بخش هایی از زندگی عایشه (با استناد به روایات اهل سنت)

بخش هایی از زندگی عایشه (با استناد به روایات اهل سنت)

از جمله موارد مورد اختلاف بین شیعه و سنی جایگاه جناب عائشه دختر ابوبکر و یکی از همسران پیامبر اکرم ص است
اهل سنت مقام وی را به حدی بالا می برند که با وجود لغزشهای توجیه ناپذیری که گاه از او سر زده و عناد و دشمنی که با برخی صحابه به خصوص امیر المومنین و امام مجتبی ع داشته ، همه را نادیده گرفته و وی را ام المومنین می نامند و نقل هر گونه انحرافی از ایشان را جسارت به ساحت مقدس پیامبر دانسته و فرد منتقد را کافر می شمرند ؟
شیعه نیز در عین حال که وی را همسر پیامبر و مورد احترام می داند و سب و لعن وی را حرام می شمرد ، قائل است که وی در زندگی خود دچار لغزشها و انحرافات بزرگی بوده است که شایسته مقام کسی که ام المومنین است نیست بلکه شایسته مقام کسی که همسر پیامبر است نمی باشد

حال بدون هیچ گونه عناد و تعصبی در این جا پرونده اعمال وی را به نقل از کتب خود اهل سنت باز می کنیم تا حقیقت امر بر همگان روشن شود :
1- سیره عایشه در برده داری :

نووی یکی از علمای اهل سنت در این باره می نویسد :

..... عایشه دست یکی از بردگانش را قطع کرد و حفصه ( دختر عمر و همسر دیگر پیامبر ) نیز یکی از کنیزانش را به گمان اینکه او سحر کرده به قتل رسانید

المجموع 20/ص39

چند سوال :

آیا به صرف گمان می توان کسی را به قتل رسانید ؟
آیا اجرای حدود تنها وظیفه حاکم یا قاضی نیست ؟
آیا حکم فقهی سحر کردن ، کشتن ساحر است ؟
آیا زن می تواند قاضی یا مجری حکم باشد ؟
آیا در قرآن نیامده که اگر همسران پیامبر خطایی کنند عذابشان مضاعف است ؟
آیا با وجود پیامبر زن می تواند بدون مشورت وی چنین اعمالی مرتکب شود ؟
آیا همسران پیامبر الگوی دیگران نبودند ؟

عایشه و فریب خوردن وی در راه اندازی جنگ جمل :

هنگامی که عایشه از عبد الله بن عمر پرسید:
چرا مرا از رفتن به جنگ با حضرت علی ع منع نکردی ؟ عبد الله بن عمر در پاسخ وی گفت :
عبد الله بن زبیر تو را فریب داده و به جنگ با حضرت علی ع تشویق کرده بود و نصیحت من فایده ای نداشت زیرا تو از عبد الله بن زبیر پیروی کرده و به هیچ وجه با آراء و نظرات او مخالفت نمی کردی

سیر اعلام النبلاء 2/193 شرح حال عایشه ش19 و ج 3/ ص211 شرح حال عبد الله بن عمر ش45 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 20/ ص107

چند سوال :

اگر چنین مطلبی صحت دارد چرا اهل سنت از آل زبیر دفاع می کنند ؟
دفاع از خلیفه مسلمین اولی است یا دفاع از آل زبیر و مسببان جنگ جمل؟
ایا عایشه علیه خلیفه وقت ( امام علی ع ) خروج و مردم را علیه او به جنگ تحریک ننمود ؟
ایا به اعتقاد خود اهل سنت کسی که علیه خلیفه وقت قیام کند ، محکوم نیست ؟
ایا ریختن خون هزاران مسلمان در جنگ جمل ثمرات فریب خوردن عایشه نبود؟
ایا با وجود این می توان عایشه را در عمل به دستورات دین الگو دانست ؟
ایا پیامبر اکرم عایشه را در قضیه این جنگ ظالم ندانسته بودند ؟ ( به زودی در همین جا می آید )

عایشه و اعتقاد به تحریف قرآن :

مخالفین شیعه همواره شیعه را متهم به اعتقاد داشتن به تحریف قرآن کرده اند حال آنکه شیعه چنین اعتقادی ندارد ،با اینکه بارها و بارها اعتقادات جناب عایشه ، عمر و ابو موسی اشعری و ... مبنی بر تحریف قرآن در کتب معتبر خود اهل سنت ذکر شده برای نمونه اعتقادات عایشه را می آوریم و بقیه را در موضوع مربوطه در انجمن اهل سنت ببینید

1- عائشه قائل به ناپديد شدن دو سوم سوره احزاب بود

2 - عائشه می گفت :
: «كانت سورة نقرأ فى زمن النبي مأتي آية، فلما كتب عثمان المصاحف لم نقدر منها الاّ ما هو الان».
الاتقان 2: 4

3- عائشه مى گويد:
«كان فيما انزل من القرآن: عشر رضعات معلومات يحرّمن ثم نسخن بخمس معلومات، فتوفي رسول الله ـ صلى الله عليه و آله سلّم ـ و هنّ فيما يقراً من القرآن».
صحيح مسلم 4: 167

4- و در مصحف عائشه چنين آمده:
«إنّ اللّهَ و ملائكته يصلون على النبي يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه و سلموا تسليماً و على الذين يصلّون الصفوف الاول». الاتقان 2: 42 ـ41 ـ4

چند سوال :

آيا اين ادعاها به معناى تحريف قرآن نيست؟
آيا ما مى توانيم به اين قرآن استدلال كنيم و در برابر يهود و نصارى مدعى سلامت قرآن و عدم سلامت تورات و انجيل موجود شويم؟!
ایا با وجود این سخنان اتهام اعتقاد شیعه به تحریف قرآن صحیح است؟
ایا خود قرآن در ایاتی قائل به عدم تحریف خود نشده ؟ سوره حجر/9 و فصلت/41 و42
ایا سخن عایشه با این ایات متناقض نیست ؟ قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

عایشه و مخالفت با نهی پیامبر از شرکت در جنگ جمل :

ابن عبد ربه یکی از علمای بزرگ اهل سنت ماجرای تذکر پیامبر اکرم ص به عایشه در مورد جنگ جمل را این گونه نقل می کند :
ای عایشه گویا تو را می بینم که در مسیر جنگ جمل سگهای منطقه حواب به روی تو و همراهانت پارس می کنند
ای عایشه تو در حالی که ظالم هستی و در حق علی ظلم می کنی به جنگ او می روی

العقد الفرید 4/332 وصحیح بخاری 9/134 کتاب الحج باب فضل الحج المبرور شرح حدیث 117

چند سوال :

اگر چنین مطلبی صحت دارد چرا عایشه تذکر پیامبر و دستورات ایشان را نادیده گرفته و در حالی که می دانست ظالم است به جنگ حضرت علی ع رفت ؟
ایا نادیده گرفتن دستورات پیامبر به منزله مخالفت با ایشان نیست ؟
ایا خدا در قرآن به اطاعت از پیامبر فرمان نداده ؟ ( اطیعو الله و اطیعو الرسول )
ایا امر اطیعوا ظهور در وجوب ندارد ؟
ایا اطاعت نردن از پیامبر مساوی با عدم اطاعت از قرآن نیست ؟
ایا عدم اطاعت از قرآن مساوی با عدم اطاعت از خود خدا نیست ؟
نتیجه عدم اطاعت از خدا چیست ؟
ایا ظالم ، را می توان عادل دانست ؟ قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

عایشه و کمک گرفتن از یهود برای شفا از بیماری :

عمره دختر عبد الرحمن می گوید :
عایشه مریض شده بود و یکی از زنان یهودی برای بهبودی او دعا می کرد.وقتی ابوبکر وارد شد و صحنه را مشاهده کرد از زن یهودی خواست تا برای بهبودی بیماری عایشه قران بخواند

العقد الفرید 4/331

شافعی در مقام دفاع از عایشه به توجیه عمل وی پرداخته و معتقد است که دعاهای اهل کتاب ( یهود و نصاری) در حق مسلمانان اشکالی ندارد و مسلمانان برای شفای بیماران خود می توانند از یهود و نصاری در خواست دعا کنند

الام - للشافعی 7/ 250

چند سوال :

ایا با وجود دسترسی به پیامبر اکرم ص ، درخواست دعا از یهودی جفا به پیامبر نبود؟
ایا عایشه نمی دانست که پیامبر اکرم مصداق ایه مباهه بوده و با یک اشاره می تواند وی را شفا دهد ؟
ایا قران بزرگترین دشمن مسلمین را یهود نمی داند؟
ایا درخواست دعا وطلب شفا از یهود ، به منزله اعتقاد به اعمال ایشان و تایید انها نیست ؟
چرا ابوبکر عایشه را متوجه کار اشتباهش ننمود ؟
چرا ابوبکر هم رویه و سیره عایشه را دنبال کرد ؟
چرا وقتی علمای اهل سنت نتوانستند صحت خبر را مخدوش کنند انرا توجیه می کنند ؟
ایا می توان از جمله فضایل عایشه کمک گرفتن وی از یهود را نام برد ؟ قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

عایشه و حسادت :

ابو اسید درباره ماجرای توطئه عایشه و حفصه علیه یکی از همسران پیامبر می گوید :
پیامبر اکرم ص با یکی از زیباترین زنان زمان خود از بنی عامر بن صعصعه به نام اسماء بنت نعمان ازدواج کرد و مرا مامور آوردن او نمود
پس از احضار اسماء بنت نعمان عایشه و حفصه مشغول آرایش او شدند.
عایشه و حفصه به زیبایی این همسر پیامبر حسادت کرده و گفتند :
پیامبر به خاطر زیبایی این زن او را به ما ترجیح داده و به او توجه بیشتری خواهد کرد
لذا با همکاری یکدیگر نقشه ای طراحی کرده و به همسر جدید پیامبر گفتند :
پیامبر از شنیدن جمله ( اعوذ بالله منک ) : ( از دست تو به خدا پناه می برم ) خوشحال می شود
هنگامی که نزد پیامبر رفتی این جمله را بگو
همسر جدید پیامبر بی اطلاع از توطئه آن دو هنگامی که نزد پیامبر رفت همان جمله را گفت
پیامبر اسماء بنت نعمان را به خاطر گفتن همان جمله طلاق داده و به قبیله اش برگرداند .

الطبقات الکبری 8/145 و 146 - المستدرک علی الصحیحین4/39 - سیر اعلام النبلاء 2/259 و...

چند سوال :

ایا صفتی مثل حسادت ، در شان و مقام کسی که ام المومنین نامیده می شود ، هست ؟
اگر غیبت خرام است چرا عایشه پشت سر پیامبر غیبت نمود و گفت : ( پیامبر به خاطر زیبایی این زن او را به ما ترجیح داده و به او توجه بیشتری خواهد کرد )
ایا این جمله توهین به مقام خاتم الانبیاء نبود ؟
ایا این جمله علاوه بر غیبت ، تهمت به حساب نمی آمد ؟
اگر دروغ حرام و از گناهان کبیره است چرا عایشه انرا مرتکب شد ( ...پیامبر از شنیدن جمله ( اعوذ بالله منک ) : ( از دست تو به خدا پناه می برم ) خوشحال می شود
هنگامی که نزد پیامبر رفتی این جمله را بگو )
ایا خداوند به اصلاح ذات البین دستور نداده و از اختلاف بین دو نفر نهی ننموده ؟
ایا ایجاد تفرقه بین دو نفر از گناهان کبیره نیست ؟
ایا ارتکاب گناهانی همچون غیبت ، دروغ ، تهمت ، تفرقه بین دو نفر ، حسادت انسان را از عدالت خارج نمی کند ؟ قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

ایا عایشه اهل دوزخ است :

ابن عبد ربه از علمای اهل سنت به نقل ماجرایی در این زمینه پرداخته و می نویسد :

بعد از ماجرای جنگ جمل ام اوفی نزد عایشه رفت و از وی پرسید :
ای مادر مومنین اگر مادری فرزند کوچک خود را به قتل برساند حکمش چیست ؟
و چه مجازاتی در انتظار این مادر است ؟
عایشه که هنوز از نیت و هدف اصلی آن زن بی خبر بود در پاسخ وی گفت :
چنین مادری به خاطر قتل فرزندش مستحق آتش جهنم است و جایگاهش دوزخ است
ام اوفی پس از گرفتن اقرار از عایشه از او پرسید
اگر مادری 20/000 فرزند ( کنایه از تعداد مسلمانانی که در جنگ جمل کشته شدند ) خود را بکشد حکمش چیست ؟
عایشه پس از سوال دوم ان زن از هدف و نیت اصلی وی از سوال کردن مطلع شده و با ناراحتی گفت :
این زن دشمن خداست او را دستگیر کنید .

العقد الفرید 4/331 کتاب العسجده الثانیه فی الخلفاء و تواریخهم و اخبارهم...

چند سوال :

ایا آن زن واقعا دشمن خدا بود ؟
ان زن چه حقیقتی را اشکار کرد که عایشه او را دشمن خدا نامید ؟
ایا اهل سنت عایشه را ام المومنین ( مادر مومنان ) نمی دانند ؟
ایا جنگ جمل با فریب خوردن عایشه و فتنه او به راه نیافتاد ؟
ایا وی در جلوی سپاهی ، سوار بر شتری سرخ موی نشد و به جنگ حضرت علی ع نرفت ؟
ایا وی مسبب اصلی قتل عام 20/000 مسلمان نبود ؟
ایا وی به نوعی اعتراف به جهنمی بودن خود نکرده ؟
ایا در این صورت وی را می توان عادل دانست ؟
ایا با این حال می توان گفت خبر بی سند : خذوا شطر دینکم عن الحمیرا ( دو سوم دینتان را از عایشه بگیرید ) صحیح است ؟
ایا قران نفرموده هر کس مومنی را از روی عمد بکشد جایگاه ابدیش دوزخ است و لعنت و غضب خدا بر او باد ( نساء /93 ) ؟
ایا پیامبر اکرم عایشه را در مورد جنگ جمل ظالم نمی دانست ؟ ( مراجعه شود به 3 پست قبل )

حال بعد از این مطالب پاسخ به سوال اصلی این پست به عهده خودتان
ایا عایشه اهل دوزخ است ؟
خود قضاوت کنید قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

عایشه و بغض و کینه با امام علی ع ( 1 ) :

ابو الفرج اصفهانی :
وقتی خبر شهادت حضرت علی ع را به اطلاع عایشه رساندند از شنیدن این خبر خوشحال شده و سجده شکر به جا آورد

مقاتل الطالبین ص 26 و 27

زینب دختر ابو سلمه می گوید :
روزی نزدعایشه بودم . شخصی خبر شهادت علی ع را به اطلاع او رساند
عایشه با شنیدن خبر شهادت آن حضرت اشعاری سرود
زینب دختر ابو سلمه می گوید :
از ابیات سروده شده توسط عایشه و خوشحالی او شگفت زده شدم و به او گفتم :آیا در مورد حضرت علی ع با آن همه سوابق و فضائل چنین ابیاتی را سرودی ؟

شعر مورد نظر :

فقالت عائشه :
ان تک ناعیا فلقد نعاه نعی لیس فی فیه التراب
ثم قالت : من قتله ؟ ( چه کسی او را کشت ؟ )
قالوا : رجل من مراد
قالت : رب قتیل الله بید رجل من مراد
قالت زینب : فقلت : سبحان الله یا ام المومنین. اتقولین مثل هذا لعلیّ فی سابقته و فضله ؟
فضحکت ، و قالت : بسم الله اذا نسیت فذکرینی
جواهر المطالب - ابن دمشقی ج2 ص 105

چند سوال :

ایا حضرت علی ع جز ء صحابه رسول خدا نبود ؟
ایا بالاتر از این حداقل خلیفه چهارم مسلمین نبودند ؟
ایا اظهار خوشحالی در مرگ خلیفه اول و دوم و سوم کفر است ولی در مورد خلیفه چهارم نه ؟
ایا اظهار خوشحالی در قتل صحابه جایز است ؟
چرا عایشه از شنیدن خبر شهادت آن حضرت خوشحال شد ؟
ایا باز هم می توان روابط میان صحابه را حسنه دانست ؟
ایا سجده شکر در این مورد نشان دهنده کینه عایشه به آن حضرت نبود ؟
ایا باز هم می توان همه صحابه را عادل دانست ؟ قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

عایشه و بغض و کینه با امام علی ع ( 2 ) :

عایشه در این زمینه می گوید :
به خدا قسم همچون زنی که از هووی خویش نفرت دارد ، از حضرت علی نفرت داشتم

تاریخ الامم و المملوک ج 3 ص 60 و 61 حوادث سال 36 ق -
الکامل فی التاریخ ج2 ص 348 -
البدایه و النهایه ج7 ص257

چند سوال :

مگر پیامبر اکرم ص در مورد امام علی ع نفرمودند : علی مع الحق و الحق مع علی یدور معها حیث ما دار ؟
ایا طبق این حدیث عایشه از حق نفرت داشت ؟
مگر رسول خدا نفرمودند : علی مع القرآن و القرآن مع علی ؟
ایا طبق این حدیث عایشه از قرآن نفرت داشت ؟
مگر رسول خدا نفرمودند : علی قسیم الجنة والدار ؟
ایا طبق این حدیث عایشه از قسمت کننده بهشت و جهنم نفرت داشت ؟
مگر رسول خدا نفرمودند :علی خیر البشر من ابی فقد کفر ؟
ایا طبق این حدیث عایشه کافر شده بود ؟
مگر رسول خدا نفرمودند :لا یحب علیا الا مومن و لا یبغضه الا کافرا او منافقا
ایا طبق این حدیث عایشه منافق شده بود ؟
مگر رسول خدا نفرمودند که :ان السعید کل السعید من احب علیا فی حیاته و بعد موته؟
ایا طبق این حدیث عایشه جزء سعادتمندان نبوده است ؟
مگر رسول خدا نفرمودند : ان الشقی من ابغض علیا فی حیاته و بعد مماته؟
ایا طبق این حدیث عایشه بدبخت و شقی بوده است ؟
مگر رسول خدا به حضرت علی ع نفرمودند :یا علی حبک ایمان و بغضک نفاق ؟
ایا طبق این حدیث عایشه مومن نبوده است ؟
مگر رسول خدا به علی ع نفرمودند : اول من یدخل الجنة محبک و اول من یدخل النار مبغضک
ایا طبق این حدیث عایشه اولین کسی است که داخل دوزخ می شود ؟
ایا خود عایشه اعتراف نکرده که علی بهترین بشر است کسی که در این مطلب شک کند کافر است ؟
ایا طبق این حدیث عایشه به کافر بودن خود اعتراف کرده ؟
ایا اگر این مطالب ثابت شود کافر را می توان مسلمان دانست تا چه رسد به عادل ؟
گذشته از اینها ،ایا حضرت علی ع جز ء صحابه رسول خدا نبود ؟
ایا بالاتر از این حداقل خلیفه چهارم مسلمین نبودند ؟
ایا عایشه از خلیفه چهارم نفرت داشته ؟
و..........

جهت کسب اطلاعات تکمیلی و دیدن آدرسها به این پست رجوع کنید
آیا دشمن علی (علیه السلام) کافر است؟

قال الله تعالی :

ولایة علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

خانه عایشه کانون شرارت و فتنه انگیزی :

عبد الله بن عمر می گوید :
پیامبر اکرم ص در حین سخنرانی به منزل عایشه اشاره کرده و سه بار فرمودند :
اینجا کانون شرارت و فتنه است

صحیح بخاری ج 2 ص 189 کتاب الجهاد و السیر باب ما جاء فی بیوت ازواج النبی ص

دیدگاه ها

خانوم اهل سنت شما کتاباخودتونم قبول ندارید؟ عجب لجوج شماها
سوره نور براعایشس؟وااای از این غلوها برو کتبتونو بخون ببین ام المومنین شما قائل به تحریف قرآنه

#تبری

سلام. من جایی دیدم که مقام معظم رهبری، توهین به عایشه و نمادهای اهل سنت را حرام اعلام کرده اند.
لطفا مدیریت سایت صحت موضوع رد اعلام کند....
با تشکر

سلام عزیزم من فقط یک سوال از شما و برادران شیعه دارم اگه شما حقی پس چه نیازی دارد که سایت ها و مطالبی که ما اهل سنت مینویسیم رو فیلتر میکنی و هر مطلبی که از شیعه بخوای باز میکند حتما جوابت اینه که فیلتر نیست عزیز جان امتحان مجانی چند سایت اهل سنت انتخاب کن و باز کن یا اصلا باز نمی کنه یا مطالب مهم رو باز نمیکنه (بزن سایت کلمه اهل سنت یا نوار السلام اهل سنت و غیره)جوابش اینه که جاء الحق و زهق الباطل


کاربرگرامی، سلام علیکم
سایتهایی را که ذکر کردید سایتهای وهابیت هستند که کار آنها جز اختلاف پراکنی میان امت اسلام و تشویق به کشت و کشتار چیز دیگری نیست لذا به قول شما فیلتر شده اند. باید از امثال شما پرسید که چگونه است که صدها سایت برادران اهل سنت که آزادانه در حال فعالیت هستند را نمی بینید و تنها این دو سایت و سایتهای مشابه آن را مورد توجه خود قرار داده اید.
به هر حال هر سایتی چه شیعه و چه سنی که هدف آن اختلاف افکنی باشد فیلتر می شود و این امری است بسیار خوب که جای تشکر دارد.
با تشکر؛ مدیریت سایت پرسمان دانشجویی وهابیت

نخیر.اوناسایت وهابیت نیس.حالااین وهابیتم خوب چیزی شده واسه بهانه دست شماها..اگرقراره هر سایتی که اختلاف میندازه فیلتر بشه باید این سایتم فیلتر میشد..من این آراجیفو که نوشتید فقط چند مطلبه اولشو خوندم وفهمیدم که شما اهل تشیع اینقد خودخواه هستید که اگر صدتا پیامبر دیگم بیاد شماها آدم نمیشید همون تعصب خشک وخالیه دوران جاهلیت رو دارید..نمیدونم با خلافا وفرزندانشان چه مشکلی دارید؟سوره نور در شان ام المومنین حضرت عایشه آمده..خیلی بیچاره اید که فکر میکنید باتوهین به اون بزرگوارا اونا کسر و شانشان پایین میاد...ایشالا خدا تو قیامت حقشونو از اونا که توهین میکنن بگیره...

من دختری سیده از نسل پیامبر و امام علی هستم درباره صحابه پیامبر نظر نمیدهم سخنان پیامبر ص راجب صحابه موجوداست در میان اهل سنت دوستانی هم دارم اهل سنت مردمان خوبی هستنددوستون دارم ولی من از همتون ناراحتم ودلم گرفته آخه چرا ظلمی که در حق اجداد من شده رو شما همچنان ادامه میدین به خدای محمد(ص) قسم اگر بدون تعصب صحیح بخاری ومسلم خودتون رو بخونید به حقیقت پی میبریدمن که دلگیرم ازتون امیدوارم امام علی(ع) ازتون دلگیر نباشه

درمذهب شیعه وبقولاسنی کشتن انسان ویاباعث کشته شدن انسانهاگناهی عظیم است وطبق روایات مختلف تبعیضی هم بین انسانهانیست چه جاهل چه عالم.اگرخونهای زیادی بافتنه شخصی ریخته شودقطعاعذاب خداونداورامیگیرداگرجنگ جمل ازفتنه عایشه بوده بس جنایتکاربودن اوقطعیست وهرکس به ریخته شدن خون ناحقی راضی باشددرقتل شریکست واین حکم دوستداران عایشه است قطعااگردوستدارانش دینداروخداترس باشندخودرادرعمل ناحق اوشریک نمیکنندجنایت علیه بشریت چه درابتدای عالم چه انتهاجنایتست وجنایتکارهرکه باشدمحکوم است.دوماطبق عقیده شیعه قیام علیه امام زمان هرکس مساویست باارتداداو وطبق نظر ظاهرا سنی اوعلیه خلیفه برحق رسول الله ص قیام کرده وروایاتشان راعلمایشان میدانند.سوم عایشه که بعدازرسول ا..ص قطعی نبایدازدواج میکردکه ازدواج کرده است سزای کسی که کلام خداوند وحرمت رسول ا..رازیربا گذاردچیست.چهارم اوبدلیل کینه به امام علی ع وامام حسن مانع شدامام حسن ع کنارجدش دفن شودوکسی که به اصحاب کسا وباره تن رسول ا..چنین باشد جای هیچ دفاع یاحرمتی نگه نداشته است. بلکه حلقه گمشده وریشه جنایات وبراکنده شدن مسلمین وقتل عام شدن عزیزترین کسان رسول ا..صبه فتنه این زن بوده وخداوندکه فرموده اندآیا فکرکرده ایدبگوییدایمان آورده ایم امتحان وآزمایش نمیشوید.بله این زن وسیله آزمایش امت رسول ا..ص شد.باسوءاستفاده کردن ازهمسری بیامبرص جنایات زیادی مرتکب شده که برای ارتدادهرکس ذره ای ازاعمالش کافیست واقعیت چنینست گوساله سامری فتنه بودبرای قومش واین زن هم برای بسیاری ازامت چنین شداگرخداوندبرای آزمایش امت اورابه خانه رسول ا..ص نمیفرستادآیا سقیفه بیش میآمدکه ریشه تمام بیچارگیهای مسلمینست آیااگر بدر او وبدرحفصه ازدخترانشان سوءاستفاده نمیکردندبکمک دخترانشان چگونه 12نقیب وجانشین حق رسول ا.. راظلم عظیم مینمودند اگرقدم شوم این دوزن نبود چگونه مسلمین براکنده میشدندبخداقسم قدم این دوزن که بخانه وحی بازشدمثل گوساله سامری شدندوبدترین قربانی این دوزن جماعتی هستندکه خودرااهل سنت میخواننداگرقدم این دوزن بعنوان امتحان امت بخانه رسول ا..ص بازنمیشد آیاجگرگوشه های رسول ا..ص حضرت زهرا س امام حسن وحسین ع وامام علی ع وبقیه اهلبیت مظلومانه شهید میشدندآیاسرنوشت امت واحد رسول ا.. چنین براکندگی وبریشانی میشد بله باعث همه بیچارگی امت رسول ا..بازشدن قدم این دوزن بحرم وحی بودوایندو امتحان عظیمی برای امت شدند.روایتی خواندم که شخصی ازعایشه نزد امیرالمومنین ع بعنوان ام المومنین یاد کردحضرت به شخصی که دوستدارعایشه بودفرمودندخداوند شمارابوسیله مادرتان امتحان کرده میخواهدببینددنبال مادرتان میروید یادنبال خداوند میروید...؟؟؟؟!!!

تحلیل عایشه
در اول به این سوال پاسخ می دهیم که لقب "ام المومنین" معنایش چیست؟ و آیا فضیبتی هم دارد؟
در جواب باید گفت که: این لقب هیچ فضیلتی برای او ندارد و همسر پیامبر بودن به معنای معصوم بودن نیست مثل همسران نوح و لوط که طبق قرآن هر دو کافر بودند.
در مورد لقب خاص"ام المونین" باید گفت این لقب برای مسأله فقهی آن است و هیچ معنای دیگر و بالاتری ندارد.یعنی مقصود از ام المومنین به زنان پیامبر گفتن فقط بخاطر اینست که مردان مسلمان بعد از پیامبر نمیتوانند با آنها ازدواج کنند و این نظر تمام بزگان متقدم سنی و شیعه است.
جالب آن است که خود عایشه هم به این قضیه معتقد بوده:
در كتاب مسانيد فراس بن يحيى آمده است:
عن الشعبي عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمه فقالت إني لست أمك إنما أنا أم رجالكم في التفسير إسناده صحيح.
از شعبى از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر،‌ عائشه در جواب گفت: من مادر تو نيستيم، من تنها مادر مردان شما هستم. سند اين روايت صحيح است.
الخارفي الكوفي، فراس بن يحيى المكتب (متوفاى129هـ)، مسانيد أبي يحيى فراس بن يحيى المكتب الكوفي، ج1، ص85، تحقيق: محمد بن حسن المصري، ناشر: مطابع ابن تيمية - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1413هـ.
...
حالا برای نمونه نظر چند نفر از بزرگان اهل سنت را نقل می کنیم :
(و سيوطى به نقل از بغوى مى‌نويسد:
قال البغوي وهن أمهات المؤمنين من الرجال دون النساء؛ لأن فائدة الأمومة في حق الرجال وهي النكاح مفقودة في حق النساء.
بغوى گفته است كه آن‌ها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان؛ چرا كه فايده مادرى در حق مردان كه همان حرمت ازدواج با آن‌ها است، در حق زنان مفقود است.
السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الخصائص الكبرى، ج2، ص438، ناشر:دار الكتب العلمية - بيروت - 1405هـ - 1985م.
ابن ملقن شافعى در باره تقسيم بندى مادران و احكام اختصاصى هر كدام از آن‌ها مى‌نويسد:
قال أصحابنا فالأمومة ثلاث وأحكامها مختلفة:
أ - أمومة الولادة ويثبت فيها جميع أحكام الأمومة
ب - وأمومة أزواجه عليه الصلاة والسلام ولا يثبت إلا تحريم النكاح
ج - وأمومة الرضاع متوسطة بينهما.
اصحاب ما گفته‌اند كه مادران بر سه قسم هستند و احكام هر كدام نيز متفاوت است:
الف: مادرى كه شخص را به دنيا آورده است كه تمام احكام مادرى براى او ثابت است؛
ب: مادر بودن همسران پيامبر كه جز حكم حرمت ازدواج با آن‌ها چيزى ديگرى را ثابت نمى‌كند؛
ج: مادران رضاعى كه چيزى بين مادران واقعى و ام المؤمنين است
الأنصاري الشافعي، سراج الدين أبي حفص عمر بن علي بن أحمد المعروف بابن الملقن(متوفاى804هـ)، غاية السول في خصائص الرسول (ص)، ج1، ص250، تحقيق: عبد الله بحر الدين عبد الله، ناشر: دار البشائر الإسلامية - بيروت، 1414هـ - 1993م.
طبرى در تاريخ خود مى‌نويسد:
وقوله: « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» يقول وحرمة أزواجه حرمة أمهاتهم عليهم في أنهن يحرم عليهن نكاحهن من بعد وفاته كما يحرم عليهم نكاح أمهاتهم.
اين گفته خداوند كه «همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند» يعنى حرمت همسران آن حضرت همانند حرمت مادران مؤمنان است، به اين معنا ازدواج با آن‌ها بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله براى مؤمنان حرام است؛ همان طورى كه ازدواج با مادران‌شان حرام است.
الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى310)، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج21، ص122، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ
محمد بن سعد در الطبقات الكبرى، از مسروق نقل كرده است كه:
زنى به عائشه گفت: اى مادر. عائشه جواب داد: من مادر تو نيستم، من مادر مردان شما هستم.
عن عامر عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمة فقالت لست بأمك أنا أم رجالكم.
الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج8، ص65 و 68، ناشر: دار صادر - بيروت.
و بيهقى در سنن كبراى خود مى‌نويسد:
باب ما خص به من أن أزواجه أمهات المؤمنين وأنه يحرم نكاحهن من بعده على جميع العالمين قال الله جل ثناؤه: « النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وقال: « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً» الآية.
13200 أخبرنا علي بن أحمد بن عبدان أنبأ أحمد بن عبيد ثنا بن أبي قماش ثنا بن عائشة ثنا أبو عوانة عن فراس عن عامر عن مسروق عن عائشة رضي الله عنها أن امرأة قالت لها يا أمه فقالت أنا أم رجالكم لست بأمك.
باب: ويژگى آن حضرت از اين جهت كه همسران آن حضرت مادران مؤمنان هستند و ازدواج با آن‌ها بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه وآله بر تمام جهانيان حرام است؛ خداوند فرموده است: « پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها [مؤمنان‏] محسوب مى‏شوند» و نيز فرموده است: « و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد».
از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر ! عائشه در جواب گفت: من مادر مردان شما هستم، مادر تو نيستم.
البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى 458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج7، ص69ـ70، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414هـ - 1994.
اين روايت ثابت مى‌كند كه تنها معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با‌ همسران رسول خدا صلي الله عليه وآله است و معناى غير از آن ندارد و گرنه معنا نداشت كه عائشه اين مسأله را از زنان نفى نمايد.
بسيارى از بزرگان اهل سنت از اين روايت همين معنا را فهميده و به آن استدلال كرده‌اند. حسين بن مسعود بغوى از او با عنوان «محيى السنة» ياد كرده‌اند در تفسير آيه «ام المؤمنين» مى‌گويد:
قال الشافعي تزوج الزبير أسماء بنت أبي بكر وهي أخت أم المؤمنين ولم يقل هي خالة المؤمنين واختلفوا في أنهن هل كن أمهات النساء المؤمنات قيل كن أمهات المؤمنين والمؤمنات جميعا وقيل كن أمهات المؤمنين دون النساء وروى الشعبي عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة رضي الله عنها قالت يا أمه فقالت لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم فبان بهذا معنى هذه الأمومة تحريم نكاحهن.
شافعى گفته: زبير با اسماء دختر ابوبكر ازدواج كرد؛ و خواهر ام المؤمنين (عائشه) بود؛ در حالى كه به او «خاله مؤمنان» گفته نمى‌شود. علما در اين زمينه اختلاف دارند كه آيا همسران پيامبر مادران زنان مؤمنه نيز هستند يا خير. برخى گفته‌اند كه آن‌ها مادران مردان مؤمن و زنان مؤمنه نيز هستند، برخى گفته‌اند كه تنها مادر مردان مؤمن هستند و مادران زنان مؤمنه نيستند،‌ شعبى از از مسروق نقل كرده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، عائشه در جواب گفت: من مادر تو نيستم، من تنها مادر مردان شما هستم. طبق اين روايت روشن مى‌شود كه معناى اين نوع مادرى، حرمت ازدواج با آن‌ها است.
البغوي، الحسين بن مسعود (متوفاى516هـ)، تفسير البغوي، ج3، ص507، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك، ناشر: دار المعرفة - بيروت.
و سيوطى به نقل از بغوى مى‌نويسد:
قال البغوي وهن أمهات المؤمنين من الرجال دون النساء؛ لأن فائدة الأمومة في حق الرجال وهي النكاح مفقودة في حق النساء.
بغوى گفته است كه آن‌ها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان؛ چرا كه فايده مادرى در حق مردان كه همان حرمت ازدواج با آن‌ها است، در حق زنان مفقود است.
السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الخصائص الكبرى، ج2، ص438، ناشر:دار الكتب العلمية - بيروت - 1405هـ - 1985م.
در كتاب مسانيد فراس بن يحيى آمده است:
عن الشعبي عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمه فقالت إني لست أمك إنما أنا أم رجالكم في التفسير إسناده صحيح.
از شعبى از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر،‌ عائشه در جواب گفت: من مادر تو نيستيم، من تنها مادر مردان شما هستم. سند اين روايت صحيح است.
الخارفي الكوفي، فراس بن يحيى المكتب (متوفاى129هـ)، مسانيد أبي يحيى فراس بن يحيى المكتب الكوفي، ج1، ص85، تحقيق: محمد بن حسن المصري، ناشر: مطابع ابن تيمية - القاهرة، الطبعة: الأولى، 1413هـ.
ابن عربى مالكى در باره معناى «ام المؤمنين» مى‌نويسد:
اختلف الناس هل هن أمهات الرجال والنساء أم هن أمهات الرجال خاصة على قولين: فقيل ذلك عام في الرجال والنساء وقيل هو خاص للرجال لأن المقصود بذلك إنزالهن منزلة أمهاتهم في الحرمة حيث يتوقع الحل والحل غير متوقع بين النساء فلا يحجب بينهن بحرمة. وقد روي أن امرأة قالت لعائشة يا أماه فقالت لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم وهو الصحيح.
مردم اختلاف دارند كه آيا همسران پيامبر مادران مردان مؤمن و زنان مؤمنه است يا تنها مادر مردان مؤمن هستند،‌ دو ديدگاه در اين باره وجود دارد: برخى گفته‌آند كه اين حكم هم شامل مردان مى‌شود و هم شامل زنان، برخى گفته‌اند كه تنها شامل مردان مى‌شود؛ چرا كه مقصود از اين كه آن‌ها به منزله مادران آن‌ها قرار داده است، حرمت ازدواج با آن‌ها است؛ زيرا از مادر بودن، حلال بودن توقع مى‌رود و حلال بودن بين مردان و زنان نيست؛ به همين خاطر بين همسران پيامبر و زنان مؤمن به خاطر حرمت حجاب واجب نيست. به درستى روايت شده است كه زنى به عائشه گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستيم،‌ من تنها مادر مردان شما هستم. و اين ديدگاه (دوم) صحيح است.
إبن العربي، ابوبكر محمد بن عبد الله (متوفاى543هـ)، أحكام القرآن، ج3، ص542، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر - لبنان.
و ابن جوزى حنبلى بعد از نقل روايت عائشه، تصريح مى‌كند كه تنها معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با آن‌ها است:
وقد روى مسروق عن عائشة أن أمرأة قالت يا أماه فقالت لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم؛ فبان بهذا الحديث أن معنى الأمومة تحريم نكاحهن فقط.
از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستم و تنها مادر مردان شما هستم، با اين روايت روشن مى‌شود كه معناى مادرى همسران پيامبر، تنها حرمت ازدواج با آن‌ها است.
ابن الجوزي الحنبلي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاى 597 هـ)، زاد المسير في علم التفسير، ج6، ص353، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ.
ابن عادل حنبلى نيز مى‌نويسد:
روى الشعبِيُّ عن مسروق أن امرأة قالت لعائشة يا أمه فقالت: لست لك بأم إنما أنا أمُّ رِجَالِكُمْ فدل هذا على أن معنى هذه الأمومة تحريم نكاحهن.
از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستم و تنها مادر مردان شما هستم، اين روايت دلالت مى‌كند كه معناى مادر بودن همسران پيامبر، حرمت ازدواج با آن‌ها است.
ابن عادل الدمشقي الحنبلي، ابوحفص عمر بن علي (متوفاى بعد 880 هـ)، اللباب في علوم الكتاب، ج15، ص504، تحقيق: الشيخ عادل أحمد عبد الموجود والشيخ علي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1419 هـ ـ 1998م.
ابن زمنين در تفسير خود تصريح مى‌كند كه «ام المؤمنين» به معناى تحريم ازدواج با آن‌ها است و سپس به روايت عائشه استناد مى‌‌كند:
«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أي: هن في التحريم مثل أمهاتهم. يحيى: عن سفيان الثوري، عن فراس، عن الشعبي، عن مسروق، عن عائشة «أن امرأة قالت لها: يا أمه. فقالت: لست لك بأم إنما أنا أم رجالكم».
همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند، يعنى در مسأله حرمت ازدواج همانند مادران آن‌ها هستند. از مسروق از عائشه نقل شده است كه زنى به او گفت: اى مادر، پس عائشه گفت: من مادر تو نيستم و تنها مادر مردان شما هستم.
أبي عبد الله محمد بن عبد الله بن أبي زمنين (متوفاى399هـ)، تفسير القرآن العزيز، ج3، ص387، تحقيق: أبو عبد الله حسين بن عكاشة - محمد بن مصطفى الكنز، ناشر: الفاروق الحديثة - مصر/ القاهرة، الطبعة: الأولى، 1423هـ - 2002م.
و بيقهى در ديگر كتاب خود با قرار دادن دو آيه «ام المؤمنين» و تحريم ازدواج با زنان پيامبر، نتيجه‌گيرى مى‌كند كه تنها معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با آن‌ها است:
وجعلهن أمهات المؤمنين فقال: « النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وحرم نكاحهن بعد وفاة نبيه صلى الله عليه وسلم فقال: « وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً».
و همسران پيامبر را مادر مؤمنان قرار داده و فرموده: « پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها محسوب مى‏شوند» و ازدواج با همسران پيامبر بعد از وفات آن حضرت را حرام كرده است و فرموده: «و شما حق نداريد رسول خدا را آزار دهيد، و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآوريد».
البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكر (متوفاى458هـ) الاعتقاد والهداية إلى سبيل الرشاد على مذهب السلف وأصحاب الحديث، ج1، ص324، تحقيق: أحمد عصام الكاتب، ناشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ
جلال الدين سيوطى در الدر المنثور مى‌نويسد:
وأخرج ابن أبي حاتم عن قتادة رضي الله عنه في قوله « وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» يقول: أمهاتهم في الحرمة لا يحل لمؤمن ان ينكح امرأة من نساء النبي صلى الله عليه وسلم في حياته ان طلق ولا بعد موته هي حرام على كل مؤمن مثل حرمة أمه.
ابن أبى حاتم از قتاده در باره اين سخن خداوند «وازواجه امهاتهم» نقل كرده است كه مى‌گفت: آن‌ها مادران شما هستند، در اين كه حرام است بر هر مؤمنى ازدواج با همسران پيامبر (ص) هم در زمان زندگى آن حضرت؛ اگر چه آن زن را طلاق داده باشد و هم بعد از رحلت ايشان.
السيوطي، جلال الدين أبو الفضل عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاى911هـ)، الدر المنثور، ج6، ص 566، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993.
ابو منصور ثعالبى تصريح مى‌كند كه معناى «ام المؤمنين» حرمت ازدواج با آن‌ها است و سپس به آيه دوم سوره مجادله استناد مى‌كند كه: «مادران شما تنها همان‌هايى هستند كه شما را به دنيا آورده‌اند»:
وفي القرآن الكريم: «وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أي: هن مثلهن في التحريم، وليس المراد أنهن والدات قد جاء في آية أخرى: «إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلاَّ اللاَّئي‏ وَلَدْنَهُم‏» فنفى أن تكون الأم غير الوالدة.
در قرآن كريم آمده است كه « همسران پيامبر مادران آن‌ها هستند» يعنى همانند مادران در حرمت ازدواج هستند، و منظور اين نيست كه آنان همانند مادرانى هستند كه آن‌ها را به دنيا آورده است؛ چرا كه در آيه ديگر آمده است: « مادرانشان تنها كسانى‏اند كه آنها را به دنيا آورده‏اند!» پس خداوند با اين آيه، مادر بودن زنانى را كه آن‌ها را به دنيا نياورده،‌ نفى كرده است.
الثعالبي، ابومنصور عبد الملك عبد الملك بن محمد بن إسماعيل (متوفاى429هـ)، فقه اللغة، ج1، ص84، طبق برنامه الجامع الكبير.
ابو الفرج نهروانى تصريح مى‌كند اگر خداوند از همسران پيامبر با عنوان «ام المؤمنين» تعبير كرده، تأكيد بر اين مسأله است كه ازدواج با آن‌ها حرام است:
«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» وعبر عن الأزواج بأنهن للمؤمنين أمهات توكيداً لحرمتهن ودلالة على تأبيد تحريم نكاحهن على غير النبي صلى الله عليه وسلم.
«همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند» از همسران رسول خدا با عنوان «مادران مؤمنان» تعبير شده است تا حرمت آن‌ها را تأكيد كند و دلالت كند بر اين كه ازدواج غير پيامبر با آن‌ها براى هميشه حرام است.
النهرواني، أبو الفرج المعافى بن زكريا (متوفاى390هـ)، الجليس الصالح والأنيس الناصح، ج1، ص101، طبق برنامه الجامع الكبير.
صالحى شامى، مى‌گويد كه همسران پيامبر، مادران زنان مسلمان نيست؛ چرا كه تنها فايده «ام المؤمنين» بودن آنان، حرمت ازدواج با آن‌ها است و اين فايده در حق زنان مسلمان منتفى است:
أنهن كن أمهات المؤمنين من الرجال دون النساء؛ لان فائدة الامومة في حق الرجال، وهي النكاح مفقودة في حق النساء.
آن‌ها مادران مردان مؤمن هستند نه مادران زنان مؤمنه؛ چرا كه فايده مادرى در حق مردان كه همان ازدواج باشد، در حق زنان مفقود است.
الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاى942هـ)، سبل الهدي والرشاد في سيرة خير العباد، ج10، ص448، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.
واحدى در تفسير خود مى‌نويسد:
«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» في حرمة نكاحهن عليهم.
همسران پيامبر مادران آن‌ها هستند، يعنى ازدواج با آن‌ها براى مردان حرام است.
الواحدي، علي بن أحمد ابوالحسن (متوفاى468هـ)، الوجيز في تفسير الكتاب العزيز(تفسير الواحدي)، ج2، ص858، تحقيق: صفوان عدنان داوودي، ناشر: دار القلم، الدار الشامية - دمشق، بيروت، الطبعة: الأولى، 1415هـ.
محمد بن مفلح مقدسى مى‌گويد كه «ام المؤمنين» به معناى حرمت ازدواج با آن‌ها است و اين حكم به ديگر نزديكان همسران رسول خدا صلي الله عليه وآله سرايت نمى‌كند و سبب نمى‌شود كه مثلا دختران آن‌ها خواهران امت شوند:
وهن أمهات المؤمنين بمعنى في حكم الأمهات في تحريم النكاح ولا يتعدى ذلك إلى قرابتهن (ع).
همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند، به اين معنا كه آن‌ها در حرمت ازدواج همانند مادران هستند و اين حكم به ساير نزديكان همسران پيامبر سرايت نمى‌كند.
المقدسي الحنبلي، شمس الدين أبو عبد الله محمد بن مفلح (متوفاى762هـ)، الفروع وتصحيح الفروع، ج5، ص120، تحقيق: أبو الزهراء حازم القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1418هـ.
مرداوى حنبلى مى‌نويسد:
وَهُنَّ أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ؛ يَعْنِي في تَحْرِيمِ النِّكَاحِ.
همسران پيامبر مادران مؤمنان هستند؛ يعنى ازدواج با آن‌ها حرام است.
المرداوي المقدسي الحنبلي، علاء الدين أبو الحسن علي بن سليمان بن احمد بن محمد (متوفاى885 هـ)، الإنصاف في معرفة الراجح من الخلاف على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ج8، ص42، تحقيق: محمد حامد الفقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
ابوجعفر نحاس، مفسر، اديب و لغت شناس مشهور اهل سنت در باره معناى «ام المؤمنين» مى‌نويسد:
«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» أي في الحرمة ولا يحل لهم تزوجهن.
همسران پيامبر مادران آن‌ها هستند؛ يعنى در حرمت و اين كه ازدواج با آن‌ها حلال نيست.
النحاس المرادي المصري، أبو جعفر أحمد بن محمد بن إسماعيل (متوفاى338هـ)، إعراب القرآن، ج3، ص303، تحقيق: د.زهير غازي زاهد، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1409هـ- 1988م.
ابو الليث سمرقندى نيز تصريح مى‌كند كه «ام المؤمنين» به معناى حرمت ازدواج با آن‌ها است:
«وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» يعني كأمهاتهم في الحرمة.
همسران پيامبر مادران شما هستند؛ يعنى آن‌ها در حرمت ازدواج همانند مادران شما هستند.
السمرقندي، نصر بن محمد بن أحمد ابوالليث (متوفاى367 هـ)، تفسير السمرقندي المسمي بحر العلوم، ج3، ص42، تحقيق: د. محمود مطرجي، ناشر: دار الفكر - بيروت.
در تفسير جلالين نيز آمده است:
« وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ» في حرمة نكاحهن عليهم.
همسران پيامبر مادران شما هستند، يعنى ازدواج با آن‌ها حرام است.
محمد بن أحمد المحلي الشافعي + عبدالرحمن بن أبي بكر السيوطي (متوفاى911 هـ)، تفسير الجلالين، ج1، ص49، ناشر: دار الحديث، الطبعة: الأولى، القاهرة.
عبد الرحمن سعدى از مفسران معاصر وهابى در تفسير خود كه اين تفسير توسط ابن عثيمن وهابى تحقيق شده است، در باره معناى «ام المؤمنين» مى‌نويسد:
وترتب على أن زوجات الرسول أمهات المؤمنين، أنهن لا يحللن لأحد من بعده.
همسران رسول خدا مادران مؤمنان هستند؛ يعنى براى احدى جايز نيست بعد از آن حضرت با همسرانش ازدواج كند.
السعدي، عبد الرحمن بن ناصر (متوفاى1376هـ)، تيسير الكريم الرحمن في تفسير كلام المنان (تفسير السعدي)، ج1، ص659، تحقيق: ابن عثيمين، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1421هـ ـ 2000م
شأن نزول آيه:
دليل نزول اين آيه، گفتار زشت برخى از صحابه بود كه زنان رسول خدا صلي الله عليه وآله را قبل از وفات آن حضرت بين خود تقسيم كرده بودند و هر كدام يكى از همسران آن حضرت را انتخاب كرده بود و مى‌گفتند كه اگر رسول خدا از دنيا برود، ما با اين همسرش ازدواج خواهيم كرد. اين سخنان به گوش پيامبر خدا رسيد و آن حضرت را ناراحت و غمگين كرد، خداوند به خاطر حفظ حرمت و تسكين قلب نازنينش اين حكم را نازل كرد و به همه صحابه گوشزد نمود كه هرگز حق ازدواج با همسران آن حضرت بعد از وفات ايشان را نداريد.
اين مطلب به صورت گسترده در صحيح‌ترين و قديمى‌ترين منابع اهل سنت يافت مى‌شود:
مقاتل بن سليمان كه از قديمى‌ترين تفسيرپردازان اهل سنت به شمار مى‌رود، در شأن نزول آيه 53 سوره احزاب «وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيماً» مى‌نويسد:
فقال طلحة بن عبيد الله القرشي من بني تيم بن مرة: ينهانا محمد أن ندخل على بنات عمنا، يعني عائشة، رضي الله عنها، وهما من بني تيم بن مرة، ثم قال في نفسه: والله، لئن مات محمد وأنا حي لأتزوجن عائشة، فأنزل الله تعالى في قول طلحة بن عبيد الله «وَما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيماً» لأن الله جعل نساء النبي صلى الله عليه وسلم على المؤمنين في الحرمة كأمهاتهم. فمن ثم عظم الله تزويجهن على المؤمنين.
طلحة بن عبيد الله قرشى از بنى تيم گفت: محمد ما را از اين كه به نزد دختر عمويمان يعنى عائشه رويم ! - طلحه و عائشه هر دو از بنى‌تيم بودند- سپس در دل خويش گفت: قسم به‌خدا اگر محمد بميرد و من زنده باشم، با عائشه ازدواج مى‌كنم.
به همين سبب خداوند اين آيه را نازل كرد كه «شما حق نداريد كه رسول خدا را آزار دهيد و حق نداريد كه بعد از او با همسرانش ازدواج كنيد كه اين كار در نزد خداوند (گناه) بزرگى است».
زيرا خداوند همسران رسول خدا (ص)‌ را در حرمت ازدواج مانند مادرانشان قرار داده است و به همين سبب خدا ازدواج با آنان را گناه كبيره براى مومنان دانسته است.
الأزدي البلخي، أبو الحسن مقاتل بن سليمان بن بشير (متوفاي150هـ)، تفسير مقاتل بن سليمان، ج3، ص 53، تحقيق: أحمد فريد، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2003م.
و أبومظفر سمعانى مى‌نويسد:
وقوله: «ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ» قال أهل التفسير: لما نزلت آية الحجاب ومنع الرجال من الدخول في بيوت النبي، قال رجل من الصحابة: ما بالنا نمنع من الدخول على بنات أعمامنا، والله لئن حدث أمر لأتزوجن عائشة، والأكثرون على أن القائل لهذا طلحة بن عبيد الله، وكان من رهط أبي بكر الصديق.
اهل تفسير گفته‌اند كه وقتى آيه حجاب نازل شد و مردان از ورود به خانه رسول خدا (ص) منع شدند، يكى از صحابه گفت: چه شده است كه ما را از وارد شدن به دختران عموى‌مان، باز مى‌دارند ؟ قسم به خدا اگر اتفاقى افتاد (رسول خدا مرد) با عائشه ازدواج مى‌كنم.
بيشتر علما بر اين عقيده‌اند كه گوينده اين سخن، طلحة بن عبيد الله بوده است كه از قبيله ابو‌بكر بود.
السمعاني، ابوالمظفر منصور بن محمد بن عبد الجبار (متوفاي489هـ)، تفسير القرآن، ج4، ص 301، تحقيق: ياسر بن إبراهيم و غنيم بن عباس بن غنيم، ناشر: دار الوطن - الرياض - السعودية، الطبعة: الأولى، 1418هـ- 1997م.
ابن أبوحاتم رازى در تفسير خود سه روايت در اين باره نقل كرده است:
. 17763 عن ابن عباس رضي الله، عنه في قوله: وما كان لكم ان تؤذوا رسول الله... قال: نزلت في رجل هم ان يتزوج بعض نساء النبي صلى الله عليه وسلم بعده، قال سفيان: ذكروا انها عائشة رضي الله، عنها.
17764 عن عبد الرحمن بن زيد بن اسلم قال: بلغ النبي صلى الله عليه وسلم ان رجلا يقول: ان توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم تزوجت فلانة من بعده، فكان ذلك يؤذي النبي صلى الله عليه وسلم فنزل القران وما كان لكم ان تؤذوا رسول الله.
17765 عن السدى رضي الله، عنه قال: بلغنا ان طلحة بن عبيد الله قال: ايحجبنا محمد، عن بنات عمنا، ويتزوج نسائنا من بعدنا لئن حدث به حدث لنتزوجن نساءه من بعده. فنزلت هذه الاية
از ابن عباس روايت شده است كه در مورد آيه «وما كان لكم أن توذوا...» گفت: در مورد مردى نازل شد كه مى‌خواست با بعد از رحلت رسول خدا (ص) يكى از همسران آن حضرت ازدواج كند. سفيان گفته است كه چنين مى‌گويند كه آن زن عائشه بوده است !
از عبد الرحمن بن زيد بن اسلم روايت شده است كه گفت: به پيامبر (ص) خبر رسيد كه مردى مى‌گويد: اگر پيامبر از دنيا رفت من بعد از او با فلان زن ازدواج مى‌كنم !
سخن او سبب آزار رسول خدا (ص) شد؛ و اين آيه نازل گرديد كه «وما كان لكم أن توذوا...»
از سدى از عبد الرحمن بن زيد روايت شده است كه به ما خبر رسيد كه طلحة بن عبيد الله گفت: آيا محمد بين ما و دختران عمو‌مان پرده قرار مى‌دهد ؟ و خود بعد از مردن ما با همسران ما ازدواج مى‌كند ؟ قسم به خدا اگر براى او اتفاقى افتاد، بعد از او با همسرانش ازدواج خواهيم كرد.
به همين سبب اين آيه نازل شد !
إبي أبي حاتم الرازي، عبد الرحمن بن محمد بن إدريس (متوفاي327هـ)، تفسير ابن أبي حاتم، ج10، ص 3150، تحقيق: أسعد محمد الطيب، ناشر: المكتبة العصرية - صيدا.
و قرطبى مفسير شهير و پرآوازه سنى مى‌نويسد:
وقال القشيري أبو نصر عبد الرحمن: قال بن عباس قال رجل من سادات قريش من العشرة الذين كانوا مع رسول الله صلى الله عليه وسلم على حراء في نفسه لو توفي رسول الله صلى الله عليه وسلم لتزوجت عائشة وهي بنت عمي قال مقاتل: هو طلحة بن عبيد الله... وقال بن عطية: روي أنها نزلت بسبب أن بعض الصحابة قال: لو مات رسول الله (ص) لتزوجت عائشة فبلغ ذلك رسول الله (ص) فتأذى به هكذا كنى عنه بن عباس ببعض الصحابة وحكى مكي عن معمر أنه قال: هو طلحة بن عبيد الله
ابن عباس گفته است كه يكى از بزرگان قريش از ده نفرى كه با رسول خدا (ص) در غار حراء بودند در دل خويش گفت: اگر پيامبر از دنيا برود، با عائشه كه دختر عموى من است ازدواج مى‌كنم ! مقاتل مى گويد: او طلحة بن عبيد الله است
ابن عطيه نيز گفته است: روايت شده است كه اين آيه در مورد يكى از صحابه نازل شد كه گفت: اگر رسول خدا بميرد، با عائشه ازدواج مى‌كنم !
اين خبر به رسول خدا (ص) رسيد ! و آن حضرت نيز بدين سبب آزرده شد.
در اين روايت ابن عباس با كنايه گفته است يكى از صحابه ولى مكى از معمر روايت كرده است كه او گفته است «طلحة بن عبيد الله»
الأنصاري القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن، ج14، ص 228، ناشر: دار الشعب – القاهرة.
ديگر دانشمندان و مفسران اهل سنت نيز بر اين مطلب تصريح كرده‌اند كه ما فقط به ذكر نام و آدرس كتاب آن‌ها اكتفا مى‌كنيم:
الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج8، ص 201، ناشر: دار صادر – بيروت؛
البلاذري، أحمد بن يحيي بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج3، ص 201، طبق برنامه الجامع الكبير؛
السمرقندي، نصر بن محمد بن أحمد ابوالليث (متوفاي367 هـ)، تفسير السمرقندي المسمي بحر العلوم، ج3، ص 66، تحقيق: د. محمود مطرجي، ناشر: دار الفكر – بيروت؛
البغوي، الحسين بن مسعود (متوفاي516هـ)، تفسير البغوي، ج3، ص 541، تحقيق: خالد عبد الرحمن العك، ناشر: دار المعرفة – بيروت؛
الأندلسي، ابومحمد عبد الحق بن غالب بن عطية (متوفاي546هـ)، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج4، ص 396، تحقيق: عبد السلام عبد الشافي محمد، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الاولى، 1413هـ- 1993م؛
إبن العربي، ابوبكر محمد بن عبد الله (متوفاي543هـ)، أحكام القرآن، ج3، ص 617، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر – لبنان؛
ابن الجوزي، جمال الدين ابوالفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد (متوفاي 597 هـ)، زاد المسير في علم التفسير، ج6، ص 416، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1404هـ؛
الرازي الشافعي، فخر الدين محمد بن عمر التميمي (متوفاي604هـ)، التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب، ج25، ص 416، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م؛
الزيلعي، عبدالله بن يوسف ابومحمد الحنفي (متوفاي762هـ)، تخريج الأحاديث والآثار الواقعة في تفسير الكشاف للزمخشري، ج3، ص 128، تحقيق: عبد الله بن عبد الرحمن السعد، ناشر: دار ابن خزيمة - الرياض، الطبعة: الأولى، 1414هـ؛
العيني الغيتابي الحنفي، بدر الدين ابومحمد محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج19، ص 121، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت؛
الأنصاري الشافعي، أبويحيى زكريا (متوفاي926هـ)، أسنى المطالب في شرح روض الطالب، ج3، ص 102، تحقيق: د. محمد محمد تامر، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422 هـ - 2000
أبو القاسم خلف بن عبد الملك بن بشكوال (متوفاي578هـ)، غوامض الأسماء المبهمة الواقعة في متون الأحاديث المسندة، ج11، ص 711ـ712، تحقيق: د. عز الدين علي السيد , محمد كمال الدين عز الدين، ناشر: عالم الكتب - بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ
اين حكم در حقيقت احترام نهادن به خود پيامبر اسلام و موهبتى است كه خداوند به آن حضرت كرده است؛ زيرا با سخنانى كه اصحاب گفتند و براى ازدواج با همسران آن حضرت نقشه كشيدند‌، قلب نازنين پيام‌آور خدا شكست و خداوند به منظور تسكين قلب آن حضرت، اين حكم را وضع فرمودند؛ چنانچه علاء الدين الخازن در اين باره مى‌نويسد:
وهذا من إعلام تعظيم الله لرسوله الله صلى الله عليه وسلم , وإيجاب حرمته حياً وميتاً وإعلامه بذلك مما طيب نفسه وسر قلبه واستفرغ شكره فإن من الناس من تفرط غيرته على حرمه حتى يتمنى لها الموت قبله لئلا تنكح بعده.
اين اعلام بزرگداشت خداوند براى رسول خدا (ص) و واجب كردن حرمت ايشان در زندگى و بعد از مرگ است.
اعلام اين مطلب، سبب شادى دل آن حضرت و سرور ايشان و شكر تمام ايشان شد؛ زيرا در ميان مردم كسانى هستند كه غيرت فراوان بر خانواده خويش داشته و آرزو دارند كه همسرش قبل از او بميرد تا مبادا بعد از او ازدواج نكند !
البغدادي الشهير بالخازن، علاء الدين علي بن محمد بن إبراهيم (متوفاي725هـ )، تفسير الخازن المسمي لباب التأويل في معاني التنزيل، ج5، ص 273، ناشر: دار الفكر - بيروت / لبنان - 1399هـ ـ 1979م)
..............................................................
حال در مورد شخص عایشه به شأن نزول سوره تحریم رجوع شود تا معلوم شود که خداوند چگونه او حفصه را مخاطب قرار میدهد و عتاب میکند، که دیگر جایی برای مطرح کردن آن نیست.
اکنون برای روشن شدن چهره عایشه به داستان جنگ جمل می پردازیم تا در کوتاه ترین مدت، حقیقت عایشه آشکار شود و بحث به طول نینجامد.
امیرالمومنین علی بن ابیطالب کسی است که طبق روایات متواتر سنی و شیعه در حق او فرمود "من کنت مولاه فعلی مولاه.اللهم وال من والاه و "عاد من عاداه" ( این روایت عجیب متواتر است و کوچکترین شکی را تا بحال کسی در آن نکرده. نمونه ای از ناقلین این رویات:
الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، أبو العباس أحمد بن محمد بن علي ابن حجر الهيثمي (متوفاي973هـ ) ، ج 2 ، ص 353 و 355 ، الفصل الثاني : في فضائله رضي الله عنه و كرم الله وجهه ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الرحمن بن عبد الله التركي - كامل محمد الخراط
جند تن از بزرگان اهل سنت که این روایت را عینا نقل کردند:
1)ابن ابي شيبه ، استاد بخاري ( متوفاي 235هـ)

الكتاب المصنف في الأحاديث و الآثار ، أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي ، ج 2 ، ص 682 ، ج 6 ، ص 368 ، ح 32091 ، دار النشر : مكتبة الرشد - الرياض - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : كمال يوسف الحوت

2 . احمد بن حنبل امام حبنلي‌ها (متوفاي241هـ) در دو كتاب مسند احمد و فضائل الصحابة‌اش؛

مسند الإمام أحمد بن حنبل ، أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني ، ج 1 ، ص 118 ، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر

فضائل الصحابة ، أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشيباني ، ج 2 ، ص 610 ، ج 2 ، ص 682 ،دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. وصي الله محمد عباس

3 . ابن ماجه قزويني متوفاي (متوفاي275هـ) در سنن‌اش كه يكي از صحاح سته اهل سنت است

سنن ابن ماجه ، محمد بن يزيد أبو عبدالله القزويني ج 1 ، ص 43، دار النشر : دار الفكر - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي

4 . ابوبكر بزار (متوفاي292هـ) در مسندش؛

البحر الزخار (مسند بزار ) ، أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار ، ج 10 ، ص 211 ، دار النشر : مؤسسة علوم القرآن , مكتبة العلوم والحكم - بيروت , المدينة - 1409 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د. محفوظ الرحمن زين الله

5 . نسايي(متوفاي303هـ) در كتاب السنن الكبري و همچنين در خصائص امير المؤمنين عليه السلام‌ ؛

السنن الكبرى ، أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي (متوفاي303 ) ، ج 5 ص 45 ، ج 5 ، ص 130 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411 - 1991 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د.عبد الغفار سليمان البنداري , سيد كسروي حسن

خصائص أمير المؤمنين علي بن أبي طالب ، أحمد بن شعيب النسائي أبو عبد الرحمن( متوفاي303 ) ، ج 1 ، ص 96، دار النشر : مكتبة المعلا - الكويت - 1406 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : أحمد ميرين البلوشي

6 . ‌ابويعلي موصلي (متوفاي307هـ) در مسندش ؛

مسند أبي يعلى ، أحمد بن علي بن المثنى أبو يعلى الموصلي التميمي، ج 1 ، ص428 و ج 11 ، ص 307 ، لنشر : دار المأمون للتراث - دمشق - 1404 - 1984 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : حسين سليم أسد

7 . طحاوي (متوفاي321هـ) : در كتاب شرح مشكل الآثار ؛

شرح مشكل الآثار ، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوي ج 5 ، ص 18 و 19، ناشر : مؤسسة الرسالة - لبنان/ بيروت - 1408هـ - 1987م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

8 . ابن حبان (متوفاي354هـ) در صحيح خود ؛

صحيح ابن حبان بترتيب ابن بلبان ،محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التميمي البستي (الوفاة :) ، ج 15 ، ص 375 ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1414 - 1993 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط

9 . طبراني (متوفاي360هـ)در المعجم الكبير و المعجم الاوسط ؛

المعجم الكبير ، سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني ، ج 5 ، ص 166 ، دار النشر : مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حمدي بن عبدالمجيد السلفي

10 . حاكم نيشابوري (متوفاي405هـ) در المستدرك ؛

المستدرك على الصحيحين ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري ، ج 3 ، ص 118 ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا

11 . ثعلبي ( متوفاي427هـ) در تفسيرش ؛

الكشف والبيان (تفسير الثعلبي ) ، أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم الثعلبي النيسابوري ، ج 4 ، ص 126، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت - لبنان - 1422هـ-2002م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : الإمام أبي محمد بن عاشور ، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي

12 . جرجاني (متوفاي499هـ) در الامالي ؛

كتاب الأمالي وهي المعروفة بالأمالي الخميسية ، المرشد بالله يحيى بن الحسين بن إسماعيل الحسني الشجري الجرجاني ، ج 1 ، ص 192 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان - 1422 هـ - 2001م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد حسن اسماعيل

13 . ابن عساكر (متوفاي571هـ) در تاريخ مدينه دمشق ؛

تاريخ مدينة دمشق و ذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي ، ج 42 ، ص 209 ، دار النشر : دار الفكر - بيروت - 1995 ، تحقيق : محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري

14 . ابن أثير جزري (متوفاي630هـ)در اسدالغابة ؛

أسد الغابة في معرفة الصحابة ، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري ، ج 3 ، ص 484دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد الرفاعي

15 . مقدسي (متوفاي643هـ) در الأحاديث المختارة

الأحاديث المختارة ، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد الحنبلي المقدسي ، ج 2 ، ص 106 ، ناشر : مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة - 1410 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الملك بن عبد الله بن دهيش
و نیز
تخريج الأحاديث والآثار الواقعة في تفسير الكشاف للزمخشري ، جمال الدين عبد الله بن يوسف بن محمد الزيلعي (متوفاي762هـ ) ، ج 2 ، ص 234 الي 244 ، ناشر : دار ابن خزيمة - الرياض - 1414هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عبد الله بن عبد الرحمن السعد .)"
و نیز "علي مع الحق و الحق مع علي"(سنن الترمذي، ج 5، ص 633؛ الإمامه و السياسه، ج 1، ص 98؛ المستدرک علی الصحيحين، ج 3، ص 135؛ تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 448) و روایات بسیار که تردیدی در آن نیست.

حال ببینیم چه کسانی با امیرالمومنین دشمنی کردند که طبق فرمایش پیامبر دشمن خدایند؟؟؟؟؟؟

واقعا داستان جنگ جمل مبین چهره حقیقی عایشه است.
وقتی سپاه عایشه و طلحه به بصره می رسد با عثمان بن حنیف،والی امیرالمومنین پیمان صلح می یندند که متعرض هم نشوند تا امیرالمومنین بیایند و عایشه زیر این پیمان را مهر زد.
اما شبانه به دارالخلافه و خزانه بصره حمله کردند و عثمان بن حنیف را محاسن کندند و از شهر بیرونش کردند و حکیم بن جبله را مثل حمزه سیدالشهدا سینه شکافتند و بدنش را مثله کردند و دیگر پیروان امیرالمومنین را آن قدر زدند تا جان دادند!!! همه اینها جلوی عایشه انجام می شده و بعضی از آنها به دستور مستقیم او بوده!!(تاریخ طبری جلد 3 صفحه 491)
وقتی عثمان بن حنیف پیش امام رسید حضرت گریستند و فرمودند:"انا لله و انا الیه راجعون" و بعد به خداوند شکایت کردند از آنچه این عده بر ایشان وارد آوردند.

هزاران بار حضرت خواستند جلوی جنگ گرفته شود ولی او نپذیرفت و مدام می گفت حکم بین ما و شما شمشیر است.(باز همان تاریخ طبری جلد 3 صفحه 491)

حضرت برای بار آخر در لحظاتی قبل از جنگ،جوانی به نام مسلم را با قرآنی به سمت لشگر عایشه فرستادند.او در مقابل سپاه عایشه قرآن را گشود و گفت:اى مردم اين كتاب خدا است ، و اميرالمؤ منين شما را دعوت مى كند به آنچه در آن است!
تا این کلمات را گفت عایشه فریاد زد:اشْجَرُوهُ بِالرِّمَاحِ.(با نیزه او را بزنید!!!)
داستان این جوان و قرآن در دستش و دستور عایشه به قتلش،مفصل در تاریخ طبری هست.

او همیشه کینه امیرالمومنین را داشت و بسیار از رویاتی که او از پیامبر نقل می کند،وقتی به نام امیرالمومنین می رسد بخاطر بغض و کینه نام ایشان را نمی برد.
حتی ببینید وقتی خبر شهادت امیرالمومنین به عایشه می رسد چگونه اظهار خوشحالی می کند:
"وذهب بقتل علي عليه السلام إلى الحجاز سفيان بن أمية بن أبي سفيان بن أمية بن عبد شمس فبلغ ذلك عائشة فقالت:
فأَلقتْ عَصاها واستقرَّ بها النَّوى كما قرَّ عيناً بالإيابِ المُسافِرُ
سفيان بن أميه، خبر كشته على عليه السلام را به حجاز برد، وقتى اين خبر به عائشه رسيد گفت:
عصايش را انداخت و سرجاى خودش آرام گرفت
همچنان كه چشم‌ها در هنگام بازگشت مسافر روشن مى‌شود!!!!!!!"

(الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج3، ص40، ناشر: دار صادر – بيروت؛
الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاى310)، تاريخ الطبري، ج3، ص159، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت.
الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاى356هـ)، مقاتل الطالبيين، ج1، ص11، طبق برنامه الجامع الكبير
ابن سمعون البغدادي، أبو الحسين محمد بن أحمد بن إسماعيل بن عنبس (متوفاى387هـ)، أمالي ابن سمعون، ج1، ص43، طبق برنامه الجامع الكبير.
ابن أثير الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاى630هـ) الكامل في التاريخ، ج3، ص259، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ.
الدميري المصري الشافعي، كمال الدين محمد بن موسى بن عيسى (متوفاى808 هـ)، حياة الحيوان الكبرى، ج1، ص75، تحقيق: أحمد حسن بسج، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الثانية، 1424 هـ - 2003م.
الدمشقي الباعوني الشافعي، أبو البركات شمس الدين محمد بن أحمد (متوفاى871 هـ)، جواهر المطالب في مناقب الإمام علي بن أبي طالب ( ع )، ج2 ص104، تحقيق: الشيخ محمد باقر المحمودي، ناشر: مجمع إحياء الثقافة الاسلامية ـ قم، الطبعة: الأولي، 1412هـ)

..............................

سلام
اولا كه لقب ام المومنين را خدا در قران به همسران پيامبر داد زيرا كه بعد از ايشان ازدواج نكنند زيرا طلحه منتظر فوت رسول بود تا عايشه را به نكاح خود دراورد...پس اين لقب فضيلتي بر او ندارد كه سعي داريد از او سلب كنيد...زيرا وقتي زني بر عايشه وارد شد و او را مادرجان خطاب كرد خود عايشه كفته من فقط مادر مردان شمام....
دوما لعن عايشه نزد شيعيان حرام نيست سب و دشنام حكم ممنوعيت دارد
ياعلي

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .