________
هنگام گرفتن زكات، چنين مي فرمود:
«اللّهمّ اجعلها مغنماً ولا تجلعها مغرماً».
«پروردگارا! اين زكات را مايه سود و افزايش بهره مندي پرداخت كننده قرار ده و آن را موجب زيان او قرار نده».
احمد بن حنبل در مسند خود از رسول گرامي (صلي الله عليه وآله) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود:
«غنيمة مجالس الذكر، الجنة».
«سود و بهره مجالس ياد خدا، بهشت است.»
و نيز از آن حضرت نقل مي كند كه در وصف ماه رمضان چنين فرمود: «غنم للمؤمن»، «سود و بهره اي براي مؤمن است.»
ابن اثير مي گويد: در احاديث آمده است:«الصوم في الشتاء الغنيمة الباردة»، «روزه در زمستان، غنيمتي خنك است.»
ابن اثير درادامه مي نويسد: «آن را غنيمت شمرده، چون اجر و پاداش دارد.»
بنابراين با توجه به كلمات اهل لغت، قرآن و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . سنن ابن ماجه، كتاب زكات، باب ما يقال عند اخراج الزكاة، حديث 1797.
2 . مسند احمد، ج2، ص 330 و 374 و 524.
3 . همان، ص 177.
________________________________________ 26 ________________________________________
رسول خدا (صلي الله عليه وآله) ، قاطعانه مي توان گفت: ماده«غنم» به هر
صورتي باشد، معناي وسيع وگسترده اي دارد و هرگز به غنيمت جنگي محدود نمي شود، بنابراين نمي توان گفت غنيمت از نظر لغت و قرآن و حديث فقط به معناي غنايم جنگي به كار مي رود.
استدلال فقيهان اهل سنت با آيه بر وجوب خمس در غير غنايم جنگي
روشن ترين گواه بر اينكه آيه خمس نيز از يك مفاد گسترده اي برخوردار است، وتنها غنايم جنگي را شامل نمي شود، اين است كه فقيهان مذاهب چهارگانه در غير غنايم جنگي به آيه استدلال كرده اند و وجوب خمس در چيزهاي ديگري رانيز از آن استفاده نموده اند نظير:
1. معادن
فقيهان حنفي ومالكي معتقدند كه صاحب معدن بايد 51 درآمد خود را بپردازد و به اين آيه استدلال مي كنند.
وهبه زحيلي از فقيهان حنفي نقل مي كند: دليل وجوب خمس در معدن، آيه مباركه(وَاعْلَمُوا أنّما غَنِمْتُم...)است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الفقه الاسلامي وأدلته، ج2، ص 776.
________________________________________ 27 ________________________________________
علاوه بر كتاب خدا، احاديثي نيز بر اين معنا دلالت دارد; آنجا كه پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: «وفي الركاز الخمس». حديث ياد شده در صحيح مسلم وبخاري و ديگر مجامع روايي معتبر آمده است.
2. گنج
از مواردي كه بايد خمس آن را بپردازند، گنج است، و دليل آن، همان آيه مباركه و حديث ياد شده است، زيرا ركاز به چيزي مي گويند كه در زمين ذخيره شده باشد خواه از جانب آفريدگار جهان مانند معدن و خواه از جانب مخلوق،مانند گنج.
انس بن مالك مي گويد: با پيامبر (صلي الله عليه وآله) به سوي قلعه هاي خيبر روانه شديم، مردي همراه ما وارد زميني شد كه در آن قضاي حاجت كند.خشتي از ديواري برداشت تا خود را با آن پاك كند. ناگهان، ديوار فرو ريخت، و گنجي از شمش طلا آشكار شد، آن را به محضر پيامبر (صلي الله عليه وآله) آورد و داستان را بازگفت، پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: وزن آن را مشخص كن. پس از سنجش 200درهم بود. پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: اين گنج است و بايد خمس آن را بپردازي.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . صحيح بخاري، ج1، ص 182، باب في الركاز الخمس، صحيح مسلم، ج5، ص 127، باب جرح العجماء، مسند احمد، ج3، ص 335.
2 . مسند احمد، ج3، ص 128.
________________________________________ 28 ________________________________________
ابن اثير مي گويد: در ميان فقيهان در اين مسأله اختلافي نيست و من از آنان شنيده ام: هر چه كه در دل زمين پنهان باشد وانسان براي آن بهايي نپردازد، و هزينه اي نكند، و رنج و زحمت بسياري نكشد، و به دستش آيد، بايد خمس آن را بپردازد.
از اين تعبيرها دو مطلب استفاده مي شود:
1. آيه اختصاص به خمس غنايم جنگي ندارد، و مفهوم آن گسترده تر است.
2. خمس مخصوص غنايم جنگي نيست، بلكه در معادن و گنج نيز واجب است.
اتفاقاً حديثي از امام صادق (عليه السلام) اين نظريه را تأييد مي كند. امام از پدران خود از امام علي (عليه السلام) نقل مي كند كه پيامبر (صلي الله عليه وآله) در سخنان خود به علي (عليه السلام) چنين فرمود: علي جان! عبدالمطلب در زمان جاهليت پنج سنّت را برجاي نهاد. خدا نيز آنهارا در اسلام تأييد كرد. او گنجي را پيدا كرد و خمس آن را در راه خدا داد، آنگاه اين آيه را تلاوت نمود:(وَاعْلَمُوا أنّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْء فَأنّ للهِ خُمُسَهُ).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . جامع الأصول، ج4، ص 620ـ621 مي گويد:وانّما كان فيه الخمس لكثرة نفعه وسهولة أخذه والأصل فيه أنّ ما خفّت كلفته كثر الواجب فيه وما ثقلت كلفته قلّ الواجب فيه.
2 . وسائل الشيعه، ج5، باب 5 از ابواب ما يجب فيه الخمس، حديث3.
________________________________________ 29 ________________________________________
^ 2
دلايل وجوب خمس در سنّت پيامبر (صلي الله عليه وآله)
خمس درآمد كسب و كار در احاديث پيامبر (صلي الله عليه وآله)
نويسنده كتاب «خمس» به علت بي اطلاعي از احاديث فراواني كه در اين مورد در صحاح و غير صحاح آمده است، تصور كرده كه وجوب پرداخت خمس درآمد كسب و كار از خصايص فقه شيعه است، در حالي كه ادلّه آن در كتاب هاي حديثي و روايي اهل سنت نيز وارد شده است . لزوم پرداخت خمس در درآمدهاي كسب در چند روايت از رسول خدا وارد شده است:
الف. روايت هيئت اعزامي عبدالقيس
قبيله عبدالقيس در بحرين و قطيف و احساء ساكن بودند و ميان آنان و مدينه منوره صدها كيلومتر فاصله بود، نمايندگان اين قبيله در ماه حرام، به خاطر امن بودن راه ها
________________________________________ 30 ________________________________________
حضور پيامبر (صلي الله عليه وآله) رسيدند و يادآور شدند: ميان ما و شما، مشركان، حائل و مانع هستند و ما نمي توانيم در طول سال ازميان آنان عبور كنيم وبه حضور شما در مدينه برسيم. از شما درخواست مي كنيم،مرزهاي ميان اسلام و كفر را براي ما بيان كنيد كه اگر به آنها عمل كرديم به بهشت برويم و ديگران را نيز به آن دعوت كنيم. پيامبر (صلي الله عليه وآله) فرمود: من شما را به چهار چيز دعوت مي كنم و از چهار چيز باز مي دارم:
چهار چيزي كه به آن فرمان مي دهم عبارتند از:
1. ايمان به خدا. آنگاه فرمود: مي دانيد ايمان به خدا چيست؟
پذيرفتن لا إله إلاّ الله است.
2. بپا داشتن نماز.
3. پرداخت زكات.
4. خمس درآمدها و به تعبير پيامبر (صلي الله عليه وآله) : «وتعطوا الخمس من المغنم...»
اكنون سؤال مي شود مقصود پيامبر (صلي الله عليه وآله) از كلمه «مغنم» چه بوده است؟ در اينجا سه احتمال وجود دارد كه دو تاي آن مردود وسومي متعيّن است:
1. غنايم جنگي.
2. درآمدهايي كه از غارتگري به دست مي آيد.
3. سود كسب و كار.
احتمال نخست به دلايلي باطل است:
________________________________________ 31 ________________________________________
1. آنان به پيامبر (صلي الله عليه وآله) گفتند كه ميان ما وشما مشركان حائلند و ما نمي توانيم در غير ماه هاي حرام حضور شما برسيم. معني اين جمله اين است كه ما بر جان و مال خود از مشركان مي ترسيم و از منطقه خود نمي توانستند بيرون بيايند تا چه رسد به اينكه با مشركان بجنگند و غنايمي را به دست بياورند!!
2. هيچ مسلماني نمي تواند بدون دستور پيامبر يا نماينده او به جهاد و جنگ بپردازد و اين يكي از قوانين مسلم جهاد اسلامي است. اگر مقصود اين باشد كه آنان خمس غنايم جنگي را بپردازند، لازمه آن اين است كه بدون اذن پيامبر خودسرانه جهاد كرده، آنگاه خمس آن را بپردازند كه يقيناً منظور روايت، اين چنين نيست.
3. در جهاد اسلامي، كليه غنايم به پيامبر (صلي الله عليه وآله) تحويل مي گرديد و اوست كه خمس آن را جدا مي كرد و به
تقسيم بقيه مي پرداخت، در حالي كه در اين حديث، خودِ افراد را مسئول پرداخت خمس مي شمارد و مي فرمايد: «وتعطوا الخمس من المغنم». «از غنيمت، خمس آن را بپردازيد» و اين جز بر درآمدهاي كار و كسب، بر چيزي
منطبق نيست.
2.احتمال دوم، نيز مثل احتمال نخست، مردود است، زيرا غارتگري در اسلام، مطلقاً ممنوع است. محدّثان در كتاب «فتن» در باب نهي ازنهب (غارتگري) از
________________________________________ 32 ________________________________________
رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نقل مي كنندكه آن حضرت فرمود:«هر كس غارت كند، از ما نيست»و نيز فرمود: «غارت، ممنوع است.»
بخاري در صحيح خود نقل مي كند: عبادة بن صامت مي گويد: «بايعنا النبي (صلي الله عليه وآله) أن لا ننهب».
ابوداوود در سنن خود از مردي از انصار نقل مي كند كه ما با رسول خدا (صلي الله عليه وآله) بيرون آمديم و مردم به شدّت گرسنه بودند، ناگهان به گوسفنداني رسيدند و آنها را غارت كردند. پيامبر (صلي الله عليه وآله) هنگامي رسيد كه ديگ هاي ما مي جوشيد، او با كمان خود، همه ديگ ها را وارونه كرد. آنگاه خاك بر روي آنها ريخت و فرمود: «إنّ النهبة ليست بأحلّ من الميتة».
با توجه به آنچه گفته شد، معني سوم متعين است كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) از آنان 51 درآمدهاي كار و كسب خود را مي خواهد، نه خمس غنايم جنگي، زيرا جنگي رخ نداده بود.
تنها در احاديث نيست كه پيامبر (صلي الله عليه وآله) در آن خمس درآمدها را جزء فرايض مي شمارد، بلكه در نامه هاي آن حضرت نيز اين مسأله منعكس است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . «من انتهب نهبة فليس منّا». ونيز فرمود: «إنّ النهبة لا تحلّ»(سنن ابن ماجه، ج2، ص 1298، حديث 3937، و 3938).
2 . صحيح بخاري، ج2، ص 48، باب النهب بغير اذن صاحبه.
3 . سنن ابي داود، ج3، ص 66، حديث 2705.
________________________________________ 33 ________________________________________
ب. خمس در نامه هاي پيامبر (صلي الله عليه وآله)
پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) در نامه هاي متعددي كه به قبايل عرب نوشته است پرداخت خمس را نيز سفارش نموده است. اينك برخي از اين نامه ها را منعكس مي كنيم:
نامه اي به عمرو بن حزم
آن حضرت به عمرو بن حزم كه او را به عنوان نماينده خود به يمن اعزام كرده بود چنين نوشت: «...اين فرماني است از پيامبر خدا (صلي الله عليه وآله) به عمرو بن حزم، آنگاه كه او را به يمن اعزام كرد. به او فرمان مي دهد تقوا و پرهيزگاري را در همه امور پيشه خود سازد،از «مغانم» خمس خدا را بگيردو آنچه كه بر مؤمنان لازم است از پرداخت زكات، (101) از زمين هايي كه به آب نهرها و باران آسمان آبياري مي شود و201 از زمين هايي كه به وسيله آب چاه آبياري مي شود...».
نامه اي به سران قبايل معافر و همدان
پيامبر (صلي الله عليه وآله) در نامه اي به سران قبايل ياد شده مي نويسد: «فقد رجع رسولكم وأعطيتم من المغانم خمس الله»، «پيك شما رسيد و گواهي مي شود كه خمس درآمدها را پرداختيد.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وثائق سياسيه، ص 227، شماره 110، چاپ بيروت.
________________________________________ 34 ________________________________________
منظور از مغانم در اين حديث، درآمدهاي كسب و كار است، چون اين گروه، فرمانده نظامي نبودند و براي جنگ اعزام نشده بودند.
نامه اي به قبايل قضاعه وجذام
پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) به هر دو قبيله نامه يكساني نوشت و به آنان آموخت كه چگونه زكات را بپردازند و يادآور شد زكات و خمس را به دو نماينده او به نام أبي و عنبسه پرداخت كنند.
نامه اي به فجيع و پيروانش
پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) در نامه اي به فجيع و پيروان او نوشت: كساني كه اسلام آورده اند و نماز برپا داشته اند و زكات داده اند و خدا و رسول او را اطاعت نموده اند و از مغانم، خمس خدا را پرداخته اند....
نامه اي به جناده أزدي
پيامبر (صلي الله عليه وآله) در نامه اي چنين نوشت:«قبيله ازد وشاخه هاي آن تا زماني كه نماز بپا دارند و زكات بدهند و خدا ورسول اورا اطاعت كنند و از مغانم،خمس خدا وسهم پيامبر (صلي الله عليه وآله) را
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 .طبقات كبري، ج1، ص 270.
2 . همان، ص 304 و 305.
________________________________________ 35 ________________________________________
بپردازند و از مشركان جدا شوند،با خدا و رسول پيمان دارند.»
نامه اي به جهينه فرزند زيد
پيامبر (صلي الله عليه وآله) در نامه اي به جهينه كه رئيس قبيله بوده است مي نويسد: شكاف هاي زمين و دشت هاي آن و بالا و پايين دره ها در اختيار شماست، مي توانيد حيوانات خود را در آنها بچرانيد و از آب هاي آن بهره ببريد، مشروط بر آنكه51 آنها را بپردازيد.
مقصود از اين 51 چيست؟ آيا احتمال مي رود كه غنايم جنگي مقصود باشد يا پرداخت آن خمس، 51 در مقابل بهره گيري از انفال است كه از آنِ رسول خدا مي باشد.
نامه اي به قبيله جهينه
حضرت در نامه اي به اين گروه چنين نوشت: «من أسلم منهم وأقام الصلاة وآتي الزكاة وأطاع الله ورسوله وأعطي من الغنائم الخمس».
«آن كس كه اسلام بياورد و نماز را بپا دارد وزكات دهدو خدا و رسول او را اطاعت كند و از غنايم خمس را بپردازد.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . طبقات كبري، ج1، ص 270.
2 . الوثائق السياسية، ص 265، شماره157.
3 . طبقات كبري، ج1، ص 271.
________________________________________ 36 ________________________________________
اين نامه هاي متعدّد كه نزديك به تواتر است; چه هدفي
را تعقيب مي كنند؟
يقيناً حضرت در اين نامه ها به يكي از حقوق رهبري اشاره مي كند و آن اين كه تمام مسلمانان پس از كسر مؤونه زندگي،بايد 51 درآمدهاي مشروع خود را به رهبر بپردازند تا او بتواند بر اثر توان مالي بهتر به توسعه اسلام و اداره امور تبليغي وتعليمي بپردازد. در هيچ يك از اين نامه ها امر به جهاد نشده تا منظور از غنائم، غنيمت جنگي باشد.
زيرا جهاد اسلامي بايد به امر پيامبر ياامام صورت گيرد و هرگز مردم حق ندارند به جهاد ابتدايي (نه دفاعي)بپردازند. امام شافعي و امام احمد آشكارا مي گويند جهاد بدون اذن امام يا اذن كسي كه از طرف او مأمور به جهاد است، انجام نمي گيرد.
همچنين معتقدند عمليات كوچك در جهاد نيز مانند هماورد طلبي بدون اذن امام جايز نيست،مثلاً در جايي كه دو لشكر در برابر هم صف آرايي كرده اند،مسلمان مجاهد حق ندارد بدون اذن امام گام به ميدان نهد و مبارز بطلبد و تن به تن بجنگد اين هم اگر واقعاً نامه ها ناظر به جهاد
ابتدايي با دشمن بود، بايد حضرت در اينجا نحوه تقسيم اموال را به صورت مشروح بنويسد آيا سهم سواره نظام با
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 .در اين مورد به كتاب هاي: المهذب، ج2، ص 229 و نهاية المحتاج، ج8، ص 60 ومغني ابن قدامه، ج8، ص 364 مراجعه شود.
________________________________________ 37 ________________________________________
پياده نظام يكي است يا فرق مي كند؟
علاوه بر اين، حضرت بايد مانند ديگر نامه ها كه براي جهادگران مي نوشت يا سخن مي گفت قبلاً بفرمايد دشمن را دعوت به اسلام كنيد و حجت را بر آنها تمام كنيد، آنگاه با آنان جهاد كنيد، و در كيفيت جهاد از تعرّض به پيران، مجروحان، زنان و كودكان خودداري كنيد، مبادا از طريق مسموم كردن آب ها يا آتش زدن خرمن ها و باغ ها وارد شويد و هرگز به معابد دشمن اگر اهل كتاب باشند، حمله نكنيد.
علاوه بر اين بايد حضرت ماه هايي كه جهاد در آن حرام است را گوشزد كند و غالب اين افراد كساني نبودند كه ساليان درازي در آغوش اسلام رشد كرده باشند تا نيازي به اين احكام نباشد. بنابراين مفاد نامه ها با موضوع جهاد ارتباطي ندارد و بايد خمس در اين نامه ها را به همان كسب در آمد تفسير كرد.
در حقيقت پيامبر (صلي الله عليه وآله) در اينجا به اصلي از اصول سياسي اسلام اشاره كرده و آن اينكه مردم، پس از كسر مؤونه ها و هزينه ها51 درآمد خود را به مقام رهبري بپردازند و اتفاقاً همان طوري كه در گذشته يادآور شديم، اين درآمد مربوط به مقام امامت است و به تعبير امام هادي (عليه السلام) كه
فرمود: «امّا ما كان بسبب الإمامة فهو لي»; «اموالي كه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب سوم از ابواب وجوب خمس، حديث1.
________________________________________ 38 ________________________________________
مردم به عنوان امامت به نزد تو آورده اند، بايد در اختيار ما قرار گيرد.»
تا اينجا با دلايل وجوب خمس درآمد، از طريق كتاب خدا و روايات اهل سنّت آشنا شديم، اكنون به دلايل وجوب آن، از طريق روايات ائمّه اهل بيت (عليهم السلام) آشنا مي شويم.
________________________________________ 39 ________________________________________
^ 3
دلايل وجوب خمس در روايات ائمّه (عليهم السلام)
خمس علاوه بر غنايم جنگي، در موارد ياد شده نيز واجب است:
1. معادن
محمد بن مسلم مي گويد: از امام باقر (عليه السلام) پرسيدم: آيا در معادن مس و آهن و روي، چيزي واجب هست؟ فرمود: «عليها الخمس جميعاً» در همه آنها پرداخت51 لازم است.
2. گنج
از مواردي كه بايد 51 آن را به مقام امامت و رهبري
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب سوّم از ابواب وجوب خمس، حديث 1.
________________________________________ 40 ________________________________________
پرداخت، خمس گنج است. عبيدالله بن علي معروف به
حلبي مي گويد: از امام صادق (عليه السلام) در مورد گنج پرسيدم كه چه مقدار از آن را بايد پرداخت؟ فرمود:51.
3. جواهراتي كه با غوّاصي به دست مي آيد
چيزهاي ارزشمند كه از ته دريا يا غوّاصي استخراج مي شود، مانند مرواريد، مرجان، بايد خمس آنها پرداخت شود.
حلبي مي گويد: از امام صادق (عليه السلام) درباره مرواريد كه از طريق غوّاصي به دست مي آيد پرسيدم، امام (عليه السلام) فرمود: «عليه الخمس»، 51 آن را بايد پرداخت.
4. زميني كه كافر ذمي از مسلمان بخرد
اگر كافر ذمي زميني را از مسلمان بخرد، بايد خمس آن را بپردازد.
ابوعبيده حذّاء مي گويد: از امام باقر (عليه السلام) شنيدم كه فرمود: هرگاه كافر ذمّي، زميني را از مسلمان بخرد، بايد51 آن را بپردازد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب پنجم، حديث1.
2 . همان، باب هفتم، حديث1.
3 . همان، باب9، حديث1.
________________________________________ 41 ________________________________________
5. مال حلال مخلوط به حرام
اگر مال حلال با حرام به طوري مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن معلوم نباشد، بايد خمس تمام مال را به مقام امامت و رهبري بپردازد.
حسن بن زياد مي گويد: امام صادق (عليه السلام) فرمود: مردي خدمت اميرمؤمنان (عليه السلام) آمد و گفت: ثروتي را گرد آورده ام كه حلال و حرام آن را از هم نمي شناسم. حضرت فرمود: أخْرِج الخمس من ذلك المال، فانّ الله عزّ وجلّ قد رضي من المال بالخمس واجتَنِبْ ما كان صاحبُهُ يُعْلَم. اميرمؤمنان (عليه السلام) فرمود:51 آن را بپرداز، و خدا به 51 آن راضي مي شود، وهر مالي كه صاحبش را مي شناسي به خود او باز گردان.
6. درآمدهاي كسب و تجارت
هرگاه انسان، از طريق تجارت يا صنعت يا ديگر تلاش هاي اقتصادي، مالي به دست آورد، چنانچه سودي كه از آن حاصل شده از هزينه هاي سالانه او و كساني كه متكفل هزينه زندگي آنهاست، زياد بيايد، 51 مازاد آن را بايد به امام بپردازد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب 10، حديث1.
________________________________________ 42 ________________________________________
امام باقر (عليه السلام) و خمس درآمدها
ابوبصير از امام باقر (عليه السلام) نقل مي كند كه آن حضرت فرمود: «لا يحلّ لأحد أن يشتري من الخمس شيئاً حتي يصل إلينا حقنا»; «براي كسي حلال نيست كه از خمس چيزي را بخرد، مگر آنكه حق ما به ما برسد.»
در حديث ديگري ابوبصير مي گويد، از امام باقر (عليه السلام) شنيدم كه مي فرمود: «من اشتري شيئاً من الخمس لم يعذره الله اشتري ما لا يحلّ له; هر كس چيزي از خمس را بخرد، خدا او را نمي بخشد، او چيزي را خريده كه برايش حلال نيست.»
اطلاق حديث، شامل هر چيزي كه در او پرداخت خمس واجب باشد، را دربرمي گيرد، خواه از غنائم جنگي باشد يا از گنج يا از معادن و غيره.
امام صادق (عليه السلام) و خمس درآمدها
ابوبصير مي گويد به امام صادق (عليه السلام) درنامه اي نوشتم: گاهي به انسان هديه اي مي رسدكه قيمت آن 2000درهم يا كمتر يا بيشتر است، آيا پرداخت خمس آن واجب است؟
حضرت در پاسخ نوشت: «الخمس في ذلك»(بايد 51 آن را بپردازد).
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسايل الشيعه، ج6، باب1، حديث4.
2 . همان، حديث5.
________________________________________ 43 ________________________________________
باز به حضرت نوشتم: مردي باغ ميوه اي دارد، خانواده اش از ميوه آن باغ مي خورند وبخشي هم ازآن به فروش مي رسد، آيا در آن خمس هست؟ فرمود: آن چه را كه مي خورند، از هزينه زندگي است و خمس ندارد، اما آنچه مي فروشند، خمس دارد.
امام كاظم(ع) و خمس درآمدها
امام كاظم (عليه السلام) و خمس درآمدها
سماعه مي گويد: از امام كاظم (عليه السلام) درباره خمس سؤال كردم، در پاسخ فرمود: «في كلّ ما أفاد الناس من قليل أو كثير»، در كليه درآمدها خواه كم و خواه زياد خمس بايد پرداخت شود.
حماد بن عيسي با يك واسطه از امام كاظم (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود:
«الخمس من خمسة أشياء: من الغنائم والغوص و الكنوز والمعادن والملاحة...».
«خمس در پنج مورد واجب است:1. غنائم، 2. غوّاصي، 3. گنج، 4. معادن، 5. كشتيراني.»
حضرت دراينجا به يك مورد از درآمد كسب كه همان كشتيراني است اشاره كرده و اين نشانه آن است كه خمس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسايل الشيعه، ج6، باب8، حديث10.
2 . همان، حديث8.
3 . همان، باب1 از ابواب قسمة الخمس، حديث8.
________________________________________ 44 ________________________________________
بر مطلق درآمدها تعلق مي گيرد.
عمران بن موسي از امام كاظم (عليه السلام) نقل مي كند: قرأت عليه آية الخمس، فقال: ما كان لله فهو لرسوله وماكان لرسوله فهو لنا،ثم قال: والله لقد يسّر الله علي المؤمنين أرزاقهم بخمسة دراهم جعلوا لربّهم واحداً وأكلوا أربعة حلالاً».
«من آيه خمس را بر آن حضرت خواندم، فرمود: آنچه كه براي خداست، از آنِ رسول است و آنچه كه از آنِ رسول است براي ما است. خدا در كار روزي بر مؤمنان آسان گرفته، و در هر پنج درهم، تنها يك درهم بر آنها واجب ساخته و چهارتاي ديگر را بر آنان حلال نموده است.»
لفظ «أرزاقهم» (روزي هاي مردم) نشانه آن است كه مقصود، مطلق درآمد است، زيرا روزي هاي مردم، منحصر به غنايم جنگي نبوده است.
از اين گذشته، غنايم جنگي از آنِ جهادگران است، نه همه مردم، و سخن حضرت با مردم است و لذا در ذيل حديث مي فرمايد: افرادي مي توانند به اين قانون عمل كنند كه خدا قلب آنان را براي عمل به شريعت امتحان كرده باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب1 از ابواب ما يجب فيه الخمس، حديث6.
________________________________________ 45 ________________________________________
امام رضا (عليه السلام) و خمس درآمدها
شيخ صدوق مي گويد: در يكي از نامه هاي حضرت آمده است: «إنّ الخمس بعد المؤونة»; «خمس، پس از كسر هزينه هاست.»
جمله ياد شده، حاكي از آن است كه اين حديث، ناظر به درآمدهاي مردم است، زيرا اخراج خمس از غنايم وظيفه مردم نيست، بلكه وظيفه حاكم اسلامي است و حضرت در اينجا با مردم سخن مي گويد.
در فقه الرضا از ايشان نقل شده است كه فرمود:
امام رضا(ع) و خمس درآمدها
«كلّ ما أفاده الناس فهو غنيمة. لا فرق بين الكنوز والمعادن والغوص ومال الفيئ الذي لم يختلف فيه وهو ماادّعي فيه الرخصة، وهو ربح التجارة، وغلة الضيعة وسائر الفوائد من المكاسب والصناعات، والمواريث وغيرها لأنّ الجميع غنيمة وفائدة ومن رزق الله عزّوجلّ، فانّه روي أنّ الخمس علي الخيّاط من ابرته والصانع من صناعه، فعلي كلّ من غنم من الوجوه مالاً فعليه الخمس».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب12 از ابواب مايجب فيه الخمس، حديث2.
2 . فقه الرضا (عليه السلام) ، ص 40; مستدرك الوسائل، ج7، ص 284، باب وجوب الخمس فيما يفضل عن مؤونة السنة
________________________________________ 46 ________________________________________
«هر چه مردم به دست آورند، غنيمت به شمار مي آيد، خواه گنج يا معادن باشد و خواه از غوّاصي در دريا به دست آيد، يا اموالي كه در جنگ به دست آمده و براي آنها لشكركشي نشده باشد، و همان چيزي كه ادّعا كرده اند كه خمسي ندارد، يعني سود بازرگاني و محصولات كشتزارها و باغ ها و ديگر درآمدهاي بازرگاني وصنعتي و ارث و چيزهاي ديگر، همه اين ها غنيمت و سود و روزي خداوند است.» در روايت ديگر آمده است «حتي خياط بايد سوزن خود و صنعتگر از صنعت خود خمس بپردازد. هر كس از هر يك از اين راه ها چيزي به دست آورد، بايد خمس بپردازد.»
يكي از شيعيان به امام رضا (عليه السلام) نامه اي نوشت و از خمس سؤال كرد، حضرت در پاسخ فرمود: «إنّ الخمس عوننا علي ديننا وعلي عيالاتنا وعلي موالينا وما نبذل ونشتري من اعراضنا ممّن نخاف سطوته، فلا تَزْوُوهُ عنّا ولا تحرموا أنفسكم دعاءنا ما قدرتم عليه فانّ اخراجه مفتاح رزقكم وتمحيص ذنوبكم وما تمهدون لأنفسكم ليوم فاقتكم...».
«خمس، كمك به دين مان و خانواده ها و هوادارانمان است و آن را هزينه مي كنيم تا آبروي خود را حفظ كنيم و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب3 از ابواب انفال، حديث2.
________________________________________ 47 ________________________________________
از شرّ دشمنان در امان بمانيم،پس آن را از ما باز نگيريد وتا
جايي كه مي توانيد ما را از دعاي خود بي بهره نسازيد. پرداخت اين خمس، كليد روزي شما و پاكي از گناهان و ذخيره اي براي روز تنگدستي شماست....»
گروهي از شيعيان خراسان بر امام رضا (عليه السلام) وارد شدند و از او درخواست كردند كه خمس را بر آنان حلال كند، فرمود: «ما أمحل هذا تمحضونا المودّة بالسنتكم وتزوون عنا حقاً جعله الله لنا وجعلنا له،وهو الخمس لا نجعل أحداً منكم في حلّ».
«من اين پيشنهاد را قبول نمي كنم. شما، در زبان ما را به محبت خود اختصاص مي دهيد، و در عمل حقي را كه خدا براي ما قرار داده وما را ويژه آن شناخته ـ يعني خمس ـ از ما باز مي گيريد، ما خمس را بر هيچ يك از شما حلال نمي كنيم.»
امام جواد(ع) و خمس درآمدها
امام جواد (عليه السلام) و خمس درآمدها
محمد بن حسن اشعري، به امام جواد (عليه السلام) نامه اي نوشت و از او درباره خمس سؤال كرد. متن نامه او چنين است:
«أخبرني عن الخمس أعلي جميع ما يستفيد الرجل من قليل وكثير من جميع الضروب وعلي الصنّاع وكيف
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب13 از ابواب انفال، حديث3.
________________________________________ 48 ________________________________________
ذلك؟ فكتب بخطه:«الخمس بعد المؤونة»; «به حضرتش
نوشتم: مرا از خمس آگاه كن. آيا بر كليه درآمدهاي انسان از كم و زياد تعلّق مي گيرد؟ وصنعتگران نيز بايد خمس بپردازند؟ چگونگي آن را بفرماييد. حضرت در پاسخ نوشت: پس از محاسبه هزينه ها بايد51 پرداخت شود.»
از روايت استفاده مي شود كه اصل وجوب خمس در زمان امام جواد (عليه السلام) كه دوران امامت ايشان مربوط به سالهاي(203ـ 220) است، نزد شيعيان امر مسلّمي بوده، ولي چيزي كه هست كم و كيف آن براي اين فرد روشن نبود كه با نامه نگاري جوياي آن شده است.
امام جواد (عليه السلام) در نامه خود به علي بن مهزيار ـ كه در سال 220نوشته است ـ ، درباره مسأله خمس به صورت گسترده سخن گفته، آنگاه مي فرمايد: «والغنائم والفوائد يرحمك الله فهي الغنيمة يغنمها المرء والفائدة يفيدها والجائزة من الإنسان للإنسان الّتي لها خطر، والميراث الذي لا يحتسب من غير أب ولا ابن...».
حضرت، پس از نگارش آيه غنيمت به تفسير آن پرداخته مي فرمايد: «غنائم وفوائد ـ خدا ترا بيامرزد ـ بهره هايي است كه انسان به چنگ مي آورد و سودهايي است كه به او مي رسد وهداياي گرانبهايي كه به انسان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسايل الشيعه، ج6، باب 8،از ابواب وجوب خمس، حديث1.
2 . همان، حديث5.
________________________________________ 49 ________________________________________
مي بخشند وميراثي كه انسان فكر نمي كند به او برسد، در همه آنها خمس واجب است.» آنگاه بقيه موارد خمس راتشريح مي كند.
امام هادي(ع) و خمس درآمدها
امام هادي (عليه السلام) و خمس درآمدها
علي بن محمد بن شجاع نيشابوري مي گويد: از امام دهم، امام هادي (عليه السلام) سؤال كردم: مردي كه از مزرعه خود صد «كر» گندم برداشت كرده است، و يك دهم آن به عنوان زكات ازاوگرفته شده و سي «كر» آن نيز براي هزينه صرف شده است، و تنها شصت «كر» براي او مانده، وظيفه او چيست؟ و حضرت در پاسخ نوشت: پس از كسر هزينه هاي زندگي شخصي خودش بايد51 رابپردازد.
حضرت هادي (عليه السلام) اين حكم را در دوران امامت خود (221ـ254) بيان فرموده است.
ابوعلي فرزند راشد مي گويد: به امام هادي (عليه السلام) عرض كردم: به من دستور دادي كه اوامر تو را انجام دهم و حق تو را از شيعيان بگيرم. به شيعيان اين مطلب را منتقل كردم، آنان به من گفتند: حق امام در اموال ما چيست؟ من در پاسخ آنان چه بگويم؟
امام هادي (عليه السلام) فرمود:«يجب عليهم الخمس» (51درآمد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . هر «كر» تقريباً 384 كيلوگرم است.
2 . وسائل الشيعه، ج6، باب8 از ابواب وجوب خمس، حديث2.

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

________________________________________ 50 ________________________________________
را بپردازند).
به امام (عليه السلام) عرض كردم در همه چيز؟ فرمود: در ابزار و آلات و صنايع.
گفتم: آيا بازرگان وكاسب هم چيزي بايد بپردازد؟
فرمود: پس ازكسر هزينه ها.
ما در اينجا به همين چند روايت بسنده كرده و خوانندگان را به آثار حديثي ارجاع مي دهيم.
بنابراين روشن شد كه مسأله خمس يك دايره گسترده دارد و خمس درآمدها از خصايص فقه شيعي نيست، بلكه دلايل آن در كتاب و سنت، وارد شده است. چيزي كه هست پس از رحلت پيامبر گرامي (صلي الله عليه وآله) ، اين مسأله، مانند پرداخت حق ذوي القربي از غنايم و غيره همچون مسائل مهمتر به فراموشي سپرده شد.
نويسنده كتاب خمس در مقدمه مي گويد: من به هشت حقيقت مهم و هيجان انگيز پي برده ام، نخستين حقيقت اين است كه وجوب پرداختن خمس از ائمه معصومين نقل نشده است و حال آنكه مذهب شيعه بايد متكي به اقوال ائمه باشد، و اقوال ائمه، مرجع فتوا براي علما هستند.
در جواب گوييم كه ما چهارده روايت را براي نمونه از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه،ج6، باب8 ازابواب وجوب خمس،حديث3.
2 . خمس از ديدگاه قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) ، ص 7.
________________________________________ 51 ________________________________________
احاديث ائمه اطهار (عليهم السلام) براي شما بيان كرديم. پس شما چگونه مدعي هستيد كه درباره وجوب خمس از ائمه معصومين (عليهم السلام) مطلبي نقل نشده است. پس اين روايات منقول چيست؟! بنابراين بايد پذيرفت كه نويسنده يا جاهل است يا خود را به تجاهل زده است.
________________________________________ 53 ________________________________________
بخش دوّم : تفسير رواياتي كه دلالت بر مباح بودن خمس براي شيعيان دارد
________________________________________ 55 ________________________________________
راز بخشودگي خمس
در حالي كه پرداخت خمس، يك اصل قرآني و حديثي است و بايد همه مسلمانان خمس را در موارد وجوب بپردازند، روي يك رشته ضرورت ها و مصلحتاً امامان شيعه در موارد خاصي پيروان خود را از پرداخت آن معاف كرده اند. البته بخشودن خمس در اين موارد جزئي، تصرف در حكم كلي شرعي نيست; بلكه چون اجراي حكم شرعي در آن موارد با مشكلات زيادي روبرو بوده، طبعاً مصالح ايجاب مي كرده كه از گرفتن آن صرف نظر كنند، ولي در عين حال حكم خمس در موارد ديگر به قوت خود باقي بوده و امامان و وكلاي آنها با انضباط خاصي آن را مي گرفته اند.
رواياتي كه حاكي از بخشودگي خمس است بر سه گروه تقسيم مي شود:
________________________________________ 56 ________________________________________
گروه اوّل: ناظر به سه چيز است:
1. خمس غنايم جنگي كه خلفا از پرداخت آن به اهل بيت خودداري مي كردند با اينكه آيه خمس تصريح دارد كه مقداري از خمس مخصوص ذوالقربي است ولي غنايم دست به دست مي گشت و بخشي از آنها در اختيار شيعيان قرار مي گرفت.
2. كالاهاي بازرگاني كه بدون پرداخت خمس در اختيار شيعيان قرار مي گرفت.
3. انفال: زمين هايي كه بدون جنگ در اختيار دولت اسلامي قرار مي گرفت به ضميمه كوه ها و جنگل ها و غيره كه همگي از آنِ رسول خدا و پس از آن از آنِ مقام امامت است.
اينك شرح هر سه قسمت كه از آنِ گروه نخست است.
1 . خمس غنائم
در دوران خلافت هاي اموي و عباسي، جنگ هايي با اهل كتاب و مشركان انجام مي گرفت، و غنايمي را به دست آورده و در كشور اسلامي دست به دست مي چرخيد. خلفا خمسي از اين غنايم را كه متعلق به ذوي القربي بود، هرگز نمي پرداختند. در چنين شرايطي شيعيان نيز كه جزئي از همين جامعه به شمار مي رفتند و با همان اموالي كه در دست مردم بود، معامله مي كردند و غنايم جنگي كه خمس
________________________________________ 57 ________________________________________
آن پرداخت نشده بود به دست شيعيان مي رسيد. پيشوايان
شيعه براي رفع مشكل و گره گشايي اززندگي شيعيان، خمس غنايم را بر شيعيان بخشودند تا زناشويي آنان با كنيزان ومعامله آنان با ساير اموال غنايم پاك وحلال باشد.
قسمت اعظم روايات بخشيدن خمس توسط ائمه، مربوط به حلال شدن خمس اين گونه غنايم است. اينك ما به صورت گذرا به اين روايات اشاره مي كنيم تا روشن شود تحليل خمس به اين موارد مربوط مي شود:
1. امام باقر (عليه السلام) از امام اميرمؤمنان (عليه السلام) نقل مي كند كه فرمود:
«هلك الناس في بطونهم وفروجهم لأنّهم لم يؤدّوا حقّنا. ألا وإنّ شيعتنا من ذلك وآباؤهم في حلّ»; «مردم از راه شكم و شهوت بدبخت شده اند، زيرا حق ما را نپرداخته اند و شيعيان ما و پدران آنان از پرداخت آن معافند.»
كلمه «فروجهم» حاكي از آن است كه حديث مربوط به كنيزان است. طبعاً مقصود از بطونهم غنايم جنگي است كه مردم آنها را تملّك مي كردند و از فروش آنها تغذيه مي نمودند، بدون آنكه خمس خاندان رسالت رابپردازند، اين حديث ارتباطي به ديگر موارد خمس ندارد.
2. ضريس كناسي مي گويد: امام صادق (عليه السلام) فرمود:
________________________________________ 58 ________________________________________
«أتدري من أين دخل علي الناس الزنا؟ فقلت: لا أدري. فقال: من قبل خمسنا أهل البيت الاّ لشيعتنا الأطيبين فانّه محلّل لهم ولميلادهم»; «مي دانيد نزديكي نامشروع در ميان مردم از كجا سرچشمه گرفته است؟ ضريس كناسي: نمي دانم: امام صادق (عليه السلام) فرمود: از ناحيه خمس خاندان رسالت، جز براي شيعيان پاكيزه ما كه ما آن را براي ايشان و پاك بودن ولادت ايشان حلال كرده ايم.»
در حديث ياد شده عبارت «دخل علي الناس الزنا»
و همچنين «لشيعتنا الأطيبين» و نيز «ولميلادهم» همگي حاكي از آن است كه تحليل خمس در آن مربوط به كنيزاني است كه از طريق غنيمت جنگي در ميان مردم خريد و فروش مي شد، بي آنكه حق اهل بيت (عليهم السلام) پرداخت شود.
3. ابوخديجه مي گويد: خدمت امام صادق (عليه السلام) بودم، شخصي به او عرض كرد: زنان را براي من حلال كن! امام صادق (عليه السلام) ناراحت شد. شخص ديگري كه در مجلس حاضر بود به آن حضرت عرض كرد: مقصود او هر زني نيست، بلكه مقصود او خادمي است كه مي خرد يا زني (كنيز) است كه با او ازدواج مي كند، يا ميراثي است (از غنايم) كه به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب4 از ابواب انفال، حديث3.
________________________________________ 59 ________________________________________
او مي رسد، يا تجارتي يا هديه اي كه به او داده مي شود.
حضرت فرمود: همه اينها براي شيعيان ما حلال است.
از اينكه راوي درباره زنان سؤال كرد و مرد ديگري كه در مجلس حاضر بود آن را چنين تفسير كرد:«خادم و زني كه با او ازدواج مي كند وميراث وتجارت و هديه»، همه اينها قرينه بر آن است كه مقصود تحليل خمس غنايم جنگي است كه در اختيار خلفا بوده بدون آنكه سهم اهل بيت (عليهم السلام) را به آنان بپردازند. حضرت شيعيان را در اين قسمت معاف نموده است.
4. محمد بن مسلم از يكي از دو امام(باقر و صادق(عليهما السلام)) نقل مي كند:
«إنّ أشدّ ما فيه النّاس يوم القيامة أن يقوم صاحب الخمس فيقول يا ربّ خمسي، وقد طيّبنا ذلك لشيعتنا لتطيب ولادتهم ولتزكو أولادهم;
«سخت ترين شرايط براي مردم در روز رستاخيز اين است كه مستحق خمس بگويد خدايا خمس من چه مي شود؟ ولي ما اين را براي شيعيان خود حلال كرده ايم تا نسل آنان پاكيزه باشد.»
تا اينجا ما به طور مشروح برخي از روايات را نقل كرديم، اكنون به شواهدي كه در ديگر روايات هست،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب4 از ابواب انفال، حديث4.
2 . همان، حديث5.
________________________________________ 60 ________________________________________
اشاره مي كنيم:
در روايت حارث بن مغيره، اين جمله آمده است:«فلِمَ أحللنا إذا لشيعتنا إلاّ لتطيب ولادتهم».
و در حديث فضيل اين جمله آمده است:«انّا أحللنا أمّهات شيعتنا لآبائهم ليطيبوا».
در روايت زراره اين جمله آمده است: «حلّلهم من الخمس ليطيب مولدهم».
در روايت اسحاق بن يعقوب از امام صادق (عليه السلام) چنين آمده است: «لتطيب ولادتهم ولا تخبث».
در روايت امام حسن عسكري (عليه السلام) آمده است: «لتحلّ لهم منافعهم من مأكل ومشرب ولتطيب مواليدهم ولا يكون أولادهم أولاد حرام».
با توجه به اين روايات مي توان گفت كه بخشودگي مربوط به غنائم جنگي، بالأخص كنيزان يا موالي است كه با عنوان غنائم جنگي دست به دست مي گشت و شيعيان نيز با آن معامله مي كردند، بنابراين، روايات ياد شده هيچ ارتباطي به خمس در موارد ديگر ندارد، و خاص به همين مورد است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب4، ازابواب انفال، حديث9.
2 . همان، حديث10.
3 . همان، حديث15.
4 . همان، حديث16.
5 . همان، حديث20.
________________________________________ 61 ________________________________________
2 . اموال كساني كه معتقد به خمس نبودند
بر اثر تبليغات حاكمان اموي و عباسي، اخراج خمس، از درآمدها به دست فراموشي سپرده شد، وچنين اموالي بر اثر گردش و تجارت و معاشرت، يا با ارث و يا از طرق ديگر به شيعيان منتقل مي شد در حالي كه يك پنجم آن مربوط به امامان (عليهم السلام) بود. در اين صورت شيعيان از ائمه (عليهم السلام) مي پرسيدند كه با اين اموال چه كنيم و آيا اخراج خمس آنها واجب است يا نه؟ امام معصوم (عليه السلام) به خاطر رفع گرفتاري،واينكه اگر شيعيان متحمل پرداخت خمس ديگران بشوند، جز خسارت چيزي براي آنها نمي ماند، خمس اين گونه اموال را بر شيعيان خود بخشوده اند.
و در روايت ابوخديجه گذشت كه فردي از حضرت درخواست كرد كه حق خود را در ميراث يا هديه يا ديگر اموالي كه به دستش مي رسد، حلال كند; مقصود اموالي بود كه غير مخمس به دست او مي رسد.
3 . انفال
انفال به حكم آيات قرآن، از آنِ خدا و رسول خدا و بستگان پيامبر (صلي الله عليه وآله) (ذوي القربي) و يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان از اين خاندان است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . انفال: 1.
2 . حشر: 7.
________________________________________ 62 ________________________________________
در حالي كه غنايم جنگي مربوط به جهادگران است و خمس آن از آنِ رسول خدا و بستگان پيامبر (صلي الله عليه وآله) است و سرزمين هاي فتح شده از آنِ عموم مسلمانان مي باشد، ولي انفال از آنِ خدا و رسول خدا و بستگان پيامبر (صلي الله عليه وآله) است، كه در اختيار مقام امامت قرار مي گيرد.
امام در دوراني كه كليه انفال در اختيار دولت هاي غاصب اموي و عباسي بود، براي رفع گرفتاري از شيعيان، هر نوع تصرف و خريد و فروش انفال را تجويز كرده
و شيعيان را از آن معاف دانسته اند و قسمت مهم
انفال، اراضي و سرزمين هايي است كه بدون جنگ در اختيار دولت اسلامي قرار گرفته و سرزمين هاي موات
و كوه ها و درّه ها و جنگل ها است كه امام (عليه السلام) اين قسمت
از سهم امامت را براي تسهيل امور زندگي شيعيان،
معاف دانسته اند، و در اين مورد، به يك روايت بسنده
مي كنيم:
مسمع بن عبدالملك ملقّب به ابوسيار مي گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم: من آنچه كه وظيفه دارم خدمت شما بياورم؟ حضرت پاسخ داد: ما آن را به تو بخشيديم نه تنها تو،بلكه آنچه از اراضي در اختيار شيعيان ما قرارگرفته، آنان در اين قسمت با كمال دلگرمي تصرف كنند و اين تحليل تا روز ظهور امام زمان (عليه السلام) برقرار است، آنگاه كه او آمد، ماليات اسلامي را از زمين هايي كه در دست آنان
________________________________________ 63 ________________________________________
است، خواهد گرفت.
آنچه كه در اينجا نگاشتيم همان است كه فقيهان اماميه مي گويند، تحليل، مربوط به غنائم جنگي و اموال غير مخمّس و انفال است.
***
گروه دوم: تحليل براي تنگدستان
برخي از روايات بخشيدن خمس، ناظر به زمان خاص است. زماني كه برخي از شيعيان در تنگدستي خاصّي به سر مي بردند، امام (عليه السلام) اين گونه افراد كم درآمد را از پرداخت خمس معاف كرد. در اين مورد به روايت ياد شده در زير توجه فرماييد:
يونس بن يعقوب مي گويد: خدمت امام صادق (عليه السلام) بودم، مردي پارچه فروش بر او وارد شد و عرض كرد: فدايت شوم در دست ما اموالي هست كه در آن حق شما نيز وجود دارد و ما در پرداخت آن كوتاهي كرده ايم.
امام صادق (عليه السلام) به او چنين فرمود: «ما أنصفناكم إن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . عن أبي سيّار مسمع بن عبدالملك عن الصادق (عليه السلام) ، قلت له: أنا أحمل إليك المال كلّه؟ قال: يا أبا سيار! قد طيبناه لك، وحللناك منه فضمّ اليك مالك وكلّ ما كان في أيدي شيعتنا من الأرض فهم فيه محلّلون ومحلّل لهم ذلك إلي أن يقوم قائمنا...(وسائل الشيعه، ج6، ص 382، باب4 از ابواب انفال، حديث12).
________________________________________ 64 ________________________________________
كلفناكم اليوم».«ما اگر امروز شما را تكليف كنيم كه آن را
بپردازيد با شما انصاف نورزيده ايم.»
علي بن مهزيار مي گويد: نامه اي را خواندم كه در آن مردي از امام جواد (عليه السلام) خواسته بود كه خمسي كه در خوردني ها و آشاميدني ها بر گردن او هست، حلال كند، امام (عليه السلام) در پاسخ نوشت: «من أعوزه شيء من حقّي فهو في حلّ»; «هر كس به خاطر تنگدستي نتواند حق مرا بپردازد، من او را حلال مي كنم.»
گروه سوم: تحليل مقطعي
برخي از روايات حاكي است تحليل خمس كاملاً مقطعي بوده يعني زماني كه پرداخت خمس و صرف آن در مصارفش با مشكلات خاصّي همراه بود.
اينك به دو شاهد در اين زمينه كه نشان مي دهد «تحليل»(بخشودگي) مربوط به زمان خاصي بوده، اشاره مي شود:
امام صادق (عليه السلام) در حالي كه آيه خمس را چنين تفسير مي كند: «هي والله الافادة يوماً بيوم...»; «به خدا سوگند مقصود از غنيمت درآمدهاي روزانه افراد است،ولي پدرم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب4 از ابواب انفال، حديث6.
2 . همان، حديث2.
3 . همان، حديث8.
________________________________________ 65 ________________________________________
شيعيان را در اين قسمت معاف كرده تا اموال آنان از حرام
پاك گردد.» اين جمله حاكي از آن است كه تحليل، مربوط به برهه خاصّي وزمان خاصي بوده است، وشايد در زمان امام باقر (عليه السلام) رسانيدن خمس به حضرت، يا صرف آن در مواردش با مشكلاتي روبرو بوده و حضرت آنان را از پرداخت خمس معاف دانسته است، ولي در عين حال، امام صادق (عليه السلام) ايشان را معاف نشمرده و به تفسير آيه پرداخته است.
در دوران بني عباس و سخت گيري هايي كه براي امام صادق (عليه السلام) در دوران خلافت منصور عباسي صورت گرفت و تضييقاتي كه هارون براي امام كاظم (عليه السلام) پيش آورد و سرانجام در زندان هارون در بغداد مسموم گشت و به شهادت رسيد، و امام هشتم، تحت نظر به خراسان برده شد، گرفتن خمس و پرداخت آن با مشكلاتي روبرو بود.
شخصيت بزرگي مانند معلي بن خنيس، به خاطر اينكه وكيل مالي حضرت صادق (عليه السلام) بود، به وسيله فرماندار مدينه دستگير شد و زير شكنجه به شهادت رسيد. هر چه خواستند او اسامي كساني كه حقوق واجبه را به امام صادق (عليه السلام) مي پردازند، بياورد، خودداري كرد و سرانجام جان خود را در اين راه از دست داد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب8 از ابواب وجوب خمس، حديث5.
2 . كتاب الغيبه، شيخ طوسي، ص 210.
________________________________________ 66 ________________________________________
محمد بن ابي عمير از ياران مخصوص امام كاظم (عليه السلام) در دوران هارون الرشيد دستگير شد تا شيعيان امام كاظم (عليه السلام) را معرفي كند،در حالي كه 100ضربه شلاق بر بدن اووارد شد، باز هم از بازگويي اسامي شيعيان، خودداري نمود.
در چنين شرايطي امامان شيعه، شيعيان را از پرداخت خمس، معاف كردند، ولي اين به آن معنا نيست كه براي هميشه معاف شدند.
محمد بن زيد طبري مي گويد: مردي از بازرگانان فارس به امام هشتم (عليه السلام) نامه نوشت و از او خواست كه آن حضرت اجازه دهد، خود خمس را مصرف كند، حضرت درنامه نوشت:
«لا يحلّ مال إلاّ من وجه أحلّ الله، إنّ الخمس عونُنا علي ديننا وعيالاتنا وعلي موالينا، وما نبذل ونشتري مِنْ أعراضنا ممّن نخاف سطوتَه، فلا تزووه عنّا، ولا تحرموا أنفسكم دعاءنا ما قدرتم عليه، فإنّ إخراجه مفتاح رزقكم، وتمحيص ذنوبكم وما تمهّدون لأنفسكم يوم فاقتكم والمسلم من يفي بما عهد إليه، وليس المسلم من أجاب باللسان وخالف بالقلب والسلام».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . رجال نجاشي، ج2، ص 240، شماره888.
2 . وسائل الشيعه، ج6، باب3، از ابواب انفال، حديث2و 3.
________________________________________ 67 ________________________________________
«هيچ مالي جز از آن راه كه خدا حلال كرده، حلال نمي شود. خمس، كمك ما بر امور ديني و پرداخت هزينه خانواده و پيروان مان است و با آن آبروي خود را در پيش ستمكاران و قدرتمندان حفظ مي كنيم. پس تا آنجا كه مي توانيد آن را از ما دريغ نكنيد و خود را از دعاي ما محروم نسازيد، پرداخت خمس، كليد گشايش روزي شما و پاكي شما از گناهان است و پيش پرداختي، براي روز تنگدستي آخرت است. مسلمان كسي است كه به وعده هايش عمل كند، نه آنكه با زبان همراهي و با دل نافرماني كند.
همچنين گروهي از مردم خراسان به نزد امام رضا (عليه السلام) آمدند و از ايشان خواستند كه خمس را برايشان ببخشايد. امام (عليه السلام) در پاسخ آنان گفت: من اين درخواست را قبول نمي كنم. با زبان اظهار مي كنيد كه تنها ما را دوست مي داريد و از پرداخت حقي كه خدا براي ما قرار داده خودداري مي كنيد; آنگاه اين جمله را فرمود: به خدا سوگند، هيچ يك از شما را در اين حق، حلال نمي كنيم.
به دليل كثرت مراجعات و سؤالات در اين زمينه، امام جواد (عليه السلام) ناگزير شد در سال220طي فرماني اين مسأله را به
همه شيعيان ابلاغ فرمايد. وي در نامه خود به علي بن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب3، از ابواب انفال، حديث3.
________________________________________ 68 ________________________________________
مهزيار چنين نوشت:
«دوستداران ما در گذشته در زمينه اداي حق ما ـ خمس ـ كوتاهي كرده اند، ومن مي خواهم آنان را پاك سازم. از اين سال كه 220 هجري است، پرداخت آن را لازم مي دانم...»
حضرت ولي عصر(عج) در دوران غيبت صغري درباره سؤالي كه از خمس شده بود، چنين پاسخ داد:
«بسم الله الرحمن الرحيم. لعنة الله والملائكة والناس أجمعين علي من استحلّ من مالنا درهماً...»; «لعنت خدا و فرشتگان و مردم بر كساني باد كه يك درهم از اموال ما را حلال بشمرند...»
اين تنها نامه اي نيست كه حضرت در آن كساني را كه حقوق ائمه را نمي پردازند، نفرين كرده، بلكه در توقيعات ديگر نيز بيزاري از اين افراد آمده است.
بني هاشم و تحريم زكات و صدقات
فقيهان اسلامي، اتفاق نظر دارند كه زكات و صدقات بر بني هاشم بالأخص خاندان پيامبر (صلي الله عليه وآله) حرام است و خدا به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب 8، از ابواب وجوب خمس، حديث5.
2 . همان، باب3 از ابواب انفال، حديث8.
3 . همان، حديث 7و 9.
________________________________________ 69 ________________________________________
جاي زكات براي آنان خمس را مقرّر فرموده است.
امام (عليه السلام) در روايتي مي فرمايد:
«إنّما جَعَلَ اللهُ هذاالخمس خاصّة لَهُم دونَ مساكينِ النّاسِ وأبناءِ سبيلِهم، عَوَضاً لَهُم من صدقات الناس تنزيهاً من الله لهم لقرابتهم من رسول الله وكرامة عن الله لهم من أوساخ الناسِ، فجعلَ لهم خاصّة مَن عنده ما يغنيهم به عن أن يصْبرهم في موضع الذُلِّ والمسكنة».
«خدا خمس را براي يتيمان و مستمندان خانواده پيامبر (صلي الله عليه وآله) قرار داده، نه براي يتيمان ومستمندان و در راه ماندگان مردم ديگر، تا جايگزين صدقات مردم باشد، و آنان را از اينكه چرك دست مردم را دريافت كنند برتر شمرد تا حرمت آنان را به خاطر نزديكي به پيامبر (صلي الله عليه وآله) نگه دارد. پس اين حق، ويژه آنان است، تا آنان را از خواري و فرودستي در برابر مردم بي نياز سازد.»
با توجه به اين اصل مي توان فهميد كه بخشش خمس در مقاطع خاصي بوده و جنبه عموميت ندارد و تأمين زندگي فقراي بني هاشم وابسته به پرداخت خمس است.
بنابراين خمس درآمدها علاوه بر معادن و گنج و غيره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل الشيعه، ج6، باب 1 از ابواب قسمة الخمس، حديث8 ونيز به باب 3 از ابواب قسمة الخمس، حديث2 مراجعه شود.
________________________________________ 70 ________________________________________
يك اصل قرآني است و سنت پيامبر (صلي الله عليه وآله) نيز بر طبق آن وارد شده و امامان شيعه (عليهم السلام) بر پرداخت آن تأكيد كرده اند. اما پس از پيامبر (صلي الله عليه وآله) اين اصل اجرا نشد و خلفا، بالأخص امويان و عباسيان رو در روي امامان (عليهم السلام) قرار گرفته بودند و نمي خواستند امامان شيعه در جامعه قدرت پيدا كنند لذا يكي از اين شريان هاي قدرت ائمه را كه خمس بود قطع كرده و با اجراي اين اصل،مخالفت نموده و بني هاشم را حتي از حق غنايم جنگي محروم ساختند.
نكته ديگر اينكه بخشيدن خمس نمي تواند دائمي و همه جايي باشد، زيرا نيمي از خمس متعلق به بني هاشم است و آنان از زكات نيز محرومند، و اگر به افراد مستمند آنان خمس هم پرداخت نشود، وضع زندگي آنان بدتر از ديگران خواهد بود كه يقيناً مرضيّ پيامبر (صلي الله عليه وآله) نيست.
________________________________________ 71 ________________________________________
سازمان وكالت در عصر ائمه (عليهم السلام)
در دوران خلافت امويان وعباسيان، كه ارتباط مردم با امامان (عليهم السلام) به سختي صورت مي گرفت، امامان (عليهم السلام) افرادي را به عنوان وكيل مالي معرفي مي كردند تا مردم حقوق واجبه را به آنان بدهند. مهمترين ويژگي لازم در وكلاي ائمه اهل بيت (عليهم السلام) وجود ملكه تقوا و عدالت و وثاقت در آنها بود.
علاوه بر اين، نسبت به احكام شرعي مطلع بوده و مشكلات مردم را حل مي كردند. برخي از وكلاي ائمه داراي مقام منيع علمي و تقوايي بودند و خود مي توانستند پاسخ گوي بسياري از پرسش ها باشند، مانند عبدالرحمن بن حجاج، صفوان بن يحيي، علي بن مهزيار اهوازي، ايوب بن نوح و عثمان بن سعيد عمري.
بررسي سيره امامان (عليهم السلام) به روشني مي رساند كه نظام
________________________________________ 72 ________________________________________
وكالت در عصر امام صادق (عليه السلام) تا دوران حضرت ولي عصر(عجلّ الله فرجه الشريف) نظام فعالي بوده البته به نحوي اداره مي شد كه دشمن به ماهيت آن پي نبرد. حتي زماني كه شيعيان حقوق واجبه را به در خانه امام (عليه السلام) مي آوردند، حضرت گرفتن آن را به وكيل خود واگذار مي كرد و خود شخصاً نمي گرفت.
چنانكه در روايت امام عسكري (عليه السلام) به هنگام مراجعه شيعيان يمن ملاحظه مي فرماييد:
امام حسن عسكري (عليه السلام) ، در سامراء مي زيست و برخي از شيعيان در محضر او بودند. خادم آن حضرت وارد شد و گفت: تعدادي از شيعيان شما با چهره غبارآلود از يمن رسيده اند، امام عسكري (عليه السلام) به خادم گفت: عثمان بن سعيد عمري را صدا كن! عثمان بن سعيد وارد شد، امام عسكري (عليه السلام) به او گفت:
«امض يا عثمانُ فانّك الوكيلُ والثقةُ المأمونُ علي مالِ الله واقبِضْ من هؤلاء النفر اليمنيين ما حَمَلوه من المال»; «اي عثمان به نزد آنان برو، تو وكيل مورد اعتماد و امين در مال خدا هستي، آنچه شيعيان ما از يمن آورده اند تحويل بگير.»
آنگاه حضرت افزود:
«إنّ عثمانَ بن سعيد العمري وكيلي وأنّ ابنه
________________________________________ 73 ________________________________________
محمداً وكيل ابني مهديّكم»; «عثمان بن سعيد عمري وكيل من و پسرش محمد وكيل پسرم مهدي شماست.»
ما در اينجا به صورت گذرا اسامي بخشي از وكيلان مالي امامان (عليهم السلام) را برمي شماريم تا روشن شود كه فريضه خمس در طول امامت امامان كم رنگ مي شد امّا تعطيل نمي گشت.
برخي از وكلاي ائمّه (عليهم السلام)
1. معلي بن خنيس از بهترين وكلاي امام صادق (عليه السلام) در مدينه و واسطه شيعيان و آن حضرت در اخذ وجوه شرعي بوده است. به برخي از مناطق شيعه نشين نيز سفر مي كرد و اموال و هداياي آنان را براي امام (عليه السلام) جمع آوري و به مدينه مي آورد. منصور عباسي، امام صادق (عليه السلام) را به اتهام حمايت از قيام محمد بن عبدالله نفس زكيه به عراق فرا خواند، در ضمن حضرت را متهم نمود كه معلي بن خنيس را براي جمع اموال، به منظور كمك به قيام مذكور به نزد شيعيان فرستاده است و داوود بن علي حاكم مدينه از معلي بن خنيس خواست كه اسامي همه شيعيان امام صادق (عليه السلام) را اعلام كند، و گرنه كشته خواهد شد. معلي بن خنيس گفت:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بحار الأنوار، ج51، ص 345 و 346، باب سفراي امام دوازدهم.
________________________________________ 74 ________________________________________
مرا از مرگ مي ترساني؟ آنگاه او را گردن زدند و بدنش را بر دار آويختند، امام صادق (عليه السلام) در خطابي توبيخ آميز به داوود گفت: «يا داوود قتلت مولاي ووكيلي...»، «تو نزديكترين دوست و وكيل مرا كشتي و به كشتن او اكتفا نكردي و بدنش را به دار آويختي....»
2. حمران بن أعين: وي برادر زرارة بن أعين بود. شيخ طوسي در رجال، وي را جزء اصحاب امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) برشمرده است و در كتاب غيبت خود، نام وي را در ضمن اسامي وكلا آورده است. از اين رو، اين احتمال مي رود كه وي نقش وكالت براي امام باقر (عليه السلام) را نيز عهده دار بوده است، و اگر اين مطلب ثابت شود، ريشه هاي تشكيل سازمان وكالت به عصر امام باقر (عليه السلام) و پيش از آن برمي گردد.
بلكه مي توان ريشه آن را در زمان امام حسن مجتبي (عليه السلام) نيز جستجو نمود. زيرا آنگاه كه فردي از امام مجتبي (عليه السلام) كمك مالي درخواست كرد، حضرت وكيل خود را فرا خواند و همه هزينه هاي زندگي آن فرد را پرداخت نمود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . رجال نجاشي، ص 296; فهرست شيخ طوسي، ص 165; بحارالأنوار، ج47، ص 181; رجال كشي، ص 376ـ 381 و....
2 . غيبت شيخ طوسي، ص 209; رجال شيخ طوسي، ص 117 و 181 و تنقيح المقال، ج1، شماره 3351.
3 . بحارالأنوار، ج43، ص 347ـ 348.

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

________________________________________ 75 ________________________________________
3. نصر بن قاموس لخمي: شيخ طوسي مي گويد: او مردي فاضل ونيكوكار و بيست سال وكيل امام صادق (عليه السلام) بوده است.
4. عبدالرحمن بن حجاج: وي وكيل امام صادق (عليه السلام) بود و در عصر امام رضا (عليه السلام) درگذشت.
5. مفضّل بن عمر جعفي: شيخ طوسي از هشام بن احمر نقل مي كند كه گفت: من اموالي را به نزد حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام) در مدينه آوردم. فرمود: اينها را به مفضل بن عمر بده. من همه را به خانه مفضل بردم.
و نيز از هشام روايت كرده: خدمت امام موسي بن جعفر (عليه السلام) بودم. نديدم چيزي به او برسد، جز از ناحيه مفضل و گاهي افرادي مي آمدند ومبلغي را به او مي پرداختند، او نمي پذيرفت و مي فرمود: به مفضل بدهيد.
6. عبدالله بن جندب بجلي: وي وكيل امام موسي بن جعفر وامام رضا (عليهم السلام) بود، و مردي عابد و بلندپايه در نزد آنان بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . غيبت شيخ طوسي، ص 347، شماره302; بحارالأنوار، ج47، ص343.
2 . غيبت شيخ طوسي، ص 347، شماره 298 و 299.
3 . همان.
4 . همان; وبحار الأنوار، ج49، ص 274
________________________________________ 76 ________________________________________
7. محمد بن سنان: شيخ طوسي او را از وكلاي ستوده معرفي كرده است.
8. علي بن مهزيار اهوازي: شيخ طوسي او را در كتاب غيبت، از وكلاي امام جواد (عليه السلام) شمرده است. از رواياتي كه در وجوب خمس يادآور شديم مقام و موقعيت او روشن مي شود.
9. جميل بن درّاج: شيخ او را از وكلاي امام جواد (عليه السلام) شمرده است.
10. علي بن جعفر همّاني: ابوطاهر بن بلال مي گويد: من علي بن جعفر همّاني را ديدم كه بخشش هاي فراواني به نيازمندان مي كند. چون بازگشتم، در نامه اي به امام عسكري (عليه السلام) گزارش كردم. حضرت در پاسخ نوشت: ما به او اجازه داديم يكصد هزار درهم مصرف كند. آنگاه آن را دو برابر كرديم، ولي او نپذيرفت تا چيزي براي ما بماند. چرا مردم در كارهاي ما مداخله مي كنند؟ سپس علي بن جعفر به نزد امام عسكري (عليه السلام) آمد و سي هزار دينار در اختيار او نهاد.
11. ابوعلي بن راشد:امام عسكري (عليه السلام) در نامه اي به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . غيبت شيخ طوسي، ص 349، شماره 306.
2 . همان ، شماره 307.
3 . غيبت شيخ طوسي، ص 350، شماره 308; بحارالأنوار، ج50، ص220.
________________________________________ 77 ________________________________________
شيعيان بغداد و مدائن و كوفه و اطراف آن نوشت: من
ابوعلي بن راشد رابه جاي ابوعلي حسين بن عبدالله برگزيدم و اطاعت او را واجب كردم; مخالفت با او، مخالفت با من است.
12. صالح بن محمد بن همداني: او وكيل امام جواد (عليه السلام) بود. روزي بر او وارد شد و عرض كرد: ده هزار درهم انفاق كرده ام، حضرت فرمود: قبول است.
13. علي بن ابي حمزه بطائني.
14. زياد بن مروان قندي.
15. عثمان بن عيسي.
هر سه وكيلان مالي موسي بن جعفر(عليهما السلام) بودند و به خاطر اموال فراواني كه در اختيار آنان بود، از پرداخت آن، به امام رضا (عليه السلام) خودداري كردند،و گروه واقفه به وسيله آنان تشكيل شد. در آغاز نيكوكار بودند ولي بدفرجام گشتند.
16. عثمان بن سعيد عمري: از وكيلان مالي امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) بود; شيخ طوسي مي گويد: هرگاه شيعيان، اموالي را خدمت امام عسكري (عليه السلام) مي بردند، مي فرمود: به عثمان بن سعيد عمري بدهيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . غيبت شيخ طوسي، ص350، شماره 308، بحارالانوار، ج50، ص220.
2 . غيبت شيخ طوسي، ص 351، شماره 311.
3 . رجال طوسي، ص 352.
4 . همان، ص 354، شماره 314.
________________________________________ 78 ________________________________________
17. ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري: شيخ طوسي مي گويد: ابونصر، روايت كرده: ابوجعفر عمري در سال 304درگذشت و او ساليان دراز وكالت ائمه (عليهم السلام) را برعهده داشت.
18. حسين بن روح نوبختي: شيخ طوسي از ابن خرداد نقل مي كند: اموالي را پيش محمد بن عثمان عمري بردم تا آنها را به حضرت صاحب (عليه السلام) برساند. او گفت: همه را به حسين بن روح بده. از آن زمان به بعد، من همه اموال را به حسين بن روح تحويل مي دادم.
همه اين ها حاكي است كه شيعيان معاصر امام صادق (عليه السلام) به بعد در شرايط خاصّي حقوق واجبه خود را كه بيشترين آنها خمس بوده به امامان (عليهم السلام) مي رساندند و چون غالباً به امام (عليه السلام) دسترسي نداشتند، غالباً آنها را به وكلاي امام (عليه السلام) مي دادند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . همان، ص 366، شماره 334.
2 . همان، ص 325، شماره 367.
________________________________________ 79 ________________________________________
بخش سوّم: فريضه خمس و فقيهان در عصر غيبت
________________________________________ 81 ________________________________________
پرداخت خمس به فقيهان در عصر غيبت
مسأله پرداخت خمس به فقيهان جامع الشرايط در عصر غيبت امام (عليه السلام) مهمترين بحث مورد تأكيد نويسنده است. او از وجوب خمس و پرداخت آن، نگران نيست، بلكه بيشترين نگراني او اين است كه چرا به فقيهان پرداخت مي شود. همه مي دانيم كه از اركان بقاي تشيع و علل گسترش آن مرجعيت است كه مي تواند در هر عصر و زماني، شيعه را رهبري كند و از آنجا كه بقاي تشيع و گسترش آن، مورد خشم استكبار جهاني است، فكرها و انديشه ها بر اين تعلّق گرفته كه براي تضعيف آن، ريشه ها را سست كنند و مرجعيت را تضعيف نمايند و سرانجام سلطه مجدد خود را بر ايران كه شيعه در آن از نفوذ بالايي برخوردار است تحكيم بخشند.
در آغاز سخن يادآور مي شويم: كليه حقوق واجبه اعم
________________________________________ 82 ________________________________________
از خمس و زكات و صدقات، همگي از آنِ مقام امامت است. حتي امام معصوم، مالك شخصي آنها نيست و امام معصوم بالاتر از آن است كه او را مالك زخارف دنيا بدانيم ولي چون انسان والا و پاك و پرهيزگاري است و از لغزش و گناه مصون مي باشد، در رأس امور قرار مي گيرد كه در سايه مديريت او حقوق به صاحبانشان برسد.
لذا خمس در عصر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) زير نظر پيامبر (صلي الله عليه وآله) و بعداً نيز خمس غنائم به وسيله خلفا به نحوي كه مصلحت مي دانستند، مصرف مي شد و شيعيان نيز حقوق واجب خود را به امامان (عليهم السلام) و وكيلان آنان مي دادند. اصولاً سازمان وكالت براي همين تأسيس شد كه فرائض مالي زير نظر امامان (عليهم السلام) به وسيله وكلا جمع شود و به مصارف خود برسد.
شرايط بحراني دوران عباسيان امامان شيعه را واداشت تا ابزاري جديد براي ارتباط با پيروان خود جستجو كنند. اين ابزار چيزي جز شبكه ارتباطي وكالت و تعيين نمايندگان و كارگزاران مناطق مختلف توسط امام (عليه السلام) نبود.
هدف اصلي سازمان وكالت، جمع آوري خمس، زكات، نذر و هدايا از مناطق مختلف توسط وكلا و تحويل آن به امام (عليه السلام) و نيز پاسخگويي امام (عليه السلام) به سؤالات و مشكلات فقهي و عقيدتي شيعيان و توجيه سياسي آنان توسط وكيل بود.
________________________________________ 83 ________________________________________
امام هادي (عليه السلام) كه در سامرا تحت نظر و كنترل شديدي قرار گرفته بود، برنامه تعيين كارگزاران و نمايندگان را كه پدرش امام جواد (عليه السلام) اجرا كرده بود، ادامه داد و وكلايي در مناطق و شهرهاي مختلف منصوب كرد و بدين وسيله يك سازمان ارتباطي هدايت شده و هماهنگ به وجود آورد كه هدف هاي ياد شده را تأمين مي كرد.
فقدان تماس مستقيم بين امام (عليه السلام) و پيروانش، نقش مذهبي ـ سياسي وكلا را افزايش داد، به نحوي كه كارگزاران (وكلاي) امام، مسئوليت بيشتري در گردش امور يافتند.
در دوران حضور امام (عليه السلام) ، وكلا فرائض مالي را سازماندهي كرده و نيازمندان جامعه شيعه را تحت پوشش حمايتي خود قرار مي دادند.دردوران غيبت صغري(260ـ 329) فرايض مالي زير نظر امام (عليه السلام) در موارد لازم صرف مي شد; زيرا وكيلان دوران غيبت صغري مي توانستند به حضور آن حضرت برسند و دستور لازم را دريافت كنند. آنگاه كه غيبت صغري به سرآمد و غيبت كبري آغاز شد و كسي به صورت معين به عنوان وكيل آن حضرت تعيين نگرديد، در چنين شرايطي حضرت، به جاي وكيل خاص، وكلاي عامي را معرفي كردند كه به جاي معرفي آنان با اسم، با صفات بارزي معرفي شده بودند مانند:
1. «روي حديثنا»، «راوي حديث باشد.»
________________________________________ 84 ________________________________________
2. «نظر في حلالنا وحرامنا»، «در تشخيص حلال و حرام بر مذهب اهل بيت (عليهم السلام) صاحب نظر باشد.»
3. «وعرف أحكامنا»، «احكام واقعي اين مذهب را بداند.»
اين حديث هر چند از امام صادق (عليه السلام) در دوران حضور صادر شده، ولي اطلاق دارد و شامل همه ادوار مي گردد و طبعاً اين حكم تمام اعصار تا عصر ظهور را دربرمي گيرد.
امام صادق (عليه السلام) در اين روايت، پس از آنكه وكلاي عام خود را معرفي مي كند، آن هم با صفت، نه با اسم، درباره آنان، اين فرمان را صادر مي كند:
«فإنّي قد جعلته عليكم حاكماً فإذا حكم بحكمنا فلم يُقبل منه فإنّما استخفّ بحكمِ الله وعلينا ردّه والرادّ علينا الراد علي الله وهو علي حدّ الشرك بالله»; «من او را حاكم بر شما قرار دادم، هرگاه به
حكم ما حكم كند و كسي آن را نپذيرد، حكم الهي را سبك شمرده و بر ما رد كرده و آن كس كه حكم ما را رد كند مثل اين است كه حكم خدا را رد نمايد و كار چنين فردي در حدّ شرك به خداست.»
با توجه به اين حديث، كه به نام مقبوله عمر بن حنظله معروف است، فقيهان هر عصري مرجع و پناهگاه مردمند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اصول كافي، ج1، باب اختلاف حديث، حديث10.
________________________________________ 85 ________________________________________
و در حقيقت آنان، جانشينان امام معصوم (عليه السلام) مي باشند. مقتضاي چنين جانشيني اين است كه مسئوليت هاي امام معصوم (عليه السلام) بر دوش آنان است ويكي از آن مسئوليت ها، اداره امور مالي جامعه ديني است كه بخشي از آن خمس و بخشي ديگر زكات است.
در توقيعي از امام زمان (عليه السلام) در پاسخ به نامه اسحاق بن يعقوب، حضرت حجّت، فقيهان را حجت هاي خود براي مردم معرفي مي كند و مي فرمايد:
«وأمّا الحوادثُ الواقعةُ فارجعُوا فيها إلي رُواةِ حديثِنا فإنّهم حُجّتي عليكُم وأنا حجّة الله عليهم»;«در پيشامدها به راويان حديث ما مراجعه كنيد. آنان حجّت من بر شما هستند، و من حجت خدا بر آنان هستم.»
با توجه به آنچه كه از امامان (عليهم السلام) درباره فقيهان جامع الشرايط صادر شده اين مسأله را مي رساند كه صالح ترين مقام براي اداره امور ديني و دنيوي مردم، مجتهدان جامع الشرايط هستند كه مي توانند بر اثر بصيرت و آگاهي، مشكلات مردم را پاسخ گفته و رهبري آنان را برعهده گيرند.
نظام مالي جامعه اسلامي احتياج به سازماني دارد كه با
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . احتجاج، ج2، ص 542، شماره 344.
________________________________________ 86 ________________________________________
بصيرت اموال را هزينه كند و نيازهاي نيازمندان را برطرف نمايد. فقيهان اهل سنت معتقدند بايد زير نظر «اولوا الأمر» كه همان حاكمان، پادشاهان و فرمانروايان موجود در جامعه هستند، اين امور انجام شود. ولي چون شيعه به چنين تفسيري از «اولوا الامر» معتقد نيست، قائل است كه بايد در دوران غيبت امام (عليه السلام) مقام و سازماني باشد كه وظايف امامت را انجام دهد، و در ميان تمام طبقات جامعه، گروهي صالح تر و آگاه تر از فقيهان وجود ندارد.
فرض كنيم در دوران غيبت، اين سازمان وجود نداشته باشد؟ آيا اين جز هرج و مرج و بي نظمي نتيجه ديگري دارد؟ بالأخره سادات فقير كه از زكات محرومند، تأمين مي شوند؟
بسيار دور از واقعيت است كه انتظار داشته باشيم بدون يك سازمان متشكل و نيرومند كه جمع آوري حقوق واجب را برعهده بگيرد و به دقت مصرف كند، اهداف فرائض مالي تأمين گردد.
فقيهان جامع الشرايط فقط متكفل مسئوليت تقسيم خمس و ديگر حقوق واجب هستند. فقيه جامع الشرايط، در زمان غيبت، تمام مسئوليت هاي امامت و رهبري را به نيابت از امام (عليه السلام) برعهده دارد، مانند:
1. فتوا (استنباط احكام و بيان آنها از ادله شرعيه).
2. قضاوت و داوري و نصب قاضي در نقاط مختلف.
________________________________________ 87 ________________________________________
3. برقراري نظم اجتماعي و سر و سامان دادن به جامعه
مؤمنين.
البته اين بدان معنا نيست كه فقيه يك تنه و مستبدانه همه كارها را برعهده مي گيرد. بلكه بايد با سازمان و تشكيلات و بر اساس عدل و انصاف و حرّيت و آزادي اين كارها را به سامان رساند. تفصيل اين مطلب را در كتاب «حكومت اسلامي» مشاهده فرماييد.
نويسنده كتاب «خمس»، مي گويد: پرسش اين است كه چگونه خمسي كه دادن آن به خود امام، مستحب است، پرداختن آن به فقيه واجب شده است؟ در حالي كه فتواهايي كه فقيه را وارد موضوع كرده، با استفاده از قياس و اجتهادهايي او را وارد نموده كه نهايت آن اين است كه آنها فقيه را نايب و يا وكيل صاحب حق (امام) قرار داده اند.
يادآور مي شويم:
اوّلاً: پرداخت خمس به امام، مستحب نيست، بلكه واجب است، چگونه ايشان با اين همه روايات مي گويد پرداخت خمس به امام مستحب است و اگر روايات تحليل مدرك اوست، بر فرض دلالت، فريضه خمس را ساقط مي داند، نه مستحب.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . حكومت اسلامي در چشم انداز ما.
2 . ص 8 و 9.
________________________________________ 88 ________________________________________
ثانياً: با توجه به اين دو حديثي كه يادآور شديم و احاديث ديگري كه به خاطر گزيده گويي از نقل آنها خودداري كرديم، روشن مي سازد كه فقيهان خود را از روي قياس و اجتهاد وارد ميدان نكرده اند تا مسئوليت هاي مالي را برعهده بگيرند، بلكه اين امامان هستند كه آنها را موظف كرده تا مسئوليت هايي را بپذيرند.
در اكثر موارد جامعه شيعه در برهه اي از زمان زندگي مي كرده كه نسبت به حكومت هاي وقت مانند اموي ها و عباسيان معترض بوده و براي آنها حقانيتي قائل نبوده است. از طرف ديگر اين جامعه معترض مي خواهد حرّ و آزاد و در عين حال پاي بند به احكام اسلام باشد و يكي از احكام نوراني اسلام فرايض مالي است. در اين صورت، اين جامعه با اين فرايض مالي چگونه رفتار كند؟
1. آيا هر كسي خودسرانه بپردازد كه جز هرج و مرج چيزي نيست.
2. آيا به حاكمان وقت بدهد كه آنها را حاكمان جور مي داند؟
صالح ترين راه اين است كه آنهارا در اختيار فقيهان پرهيزگار قرار دهد تا آنها مسئوليت پخش را برعهده بگيرند و به نيازمندان رسانيده و در راه تبليغ مذهب حقّ، صرف نمايند.
________________________________________ 89 ________________________________________
بخش چهارم: مصرف خمس
________________________________________ 91 ________________________________________
مصرف خمس
مصرف خمس به حكم آيه خمس بر دو قسمت تقسيم مي شود:
1. سهم خدا و رسول و ذوي القربي
2. سهم يتيمان و بيچارگان و در راه ماندگان از سادات
اما سهم فقراي سادات: از آنجا كه زكات براي آنان حرام است، اين بخش از خمس در مورد آنان مصرف مي شود و اكثريت قريب به اتفاق فقيهان شيعه از قدما و متأخرين اجماع دارند كه اين بخش ساقط نمي گردد و بايد در مورد آنان مصرف شود.
از آنجا كه اين فريضه مالي نيز مربوط به مقام امامت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . انفال: 41.
2 . رياض، ج1، ص 299; مستند الشيعة في احكام الشريعه، ج10، ص109.
________________________________________ 92 ________________________________________
است و امام (عليه السلام) متكفل كليه هزينه هاي اين سه گروه مي باشد، لازم است زير نظر امام (عليه السلام) و در زمان غيبت، زير نظر نمايندگان عامّ او مصرف شود و امام (عليه السلام) نه تنها مسئول پرداخت نيمي از خمس به فقراي سادات است، بلكه حتي اگر از نظر زندگي دچار مشقت شوند بايد از نيم اوّل نيز در ترميم زندگاني آنان هزينه كند.
امام كاظم (عليه السلام) مي فرمايد:
«يقسّم بينهُم علي الكتاب والسنّة ما يَستغنون به في سنتهم فإن فَضُلَ عنهم شيء، فهوَ للوالي فإن عجزَ أو نقصَ عن استغنائهم كان علي الوالي أن يَنفق مِنْ عنده بقدر ما يستغنون به وإنّما صار عليه أن يموّنهم لأنّ له ما فضل عنهم».
«امام، خمس را ميان آنان، طبق كتاب خدا و سنت پيامبر تقسيم مي كند و به آنان به اندازه نياز يك سالشان مي دهد. اگر نياز آنان برطرف شد و هنوز قسمتي از سهم آنان در دست امام باشد، از آنِ امام خواهد بود. ولي اگر كم آمد و سهم آنان نيازشان را برطرف نكرد، امام بايد از سهم خود، به قدري به آنان بپردازد تا آنان را بي نياز كند.»
اين حديث، حاكي از آن است كه امام مسئول رفع
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . وسائل، ج6، باب 3، از ابواب قسمة خمس، حديث 1و2.
________________________________________ 93 ________________________________________
نيازمندي هاي آن سه گروه است و اين كار زير نظر او انجام مي گيرد و به همين جهت در زمان غيبت، زير نظر وكيلان عام آن حضرت انجام خواهد گرفت.
امّا نيم اوّل كه قرآن از آن به لفظ (فلِلّه وَلِلرَّسُول وَلِذِي القُربي) تعبير مي كند، همان سهم معروف به سهم امام است، زيرا آنچه كه از آنِ خداست به رسول او مي رسد و آنچه كه از آنِ رسول است به امام (ذوي القربي) مي رسد. مجموع به سهم امام تعبير مي شود.
در دوران حضور، مصرف اين اموال با نظارت حضرت وامكان پذير بود، ولي در دوران غيبت كبري كه ارتباط با آنان قطع شده است، اقوال متعددي در ميان فقهاي شيعه مطرح گرديده است. امّا مهم ترين اقوال، دو قول بيشتر نيست:
1. گردآوري اموال و وصيت به يكديگر تاعصر ظهور.
2. تقسيم ميان فقيران و نيازمندان از بني هاشم.
پذيرش قول اوّل بر اثر طولاني شدن زمان غيبت، نتيجه اي جز از بين رفتن خمس ندارد.
نظريه دوم كه تقسيم خمس در ميان نيازمندان بني هاشم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . امام (عليه السلام) مي فرمايد:«فالّذي لله فلرسول الله (صلي الله عليه وآله) فرسول الله أحق به فهو له خاصّة، والذي للرسول هو لذي القربي والحجة في زمانه، فالنصف له خاصّة».(وسائل الشيعه، ابواب قسمت خمس، باب1، حديث 9 و 10).
________________________________________ 94 ________________________________________
1. محمد بن يزيد مي گويد:«مَن لم يستطع أن يصِلنا فليصل فقراءَ شيعتنا»; «هر كس نمي تواند حق ما را به ما برساند، آن رابه مستمندان از شيعيان ما برساند.»
2. شيخ صدوق نقل مي كند كه امام فرمود: «من لم يقدر علي صلتنا فليصِلْ صالحي شيعتنا»; «هر كس توانايي از رساندن مال به ما را ندارد آن رابه شيعيان شايسته ما بپردازد.»
اين روايت حاكي است كه امام (عليه السلام) حاضر نيست حق او بر ذمّه مردم بماند، بلكه مصرف آن را ارجح مي داند و مسلّماً رفع نيازمندي فقيران شيعه، مايه رضايت خداست. بنابراين فقيه به عنوان نماينده امام، علاوه بر تأمين نياز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مختلف: 210.
2 . شرايع، ج 1، ص 184.
3 . المهذب، ج 1، ص 571.
4 . الروضة، ج 2، ص 80.
حتي برخي از روايات تقسيم خمس به شيعه فقير را تأييد مي كنند، مانند:
5 . وسائل الشيعه، ج6، باب50، از ابواب صدقه، حديث1.
6 . همان، حديث3.
________________________________________ 95 ________________________________________
شيعيان فقير، هزينه در راه تبليغ اسلام و حفظ كيان تشيع را
وظيفه خود مي داند كه عبارتنداز:
1. تعليم و تربيت اسلامي جوانان.
2. تربيت مبلغان و عالمان و اعزام آنان براي مناطقي كه نياز به تعليم و تبليغ دين دارند.
3. تأسيس مدارس براي تعليم علوم ديني.
4. تأسيس كتابخانه براي بهره گيري از دانش علما و بزرگان.
و ديگر كارهاي عام المنفعه، مثل تأسيس بيمارستان براي فقيران وبيچارگان وافتادگان كه جامعه اسلامي از آنها بهره مي گيرد. مسلّماً صرف سهم امام زير نظر فقيه عادل براي هر چه بهتر انجام شدن اين تكاليف شرعي است.
صرف سهم امام در اين موارد جنبه نظري دارد و فقيه است كه حكم آن را بيان و شرايط آن را تعيين مي كند و مستحق را از غير مستحق با شرايط شرعي تشخيص مي دهد.
بر همين اساس فتاواي فقيهان شيعه بر تقسيم خمس توسط خود فقيه تأكيد مي كنند. محقق نراقي مي گويد:
«هل تجب مباشرة الفقيه بنفسه للتقسيم كما هو ظاهر الأكثر أم يجوز له الإذن لغيره وتولّي الغير بإذنه كما عن الدروس وبعض مشايخ والدي».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مستند الشيعه، ج10، ص 137.
________________________________________ 96 ________________________________________
«آيا بر فقيه لازم است كه مستقيماً تقسيم را برعهده بگيرد كه فتواي بيشتر علما بر همين است يا به ديگري اجازه دهد و كسي ديگر اين كار را با اجازه او انجام دهد، كه تنها از كتاب دروس و برخي استادان پدرم نقل شده است»
اگر چه عده اي از عالمان شيعه مثل محقق حلّي در شرايع، و علاّمه حلّي در منتهي و شهيد ثاني در روضه معتقدند كه مي توان خمس را زير نظر فقيه و بدون مباشرت وي، تقسيم كرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . شرايع، ج1، ص 184; منتهي، ج1، ص 555; روضه، ج2، ص 79.

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

________________________________________ 97 ________________________________________
بخش پنجم : كالبد شكافي كتاب خمس
________________________________________ 99 ________________________________________
كالبد شكافي كتاب خمس
در بخش نخست به روشني ثابت شد كه خمس يكي از فرايض مالي اسلامي است كه در قرآن مجيد و روايات پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و ائمه معصومين (عليهم السلام) وارد شده و در طول زمان فتوا بر وجوب پرداخت آن بوده است و آيه خمساختصاص به خمس غنايم ندارد، بكله مطلق درآمدها را مي گيرد.
در بخش دوم: پيرامون روايات بخشش خمس به شيعيان، به صورت گسترده سخن گفتيم و ثابت نموديم كه روايات تحليل خمس ناظر به سه گروه از اموال است:
1. غنايم جنگي كه دست به دست مي گشت و به دست
شيعيان مي رسيد در حالي كه خمس آن به «ذوي القربي»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . انفال، 41
________________________________________ 100 ________________________________________
پرداخته نشده بود. امامان معصوم (عليهم السلام) به خاطر عسر و حرج، شيعيان را از پرداخت خمس معاف كردند.
2. اموال غير مخمّسي از غير شيعه (هر چند مربوط به غنايم جنگي نبود) به دست شيعيان مي رسيد در حالي كه در آن حق «ذوي القربي» بود. اين بخش از خمس نيز مورد تحليل قرار گرفته تا شيعيان جور ديگران را نكشند.
3. انفال يعني زمين هايي كه بدون جنگ در اختيار دولت اسلامي قرار مي گيرد كه همگي از آنِ مقام امامت و رسالت است و بايد در مصالحجامعه به كار گرفته شود; خمس اين بخش نيز معاف شده است.
همچنين در مورد مستضعفان و افراد مستمند كه پرداخت خمس بر آنان مشكل بود و يا دوران خفقان و اذيت و آزار شيعيان پرداخت خمس با مشكل روبرو بود، لذا در چنين مقاطعي خمس تحليل شد. همچنين بيان كرديم كه قريب سي روايت حاكي از وجوب خمس در كليه درآمدها پس از كسر مؤنه ها و هزينه هاي لازم زندگي است.
در بخش سوم مورد مصرف خمس با توجه به آيه مباركه و احاديث نوراني ائمه اهل بيت (عليهم السلام) روشن شد و اينكه خمس از آنِ شخص رسول و يا امام نيست بلكه مربوط به مقام رسالت و امامت است و امام هر زمان بايد آن را به نحوي كه در كتاب و سنت بيان شده مصرف كند.
________________________________________ 101 ________________________________________
در بخش چهارم روشن شد كه فريضه خمس يك فريضه مالي گسترده اي است كه بايد براي مصرف آن سازماني تشكيل شود تا به مصارف لازم برسد و در رأس اين سازمان امام معصوم (عليه السلام) يا فقيه جامع الشرايط است واگر هر فردي بدون در نظر گرفتن اين هدف، فريضه خود را بپردازد جز بي نظمي و هرج و مرج چيزي پديد نمي آيد. اكنون در اين بخش ـ بخش پنجم ـ به كالبد شكافي كتاب «خمس از ديدگاه قرآن و اهل بيت» مي پردازيم و در آغاز كتاب نيز به شتابزدگي و كم اطلاعي مؤلف يا مؤلفان اين كتاب اشاره كرديم.
________________________________________ 102 ________________________________________
فصل نخست: حقايق هشتگانه
وي در آغاز كتاب حقايق هشتگانه اي را مطرح مي كند كه در حقيقت عصاره كتاب است و در توصيف اين حقايق چنين مي گويد:
«اينجانب در طي بررسي موضوع خمس به حقايق بسيار مهمي دست يافتم. حقايقي كه تا آن جا كه من مي دانم براي همه كساني كه خمس رابه مجتهدين ويا سادات منتسب به خاندان اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) مي پردازند ناشناخته ومجهول است.»
حقيقت اوّل
مي گويد: «پرداخت خمس درآمدها به فقيه هيچ دليل
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كتاب خمس، ص 6.
________________________________________ 103 ________________________________________
ندارد و در منابع معتبر حديث شيعه هيچ اساس و ريشه اي
ندارد. و با عبارتي روشن و صريح تر بگويم كه براي پرداخت خمس هيچ دليلي از ائمه معصومين نقل نشده است.»
مفاد جمله اوّل ايشان اين است كه پرداخت خمس واجب و لازم است ولي پرداخت آن به فقيه دليل ندارد.
امّا در بخش دوم مي گويد: براي پرداخت خمس اصلاً دليلي وجود ندارد.
حقيقت دوم
مي نويسد: حقيقت دوّم از حقيقت اول بزرگتر و عمده تر است امّا با وجود آن، پوشيده وناشناخته مانده و توده مردمي كه معتقدند پرداختن خمس واجب است از اين حقيقت خبرندارند و آن اينكه بسياري از رواياتي كه از ائمه نقل شده اند مي گويند لازم نيست شيعيان خمس بپردازند و بخصوص در زمان غيبت امام، خمس از آنها ساقط است.
پاسخ
رواياتي كه به آن اشاره مي كند براي فقيهان آشكار و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كتاب خمس، ص 7 .
2 . خمس، ص 7.
________________________________________ 104 ________________________________________
روشن است و لذا در تمام كتاب هايي كه به نام خمس
تأليف شده است اين روايات مطرح گرديده است. امّا اينكه براي توده مردم اين روايات مخفي است يك امر طبيعي است. فقه يك درياي مواجي است كه عصاره آن در اختيار ديگران قرار مي گيرد و در رساله هاي عمليه فقط به بيان فتوا اكتفا مي شود نه به ادله آن. براي رسيدن به مقام فقاهت يك عمر تلاش علمي لازم است كه از عموم مردم توقع نمي رود كه كار و زندگي خويش را رها كرده و همه در پي فقاهت باشند. رجوع به متخصص در تمام دنيا يك امر عقلايي و شايع است و توده مردم در طبابت به متخصص در پزشكي و در شناخت اسلام به فقيه مراجعه مي كنند.
حقيقت سوم
مي گويد: اين حقيقت بزرگتر و مهمتر است. روايت ها مي گويند دادن خمس به خود امام اگر حاضر باشد واجب نيست بلكه پرداختن خمس مستحب است و فرد مجاز است كه آن را بپردازد يا نپردازد.
پاسخ
اين حقيقت مهمتر! معلوم نيست ازكدام روايت برداشت شده است. در كتاب خمس حتي يك روايت وجود ندارد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ص 7.
________________________________________ 105 ________________________________________
كه بگويد پرداخت خمس مستحب است. شگفت اين كه ايشان اين مطلب را در اين كتاب تكرار مي كند و مي گويد: «دادن خمس به خود امام معصوم مستحب است نه واجب» در حالي كه مجموع روايات دو دسته است:
1 ـ روايات سي گانه وجوب پرداخت خمس در هر عصر و زمان.
2 ـ رواياتي كه بخشي از خمس را درمقطع خاصي تحليل مي كنند.
و امّا رواياتي كه بگويد پرداخت خمس مستحب است نه واجب، چنين رواياتي وجود ندارد و چه خوب بود نويسنده آن روايات را بيان مي كردند تا خواننده نيز از آنها مطلع گردد.
چگونه مي توان پرداخت خمس را مستحب دانست در حالي كه قرآن منادي وجوب آن است و سازمان وكالت در عصر حضور ائمه (عليهم السلام) و دوران غيبت صغري و كبري روشن ترين گواه بر وجوب آن است.
حقيقت چهارم
مي گويد: اين حقيقت بسيار ناشناخته و هيجان انگيز است. علماي گذشته مذهب شيعه مانند مفيد و مرتضي و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ص 114
________________________________________ 106 ________________________________________
طوسي هرگز بيان نكرده اند كه خمس بايد به فقها پرداخته شود.
پاسخ
سكوت اين سه نفر از پرداخت خمس به فقيه دليل بر نفي خمس نيست. اين بزرگان به پرداخت خمس به سادات فقير تأكيد داشته اند و شايد مثل برخي ديگر از بزرگان شيعه معتقد به پرداخت خمس زير نظر فقيه بوده اند.
حقيقت پنجم
اين حقيقت بسيار شگفت انگيز است. زيرا در بسياري از روايات معتبر آمده است كه پرداختن خمس به امام مستحب است، در اين صورت اين پرسش پيش مي آيد كه چگونه خمسي كه دادن آن به خود امام مستحب است، پرداخت آن به فقيه واجب شده است.
پاسخ
نويسنده در اين حقيقت نكته تازه اي فراتر از حقيقت سوّم بيان نكرده و تكرار همان مطلب است كه در جواب
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ص 8.
2 . همان.
________________________________________ 107 ________________________________________
بيان كرديم كه هيچ روايتي دالّ بر استحباب پرداخت خمس در آثار شيعه وجود ندارد.
حقيقت ششم
نصف خمس به امام مي رسد و آن حق خداو پيامبرش و خويشاوندانش است، امّا نصف ديگر آن حق يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه از بني هاشم است كه امام بايد آن را به اينها بپردازد، نه اين كه براي خودش بردارد.
پاسخ
نويسنده مطلب خويش را به كتاب «نهايه» شيخ طوسي،آدرس داده، ولي به نظر مي رسد خود به نهايه مراجعه نكرده; بلكه از روي كتاب خاصي رونويسي كرده است. زيرا اين كتاب اقتباسي از دو كتاب زير است:
يكي: تطور الفكر السياسي الشيعي من الشوري إلي ولاية الفقيه، نوشته احمد كاتب، بحث خمس.
دومي: الشيعة والتصحيح منسوب به موسي موسوي. اخلاق اسلامي مانع از آن است كه من اين دو را براي خواننده معرفي كنم، بالأخص موسي موسوي كه از نزديك او را مي شناسم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ص 9، به نقل از نهايه شيخ طوسي، ص 265.
________________________________________ 108 ________________________________________
گذشته بر اين شيخ طوسي در كتاب «نهايه»، هرگز چنين مطلبي كه نويسنده نقل كرده، ندارد. در آنجا شيخ طوسي مي فرمايد: قسماً لله وقسماً لرسوله و قسماً لذي القربي فقسم الله وقسم الرسول وقسم ذي القربي للإمام خاصة يصرفه في امور نفسه وما يلزمه من مؤونة غيره».
«بخشي براي خدا، بخشي ديگر از آن رسول خدا، بخش سوم براي ذي القربي(امام معصوم)، آنچه مربوط به خدا و رسول او و ذي القربي است، از آن امام است خمس را بايد در مخارج شخصي خودش و مواردي كه پرداخت هزينه هاي آنها بر امام لازم است مصرف كند.»
در اين عبارت، جمله «نه اينكه براي خودش بردارد» وجود ندارد.
اينكه گفتيم اين كتاب بدون مراجعه به مصادر شيعي نوشته شده است، دور از حقيقت نيست; زيرا آنگاه كه از كتاب «من لا يحضره الفقيه» نام مي برد كراراً در پاورقي ها نام كتاب را «فقيه من لا يحضره الفقيه» مي نويسد.
حقيقت هفتم
نويسنده در حقيقت هفتم اصرار ميورزد كه خمس از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . النهاية، ص 265.
2 . همان، ص 198.
3 . خمس، ص 13 و 16 در دو مورد و ص 17.
________________________________________ 109 ________________________________________
آنِ فقراي بني هاشم مانند يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان است; نه اغنياء و توانگران. بنابراين ثروتمندان از اهل بيت سهمي از خمس ندارند.
پاسخ
معلوم نيست اين مطلب را از كجا يافته است؟ از ايشان مي پرسيم: در كدام كتاب فقهي شيعه و رساله عملي آمده است كه ثروتمندان منتسب به اهل بيت (عليهم السلام) مستحق خمس هستند; بلكه همه بر خلاف آن فتوا داده اند كه در مصرف خمس در موارد سه گانه، فقر شرط است. اين مسأله آن قدر واضح است كه عموم شيعيان از آن اطلاع دارند.
حقيقت هشتم
براي دادن خمس به فقها، هيچ دليلي وجود ندارد و هيچ روايتي از هيچ معصومي نقل نشده است كه بگويد خمس اموال بايد به فقها داده شود.
پاسخ
اين حقيقت تكرار همان حقيقت نخستين است كه در فصول گذشته به تفصيل پاسخ آن را بيان كرديم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ص 10.
2 . همان.
________________________________________ 110 ________________________________________
اين هشت حقيقت!!! چكيده مباحث بعدي كتاب است كه براي اطلاع خواننده گرامي از مطالب اين كتاب به برخي از مطالب، تا جايي كه ملال آور نباشد، اشاره مي كنيم.
________________________________________ 111 ________________________________________
فصل دوم: ادله تفصيلي حقايق گذشته
وي در اين فصل در پي ارائه دلايل حقايق هشتگانه گذشته است. وي در اين فصل متذكر رواياتي است كه مفاد آن از نظر وي تحليل همه خمس است. نخست روايت ضريس كناسي را يادآور مي شود و مي گويد از ابي عبدالله پرسيده شد: ناپاكي چگونه در ميان مردم شيوع پيدا كرد؟ گفت: راه ورود ناپاكي نپرداختن خمس ما اهل بيت است. امّا شيعه ما از دادن خمس معاف هستند تا پاك به دنيا بيايند.
پاسخ
به نظر مي رسد مؤلف به منبع اصلي مراجعه نكرده، لذا
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اصول كافي، ج1، ص 549
________________________________________ 112 ________________________________________
مي نويسد: از ابي عبدالله پرسيده شد. در حالي كه روايت بر خلاف آن است و خود امام (عليه السلام) اين سؤال را مطرح مي كنند.
اينك متن روايت:
قال أبو عبدالله (عليه السلام) : من أين دخل الناس الزنا؟ قلت: لا أدري...
امام صادق (عليه السلام) فرمود: مي دانيد ناپاكي از كجا به ميان مردم راه يافت؟ راوي پاسخ داد: نمي دانم. آنگاه حضرت فرمود: از ناحيه خمس ما خاندان اهل بيت، مگر شيعيان كه خمس براي پاكي فرزندان آنها حلال شده است.
در گذشته بيان كرديم اين نوع روايات كه در غالب آنها «طيب ولادت» آمده است، مربوط به كنيزاني است كه به عنوان غنايم جنگي در ميان مسلمانان دست به دست مي گشت و شيعيان نيز آن را مي خريدند و صاحب فرزند مي شدند. اين چه ارتباط به تحليل تمام خمس دارد؟ رواياتي كه در اين فصل آورده است همگي مربوط به تحليل خمس مي باشد و او در مفاد و موارد آن دقت نكرده و يا چشم پوشي نموده است.
وي در ادامه مي گويد: «پس وقتي امام خودش حقّ خمس خود را به شيعيان خود واگذار كرده است، پس به چه حقي كساني مي آيند و خود را وكيل امام قرار مي دهند تا حقّ او را كه او خودش از آن دست كشيده مطالبه كنند،
________________________________________ 113 ________________________________________
و در مطالبه آن شدّت به خرج مي دهند؟!»
آنچه كه امام به تحليل آنها پرداخته احدي از فقيهان در آن مورد نظر خلاف ندارد و لذا اجناسي كه به عنوان غنايم در اختيار مردم باشد، تا ظهور حضرت ولي عصر (عليه السلام) معاف است ولي در موارد ديگر كه امام از حق خود نگذشته فقيهان نيز در آن مورد، حكم به وجوب كرده اند.
نويسنده كتاب از اصول كافي، باب «الفيء والأنفال و تفسير الخمس وحدوده وما يجب فيه» فقط به نقل روايات تحليل پرداخته،امّااز ديگر روايات كه كاملاً شارح روايات پيشين است چشم پوشي نموده است. رواياتي همچون:
1. محمد بن مسلم مي گويد: از امام باقر (عليه السلام) پرسيدم درباره معادن طلا و نقره و آهن و مس و روي، امام (عليه السلام) فرمود: «عليها الخمس».
2. امام صادق (عليه السلام) پس از تلاوت آيه (إنّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْء...)فرمود: به خدا سوگند مقصود درآمدهاي روزانه مردم است. پدرم شيعيان را از پرداخت آن تحليل كرده بود تا پاك شوند،(يعني اين تحليل مقطعي بود نه دائمي).
3. سماعه ازامام كاظم (عليه السلام) نقل مي كند كه از آن حضرت درباره خمس پرسيدند، فرمود: «في كلّ ما أفاد الناس من
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ص 14.
2 . اصول كافي، ج1، بحث الفيء والأنفال، ح9.
3 . همان، ح10.
________________________________________ 114 ________________________________________
قليل أو كثير». يعني در كليه درآمدهاي مردم از كم و زياد خمس است. در اين زمينه به فصل ادله وجوب خمس مراجعه كنيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . اصول كافي، بحث الفيء والانفال، ح11.
________________________________________ 115 ________________________________________
فصل سوم: اختلاف فقيهان در مورد خمس
در اين فصل عبارات كتاب «النهايه» شيخ طوسي را ترجمه كرده ولي آنچه شيخ در آخر مطلب بيان مي دارد، نويسنده از نقل آن خودداري نموده است. شيخ در اين كتاب مي گويد: درباره مصرف خمس اختلاف است:
1. برخي مي گويند در دوران غيبت مطلق خمس بسان همان خمس غنايم جنگي است كه بخشيده شده است.
2. گروهي مي گويند: بايد حفظ كرد و وصيت نمود تا در ظهور امام به دست او برسد.
3. گروهي مي گويند: بايد دفن كرد زيرا در قيام امام زمان زمين گنجينه هاي خود را در اختيار امام مي نهد.
4. گروهي مي گويند:بايد نصف خمس را درباره يتيمان و مستمندان و در راه ماندگان خاندان رسالت صرف كرد و
________________________________________ 116 ________________________________________
امّا آن نصف ديگر را در تكميل هزينه هاي آنان
صرف نمود.
آنگاه شيخ طوسي مي فرمايد: آنچه شايسته است همين قول اخير است; زيرا پرداخت نصف به سادات فقير امري است الزامي و نمي توان از آن صرف نظركرد و باقيمانده نيز در تكميل هزينه هاي اينها مصرف شود. آنگاه قول نخست را كه قول به اباحه است ضدّ احتياط دانسته، مي فرمايد: «ما تضمنه القول الأوّل فهو ضدّ الاحتياط والأولي اجتنابه».
شما اگر آنچه را كه از نهايه آورديم با ترجمه ايشان مقايسه كنيد خواهيد ديد كه ايشان دو مطلب آخر را حذف كرده است; زيرا به ضرر ايشان بوده و با حقيقت چهارمش در تضاد، لذا بهتر ديده كه قسمت آخر را كه به ضررش است، حذف نمايد.
جواب ديگر اينكه اقوالي كه شيخ از آنان نام مي برد صاحبان آنان براي ما روشن نيست و نمي دانيم در آن دوران چه كسي يا كساني به آن قائل بوده اند. كه نشان مي دهد اقوال شاذ بوده و كمتر مسأله فقهي از قول مخالف دور است. بنابراين نمي توان از آن دلايل قطعي كه بر وجوب خمس آورديم و مصرف آن را تعيين كرديم دست برداشت.
پنهان كردن روايات تحليل
وي در صفحه39پس از اشاره به اخبار تحليل مي گويد:
________________________________________ 117 ________________________________________
«شيعه، همه رواياتي را كه مي گويند دادن خمس واجب نيست پنهان كردند و يا آن را تحريف كرده و قيچي كردند و اضافه بر اين با سوء استفاده از جهالت مردم و اعتمادشان بر فقها، روايات جديدي اختراع كردند كه در منابع گذشته وجود نداشته اند.»
پاسخ
به راستي جاي شگفت است، چگونه فقيهان را به پنهان كردن روايات تحليل متهم مي كند، در حالي كه ده ها كتاب حديثي و فقهي روايات تحليل را ذكر كرده است و در اطراف آن سخن گفته اند. اگر هدف پنهان كاري بود اصلاً آنها را وارد كتاب هاي خود نمي كردند.
نويسنده، مرحوم سيد محمدصادق صدر، نويسنده كتاب «الخمس بين السائل والمجيب» را متهم مي كند كه روايتي كه حاكي از وجوب خمس است را آورده و ذيل آن را كه حاكي از تحليل است نياورده است.
روايت در كتاب وسائل الشيعه، باب چهارم از ابواب انفال چنين است:«انّ أشدّ فيه الناس يوم القيامة أن يقوم صاحب الخمس فيقول يا ربّ خمسي»; «سخت ترين مسأله در قيامت اين است كه صاحب خمس بلند مي شود ومي گويد: پروردگارا خمس من كجاست؟»
امّا اين كه مرحوم صدر ذيل روايت را نياورده به اين
________________________________________ 118 ________________________________________
دليل است كه ارتباطي به موضوع بحث وي نداشته است.
موضوع بحث او درآمدهاي كسبي و موارد ديگر است و دليل روايت مربوط به كنيزاني است كه به عنوان غنايم جنگي در اختيار شيعيان قرار مي گرفت. اينك ذيل:
«وقد طبنا ذلك لشيعتنا لتطيب ولادتهم ولتزكوا أولادهم».
«ما اين را براي شيعيان حلال كرديم تا ولادت و فرزندان آنان پاك و منزه باشد.»
دو افتراي ديگر بر مرحوم صدر
او مي گويد: محمد صدر دركتاب خود دو روايت را جعل كرده و با آنها استدلال كرده است:
1. «هر كس از ما چيزي را بخورد در حقيقت آتش جهنم را مي خورد و به زودي وارد جهنم سوزان خواهد شد.»
2. «لعنت خدا و ملائكه و همه مردم بر كسي باد كه يك درهم از مال مارا به ناحق بخورد.»
پاسخ
يادآور شديم كه مؤلف اين كتاب به مصادر و منابع اصلي مراجعه نكرده و به نوعي رونويسي از دو كتاب پيش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . خمس، ماليات اين زمانه، ص 41.
2 . الخمس بين السائل والمجيب، ص 3.
________________________________________ 119 ________________________________________
نموده است. نويسنده، عالم بزرگواري مانند سيد محمد صدر را متهم به جعل حديث كرده در حالي كه هر دو روايت در مصادر حديثي شيعه، كه در اختيار همگان است، موجود است.
حديث نخست را مرحوم شيخ صدوق در «كمال الدين»; طبرسي در «احتجاج» و شيخ حرعاملي در«وسائل الشيعه» نقل كرده اند.
عين عبارت حديث چنين است كه در منابع روايي شيعه آمده است:
«من أكل من مالنا شيئاً فانّما يأكل في بطنه نار وسيصلي سعيراً».
امّا حديث دوم را شيخ صدوق در كمال الدين و طبرسي در احتجاج نقل كرده است.
«لعنة الله والملائكة والناس أجمعين علي من أكل من مالنا درهماً حراماً».
آيا با توجه به اين قضاوت هاي ظالمانه و تهمت هاي ناروا، صحيح است چنين كتابي به صورت هزاران نسخه چاپ و منتشر گردد و مايه گمراهي گردد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كمال الدين، ص 522، حديث 49، احتجاج طبرسي، 479; وسائل الشيعه، ج5، باب3 ازابواب انفال، ح9.
2 . كمال الدين، ص 522، حديث 51، احتجاج طبرسي، ص 480، وسائل الشيعه، ج5، باب2 از ابواب انفال، ح8.
________________________________________ 120 ________________________________________
مغالطه در محاسبه
مي گويد: در هر 20مثقال طلا، 401 آن كه ربع دينار است، واجب است به عنوان زكات پرداخت گردد; در حالي كه خمس 51 است. بنابراين اگر كسي 20مثقال طلا داشته باشد و بخواهد زكات آن را بدهد، بايد 41 مثقال بپردازد. امّا اگر بخواهد خمس بپردازد، بايد 4مثقال پرداخت كند و اين يك نوع ماليات غير عادلانه است.
آنگاه مي گويد: خانه زكات ندارد، ماشين زكات ندارد، باغ زكاتي ندارد، جز در ميوه ها، پول اگر به حد نصاب نرسد، زكات ندارد، در حالي كه همه اينها متعلق خمس است.
پاسخ
اوّلاً: قرآن يكي از نشانه هاي ايمان را تسليم در برابر خدا مي داند و هر نوع پيشي گرفتن بر خدا و رسول را روش غير مؤمنان مي شمارد، چنانكه مي فرمايد:
(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَي الله وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللهَ إنَّ اللهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ).
«اي افراد با ايمان، بر خدا و رسول او پيشي نگيريد،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كتاب خمس، ص 55.
2 . حجرات : 1.
________________________________________ 121 ________________________________________
از مخالفت خدا بپرهيزيد. خدا شنوا و داناست.»
اميرمؤمنان (عليه السلام) مي فرمايد:
«ألا وَإنّ الإسْلامَ هُوَ التَّسْليمُ».
«آگاه باشيد: اسلام همانا تسليم در برابر اراده الهي است.»
اگر واقعاً خدا خمسي را بر درآمدها واجب كرده است چنانكه در بخش نخست وجوب آن را ثابت كرديم، ما نبايد آن را يك ماليات غير عادلانه بشماريم. امروزه در جهان، همه دولت ها از كليه درآمدها به همين اندازه يا بيشتر ماليات مي گيرند. و عمران و آبادي كشورها در گرو همين ماليات هاي پرداخت شده است. به شرط آن كه در مجراي صحيح مصرف شود.
ثانياً: اگر گرفتن چنين مالياتي ظالمانه است، پس چرا در معدن كه همه فقيهان اعم از شيعه و سنّي مي گويند بايد 51 آن را بپردازد و همچنين در گنج و يا ارثي كه مسلمان از كافر مي برد، عادلانه شمرده مي شود.
ثالثاً: نويسنده از فقه شيعه آگاهي ندارد، ومي گويد: خانه زكات ندارد، ماشين زكات ندارد، باغ زكات ندارد ولي همه اينها متعلق خمس است!!
در فقه شيعه نيز آنچه كه هزينه زندگي حساب مي شود، متعلق خمس نيست. لذا خانه مسكوني، ماشين مورد نياز و
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . نهج البلاغه، كلمات قصار.
________________________________________ 122 ________________________________________
باغي كه براي زندگي لازم است، خمس ندارد. بلكه بالاتر، فقه شيعه مي گويد: سرمايه اي كه اگر خمس آن را بپردازند، كسب و كار، تعطيل مي شود، خمس ندارد.
رابعاً: يكي از متعلقات زكات در نزد اهل سنت نيز، سود تجارت است. در شيعه سود تجارت مازاد بر هزينه زندگي51 و در فقه سنّي همه سود تجارت 401 حق شرعي دارد كه بايد پرداخت شود.
بايد توجه كرد كه در فقه اماميه دو چيز باعث كاهش ميزان پرداخت خمس درآمد كسب مي شود، در حالي كه اين دو چيز در فقه مذاهب چهارگانه نيست:
1. كسر مؤونه و هزينه هاي زندگي
هرگاه كسي در طول سال درآمدي داشته باشد، بايد پس از كسر هزينه هاي همان سال، باقيمانده آن را محاسبه و سپس مبلغ 51 از اين باقيمانده را استخراج كند وبپردازد. در حالي كه زكات تجارت در اهل سنّت اين گونه محاسبه نمي شود، و بايد بدون آنكه هزينه زندگي را كم كند، زكات همه درآمدها را بپردازد. بنابراين در محاسبه فقه شيعه كمتر از فقه اهل سنت، ماليات شرعي مي گيرد.
2. مال، فقط يك بار تخميس مي شود
در فقه شيعه، اگر انسان، 5 ميليون سود داشته باشد و
________________________________________ 123 ________________________________________
1ميليون خمس آن را بپردازد، براي ابد كافي است. ديگر
آن 4 ميليون باقي مانده هرگز خمس ندارد و يكي از قواعد فقهي اين است كه «المخمّس لا يخمّس» در حالي كه در فقه مذاهب چهارگانه اگر مردي در يك سال 5ميليون درآمد تجاري داشته باشد، بايد مرتب هر سال 401 آن را بپردازد، تا از نصاب بيفتد; يعني در فقه مذاهب چهارگانه وظيفه دارد، هر سال زكات همين 4ميليون رابپردازد، تا از نصاب بيفتد و نصاب عبارت است از 20مثقال طلا. اگر فرض كنيم هر مثقال طلا 000،100تومان قيمت داشته باشد، اين فرد، بايد براي 4ميليون تومان 401 يعني 000،100تومان بدهد و بايد سال دوم وسوم و... نيز همين مبلغ را از باقيمانده آن 4ميليون كسر كند، و تا ارزش مال به زير 000،2000تومان برسد، در اين صورت اين فرد ظرف مدت چند ساله به عنوان زكات تقريباً سه برابر خمس پرداخته است.
تأكيد بر زكات نه بر خمس
نويسنده با آوردن آياتي كه در آنها كلمه زكات وارد شده است، اصرار ميورزد كه خدا بر زكات تأكيد مي كند و اصلاً نامي از خمس نمي برد، مي گويد: «خدا مي فرمايد: (قُولُوا لِلنّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاة); «به
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بقره: 83
________________________________________ 124 ________________________________________
مردم نيكو بگوييد و نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد»، و خداوند نفرمود كه خمس رابپردازيد.
پاسخ
اگر قرآن در اين آيه فقط از نماز و زكات اسم مي برد، سبب نمي شود كه خمس واجب نباشد.
در قرآن واژه زكات 32بار آمده، 11بار آن در مكه و باقيمانده در مدينه است. زكات به شكلي كه در كتاب هاي فقهي وارد شده، در مدينه نازل شده است و پيامبر (صلي الله عليه وآله) در مدينه افرادي را به عنوان گردآورندگان زكات به اطراف مدينه فرستاد تا زكات را جمع كنند و حتي زكات مال، پس از زكات فطره واجب شده و زكات فطره در نخستين سال هجرت واجب گرديده كه روزه در آن سال واجب گرديده است.
با توجه به اين حقايق، بايد گفت آياتي كه در مدينه مردم را به پرداخت زكات دعوت مي كند همه واجبات مالي را در بر مي گيرد; چه زكات اصطلاحي باشد يا ديگر انواع فرائض مالي مانند صدقات واجبه، كفارات و غيره،
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 .كتاب خمس، ص 57.
2 . المعجم المفهرس، ماده زكات.
3 . فتح الباري، ج3، ص 2110.

كتابخانه تخصصي حج > احکام و مناسك حج > خمس

________________________________________ 125 ________________________________________
وحتي خمس را شامل مي شود. قرآن از زبان حضرت عيسي (عليه السلام) نقل مي كند كه:
(وَأوصاني بالصَّلاةِ والزّكاةِ ما دُمْتُ حَيّاً); «مرا به نماز و زكات تا زنده ام فرمان داد.»
و يا از زبان حضرت يحيي نقل مي كند:
(وَحَناناً من لدنّا وزكاةً وكان تقياً); «و مهرورزي از جانب ما و پرداخت زكات و پرهيزگار بود.»
و يا از زبان حضرت اسماعيل نقل مي كند:
(وكانَ يأمُرُ أهلَهُ بالصّلاةِ وَالزّكاةِ وَكانَ عِندَ ربِّهِ مَرضيّاً); «خانواده اش را به نماز و زكات فرمان مي داد و نزد خدا پسنديده بود.»
حال سئوال ما از نويسنده اين است كه مقصود از اين آيات چيست؟ آيا همان زكات رايج در شريعت اسلام است كه در سال هاي نخستين هجرت واجب شده يا به معناي انفاق مال است؟
به طور مسلّم احتمال نخست مقصود خداوند نيست، بلكه همه انواع انفاق واجب و مستحب و تزكيه مال منظور نظر است و همه فرايض مالي را دربر مي گيرد. خمس نيز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . مريم: 31
2 . همان، 13
3 . همان، 55
________________________________________ 126 ________________________________________
يك نوع فريضه مالي است. بسيار دور از حقيقت است كه اين آيات را به زكات رايج كه فقط در سال هاي اول
هجرت واجب شده تخصيص دهيم و بگوييم همين زكات در زمان حضرت اسماعيل و يحيي و عيسي (عليهم السلام) واجب بوده است.
دقت در آيات زير ما را به جواب نزديك مي سازد:
1. (يَسْألُونَكَ ماذا يُنْفِقُونَ قُل الْعَفوَ); «از تو مي پرسند چه چيز انفاق كنند؟ بگو از مازاد نياز خود.»
2. (خُذِ الْعَفو وَأْمُر بِالْعُرفِ); «آنچه بيش از نياز خود دارند را بگير و به نيكي فرمان ده.»
محدثان و مفسران در ذيل اين آيه مي گويند: «خذ ما عفا لك من أموالهم وكان ذلك قبل فرض الزكاة»; «مازاد از نيازمندي هايشان را از آنها بگير و اين پيش از واجب شدن زكات نازل شده است.»
3. (وَفِي أمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّائِلِ وَالْمَحْرُوم);
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . بقره: 219
2 . اعراف: 199
3 . تفسير طبري، ج2، ص 500; فتح الباري، ج8، ص 230; احكام القرآن جصاص، ج3، ص 50.
4 . ذاريات/19 و معارج/25
________________________________________ 127 ________________________________________
«در دارايي آنان حقي معين براي درخواست كنندگان و بي بهرگان است.»
از عبدالله بن عمر پرسيدند: مقصود از اين آيه، زكات است؟ گفت: خدا علاوه بر زكات، حقوقي را بر تو واجب كرده است.
بنابراين، اگر چه واژه خمس در قرآن يك بار آمده است، امّامحتواي آن در آيات فراواني وارد شده است، و آياتي كه مردم را به انفاق دعوت مي كند مفاد گسترده اي دارد كه همه را شامل مي شود.
جدول مغشوش براي مقايسه زكات و خمس
نويسنده جدولي را تنظيم كرده كه يك طرف آن را براي زكات و طرف ديگر را براي خمس قرار داده و آن را با هم سنجيده و هدف آن اين است كه نشان دهد خمس يك فريضه غير عادلانه است.
اينك عين جدول او را با ذكر موارد اشتباه در اينجا مي آوريم:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير طبري، ج29، ص 50; مغني ابن قدامه، ج5، ص 215.
________________________________________ 128 ________________________________________
مقايسه زكات و خمس
زكات
1. نسبت آن: 1/40 يا 5،2/100 يا 25/1000
2. بايد مال به حد نصاب رسيده باشد.
3. شرط است كه يك سال بر دارايي گذشته باشد.
4. در انواع مشخصي از اموال واجب است.
5. فقط بر ثروتمندان واجب است.
6. به هشت گروه داده مي شود.
7. براي رفع نيازهاي همه امت مشروع شده است.
8. كسي جز نيازمند مستحق زكات نيست.
9. در دهها آيه قرآن ذكر شده است.
10. به آن اهميت داده نمي شود و از آن يادي نمي شود با وجود آن كه خداوند بر آن تأكيد كرده است.
________________________________________ 2 ________________________________________
خمس
1. نسبت آن:1/5 يا 20/100 يا 200/1000
2. نصاب شرط نيست به جز در گنج و معدن.
3. گذشتن سال شرط نيست.
4. در همه اموال و دارايي ها حتي در هدايا و مسكن و لوازم خانگي واجب است.
5. بر درآمد ثروتمندان و فقرا واجب است.
6. فقط به يك گروه داده مي شود كه فقها يا سادات هستند.
7. فقط مخصوص يك قشر است كه قشر فقها يا سادات مي باشد.
8. به فقيه يا (سيد) داده مي شود چه نيازمند باشد چه نيازمند نباشد.
9. ذكر آن به هيچ وجه در قرآن نيامده است به جز خمس اموالي كه در جنگ با كفار به غنيمت گرفته مي شوند.
10. به شدت بر آن تأكيد مي شود با اينكه خداوند آن را ذكر نكرده است.
________________________________________ 129 ________________________________________
موارد اشتباه در بخش زكات
1. مي گويد: «بايد مال به حد نصاب رسيده باشد.»
از نظر فقهاي حنفيه، در زكات زراعت و ميوه ها، نصاب شرط نيست. آنان مي گويند: زكات در اين قسمت نصاب ندارد.
2. مي گويد:«شرط است كه يك سال بر دارايي گذشته باشد.»
اين شرط، مربوط به زكات حيوانات و طلا و نقره است ولي آنچه از زمين استخراج مي شود مانند محصولات كشاورزي و گنج و معادن، به محض به دست آمدن بايد زكات آن پرداخت شود.
3. مي گويد: «زكات فقط بر ثروتمندان واجب است.»
هرگز در لزوم پرداخت زكات، ثروتمند بودن شرط نيست اگر زكات بر كسي واجب شد، بايد زكات خود را بپردازد، هر چند در طول سال ممكن است به گرفتن زكات نيازمند باشد. بالاخص در فقه حنفيه كه اصلاً براي زكات چيزهايي كه از زمين استخراج مي شود نصابي نيست; حتي مقدار كم آن نيز زكات دارد.
4. مي گويد: «كسي جز نيازمند، مستحق زكات نيست.»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . الفقه علي المذاهب الخمسة، ص 174.
2 . الموسوعة الفقهية الكويتية، ج23، ص 242، بخش زكات.
________________________________________ 130 ________________________________________
غالباً زكات، براي تأمين زندگي فقيران و بينوايان تشريع شده است، ولي اين ضابطه كلي نيست، گاهي هم روي مصالحي به غير فقير پرداخت مي شود، مانند:«مؤلفة قلوبهم»، يعني كساني كه با پرداخت زكات از دشمني آنان با مسلمانان كاسته مي شود و يا دل آنها به دست مي آيد و با مسلمانان دوست مي شوند اگر چه بسيار ثروتمند باشند.
5. مي گويد: «به زكات اهميت داده نمي شود».
يكي از اشتباهات ايشان همين است. ما در دوران زندگي خود، شخصيت هايي را ديده ايم كه براي گردآوري زكات، سازماني را تشكيل داده اند، يكي از آنها مرحوم حاج ميرزا علي اكبر اردبيلي بود كه حاكم شرعي استان اردبيل در ايران بود. او جمعي را براي گردآوري مأمور كرده بود. هم اكنون نيز در ايران نهضتي براي گردآوري زكات انجام گرفته و تا حدودي مؤثر واقع شده است، در حالي كه اين نهضت براي گرفتن خمس نيست. اگر واقعاً عنايتي نسبت به زكات در كار نبوده است پس چرا صدها كتاب به قلم فقيهان نوشته و منتشر شده است.
لغزش هاي او در بخش خمس
1. مي گويد: (در خمس) «نصاب شرط نيست به جز در گنج و معدن.»
در حالي كه اين اشتباه است و در مواردي نصاب در
________________________________________ 131 ________________________________________
خمس شرط است، مانند: «غوص»(آنچه كه با فرو رفتن در دريا از لؤلؤ، مرجان، مرواريد و غيره استخراج مي شود) كه نصاب آن يك دينار است. مهمترين مورد كه همان در آمد كسب است حد نصاب دارد و آن مازاد بر هزينه زندگي است. بنابراين اگر كسي در آمدش مازاد نداشت خمس هم ندارد.
2. مي گويد: «خمس در همه اموال و دارايي ها حتي در هدايا و مسكن و لوازم خانگي واجب است.»
در حالي كه چنين نيست و همه آنچه كه انسان براي زندگي خود به آنها نياز دارد، هزينه تهيه آنها در اصطلاح از «مؤونه» حساب مي شود و خمس ندارد و اگر مازاد بر نياز و بدون استفاده مانده، خمس دارد.
3. «بر درآمد ثروتمندان و فقرا واجب است.»
اين يكي ديگر از اشتباهات اوست. اگر كسي فقير است يعني هزينه زندگي سالانه خود را ندارد، خمس درآمد ساليانه بر او واجب نيست و بايد به او كمك كرد.
4. «فقط به يك گروه داده مي شود كه فقها يا سادات هستند.»
در گذشته مصارف خمس را يادآور شديم. نيمي ازخمس در تأمين زندگي سادات فقير به مصرف مي رسد و نيم ديگر در مصارف عمومي مسلمانان مانند امور تبليغي، دفاعي و ساير امور عام المنفعه صرف مي شود. در حقيقت
________________________________________ 132 ________________________________________
فقيه ناظر بر مصرف صحيح است نه مالك خمس. نويسنده عمداً اين مسائل را با هم خلط كرده و كوشيده تا اذهان را نسبت به فقيهان كه بزرگترين سدّ در مقابل مطامع استعمار هستند، مغشوش و بدبين كند.
5. «فقط مخصوص يك قشر است كه قشر فقها يا سادات مي باشد.»
اين همان تكرار بند پيش است كه دوباره آورده است.
6. «به فقيه يا سيد داده مي شود، چه نيازمند باشد و چه نيازمند نباشد.»
در هيچ كتابي از كتب فقهي شيعه چنين مطلبي نيامده است. نخستين شرط در پرداخت خمس به سادات، فقر آنهاست و سيد غني بايد خمس بپردازد نه اين كه بگيرد. فقيه نيز ناظر بر مصرف است.
7. «ذكر آن به هيچ نحو در قرآن نيامده است به جز خمس اموالي كه از جنگ با كفار به غنيمت گرفته مي شوند.»
در گذشته يادآور شديم، هر چند عنوان خمس فقط يك بار آمده است، امّا مفاد آيه اختصاص به غنائم جنگي ندارد وغنائم جنگي يكي از موارد آن ضابطه كلي است، نه مورد منحصر. از اين گذشته، آيات مربوط به زكات كه در مكه نازل وآيات مربوط به انفاق، مفهوم گسترده اي دارند، و همه نوع فرائض مالي از جمله خمس را دربرمي گيرند.
________________________________________ 133 ________________________________________
فصل چهارم: خمس درآمدها در محكمه تاريخ
نويسنده كتاب، اين بخش را از كتاب منسوب به دكتر موسي موسوي برگزيده و مي خواهد بگويد خمس درآمدها واجب نيست، چون سيره پيامبر و سيره خلفاي بعد از او گرفتن خمس از درآمدها نبوده است و پيامبر در دوران حيات خويش كسي را به بازار مدينه نفرستاد تا 51 سودهاي كسب مردم را بگيرد. سپس مي گويد: جنگ هاي ابوبكر با مرتدان در مورد امتناع از پرداخت زكات بوده است، نه امتناع از پرداخت خمس.
ايشان با اين مطالب و با پيش كشيدن تاريخ خلفاي اموي و عباسي كه خمس در آنها رايج نبوده، مي خواهد بگويد خمس يك امر غير واقعي است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كتاب خمس، ص 82.
________________________________________ 134 ________________________________________
پاسخ
امّا درباره پيامبر (صلي الله عليه وآله) ، روايات فراواني از حضرتش درباره خمس درآمدها در آغاز كتاب آورديم. امّا اينكه چرا پيامبر (صلي الله عليه وآله) ، فردي را به بازار نفرستاد، نكته آن روشن است، چون مصرف نيمي از خمس مربوط به خاندان وي بوده و بقيه را نيز خود او به مصرف مي رساند. در آن روزها اعزام نيرو براي گرفتن چنين مالياتي جز بدبيني و بدانديشي، نتيجه اي نداشت. از اين جهت، پيامبر (صلي الله عليه وآله) ، براي اين كار، فردي يا افرادي را اعزام نكرد. همچنان كه براي اخذ خمس از معادن و مانند آنها، فردي را معين ننمود، تا افراد با ميل و رغبت خود و با علاقه عاطفي كه به پيامبر (صلي الله عليه وآله) و خاندان او دارند، اين فريضه را انجام دهند.
امّا چرا اميرمؤمنان (عليه السلام) و پيشوايان معصوم (عليهم السلام) تا عصر امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) در اجراي اين حكم كوشا نبودند. دليل آن روشن است، زيرا در دوران امويان و عباسيان، هر نوع حركت مالي و گردآوري خمس و پخش آن در ميان مستحقان، نتيجه اي جز ايجاد حساسيت براي دستگاه حاكم و بهانه دادن به دست آنها نداشت. با اين كه ائمه (عليهم السلام) از اين كار خودداري مي كردند، مرتب به منصور عباسي گزارش مي دادند كه امام صادق (عليه السلام) در فكر قيام و نهضت است واموال و اسلحه براي قيام آماده كرده است و همين سبب شد كه حضرتش از مدينه به حيره تبعيد شود و
________________________________________ 135 ________________________________________
دو سال در آنجا زندگي كند،ولي در نيمه دوم از تاريخ ائمه
به تدريج نشر احكام و اجراي آن با شرايط خاصي امكان پذير شد كه امامان (عليهم السلام) ، بي درنگ آن را اجرا كردند و روايات در اين مورد، فراوان است.
امّا در مورد سيره خلفاي بني اميه وبني عباس، روشن است كه سيره آنها حجت نيست. بلكه آنان حتّي حق مسلّم اهل بيت را از غنايم جنگي نمي دادند، چه برسد تا فريضه خمس را عمل كنند و از اين طريق بطلان خويش را ثابت نمايند.
فرعون ها و خمس
در بخش پاياني كتاب، نويسنده خواسته بگويد كه گرفتن خمس از درآمدها، يك شيوه فرعوني است. زيرا فرعون نيز از درآمد زمين ها خمس مي گرفت. آنگاه از تورات، بخشي را نقل كرده كه حاصل آن اين است كه يوسف، تمامي زمين مصر را براي فرعون خريد و مصريان از اينكه قحطي بر ايشان غلبه كرد، هر كس مزرعه خود را فروخت و زمين از آنِ فرعون شد. يوسف به مردم گفت: اينك شما را و زمين شما را به جهت فرعون خريدم. شما زمين را زراعت نماييد به جهت خوردن شما و اهل خانه و خمس آن را به فرعون بدهيد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تورات فارسي، سفر تكوين، فصل 47، آيه20 تا 27 با تلخيص.
________________________________________ 136 ________________________________________
سپس نتيجه گيري مي كند كه پرداختن خمس نشانه بردگي براي فرعون بود پس چگونه در شريعت محمد كه بند بردگي را از پاي انسان ها گشود بار ديگر چنين مدال افتخاري را به مسلمانان بخشيد؟!
در آنچه كه وي نتيجه گيري مي كند، اشتباهاتي است كه تذكر مي دهيم:
1. او با عنوان كردن فرعون ها و خمس مي خواهد بگويد پرداختن خمس، شريعت فرعوني بوده، چگونه در اسلام وارد شده است؟ در حالي كه اگر تورات كنوني حجت باشد، اين شريعت پيامبر معصومي به نام يوسف بوده است، كه با اين برنامه ريزي ويژه، مردم را از مرگ نجات داد;زيرا پرداخت گندم براي همه به صورت رايگان امكان پذير نبود. حضرت يوسف ناچار بود در برابر آنچه كه در سال هاي قحطي به مردم مي پردازد، از مردم چيزي بگيرد و آنها هم جز زمين و نيروي كار، چيزي نداشتند كه بدهند و خودشان تقاضاي اين كار را نمودند.آنگاه كه نظام حاكم، مالك زمين ها شد حضرت يوسف با تدبير معصومانه اي همه زمين ها را رايگان در اختيار آنان نهاد و
براي نظام كه مدتي به آنها خدمت كرده بود، مالياتي به نام خمس معين كرد و اين در حقيقت يك نوع شريعت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . كتاب خمس، ص 87 تا 89.
2 . تورات، سفر تكوين، فصل 47، آيه20.
________________________________________ 137 ________________________________________
يوسفي بود، نه قانون فرعوني.
2. اگر واقعاً گرفتن خمس اززمين ها يك قانون فرعوني است، پس چگونه حكومت اسلامي، از اراضي حكومتي به نام خالصه جات، ماليات مي گيرد. چه بسا ممكن است مالياتش بيش از خمس يا كمتر از آن باشد. در شريعت اسلام از نظر فقيهان اهل سنت، علاوه بر غنائم جنگي، در معادن، و گنج و فيئ يعني زمين هايي كه بدون جنگ در اختيار حكومت اسلامي قرار گرفته خمس واجب است.آيا نويسنده اين ها را نيز شريعت فرعوني مي داند؟!
3. نويسنده براثر پيشداوري براي اينكه شيعه را متهم به پيروي از شريعت فرعوني كند، ناخودآگاه پيامبر معصوم، حضرت يوسف (عليه السلام) را پيرو شريعت فرعوني دانسته، يوسفي كه سال هاي درازي در زندان ماند، تا دامن او به گناه آلوده نگردد. حال چگونه اين يوسف، قانوني وضع كرد كه همه برده فرعون شوند؟! هرمحقق و نويسنده اي بايد مواظب باشد تاپيامبران خدارا به خاطر مطامع دنيوي خود، كوچك وذليل ننمايد و آنان را همكار فرعون نشان ندهد.
* * *
مؤلفان هدفمند، انسان هاي مقدس و وارسته اي هستند كه براي هدفي مقدس قلم بر كاغذ نهاده و با سرمايه هاي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . موسوعه فقهي كويتي، ج2، ص 19، ماده خمس.
________________________________________ 138 ________________________________________
علمي، حقايقي را به خواننده خود ارزاني مي دارند.
ولي متأسفانه نويسنده اين كتاب، هدفي جز تخريب عقايد ندارد، و از اين ناراحت است كه چرا مردم خمس خود را در اختيار فقيهان مي گذارند تا به مصرف واقعي خود برسد.
البته او با اصل مذهب تشيع وانديشه امامت وولايت نيز مخالف است و در دل، هواي امويان و عباسيان را دارد، گرچه در اين كتابچه تا حدودي كوشيده اينها را پنهان كند.
ما در اينجا حجت را بر مؤلف و همفكران او تمام كرديم و اگر از در انصاف وارد شوند بار ديگر به خودشكني پرداخته و به حق معترف مي شوند.
پروردگارا! ما رااز «خودخواهي» و «غير خودنخواهي» نجات بخش!
بارالها! در دل هاي ما جز حق پرستي و حق گويي چيزي قرار مده!
نويسندگان هدفمند را كه در تقريب مسلمانان مي كوشند، ياري فرما!
قلمهاي نفاق افكن و تفرقه زا را بشكن!
بمنّك و كرمك.
قم ـ مؤسسه امام صادق (عليه السلام)
26 بهمن 1386
8 صفر 1429

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .