تفاوتهای نماز شیعیان و اهل تسنن

چه تفاوتهایی میان نماز شیعیان و اهل تسنن وجود دارد؟ لطفا با جزئیات بیان فرمایید:

تفاوت نماز شيعه وسني : درباره تفاوت‌هاي نماز شيعه و سني مطالب بسيار است؛ كه بررسي تمام اين تفاوت‌ها بحث مفصل و طولاني مي‌طلبد اما برخي از آنها اشاره‌ مي‌كنيم:
در اصل تعداد نماز هاي واجب بين شيعه و سني اختلاف نيست، بلكه در جزئيات مسائل و چگونگي انجام نماز و به جا آوردن اذكار نماز اختلافاتی وجود دارد كه به بعضي اشاره مي شود.
1. اذان و اقامه
از نظر اهل‌سنت, اذان گفتن براي نماز صبح, پيش از رسيدن وقت آن, يعني پيش از طلوع‌فجر مستحب است, و لذا آنان پیش از طلوع‌فجر اذان مي‌گويند كه در حقيقت اعلام وقت نافله است تا مردم براي خواندن نماز صبح آماده شوند و پيش از آن, نمازهاي نافله را بخوانند.و چون وقت نماز صبح مي‌رسد يكبار ديگر اذان مي‌گويند و اين اذان براي اعلام داخل شدن وقت نماز صبح است, و پس از آن اقامه مي‌گويند. بنابراين براي نماز صبح دوبار اذان و يك‌بار اقامه گفته مي‌شود. از نظر فقهاي شيعه, اذان بايد پس از داخل شدن وقت گفته شود.اهل‌سنت جمله حي‌علي خيرالعمل را در اذان صبح نمي‌گويند. در برخي از كتاب‌هاي آنان آمده است كه در زمان پيامبراسلام(ص)و زمان خليفه اول, اين جمله در اذان گفته مي‌شد و خليفه دوم از آن نهي كرد و دستور داد در اذان صبح به جاي اين جمله دوبار بگويند: الصلوه خير من النوم. شيعه عبارت اَشْهَدُ اَنَّ عَليً وَلِيُ الله را جزء اذان نمي داند ولي گفتن آنرا جايز مي داند ولي اهل سنت آوردن اين عبارت را بدعت مي شمارند.
2- خواندن بسم الله در اول هر سوره
اهل‌سنت درباره خواندن بسم‌الله در نماز, ديدگاه متفاوتي با شيعه دارند؛ از نظر شيعه, بسم‌الله جزئي از سوره است و بايد خوانده شود و خواندن سوره هاي قرآن بدون بسم الله در نماز سبب بطلان نماز است و ترك آن در نماز جايز نيست. و مستحب است كه حتي در نمازهايي كه آهسته خوانده شود, بسم‌الله در نماز بلند خوانده شود و اين يكي از شعائر شيعه است.
اما از نظر اهل سنت:
ولي بسياري از اهل‌سنت, بسم‌الله را جزء سوره نمي‌دانند, حنفي‌ها و حنبلي‌ها در عين حال كه آن را جزء سوره نمي‌دانند ومي گويند خواندن بسم الله در اول سوره در نماز واجب نيست و ترك آن جايز است.
اما در عين حال خواندن آن را در آغاز حمد و سوره مستحب مي‌دانند؛ ولي به نظر آنها اگرچه نماز جهري باشد مانند نمازهاي مغرب و عشاء بايد بسم‌الله آهسته خوانده شود.
از نظر مذهب حنفي، حنبلي و مالكي: بسم الله در هر سوره ، جزء سوره نمي باشد . اما از نظر شافعي بسم الله جزء هر سوره است و ترك آن در نماز جايز نيست.
3- قرائت سوره فاتحه در دو ركعت اول نمازهاي يوميه:
از نظر شيعه واجب است در دو ركعت اول نماز هاي يوميه سوره فاتحه خوانده شود . اگر سوره ديگري از قرآن به جاي آن خوانده شود، صحيح نيست و نماز باطل است. در دو ركعت سوم و چهارم، نماز گزار مي تواند تسبيحات اربعه بخواند و مي تواند به جاي آن سوره حمد يعني فاتحه را بخواند.
اما از نظر اهل سنت: بنابر مذهب حنفي ، خواندن سوره فاتحه در دو ركعت اول نماز به طور معين لازم نيست، بلكه اگر سوره ديگري به جاي فاتحه خوانده شود ،نماز صحيح است
اما نظر شافعي و مالكي و حنبلي آن است كه خواندن سوره فاتحه در تمام ركعت هاي نماز واجب است، بدون فرق بين دو ركعت اول يا ركعت هاي سوم وچهارم نماز . هم چنين فرق بين نماز واجب و مستحب نمي باشد. در تمام نماز ها و در تمام ركعت ها خواندن حمد به نظر اين سه مذهب واجب است.
4- خواندن سوره بعد از فاتحه:
از نظر شيعه خواندن سوره در ركعت اول و دوم نماز بعد از خواندن سوره حمد (فاتحه) واجب است و بايد يك سوره كامل خوانده شود.
از نظر اهل سنت:
به نظر حنبلي در دو ركعت اول نماز فقط خواندن يك سوره كفايت مي كند ،هر سوره كه باشد، بلكه هر مقداري كه ازآيات قران خوانده شود، كفايت مي كند؛ اگر كسي حمد را هم بخواند، خواندن سوره بعد از حمد واجب نيست.
اما به نظر سه مذهب ديگر، خواندن يك سوره در دو ركعت اول نماز بعد از خواندن سوره فاتحه، مستحب است، نه واجب.
5- جهر و اخفات در نماز:
از نظر شيعه واجب است قرائت حمد و سوره در نماز صبح و مغرب و عشا بلند خوانده شود . در نماز ظهر و عصر واجب است آهسته خوانده شود.
اما از نظر اهل سنت:
به نظر حنفي: جهر و اخفات در نماز واجب نيست، بلكه مستحب هم نيست و نماز گزار مخير است كه قرائت را بلند بخواند يا آهسته.
اما شافعي مطابق با مذهب شيعه در مسئله جهر و اخفات فتوا دارد.
از نظر مالكي و حنبلي، جهر در نماز صبح و مغرب و عشا مستحب است.
6- تكتف: دست گذاشتن روي هم در نماز
از نظر شيعه گذاشتن دست روي هم در نماز باطل است.
اما از نظر مذاهب اهل سنت:
از نظر هر چهار مذهب، دست روي هم گذاشتن در نماز مستحب است ،نه واجب . از نظر مذهب مالكيه ، تكتف جايز است و مستحب هم نيست لكن آزاد گذاشتن دستان در نماز واجب مستحب است.
7- گفتن آمين در نماز:
از نظر شيعه گفتن آمين در نماز حرام است و نماز باطل است.
اما از نظر چهار مذهب اهل سنت مستحب است.
8- خواندن قنوت:
به نظر شيعه در تمام نماز هاي يوميه خواندن قنوت مستحب است.
اما به نظر مذاهب اهل سنت:
به نظر حنفي ها و حنابله: در غير نماز وتر در نمازهاي ديگر قنوت ندارد.
به نظر شافعي و مالكي: خواندن قنوت فقط در نماز صبح مستحب است.
9- برگرداندن صورت به چپ و راست در حال خواندن سلام
شافعي‌ها و حنفي‌ها و حنبلي‌ها عقيده دارند كه مستحب است نمازگزار در حال خواندن سلام نماز, در سلام اول صورت خود را به طرف راست و در سلام دوم به طرف چپ برگرداند, آن هم به اندازه‌اي كه از پشت‌سر صورت او ديده شود. مالكي‌ها نيز اين كار را مستحب مي‌دانند, ولي آن را به سلام آخر اختصاص داده‌اند.از نظر شيعه نمازگزار هنگام سلام نماز نبايد صورتش از قبله منحرف شود.
10- عبور از مقابل نمازگزار.
از نظر اهل‌سنت عبور كردن از مقابل نمازگزار حرام است, حتي در بعضي از كتاب‌هاي حديثي آنان آمده است كه نمازگزار بايد مانع عبور عابر از مقابل خود باشد, اگرچه اين كار به درگيري بكشد, و كسي كه از مقابل نمازگزار عبور مي‌كند شيطان است. به همين جهت وقتي در مكه يا مدينه از مقابل كسي كه نماز مي‌گذارد, عبور كنيد, با اعتراض شديد او و ديگران روبرو مي‌شويد و حتي ممكن است براي اين كار خشونت هم نشان بدهند. بنابراين زائران ايراني بايد از پيش, به اين مسئله توجه داشته باشند.از نظر شيعه عبور از مقابل نمازگزار حرام نيست ولي مستحب است كه نمازگزار حايلي مانند عصا يا تسبيح يا چوب يا ريسمان قرار دهد تا ميان او و كساني كه از مقابل او عبور مي‌كنند قرار گيرد, و اين از باب احترام به نماز و رمز انقطاع از مردم به سوي خداست.
11- از نظر شيعه، سجده بايد بر زمين (خاك و سنگ) و چيزهاي غير خوراكي كه از زمين مي‎رويد باشد و سجده بر خاك از همه بهتر است. ولي اهل سنّت در مورد محلّ سجده توسعه بيشتري قايل هستند و سجده بر فرش، سجاده و... را نيز جايز مي‎دانند.
12- شيعيان و اهل سنت در مقدار خم شدن در هنگام ركوع متفق القولند؛ جز حنفي‎ها كه خم نمودن سر را كافي مي‎دانند.
اركان نماز:
13- اركان نماز را اهل سنّت چهار تا مي‎دانند (قيام و ركوع، سجود و قرائت) و بعضي از آنها نيّت را اضافه نموده‎اند ولي شيعيان اركان نماز را پنج تا مي‎دانند (نيّت، تكبيرة الاحرام، قيام، ركوع، سجود)
14- اهل سنّت مي‎گويند نمازهاي پنجگانه بايد در پنج وقت (ظهر، عصر، مغرب، عشاء، صبح) خوانده شود ولي از نظر شيعه در پنج وقت خواندن افضل و مستحب است.
15- درباره صلوات عبارت آل محمد را اهل سنت از صلوات حذف مي كنند و در تشهد كه صلوات آن واجب است اين عبارت را نمي گويند و نماز ناقص مي خوانند .
16- نماز مستحبي اهل سنت
اهل تسنن به نماز‌هاي مستحبي شب‌هاي ماه مبارك رمضان، تراويح مي‌گويند كه 20 ركعت با 10 سلام خوانده مي‌شود، و چون در هر چهار ركعت به اندازة خواندن يك نماز استراحت مي‌كنند، به اين نماز تراويح گفته مي‌شود. اينها اين نمازها را به جماعت مي خوانند كه بدعت است. چون رسول خدا(ص) نماز مستحبي را به جماعت نمي خواند. اولين بار، عمر اين بدعت را گذاشت؛ و برخي اصحاب گفتند كه اين كار بدعت است. او جواب داد: بدعت خوبي است؛ چه كاري بهتر از خواندن نماز با جماعت؟
هم چنين در موارد ديگر نماز در ذكر هاي ركوع و موارد ديگر نيز اختلافات بين شيعه و سني وجود دارد . ذكر تمام موارد آنها بحث فقهي جدا گانه لازم دارد . همان طور كه در جزئيات بعضي از مسائل بين شيعه و سني اختلاف وجود دارد، بين مذاهب چهار گانه اهل سنت نيز اختلاف است . بين نظر مراجع شيعه نيز اختلاف در فتوي وجود دارد . اين نوع اختلافات براساس اختلاف در مبناي استنباط حكم مي باشد
نسبت به نماز هاي مستحبي و نوافل شيعه نيز مانند اهل سنت به آنهامعتقد است اما در برخي مسايل مانند جماعت خواندن نماز مستحبي اختلاف داشته و شيعه بر اين باور است كه نماز هاي مستحبي را بايد فرادا خواند. وشيعيان بر نماز هاي مستحبي اهتمام دارند.
از نظر شيعه به جز نمازهاى واجب روزانه(17 ركعت)،نمازهاى ديگرى هم‏وجود دارد كه انجام آنها مستحب است و بسيار ثواب دارد و چون اين‏نمازها،اضافه بر نماز واجب است،به آنها نافله و نوافل گفته مى‏شود(نفل،به معناى زايد و افزون است).

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. رساله علمية امام خميني، بخش واجبات نماز.
. 2محمد جواد مغنيه، الفقه علي المذاهب الخمسه، ص108-111،1402 قمري.
.3 الفقه علي مذاهب الاربعة حزيري، ج 1، ص 312.
.4معالم مدرستين علامه عسكري.

گردآوری و پاسخ:
سید محمد مهدی حسین پور
مدیر گروه وهابیت

دیدگاه ها

اینترنت که هست بریدتوسایت گوگل سرچ کنیدنمازاهل سنت وبخونیدش بخصوص قسمت درود یاصلواتشووبه قسمت (وعلی آل محمدش)توجه کنیدوخودتون به حقیقت پی ببرید

انشاءالله خداوند درروزمحشرشیعیان رابااهل بیت واهل تسنن راباجناب عمر محشورکند

برادران و خواهران شیعه،انشاالله در پناه حق باشید،اللهم عجل لولیک الفرج.یاعلی

کامل دین خدا پیروی از راه و روش و سنت پیامبر خداست

سنت پيغمبر در پيروى أهل بيت اوست،ونه جايى ديگر
أهل بيت عصمت وطهارت سنت پيغمبر ص را حفظ و زنده نگه داشتند و هرگز مانند بعضى،بدعت در دين نگذاشتند

با سلام. دوست عزیز به گونه ای میگی بازتر وامروزی تر است انگار آبدیت شده.دین یک دین است دین رسول الله(ص)

ماشیعه ی اوییم که ازنطفه ی پاکیم،مانطفه ی ناپاک وحرامی نشناسیم،ننگ است سرسفره ی هرسفله نشستن،جزسفره ی صدیقه طعامی نشناسیم

يه جوري داري حرف ميزني انگار ما سني ها از نطفه ي ناپاكيم!!!!!!!!!!!خجالت بكش .مگه شما كي هستي؟عالمي؟عارفي؟مجتهدي؟پيامبري؟اگه نيستي پس حرف نزن و فتوا نده!!!!!!!!!!

برادر من شیعه هستم,دوستان اهل سنت بسیاری دارم,در انتخاب اونها برای دوستی به مذهبشون توجه نکردم,همه عزیزان اهل سنت عزیز هستند,بخدا قسم تو برای من فرقی نداری یا دیگر مردم شیعه,بغضی از شیعیان به خلفای اول تا سوم توهین میکنند,هر چه گفتند خودشون هستند.
کسی به نام سید صادق شیرازی یه شیعه افراطی و تحت پرچم انگلیس زندگی میکنه,اون و دامادش فحاش هستن,به رهبر ایران هم فحاشی میکنن اونها هدفشون ایجاد تفرقه است,شبکه های تلوزیونی دارند,دولت انگلیس خرجشون رو میده,اینها پول تزریق میکنن به عواملشون
اینها رو بشناسید,به راه خود باشید ,روز قیامت رسول الله می آیند.

مرسی

سلام علیکم ازمطالب خوبتان واقعا ممنونم استفاده کردم.به نظرمن برادران وخواهران اهل سنت محترم وگرامی هستندفقط من ازانها خواهش میکنم بدون ذره جبهه گیری دنبال اصل سنت پیامبر بزرگواراسلام صلوات الله باشند.به امید روزی که صاحب اصلی عالم ظهور کند. انشالله

سلام عزيزان شما را به خدا قسم مي دهم بدون تعصب صبر کنيد و بخوانيد و فکر کنيد گفتن همه اينها بدون اهانت لازم است بعضي اسناد را من نمي دانستم بگذاريد مطرح شوند چون افرادي مثل من هستند که دانسته اند فقط وفقط اين يک بار را به دنيا آمده اند و بايد در اين عمر خيلي کم راه را از چاه تشخيص دهند . ما گناه نداريم افراد قبل از ما راه را سنگ لاخي و پر از گرد وغبار کرده اند در حالي که حقيقت همچنان در پشت اين غبار ها و اسناد نهفته است در قران هست که (کسي گناه ديگري را بر دوش نمي گيرد ) پس ما چرا با تعصب سنگ ديگري را بر سر خود و خانواده خود بزنيم اگر عقل داشته باشيم همه چيز مثل روز روشن است والسلام عليکم و رحمت الله

با سلام به برادران و خواهران سنی و شیعه و ایرانی و ایمانی و غیرهم.ضمن تشکر برای مطالبی که نوشته شده, به گمان من دو عالم روشنفکر و حقیقی شیعه و سنی باهم مشکلی ندارندو اختلافات را ناگری و البته جزئی تر از آن میدانند که این مذاهب نتوانند در کنار هم تحت لوای یک دین واحد قرار گیرند و اختلاف امت را رحمت بدانند و به حقیقت دین و رسالت ختمی مرتبت بیاندیشند.در این اختلافات جای مکارم اخلاق کجاست؟ جای خدای نزدیکتر از رگ گردن کجاست؟ عرفان و معنویت کو؟ وحدت و اتحاد و پیشرفت کجاست؟ ملاک حضرت رسول است و قرآن کریم. و البته آل پیغمبر هم جایگاه والایی دارندو به بحث حاجتی نیست. بخشی از اختلافات ریشه تاریخی و سیاسی دارد و بخشی دیگر از جهل است. واعتصمو بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا.خود ما هم بپذیریم-چه شیعه چه سنی- که مقصریم در این که دنیا اسلام را خطرناک و مسلمین را تروریست میشناسد -البته تبلیغات و برنامه های مبلغان این هراس و ذهنیت به کنار- اگر همه سنیها از بین بروند باز اختلافات دامنگیر خود شیعیان میشود و اگر همه شیعیان نابود شوند اختلاف از دل اهل سنت برمیخیزد.تا جوهر دین را این مسایل جزئی فقهی مورد اختلاف بدانیم همین است که هست. من شخصا بدون هیچ ریاکاری چند سال با برادران اهل سنت در خوابگاه دانشگاه دوستی و صمیمیت داشتم و هیچ کدام هرگز دیگری را بخاطر احکام فرعی و فقهی دین سرزنش یا تخطئه نکردیم. والحمدلله رب العالمین و والسلام علی محمد ص و آله و علی من اتبع الهدی(یعنی ابرار و نیکان از هر فرقه و طایفه ای-هر که را خلقش نکو نیکش شمر خواه از نسل علی خواه از عمر)-بیاییم سر کوزه خالی دعوا و جنگ نکنیم-هر چیزی نشانه ای دارد و دینداری باید بیش از همه نشانه های خوب داشته باشد که کمتر در ما مسلمانان مشاهده میشود-البته نه اینکه در غیرمسلمین زیاد دیده شود- مدیر محترم سایت لطفا نظر این بنده ضعیف را هم نمایش دهید. سپاس از همگی عزیزان و خوبان و مومنون و مومنات

ببخشید در مورد دیدگاه شماره 15 اینکه اهل سنت و آل محمد را حذف کرده اند. باید بگویم که این چنین نیست، از نظر اهل سنت اگر بر خاندان پیامبر سلام ندی نماز باطل هست و ما بر خاندان پیامبر هم صلوات میدیدم.
از نظر اهل سنت ناقص بودن وضو سبب باط شدن نماز هستو شیعه ها وضویشان ناقض است. طبق آیه 6 سوره مائده وارجلکم الی الکعبین.یعنی تا دوتا قوزک پا باید شسته شود

سلام علیکم
با تشکر از شما ولی به دو تا نکنته باید دقت داشته باشید اول اینکه خدا هیچ متدینی را با فروعات دین دیکر مورد بررسی قرار نمی دهد ثانیا نمیدانم شما مقداری ادبیات خوانده اید یا نه در ادبیات گفته شده است که بین فعل و مفعول یک جمله بیگانه فاصله نمی شود اگر ارجلکم مفعول واغسلواباشد یک جمله ای که معترضه هم نیست نمی تواند فاصله باشد از طرفی عطف وجوهکم به محل برؤوسکم هیچ اشکالی ندارد

با سلام. به نظر می رسد برای حفظ وحدت، بهترین کار این است که کاری به کار هم و عقائد هم نداشته باشیم و مثل دو تا دوست باشیم که وقتی به هم می رسند اختلافات شخصیشان را کنار می گذارند و با هم زندگی می کنند و به هم احترام می گذارند. کاری به درون هم و خلوت هم ندارند و ملاک حفظ احترام در رودر رو است .نیازی هم نیست که همدیگر را "تخطئه" یا "تأیید" کنیم. هر کس عقائد و مذهب خود را داشته باشد البته با دلیل و حجت پیش خدای یگانه.این جوری وحدت و صمیمیت هم تا حد ممکن حفظ می شود و همین کافی است و بیشتر از این هم نیازی نیست.

نچای. ابوحنیفه بیشتر میفهمه یا امام صادق ع مثالش اینه که تو بیشتر پدرتو میشناسی و از کردارش خبر داری یا من

هیچ کس ان زمان نبوده و قطعا قطعا قطعا تنها کتابی که دستکاری نشده قرآن کریم است پس بهترست کسی که مورد احترام افرادی است مورد احانت و بد گویی نشود اسلام دینی متحد است

باسلام دوست عزیر عبارت شما در رابطه با آیه 6 سوره مائده کامل نیست کامل عبارت اینگونه است که « ... وامسحوا برءوسکم و ارجلکم الی الکعبین...» یعنی مسح کردن سر و پاها تا کعبین و از نظر اهل تشیع هم همینگونه است یعنی مسح پا تا کعبین است و نکته دیگر اینکه خداوند فرموده اند امسحوا و نفرموده اند اغسلوا شما پاهای خودتان را میشوید ولی شستن فقط برای صورت و دستها تا آرنج گفته شده است . به همه مخاطبان شیعه و سنی توصیه مکنم درباره ی کیفیت وضو به آیه 6 سوره ی مائده مراجعه فرمایید. و من الله توفیق.

سلام

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»(المائده/6)

در مورد اين آيه بين مذاهب مختلف فقهي موضعگيريهاي متفاوتي شده است، اما چند مسئله آن، مورد اتفاق است كه عبارتند از:

1. همة مسلمانها گفته‌اند كه نماز بدون وضو نمي‌شود. مثلاً از شيعیان و منابع حدیثی آنان رسيده: «لا صلاه إلا بطهور»يا از منابع اهل سنت رسيده است: «لاصلاه لمن لا وضؤ له»يا «لا تقربوا الصلوه بغير طهور»[1]

2. اگر كسي وضو داشت، وضوي مجدد لازم نيست.

3. وضو نيت لازم دارد.

4. وضو با شستن تحقق می پذیرد، و بايستي با آب ريختن باشد، نه بامرطوب كردن و دستمال تر كشيدن.

دلالات آيه وضو: در اين باره چهار جنبة مختلف داريم:

1. غسل وجه يا شستن صورت

2. غسل يد يا شستن دستها

3. مسح سر

4. مسح پا

كه هر كدام به يك معنا محل اختلاف است و در فهمش كاملاً نزاع شده است.

چند مسئله در مورد اين آيه:

مسئلة اول:

1. ما از اين آيه يك ترتيب مي‌فهميم يعني بايد در اين حركات نظمي حاكم باشد. آيه به ترتيب ذكر كرده است.

2. توالي در وضو را نيز از اين آيه مي‌فهميم، چرا كه ذكر نمودن حروف «فاء» و واو عطف ترتب را نشان مي‌دهد، ضمن اينكه آنچه كه بين اكثر مفسرين مطرح است آن است كه بين مسح و غسل فرق است و مسح بايستي از رطوبت دست باشد لذا نمي‌شود دست و صورت را شست و فاصله انداخت براي مسح، چرا كه خشك مي‌شود و لذا اين مجموعه يك عمل بهم پيوسته است و نمي‌تواند با فاصله باشد.

مسئلة دوم: غسل وجه:صورت چيست و محدوده آن كدام است، از آنجا كه قرآن با مردم سخن گفته، مردم از صورت تمام وجه را كه به عنوان چهرة هر كسي ظاهر است مي‌شناسد ولي در روايت آمده است: «ما يدور عليه الابهام والوسطي عرفاً و طوله من قصاص شعرالرأس إلي الذقن‌»البته شافعيه شستن زير چانه را نيز لازم مي‌داند.[2]

مسئلة سوم: غسل يد:

در اين باره چند سؤال مطرح است. اولاً: صورت اول شسته مي‌شود يا دست؟ كه كساني مانند حنفيه (در اهل سنت) گفته است بايد دست مقدم به صورت شسته شود.[3] ولي بقيه مثل شيعه گفته‌اند كه شستن اوليه كفين لازم نيست و وضو از صورت شروع مي‌شود.هر چند مستحب است پيش از وضو دستها را بشويد.

ثانياً: آيا شستن دست بايد بلافاصله پس از شستن صورت باشد، يا موالات شرط نيست؟ لحن آيه دلالت بر موالات مي‌كند، اما اين نكته با صراحت بيان نشده است، اما چون مجموع عمل وضو يك عمل است، فاصله انداختن ميان عمل برخلاف ارتكاز انجام عمل عبادي و مقدمي است بگونه‌اي كه عرف مجموع آنها را يكي مي‌داند. وانگهي عرف مي‌فهمد كه اگر فاصله چنان بود كه رطوبت خشك مي‌شود، ديگر صدق وضو نمي‌كند، مگر اينكه خشك شدن بواسطه شدت گرما، يا بيماري فرد و يا وضعيت انجام وضوگذار باشد كه با سرعت نمي‌تواند انجام دهد.[4]

ثالثاً: محدودة غسل يد تا كجا مي‌باشد؟ در بارة «... و أيديكم إلي المرافق...»دو تا بحث مطرح است: الف- محدوده شستن. ب- كيفيت شستن.

آنچه كه آية شريفه به صراحت به آن اشاره مي‌فرمايد، آيه در مقام مشخص نمودن محدودة شستن دست مي‌باشد كه تا كجا است، يعني اين «إلي» حدي است يعني شستن از آرنج تا نوك انگشتان، لذا بيان قرآن ناظر به حد شستن است نه كيفيت آن كه مثلاً از بالا به پائين يا از پائين به بالا شسته شود!

از طرف ديگر آرنج (مرفق) غايت شستن است و خود آرنج داخل در شستن نيست هر چند كساني مانند بيضاوي شستن آرنج را به عنوان احتياط، لازم دانسته‌اند.[5]

اما مسئلة كيفيت شستن دستها: آيا از بالا به پايين است يا از پايين به بالا؟ در اين زمينه اهل تسنن معتقدند كه بايد از پايين به بالا شست، چون قرآن مي‌گويد: «واغسلو وجوهكم و أيديكم إلي المرافق...»در صورتيكه شيعه مي‌گويد بايستي از بالا به پايين شسته شود، و از آيه استفاده نمي شود به چه كيفيتي بايد دست ها دا شست. آيه شريفه، حد و مرز شستن را تعيين مي كند و عرف هم شستن را از بالا به پايين مي داند. پس دليل اختلاف چيست؟ دليل اين اختلاف رواياتي است كه از زمان پيامبر(ص) نقل كرده‌اند كه پيامبر اين گونه وضو مي گرفته است . با همه اينها محل اختلاف است. شيعه‌ها به دلايل زير معتقدند كه غسل يد از بالا به پائين است:

1. روايات زيادي از اهل بيت(ع) نقل شده كه پيامبر(ص) دستهايش را از بالا به پايين مي‌شست.

2. روش عقلائي آن است كه آب از بالا به پائين ريخته شود.

اما قدر متيقن آن است كه آيه هيچ دلالتي بر مسئله ندارد، هر چند رواياتي از طريق شيعه در تفسير آيه آمده است.[6]

رابعاً: غسل تا چند مرتبه صحيح است؟ همة مذاهب اسلامي اعم از شيعه و سني شستن صورت و دستها را در مرتبه اول واجب و كافي مي‌دانند و در مرتبة دوم مستحب، ولي شيعه مرتبه سوم و بيشتر از آن را باطل مي‌داند ولي اهل سنت آن را افضل مي‌شمارد، در اين باره نيز در قرآن چيزي نيامده، اما رواياتي از اهل بيت(ع) در بارة اين مطلب رسيده است.[7]

خامساً: در شستن دست و صورت مسماي شستن كافي است و راه افتادن آب لازم نيست. چنانچه اگر كسي گويد امروز باران زمين را شست، دليل لفظي نيست، قرينه كلام است[8]و دست كشيدن براي وصول آب است نه اينكه شرط باشد، سيلان هم همينطور است لازم نيست اما براي وصول آب لازم است.

مسئلة چهارم: مسح سر:

در اين باره نيز نكاتي وجود دارد: اولاً در اينكه بايد سر را مسح كرد در ميان طوايف اسلامي ترديدي نيست. اما اينكه همة سر را بايد مسح نمود يا بعضي از سر را؟ و يا از سمت جلو بايد مسح نمود يا از هر قسمت ديگر؟ آنچه كه از آيه استفاده مي‌شود آن است كه بايد سر را مسح كرد آنهم از رطوبت دست كه وضو گرفته شده است. اين مطلب به تناسب حكم و موضوع استفاده مي‌شود، چون در ادامة كلام است.اما از روايات رسيده از اهل بيت(ع) چند مطلب استفاده مي‌گردد:

1. بايد جلوي سرمسح شود.[9] (هر چند رواياتي بر جواز مسح سر از جاهاي ديگر رسيده است)

2. از رطوبت آب وضو باشد نه آب جديد.

3. در مردان و زنان بايد مسح براي مو از همان جايي باشد كه از سر روئيده و نه از جايي ديگر كه شانه شده است.

4. به اندازه سه انگشت از پهنا باشد و بيشتر يا كمتر از آن نباشد، اين مسئله از آيه فهميده نمي‌شود و در ميان علما اختلافي است هر چند اين اختلاف از ناحيه روايات است.

در روايتي از امام باقر(ع) وارد شده است كه سؤال شد چرا لازم نيست مسح سر همه‌اش باشد فرمود: لمكان الباء (بروؤسكم)[10] و نكته تفسيري امام باقر(ع) از تقابل در جمله فاغسلوا ـ وامسحوا برؤوسكم است.

5. در فلسفه مسح آمده است كه: «انما وضعت الفرائض علي قدر اقل الناس طاقه من أهل الصحه، ثم عمّ فيها القوي والضعيف»[11]در توضيح اين حكم آمده است مردم طاقت شستن سروپا را هميشه ندارند و در سرما، سفر و مرض و شب مشكل است، لذا اين حكم آمده است.

مسئلة پنجم: مس پاها:

مسئلة مسح پا از مهمترين مسائل اختلافي ميان شيعه و سني است. در اين زمينه مشهور علماي اهل سنت كلمه «وأرجلكم» را عطف به «واغسلوا» دانسته‌اند و گفته‌اند: اگر هم «أرجلكم» باشد يعني جر باشد هر چند عطف به وجوه است، اما مجرور بودنش به دليل مجاورت با رؤوس است. (البته آلوسي مي‌گويد اين درست نيست[12]) اما اينكه بر نصب باشد و عطف بر محل رؤوسكم قبل از جر باشد خلاف ظاهر است و ظاهر عطف بر مغسولات است. و اين روش در عرب رايج است كه به جمله قبلي مي‌آورند. و آنچه به ابن عباس و انس نسبت داده شده كذب است.[13] و در نهايت مي‌گويند اگر اين امر را قبول نداريد مي‌گوييم مراد از مسح در آيه به معناي غسل است همانطور كه ابوزيد انصاري گفته است.[14]

در مقابل اينها، شيعة اماميه مي‌گويد: و أرجلكم با قرائت جر صريح است بر اينكه عطف بر رؤوسكم است، چون مي‌گويد: «وامسحوا برؤوسكم و أرجلكم»و عطف رجل بر غسل برخلاف است كه لفظي به جمله خودش متأخر عطف نشود و به متقدم كه غسل باشد، عطف شود و در اين اعتراضي نيست و مراد حاصل است.

اما اگر قرائت نصب باشد: «أرجلكم» كه قرائت مشهور است، عطف بر محل رؤوسكم است (كه در قرآن استعمالات بسياري به اين صورت موجود مي‌باشد) اين نظر به ابن عباس، انس بن مالك، عكرمه، شعبي، نسبت داده شده است.[15] (حسن بصري و طبري قائل به تخيير شده‌اند)

بنابراين شيعه مي‌گويد: عطف همواره به كلام متأخر مي‌آيد نه متقدم، مگر جمله ‌معترضه باشد، اما عمده مي‌گويند معترضه نيست، در مقام ترتيب است و تأكيد بر اينكه اين سنت پيغمبر(ص) است.

چند مطلب در اين باره:

1. مسح بر روي چكمه ها جايز نيست و خلاف سنت پيامبر(ص) است و اين حكم حضرت كه گفته شده در برخي جنگها بوده، حالت اضطراري بوده است.

2. اندازه مسح پاها مسماي مسح است، به اندازه كف دست از سر انگشتان تا ساق پا به دليل رواياتي كه در اينجا از اهل بيت(ع) رسيده است.[16]

3. ترتيب ميان پاي راست و چپ نيست و دليل بر آن نيست و از دلالت عرف هم چيزي استفاده نمي‌شود.

4. در مسح شرطي براي مقدار تعيين نشده، همين كه تحقق مسح كند و رطوبتي اصابت كند كافي است.

[1]- التاج الجامع، ج 1/96.

[2]- الفقه علي مذاهب الاربعه، جزيري، ج1/54 الي 62.

[3]- مبسوط سرخي، ج 1/55؛ بدايه المجتهد، ج 1/25؛ تفسير فخر رازي ذيل آيه، ج 11/153.

[4]- وسائل الشيعه، ج 1/388، باب 15، ج 2.

[5]- انوار التنزيل، ج 2/264.

[6]- ر.ك وسائل الشيعه، ج 1/ باب 15/ حديث 11/ صفحة 388.

[7]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 31، ح 2.

[8]- روح المعاني، ج 4/103.

[9]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 22، صفحة 410.

[10]- وسائل الشيعه، ج 1، باب 23، ح 1، ص 413.

[11]- وسائل الشيعه، ج 1/394.

[12]- روح المعاني، ج 4/109.

[13]- همان/114.

[14]- همان / 110.

[15]- روح المعاني، ج 4/109.

[16]- وسائل الشيعه، ج 1/413، باب 23 از ابواب وضو

وای که من چقدر از شما وهابی ها بدم میاد
عُق..

شما راست میگی دوست عزیز.تو نماز عزیزان اهل سنت صلوات کامل میفرستن ولی در سخرانی هاشون یا در کتب ونوشته هاشون صلواتشون کامل نیست.ایا حضرت محمد ص سفارش کردن که فقط در نماز به من صلوات کامل بفرستین

سلام علیکم. ضمن تشکر از مطالب مفیدتان میخواستم بدانم اختلاف نماز بین شیعه و سنی که در این صفحه ذکر شده از کی شروع شده. بعضاً در تاریخ به جزئیاتی اشاره شده که بعید به نظر می رسد که جزءیات نمازی که پیغمبر (ص) میخوانده اند مشخص نباشد. آیا این تغییرات تدریجی بوده؟

سپاسگزارم از اینکه به اطلاعاتمان افزودید. خیلی مطلب خوب و مفیدی بود
شما اینجا فقط از احکام و چگونگی ادای نماز گفتید نه اعتقادات دیگر؛ تعجب میکنم که چرا بعضی ناراحت شدند!؟

درباره صلوات هم که یکی از دوستان گفتند این که اهل سنت آل محمد را در صلوات نمی گویند دروغ محض است؛ اینطور نیست. چون در مکه کسی حق فرستادن صلوات به این شیوه را ندارد (به گفته حاجی ها)

اره فقه شیعه امروزی و پر از بدعت برای همین در بانک ها ربا میگیرند وصیغه میکنند هرجا نتونستند جلو شهوت خود رو بگیرند بدعت در دین گذاشتند
<
پاسخ
اگر اینگونه است پس ازدواج دائم نیز نباید انجام داد چون یکی از اهداف آن دفع شهوت است. لابد شما تنها برای رضای خدا چهار تا چهارتا زن می گیرید وده تا ده تا بچه می آورید.
ربا نیز در بانکها وجود ندارد اگر کمی فقه خودتان را هم مطالعه کنید خواهید فهمید/strong>

درزمان نبی اکرم دو متعه بود که من برمیدارمش
میدونی اقا سعید این حرف جناب عمر هست

باعرض سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز و تشکر از اقای حسین پور برای مطالبی که گرد اوری کردین.
متاسفانه برخی از سنی ها مقداری لجوج و متاسفانه غیر منطقی هستند کسانی که با رسول خدا (ص)هم لجبازی میکردند چه برسد فرزندانش.
انشا الله خدا و چهارده معصوم در راهتان پشتبان شما باشند یا علی یا علی یاعلی

بسم الله الرحمن الرحيم.دوست عزيز بين ما سني ها بعضي ها تند رو هستند ولي شما شيعه ها هم دست كمي از ما سني هاي تند رو نداريد
انشاءالله خدا پشت و پناهتان باشد يا ابوبكر صديق يا ابوبكر صديق يا ابوبكر صديق

دوست گرامی
پیش از هر چیز اعلام مینمایم که بنده شیعه هستم و هفت پشتم هم شیعه بوده ولیکن واضح است که حضرتعالی از (اهل سنت) نیستی خانم نازنین!
و خواهشا خودتان را به جای اهل سنت جا نزده و از این روش های نخ نماو (واکنش معکوس) و دیگر طرق منافقانه و البته تاریخ مصرف گذشت استفاده نکنید.

هه!

هر اهل سنتی بسادگی جعلی بودن شما را میفهمد!

اهل سنت از احدی غیر از (الله) مدد نمی‌خواهند... چه جنابان ابوبکر و عمر و... و چه حضرت امــیــر(علیه‌السلام)
و البته هیچ شیعه حقیقی وعلوی نیز همینطور....
شب بخیر کوچولو!

شما همان یا علی که در اخر گفتید شرک محسوب میشود آیا میدانید؟؟؟

زکی اگه میگفتیم یا عمر شرک نبود مستحب واجب بود اونوخت

فقط يا الله عمر بنده خداست. و ما هم بنده خدا

آقای عزیز شما در مطلب خود گفتید که همه نمازهای مستحب با انفراد خوانده شوند .پس میشه توضیح دهید چرا نماز عید فطر را با جماعت میخوانید نکنه باز هم حضرت عمر ( رضی الله عنه ) اینو گفته. نماز عید مستحب است نه واجب طبق علامای شیعه و مسلمانان

پاسخ
دلیل ما در برگزار نکردن نماز تراویح؛ این است که در زمان پیامبر اسلام(ص)، خلیفه اول، همچنین مدتی از زمان خلافت خلیفه دوم، نوافل ماه رمضان به صورت فُرادا خوانده می­شد.در این باره از امام صادق(ع) روایت شده است: «روزۀ رمضان واجب و برپایی جماعت در شب بدعت است. پیامبر اسلام(ص) نماز تراویح را در شب­های ماه رمضان به جماعت برگزار نکرد. اگر برگزاری تراویح به جماعت مصلحت داشت هرگز رسول خدا آن را ترک نمی­کرد، پیامبر در برخی از شب­های ماه رمضان در حالی­که در مسجد، نماز نافله را فرادا می­خواند، عده­ای پشت سر حضرت به او اقتدا کردند، وقتی متوجه شد که گروهی به وی اقتدا کردند، به منزل برگشت سه شب آن را در منزل خواند. پس از سه روز بر منبر رفت، بعد از حمد و ثنای خدای متعال، فرمود: ای مردم نمازهای نافله را در شب­های رمضان و غیر رمضان هیچ­گاه به جماعت برگزار نکنید، هرکس این­کار را انجام دهد بدعت است. همین طور نماز ضحی را؛ چرا که نماز ضحی بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و تمام گمراهی­ها سرانجامش جهنم است. پس رسول خدا(ص) از منبر پایین آمد، در حالی­که می­فرمود عمل کم مستحبی، بهتر از عمل زیاد همراه با بدعت است».[1]با توجه به این روایت، خلیفه دوم امر به جماعت خواندن نماز تراویح نمود. بسیاری از اهل سنت به نقل از خلیفۀ دوم، بدعت بودن آن ­را می­پذیرند اما روایت می کنند که او بعد از مشاهدۀ این موضوع گفته «نعمت البدعة»؛ یعنی بدعت خوبی است.[2] ولی نماز عیدین چه واجب باشد و چه مستحب اجماع فریقین است که از زمان پیامبر به جماعت خوانده می­شد.ضمن اینکه فقهای شیعه، نماز عید فطر و قربان را در زمان حضور امام معصوم، واجب می دانند و دربارۀ زمان غیبت نیز نظر امام خمینی(ره) چنین است: «احتیاط واجب آن است که نماز عید فطر و قربان را در زمان غیبت امام(ع) با جماعت نخوانند ولى به قصد رجاء [و رسیدن به ثواب] مانع ندارد».[3]
[1]. محدث نوری، مستدرک‏ الوسائل، ج 6، ص 217 – 218، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، 1408ق،
[2] صحیح بخاری، کتاب صلاة التراویح، باب فضل من قام رمضان.
[3]. امام خمینى، سید روح اللّٰه، توضیح المسائل (محشّٰى)، ج ‌1، ص 770، س 1407، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ هشتم، 1424 ق.

واقعاٌ با این معلومات تان نشان داده اید که صیغه زاده اید.

پاسخ
قال الله تبارک و تعالی: و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما
کاربر گرمی سلام علیکم
شما هم نشان دادید تا چه حد متعصب و جاهل هستید. برایتان متاسفیم. خوب است از والدین خود بپرسید که خودتان چه وضعیتی دارید.

این که اهل سنت آل محمد را در صلوات نمی گویند دروغ محض است. تمام فقهای تمام مذاهب چهارگانه گفتن آل محمد را واجب می دانند.
ر.ک: المهذب شیرازی شافعی، در المحتار ابن عابدین حنفی، مبسوط سرخسی حنفی، موطاء مالک، و...

احسنت.عبارات نادرست دیگری نیز مانند عدم رکوع در احانیف ذکر شده است و ضمنا سبب بسیاری از اختلافات جناب عمر نام برده شده است

باسمه تعالی
سلام علیکم
فقه شیعه بازتر و امروزی ترست ولی متاسفانه فقه مسلمین اهل سنت بسته و محدودست.
در بسیاری از احکام در بسیاری از مراجع شیعه هم محدودیت واحتیاط بیش از حد به چشم میخورد ولی برای آگاهی بیشتر هرکس که میتواند برود مجتهد شود یا اهل احتیاط باشد.
به امید آمدن منجی.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 14 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .