اسناد هجوم عمر به خانه حضرت فاطمه-سلام الله علیها درمنابع اهل سنت

اسناد هجوم عمر به خانه حضرت فاطمه-سلام الله علیها(3)
امروزه خیلی وهابیان می گویند که خانه حضرت زهرا سلام الله علیها درب نداشت وآن زمان خانه ها درب نداشته ولی غافل از آیه شریفه 189سوره بقره هستن .

تاریخ الطبری ج 3 ص 198 تالیف : محمد بن جریر الطبری

زیاد بن کلیب از مغیره نقل میکند که : عمر بن الخطاب به سوی منزل علی رفت . در منزل او طلحه و زبیر و عده از مهاجرین بودند . عمر گفت : به خدا قسم همه شما را اتش میزنم یا اینکه برای بیعت بیایید بیرون.

مروج الذهب ج 3 ص 77 تالیف : المسعودی
عروه بن زبیر در توجیه کار برادرش نقل میکند : برادرم هنگام محاصره نبی هاشم و جمع کردن هیزم برای

آتش زدن انها به این علت با عمر و هم دستانش هماهنگ شد که قصد داشت بنی هاشم را وادار به بیعت کند چون انها از بیعت سر باز میزدند !!!!

انساب الاشراف ج 1 ص 586 تالیف : احمد بن یحی معروف به بلاذری

ابو بکر علی را برای بیعت فراخواند ولی او سر پیچی کرد . در این هنگام عمر به سوی خانه علی رفت در حالی که در دستان او مشعلی از اتش بود . فاطمه او را بر درب خانه اش مشاهده کرد . فاطمه گفت : ای پسر خطاب ایا میخواهی درب خانه ی من را اتش بزنی و ما را بسوزانی ؟ عمر گفت : بله . این کار باعث محکم شدن دین پدرت میشود !

الامامه السیاسه ج 1 ص 12 تالیف : ابن قتیبه الدینوری چاپ مصر

عمر به سوی خانه علی رفت و فریاد کشید تا یرون بیایند . ولی انها بیرون نیامدند . پس دستور داد تا هیزم بیاورند . عمر گفت : قسم به ان کسی که جان عمر در دست اوست یا بیرون بیایید یا خانه را با اهلش اتش میزنم . عده ای به عمر گفتند : ای ابا حفص در این خانه فاطمه است . عمر گفت : اگر چه فاطمه باشد ( خانه را به اتش میکشم )

السقیفه والخلافه ص 14 تالیف : عبد الفتاح عبد المقصود

عمر و عده ای به سوی خانه علی و فاطمه و حسن و حسین رفتند در حالی که همراه انها هیزم و اتش بود .

به سبب امتناع از بیعت ، عمر آنجا را به اتش کشید . عده ای در حالی که از این کار منصرف شده بودند به عمر گفتند : ای ابا حفص در این خانه فاطمه است . عمر گفت : اگر چه فاطمه باشد (خانه را به اتش میکشم .)

ثبات الوصیه ص 123 تالیف : المسعودی صاحب کتاب مروج الذهب

پس راه خانه علی را در پیش گرفتند و به او یروش بردند و درب خانه اش را اتش زدند و او را به زور بیرون کشیدند و چنان سیده النساء را میان در و دیوار فشار دادند که محسن او سقط شد و علی را برای بیعت بردند و به علی گفتند بیعت کن او گفت این کار را نمیکنم انها گفتند اگر بعیت نکنی تو را میکشیم ....

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .