توسل به آثار اولیای الهی در سیره اصحاب و تابعین و علمای اسلام

دکتر سیدمصطفی مناقب

علاوه بر نص آیات و روایات، توسل به اولیای الهی در سیره اصحاب و تابعین و مسلمانان جای گاه ویژه‌ای دارد. اصحاب در صدر اسلام و مسلمانان به تبعیت ایشان تاکنون همواره در مقام دعا و نیایش به انبیای عظام، اولیا و صلحای ارجمند و انسان‌های الهی متوسل شده‌اند و مقربان و آبرومندان در پیشگاه الهی را وسیله قرار داده‌اند تا خداوند به احترام آنها دعایشان را مستجاب کند و حوائج‌شان را برآورده سازد. اکنون چند نمونه از این امر را می‌آوریم:

الف) ‌عایشه و حکم توسل به قبر نبی اکرم[صلّی الله علیه و آله و سلّم]

پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام[صلّی الله علیه و آله و سلّم] در مدینه قحطی شدیدی رخ داد و مردم از این قحطی به ستوه آمدند و از این مسئله پیش عایشه شکوه نمودند. او گفت:

«انظروا الی قبر رسول الله فاجعلوا منه کواً الی السماء حتی لا یکون بینه و ببین السّماء سقف؛ به قبر پیامبر نگاه کنید و آن را دریچه‌ای به آسمان قرار دهید؛ به طوری که میان قبر و آسمان سقفی نباشد». مردم چنین کردند و باران آمد؛ زمین سر سبز شد؛ شترها چنان فربه شدند که گویا می‌ترکیدند، آن سال را «عام الفتق» (سال گشاده) نامیدند.[1]

ب) عمر و توسل به عموی پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم]

عن أنس بن مالک: إن عمر بن الخطاب کان إذا قحطوا استسقی بالعبّاس بن عبدالمطلب، فقال: اللهمّ إنّا کنّا نتوسّل إلیک بنبینا فتسقینا و إنّا نتوسل إلیک بعمّ نبینا فاسقنا قال: فیسقون[2]؛

انس می‌گوید: عمر بن خطاب در خشک سالی با توسل به عباس بن عبدالمطلب از خدا طلب باران می‌کرد و می‌گفت: خدایا! ما همواره به وسیله پیامبرت به تو متوسل می‌شدیم و ما را سیراب می‌کردی. این که به وسیله عموی پیامبران به تو متوسل می‌شویم؛ پس ما را سیراب کن. وی می‌گوید: آنان سیراب شدند.

در روایت تاریخی دیگری، ابن اثیر جزری(م630 هـ .ق) می‌نویسد:[3]«در سال رماده وقتی قحطی به او رسید، عمر به وسیله عباس طلب باران کرد، خداوند به وسیله او آنان را سیراب کرد و زمین‌ها را سرسبز گردید، پس عمر رو به مردم کرد و گفت به خدا سوگند عباس وسیله ماست به سوی خدا و مقامی نزد خدا دارد.

«حسان بن ثابت» در این مورد اشعاری سرود و گفت: «پیشوا هنگامی که قحطی شدید همه جا را فرا گرفته بود، درخواست باران نمود، آن گاه ابر آسمان به نورانیت عباس مردم را سیراب کرد، عباس که عموی پیامبر و همتای پدر پیامبر است، مقام و منزلت را از او ارث برده است. خداوند به وسیله او سرزمین‌ها را زنده کرد، همه جا پس از نومیدی سرسبز گردید و وقتی آب باران همه جا را گرفت، مردم با مسح بدن عباس تبرک می‌جستند و می‌گفتند آفرین بر تو ای ساقی دو حرم».

ملاحظه این قطعه تاریخی ثابت می‌کند که یکی از مصادیق «وسیله» توسل به ذوات محترم و صاحب منزلت است که مایه تقرب به خداوندند.

احمد بن محمد بن ابی بکر قسطلانی معاصر «جلال الدین سیوطی» (م923هـ .ق) می‌نویسد:[4]«وقتی عمر به وسیله عباس طلب باران کرد، گفت ای مردم، پیامبر خدا به عباس از دیده پدری می‌نگریست، از او پیروی کنید و او را وسیله خود به سوی خدا قرار دهید، در این عمل تصریح به جواز توسل است و از این طریق گفتار کسانی که توسل را مطلقاً و یا به غیر پیامبر تحریم کرده‌اند، باطل می‌گردد».

رعینی در این زمینه می‌نویسد:[5] آنچه منع شده قسم به غیر خداست، ولی تعظیم به آنها منع نشده است، بلکه امر به تعظیم آنها شده است و تعظیم در حق انبیا و اولیا و ملائکه را واجب کرده است؛ چنان که در صحیح بخاری در فضل عباس آمده که عمر در زمان قحط از او توسل جسته است و فعل عمر که در دیدگاه صحابه انجام شده و کسی هم منع نکرده، دلیل بر جواز توسل است.

ج) توسل نزد مالک

ابوجعفر منصور، خلیفه عباسی، از مالک بن انس ـ امام مالکیه ـ درباره کیفیت زیارت قبر پیامبر پرسید: زائر هنگام زیارت رو به قبله باشد یا رو به قبر پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم]؟ مالک بن انس در پاسخ گفت:

لم تصرف وجهک عنه و هو وسلیتک و أبیک آدم إلی الله یوم القیامة، بل استقبله و استشفع به فیشفعک الله، قال الله تعالی:«و لو أنهم إذ ظلموا أنفسهم»؛[6]

چرا چهره از او برمی‌گردانی؟ او وسیله تو و وسیله پدر تو آدم در روز رستاخیز است. رو به او کن و او را شفیع خود قرار بده. خدا شفاعتش را می‌پذیرد. خدا می‌فراید: اگر آنان به نفس خویش ستم کنند...

قاضی عیاض(م544هـ .ق) همین روایت را در کتاب الشفاء بتعریف حقوق المصطفی نقل نموده است.[7] هم چنین جهضمی مالکی (م283هـ .ق) می‌نویسد: پیامبر اکرم[صلّی الله علیه و آله و سلّم] فرمود: «أکثروا علیّ الصلاة یوم الجمعة فإنها تعرض علیّ» (روز جمعه بر من صلوات زیاد بفرستید، زیرا آن صلوات بر من عرضه می‌شود).[8]

د) أبوأیوب انصاری کنار قبر پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم]

«احمد بن حنبل» در مسندش از داود بن أبی صالح، داستان گفت و گوی مروان با أبوأیوب انصاری را که برای زیارت آمده بود، نقل می‌کند و می‌نویسد:[9] مروان حکم شخصی را دید که کنار قبر پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] نشسته و صورت خود را روی قبر قرار داده است، نزدیک رفت و گفت: آیا می‌دانی چه کار می‌کنی؟ وقتی که خوب دقت کرد، دید أبوأیوب انصاری است.

پاسخ داد: آری می‌فهمم چه کار می‌کنم، آمده‌ام به زیارت رسول خدا و من او را هرگز ترک نخواهم کرد، از آن حضرت شنیدم که می‌فرمود:

لاتبکوا علی الدّین إذا ولاّه أهله، ولکن ابکو علیه إذا ولاه غیر أهله؛

زمانی که انسان‌ها‌ی شایسته، متولی امور دینی مردم باشند بر دین خود گریان نباشید، ولی اگر افراد نالایق زمام امور را به دست گرفتند بر دینتان هراسان باشید و اشک بریزید.

هـ ) توسل نزد شافعی

ابن حجر هیثمی از امام شافعی نقل می‌کند که سروده است:

آل النــّبی ذریـعتـی هـم إلــیه وسـیلتی

أرجو بهم أعطی غداً بیدی الیمین صحیفتی[10]

خاندان پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] وسیله من به سوی خدا هستند و امیداورم با توسل به آنان، نامه اعمالم فردا به دست راستم داده شود.

جمع بندی بحث توسل به آثار اولیای الهی

از مجموع مطالب گفته شده،‌ این نتیجه حاصل می‌شود که هر گونه توسل، درخواست دعا و... از انبیا و اولیای الهی نه تنها با توحید هیچ گونه منافاتی ندارد، بلکه آیات و احادیث زیادی بر رجحان آن، دلالت دارد و این امر سیره صحابه و تابعین و تابعین تابعین و علمای اسلام بوده است؛ به طوری که صحابه و تابعین در مواقع لزوم بر سر قبر پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] مراجعه کردند و به ایشان توسل جسته، حلّ مشکل خود را درخواست می‌کرده‌اند.

با وجود این همه شواهد که بر جواز توسل و درخواست دعا از انبیا و اولیای الهی دلالت دارد، چگونه می‌توان آنها را نادیده انگاشت و حکم به عدم جواز توسل نمود، آیا خود این امر، سبب انکار دستورهای سلف نیست؟

بنابراین، توسل به انبیا و اولیای الهی و تبرک به آثار ایشان، نه تنها با توحید منافات ندارد، بلکه عین توحید است و ادعای وهابیت، که توسل به انبیا و اولیای الهی در عالم برزخ جایز نیست، امری بدون دلیل است که با سیره مسلمانان و بزرگان دین سازگاری ندارد.

بخش دوم: نظریه علمای اهل سنت در جواز توسل

بسیاری از دانشمندان اهل سنت در جواز توسل به پیامبر گرامی[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و اولیای الهی سخن گفته و بعضی از ایشان ادعای اجماع کرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌شود:

الف) نظریه سبکی در تبرک به قبور صالحان و پیامبران

سبکی از علمای بزرگ اهل سنّت می‌‌گوید:

از روش شخصیت‌ها و بزرگان صالح گذشته استفاده می‌شود که تبرک به قبور مردگان امری شرعی و دینی است و مانعی ندارد، چه رسد به قبور پیامبران و اگر کسی ادعا کند که قبور پیامبران با قبور سایر مردگان برابر و یک سان است، سخن زشت و باطلی به زبان آورده است؛ چون موجب پایین آوردن مقام شامخ پیامبران شده است و شکی نیست که سبک شمردن مقام رسول اکرم[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و یک سان دانستن آن حضرت با دیگران، کفر است.[11]

ب) نظریه زینی دحلان مفتی مکه مکرمه

زینی دحلان مفتی مکه مکرمه می‌نویسد:

و من تتبع أذکار السلف و الخلف و أدعیتهم و أورادهم، وجد فیها شیئاً کثیراً فی التوسّل، و لم ینکر علیهم أحدٌ فی ذلک حتّی جاء هؤلاء المنکرون، ولو تتبعنا أکابر الأمة فی التوسّل، لامتلأت بذلک الصحف، و فیما ذکر کفایة و مقنع لمن کان بمرءی من التوفیق و مسمع؛[12]

هرکس ذکرهای گذشتگان را تتبع نماید و دعاها و اوراد آنان را مطالعه کند، موارد زیادی از توسل آنان به انبیا و صالحان را خواهد یافت.

قضیه توسل به پیامبران را جز وهابیان، هیچ یک از بزرگان گذشته انکار نکرده‌اند و اگر بخواهیم آثار و نظریه بزرگان امت اسلامی را درباره توسل جست و جو و ثبت کنیم، کتاب‌های متعددی تألیف خواهد شد، نمونه‌هایی که ذکر کردیم برای کسانی که توفیق نصیب آنان شده و گوش شنوا دارند، کفایت می کند.

ج) نظریه حصنی دمشقی

«ابن تیمیه» می‌نویسد: «هرکس به مرده و یا فرد دور از نظر استغاثه کند و در گرفتاری‌ها از وی استمداد کند و طلب حاجت نماید، ظالم، گمراه و مشرک است».[13]

حصنی دمشقی از علمای بزرگ شافعی پس از نقل سخن «ابن تیمیه» که توسل به پیامبران را پس از مرگ شرک شمرده، گفته است:

از این سخن ابن تیمیه بدن انسان می‌لرزد، این سخن قبل از زندیق حران، ابن تیمیه، از دهان کسی در هیچ زمان و هیچ مکان بیرون نیامده است، این زندیق نادان و خشک، داستان عمر را وسیله‌ای برای رسیدن به نیت ناپاکش در بی‌اعتنایی به ساحت حضرت رسول اکرم[صلّی الله علیه و آله و سلّم] قرار داده و با این سخنان بی‌اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده و مدعی شده که حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است و این عقیده به یقین، کفر و درواقع زندقه و نفاق است.[14]

د) فتوای 75 دانشمند اسلامی بر جواز توسل به پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و اولیای الهی

شیخ خلیل احمد سهارنپوری در کتاب خود المهند علی المفنّد فتوای 75 نفر از علمای بزرگ اهل سنت کشورهای مختلف اسلامی را بر جواز توسل به قبر. پیامبر اکرم[صلّی الله علیه و آله و سلّم] جمع آوری کرده خلاصه آن از این قرار است:

ـ از نظر ما و مشایخ ما قبر سید المرسلین ـ روحی فداه ـ از بزرگ‌ترین قربت‌ها و از مهم‌ترین ثواب‌ها و مهم‌ترین وسیله برای دست یابی به درجات بلند می‌باشد. حتی امری است نزدیک به درجه واجبات، گرچه برای رسیدن به آن جز با تحمل رنج سفر چاره‌ای دیگر نباشد.

ـ و توسل به انبیا، اولیا، صلحا و شهدا و صدیقین در دعاها ـ چه در حال حیات آنها و چه بعد از وفات آنها‌ـ به این گونه جایز است که بگوید: «اللهم إنی أتوسل إلیک بفلان أن تجیب دعوتی، و تقضی حاجتی» و یا مواردی مشابه اینها.[15]

بخش سوم: سیره عملی اهل سنت در توسل

علاوه بر آنچه از عبارات دانشمندان اهل سنت درباره برکات توسل به مرقد پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] ذکر شده، شواهد بیشتری در دست است که از خضوع و خشوع و توسل جمعی دیگر به قبور و مزارهای اهل بیت پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و دیگر انسان‌های بزرگ و والا مردان امت حکایت می‌کند:

1. خطیب بغدادی در تاریخ خود، باب «ما ذکرنی مقابر بغداد المخصوصة بالعلماء و الزّهّاد» گوید:

«در سمت غرب بالای شهرمقابر قریش است که در آن موسی بن جعفر و جمعی از افاضل، مدفونند».

سپس از چند تن از ابوعلی خلال شیخ حنابله در زمان خود نقل می‌کند:

ماهمّنی أمر فقصدت قبر موسی بن جعفر فتوسّلت به إلا سهل الله تعالی لی ما أحبُ.[16]

ابو علی خلال می‌گوید:

هیچ امری مهمی برایم پیش نیامد مگر آن که چون مرقد موسی بن جعفر را قصد کردم و به او متوسل شدم، خداوند آنچه را می‌خواستم برایم تسهیل نمود.

2. ابو حاتم محمد بن حبان تمیمی بستی (م354هـ) رجالی نام دار اهل سنت در شرح حال امام علی بن موسی الرضا(ع) می‌نویسد:

علی بن موسی الرضا از سادات و عقلای اهل بیت و بزرگان و نجیبان تبار هاشم... قبر او در سناباد، بیرون «فوقان» در کنار قبر رشید، مشهور بوده و زیارت می‌شود. من آن را بارها زیارت کرده‌ام.

و ما حلّت بی شدّة فی وقت مقامی بطوس فزرت قبر علیّ بن موسی الرّضا ـ صلوات الله علی جدّه و علیه ـ و دعوت الله إزالتها عنّی إلاّ استجیب لی، و زالت عنّی تلک الشّدة، و هذا شی جربته مراراً فوجدته کذلک، أماتنا الله علی محبة المصطفی و أهل بیته صلّی الله علیه و علیهم أجمعین؛[17]

مادامی که در طوس بودم، هیچ سخنی به من نمی‌رسید،‌ مگر آن که قبر علی بن موسی ـ درود خداوند بر جدش و بر او ـ را زیارت کنم و در آن جا از خداوند می‌خواستم مشکلم را بر طرف کند و دعایم اجابت و سختی‌ام را برطرف می‌شد. این چیزی است که بارها تجربه کرده و نتیجه گرفته‌ام. خداوند ما را بر دوستی مصطفی و اهل بیتش ـ درود خدا بر او همگی آنان ـ بمیراند.

3. شهاب الدین حجر عسقلانی (م852 هـ .) در کتاب تهذیب التّهذیب در شرح حال امام علی بن موسی الرضا(ع) به نقل از حاکم در تاریخ نیشابور می‌گوید:

از محمد بن مؤمّل... شنیدم که می‌گفت: به همراه پیشوای اهل حدیث ابوبکر بن خزیمه و عدل او ابوعلی ثقفی و گروهی از مشایخمان به زیارت قبر علی بن موسی الرضا در طوس رفتیم.

فرأیت من تعظیمه یعنی ابن خزیمة لتلک البقعة، و تواضعه لها، و تضرّعه عندها ما تحیّرنا؛[18]

(آن چنان تعظیم و تواضع و تضرعی از ابن خزیمه در کنار آن بقعه دیدم که ما را به حیرت آورد).

ابن خزیمه کسی است که «ذهبی» در مورد او می‌گوید:[19]

او در حقیقت شیخ الاسلام و پیشوای ائمه، حافظ، حجت، فقیه، دارای نوشته‌های متعدد است که در سال دویست و بیست و سه متولد شده و در فقه و حدیث مرتبه‌ بالای دارد، تا حدی که در وسعت علم و دقت آن ضرب المثل بوده و بخاری و مسلم در صحیح خویش از او روایت کرده‌اند.

4. خطیب در تاریخ بغداد هنگام ذکر مزار ابوحنیفه از امام شافعی نقل می‌کند:

من به مزار ابوحنیفه تبرک می‌جویم و همه روزه آن را زیارت می‌کنم و چون مرا حاجتی رسد، دو رکعت نماز می‌گزارام و کنار قبر او می‌آیم، در آن‌جا از خداوند حاجتم را می‌خواهم و هنوز دور نشده‌ام که حاجتم روا می‌شود.[20]

5. ابو عبدالله زرقانی مصری مالکی (م1122هـ .ق) می‌گوید:

مسلک و روش علامه خلیل چنین است که به پیامبر اکرم متوسل و متوجه می‌شود و اضافه می‌کند: به پیامبر اکرم[صلّی الله علیه و آله و سلّم] توسل می‌شود و در توسل به احترام مقام آن حضرت از خداوند درخواست می‌شود؛ چون پیامبر محل نزول کوه‌های گناهان و سنگینی آنهاست. کنایه از این است که حضرت، شفاعت امت‌اش را از خداوند می‌خواهد به سبب این که به برکت شفاعت حضرت و عظمت آن نزد پروردگار، هیچ گناهی برابری نمی‌کند و هرکس خلاف این مطلب را معتقد باشد، محرومی است که خداوند بصیرتش را پوشانده و سریرتش را گمراه کرده است. آیا او سخن خدا نشنیده است که فرمود: اگر آنان که بر خویشتن ظلم کردند و پیش تو (پیامبر) آمدند تا از خدا برایشان آمرزش بخوای...[21] زرقانی می‌گوید: «و شاید مراد علامه خلیل از این حرف، تعریض بر ابن تیمیه باشد».[22]

بنابراین، توسل به ارواح مطهر پیامبر[صلّی الله علیه و آله و سلّم] و اهل بیت و نیکان امت و تبرک به مراقد آنان، سیره همیشگی مسلمانان در طول قرن‌ها و نسل‌ها و علمای امت اسلام در این امر پیشگام بوده‌اند.[23]

[1] . نور الدین سمهودی، وفاء الوفاء، ج4، ص1374؛ دارمی، سنن دارمی، ج1، ص43ـ44؛ تقی الدین سبکی، شفاء السقام، ص 128؛ محمد طاهر القادری، عقیده توسل، ص231؛ صالحی سبل الهدی و الرشاد، ج12، ص347؛ نوری المجموع، ج5، ص65؛ ابن قدامه،‌ المغنی، ج2، ص295؛ ابن حجر عسقلانی، سبل السلام، ج2، ص81 و شوکانی، نیل الاوطار، ص32.

[2] . ابوعبدالله بن اسماعیل بخاری، صحیح بخاری، ج2، ص16؛ نور الدین سمهودی، وفاء الوفاء، ج4، ص1375؛ ابن حجر، فتح الباری، ج2، ص411 و ج7، ص62؛ متقی هندی، کنزل العمال، ج13، ص504؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج26، ص355 و ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج2، ص92.

[3] . اسد الغابة فی معرکة الصحابه، ج3، ص111؛ عبدالحسین امینی، الغدیر فی الکتاب و السنّه والادب، ج7،‌ ص301؛ عاملی، الانتصار، ج5‌ ص355؛ اهمّ مناظرات الشیعه فی شبکات الاینترنت؛ محمود سعید ممدوح، رفع المناره، ص27.

[4] . جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص165.

[5] . المواهب الجلیل، ج4، ص405.

[6] . نور الدین سمهودی، وفاء الوفاء، ج4 ص1376؛ قاضی عیاض، الشفاء یتعریف حقوق المصطفی، ج2‌ص41 و حصنی دمشقی، دفع الشّبه عن الرسول و الرساله، ص140.

[7] . قاضی عیاض، الشفاء بتعریف حقوق الصمطفی، ج2، ص41.

[8] . فضل الصلواه علی النبی، ص41.

[9]. احمد بن حنبل، مسند، ج5، ص422؛ حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصّحیحین، ج4، ص515 و نور الدین هیثمی، مجمع الزّوائد و منبع الفوائد، ج5، ص245.

[10] . الصواعق المحرقه، ص178 و ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص3.

[11] . شفاء السّقام فی زیاره خیر الانام، ص130.

[12] . الدّرر السنیه فی الردّ علی الوهابیه، ج1، ص31.

[13] . منهاج السنه النبویّه، جزء اول، ص11.

[14] . دفع الشّبه عن الرسول و الرساله، ص131.

[15] . شیخ خلیل احمد سهارنپوری، عقاید اهل سنت و جماعت در ردّ وهابیت و بدعت، ترجمه عبدالرحمن سربازی، ص86.

[16] . تاریخ بغداد، ج1، ص120.

[17] . الثقاب، ج8، ص456 و 457.

[18] . تهذیب التهذیب، ج7، ص388.

[19] . سیر اعلام النبلاء، ج14، ص365.

[20] . تاریخ بغداد، ج1، ص123.

[21] . نساء، آیه 64.

[22] . شرح المواهب اللدنیه، ج8، ص317.

[23] . برخی از تألیفات بزرگان اهل سنت در موضوع توسل عبارت است از:

1. ابن جوزی، الوفاء فی فضائل المصطفی، (م597هـ).

2. محمد بن نعمان مالکی، مصباح الظلام فی المستغیثین بخیر الانام، (م673هـ).

3. تقی الدین سبکی، شفاء السقام فی زیارة خیر الانام، (م756هـ).

4. نور الدین سمهودی، وفاء الوفاء لاخبار دار المصطفی، (م911هـ.).

5. ابو عباس قسطلانی، المواهب اللدنیه، (م932هـ).

6. زرقانی مالکی، شرح المواهب اللدنیه، ج8، (م1122هـ).

7. خالدی بغدادی، صلح الاخوان، (م1299هـ).

منبع: توسل به اهل بیت از نگاه قرآن وسنت، سیدمصطفی مناقب، بوستان کتاب، قم، چاپ اول، 1390

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .