اثبات حقانیت تشیع با کتب اهل سنت + اسناد اینترنتی)(پاسخ به9 شبهه)

آیا توسل شرک است؟! (جدید)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در سال های اخیر به دلیل شبهه افکنی های گسترده ی وهابیون از طریق شبکه های ماهواره ای و سایت های اینترنتی و... و عدم موضع گیری مناسب علمای اهل سنت ، وهابیون موفق شده اند عقیده ی وهابیت را به نام اهل سنت ارائه دهند و اهل سنت را ناخواسته وهابی بکنند!
إن شاء الله قصد داریم در این مقاله به حول و قوه ی الهی به شبهات توحیدی وهابی ها پاسخ بدهیم.
فهرست
شبهه ی اول:
مذهبی به نام وهابیت وجود ندارد و شیعیان به خاطر فراری دادن مردم از خداپرستی ، این غول را تراشیده اند!
شبهه ی دوم:
صدا زدن غیر خدا ، درخواست از او و توسل به او ، شرک است به شهادت آیات قرآن !
شبهه ی سوم:
صدا زدن غیر خدا ، درخواست از او و توسل به او ، اگر شرک نباشد ، حداقل بدعت است چون نه آیه ای درباره ی مشروعیت آن وجود دارد و نه روایتی !
شبهه ی چهارم:
صدا زدن غیر خدای مرده ، درخواست از او و توسل به او ، شرک است زیرا کسی که چنین اعتقادی داشته باشد ، صفت الهی سماع کل اصوات را به من دون الله تعمیم داده است.
شبهه ی پنجم:
به شهادت قرآن ، مردگان نمی شوند فلذا توسل به آنها و مدد خواهی از آنها کاری عبث و بیهوده است و اگر کسی ادعا کند که مردگان می شنوند به قرآن کافر شده است.
شبهه ی ششم:
شیعیان می گویند اهل بیت علیهم السلام صداها را در سطح وسیعی به اذن الله می شنوند ، در حالی که خداوند چنین اذنی به کسی نداده است و شیعیان به خداوند دروغ می بندند.
شبهه ی هفتم:
توسل کردن به مرده ، بدعت است چون نه در قرآن آمده و نه در سیره ی پیامبر (ص) ، اصحاب ، تابعین ، اهل بیت و ائمه ی چهار گانه مشاهده شده است.
شبهه ی هشتم:
گیریم که درخواست از غیر خدا مطلقا جایز است ولی این محدودیت هایی دارد! در واقع درخواست های گنده ای که شیعیان از امامانشان میکنند مثل درخواست شفا ، شرک است.
شبهه ی نهم:
ساخت گنبد و بارگاه ، بدعت و شرک است ؛ چون نه قرآن ، نه سنت ، نه صحابه ، نه تابعین ، نه اهل بیت ، هیچ یک آن را جایز نشمرده اند.
&&&&&___________________________________________________________________&&&&&
شبهه ی اول:
مذهبی به نام وهابیت وجود ندارد و شیعیان به خاطر فراری دادن مردم از خداپرستی ، این غول را تراشیده اند!
قابل انکار نیست که بیشترین تعداد فریب خوردگان اهل سنت (وهابی زدگان) ، آنهایی هستند که به وجود وهابیت اعتقادی ندارند و این عقیده ی باطلی که توسط وهابیون به آنها رسیده است را عقیده ی اهل سنت میدانند! فلذا قبل از هرچیز واجب است که از زبان علمای اهل سنت و وهابیت ، وجود مذهب وهابیت را اثبات بکنیم که در مقاله ای جدا به آن پرداخته ایم:
http://www.alsonnat.blogfa.com/post/60
شبهه ی دوم:
صدا زدن غیر خدا ، درخواست از او و توسل به او ، شرک است به شهادت آیات قرآن !
توضیح شبهه: وهابیون می گویند خداوند خواندن من دون الله را در قرآن ، شرک دانسته است از جمله در غافر/60 - یونس/18 - زمر/3 - رعد/16 - احقاف/5و6 - نحل/20و21 - جن/18و20 - اسراء/56 - اعراف/194 - فاطر/13و14 - فاتحه/5 - بقره/186
در واقع این آیات از سه حال خارج نیستند:
1. یا در مورد عبادت غیر خدا هستند.
2. یا خواندن معبودانی غیر از خدا هستند.
3. یا اشاره به خواندن فقط خدا هستند.
وهابیون میگویند قرآن، مطلق دعوت و نداى غير خدا را عبادت خوانده است، بنابراين هر كسى پيامبر و يا شخص صالحى را بخواند يا بگويـد: درباره ى حاجت من شفاعت كن و مانند اين ها، در اين صورت اين شخص با اين گفتار ، او را عبادت كرده است. و حقيقت پرستش جز خواندن چيزى نيست ، در نتيجه چنين دعوت گرى، غير خدا را پرستيده و مشرك شده است!!
اینکه معنای دعوت در قرآن به طور مطلق عبادت باشد این از افترائات وهابیون بر قرآن است ، چون:
قرآن از زبان حضرت نوح (ع) میفرماید:
قالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوتُ قَومى لَيْلاً وَنَهاراً نوح/5
گفت: پروردگارا! من شب و روز قوم خودم را (به سوى تو) دعوت كردم.
آیا میتوان گفت که حضرت نوح علیه السلام ، قومشان را می پرستیدند؟!
یا می فرماید:
إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَى أَحَدٍ وَالرَّ‌سُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرَ‌اکُمْ. آل عمران/ 153
[یاد کنید] هنگامى را که در حال گریز [از کوه]‌ بالا مى‌رفتید و به هیچ کس توجه نمى‌کردید؛ و پیامبر،از پشت سرتان،شما را به فریاد مى‌خواند... .
آیا میتوان گفت که حضرت رسول (ص) ، صحابه را می پرستیدند؟!
یا از زبان شیطان چنین نقل می کند:
وَما كانَ لِى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ أَنْ دَعَوتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى... ابراهیم/22
... من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه شما را دعوت کردم و شما هم مرا اجابت کردید ...
آیا میتوان گفت که شیطان ، پیروانش را میپرستد؟!
با این مقدمه ، به بررسی آیات فوق الذکر می پردازیم:
آیه ی 60 غافر:
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ
اولا: معنای ادعونی در این آیه به معنای عبادت است به گواه ادامه ی آیه _ یستکبرون عن عبادتی
ثانیا: این آیه ربطی به شرک ندارد مگر اینکه کسی بخواهد مطلق خواندن را عبادت معنا کند که پیش تر بطلان آن را ثابت کردیم.
ثالثا: اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. بر فرض که معنای دعا در آیه ی فوق ، خواندن باشد باز هم دلالت بر شرک شیعه نمی کند ؛ زیرا آیه نگفته است که فقط خدا را بخوانید بلکه از ظاهر آیه چنین برداشت می شود که خطابش به کسانی است که به خدا توجهی ندارند.
آیه ی 18 یونس:
وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ
و به جاى خدا ، چيزهايى را مى پرستند كه نه به آنان زيان مى رساند و نه به آنان سود مى دهد . و مى گويند : «اينها نزد خدا شفاعتگران ما هستند .» بگو : «آيا خدا را به چيزى كه در آسمانها و در زمين نمى داند ، آگاه مى گردانيد ؟» او پاك و برتر است از آنچه ] با وى ] شريك مى سازند.
این آیه ربطی به خواندن ندارد و به وضوح می گوید که در مورد عبادت است.
آیه ی 3 زمر:
أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ
این آیه نیز ربطی به خواندن ندارد و درباره ی عبادت است.
دقت کنید که مشرکان گفته اند ما نعبدهم یعنی آنها را نمی پرستیم سپس با آوردن الّا ، استثنا کرده اند و چیزی را داخل در پرستش کرده اند !
جهت اثبات ادعای خود ، ترجمه ی سه تن از مترجمان بزرگ را در اینجا می آوریم:
مکارم: ... و دليلشان اين بود كه اينها را نمي‏پرستيم مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند...
فولادوند: ... ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى‏پرستيم...
خرمشاهی : ... آنان را جز براى اين نمى‏پرستيم كه ما را با تقربى به خداوند نزديك گردانند ...
آیه ی 16 رعد:
قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ ۚ قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ لَا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمَىٰ وَالْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ ۗ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكَاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ ۚ قُلِ اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
مشرک تراشان با استدلال به عبارت من دونه أولیاء می گویند شیعه مشرک است!
حقیقت این است که منظور از أولیاء در این آیه ، خدایان است زیرا در ابتدای آیه می گوید خدای آسمان ها و زمین کیست؟ و سپس در سطر دوم می گوید أم جعلوا للّه شرکاء؟
جهت اطلاع وهابیان عرض میکنیم که خداوند در آیه ی 55 مائده می فرمایند:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ
آیات 5 و 6 أحقاف:
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿۵﴾ وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ ﴿۶﴾
نکته ی اول:
در آیه ی فوق ، دعا به معنی عبادت میباشد چنانکه آیه ی 6 میگوید. بسیاری از مترجمانی هم که دعا در این آیه را خواندن معنی کرده اند ، من دون الله را معبود معنا کرده اند مثل حضرت آیت الله مکارم حفظه الله
نکته ی دوم:
آیه ی فوق میگوید ویژگی این من دون الله ها این است که:
لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ _ تا قیامت جواب نمی دهند.
در حالیکه پیامبر (ص) و امامان شفا میدهند به اقرار علمای اهل سنت و مدارکی که از پرونده ی شفا یافتگان در دست است !
آیات 20 و 21 نحل:
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۲۰﴾ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿۲۱﴾
این آیه نیز درباره ی عبادت است و یا درباره ی خواندن معبود می باشد زیرا :
آیه ی 191 اعراف میفرماید: أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُون
آیه ی 22 نحل می فرماید: إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ ﴿۲۲﴾
به وضوح مشاهده می شود که خطاب آیه به مشرکان است.
آیات 18 و 20 جن:
وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ﴿۱۸﴾
قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا ﴿۲۰﴾
این آیات هم درباره ی عبادت است چون :
اولا: در مورد مسجد است و مسجد محل عبادت.
ثانیا: بسیار شبیه آیه ی 110 کهف است که می فرماید: وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا
آیه ی 56 اسراء:
قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلًا ﴿۵۶﴾
خطاب آیه به کسانی است که معبود خود را خدا می پنداشتند _ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ...
آیه ی 194 اعراف:
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۹۴﴾
این آیه در حق مشرکان نازل شده است چنانچه آیه ی 191 میفرماید:
أَيُشْرِكُونَ مَا لاَ يَخْلُقُ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۱۹۱﴾
با نگاهی گذرا به آیات قبل و بعد آیه ی 194 ، این یقین به دست میآید که مراد از تدعون در تدعون من دون الله ، عبادت است اگر چه معنای دعای دوم یعنی فادعوهم صدا زدن و درخواست باشد.
آیات 13 و 14 فاطر:
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ ﴿۱۳﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ ﴿۱۴﴾
در آیات فوق ، خداوند ، معبودهای مشرکان را با خود مقایسه می کند فلذا معنای تدعون من دونه در آیه ی 13 ، عبادت است اگرچه معنای تدعوهم و دعائکم در آیه ی 14 عبادت نباشد ولی خواندن معبود است.
آیه ی 5 فاتحه:
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
(خداوندا) فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم.
وهابیون با استدلال به این آیه ی شریفه ، میگویند از آنجایی که فقط باید از خدا یاری خواست فلذا یاری خواستن از غیر خدا شرک است!
قرآن می فرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ. بقره/153
آیا صبر و نماز غیر خدا هستند یا نه؟ اگر هستند ، پس آیا خداوند متعال ، نستجیر بالله به مومنان دستور شرک میدهد؟!
با توجه به آیه ی فوق میتوان فهمید که قضیه ، چیز دیگری است که آن را در آیه ی 14 لقمان میفهمیم:
أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ. لقمان/14
شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت به سوى من است.
در اين آيه، خداوند «شكر والدين» را عِدلِ «شكر خود» قرار داده است و اين به معناى شرك در شكرگزارى نيست، بلكه با جمله «إلَىَّ المَصير» به ما مى فهماند كه شكر والدين در جهت شكر خداست و در مقابل آن نيست همین طور وقتی ما از کسی درخواستی میکنیم ، او را در کنار خدا قرار نمیدهیم بلکه درخواست ما در جهت درخواست از خداوند میباشد و شرک زمانی حاصل میشود که چیزی را در عرض چیز دیگر بدانیم و قرار بدهیم.
آیه ی 186 بقره:
وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند.
وهابیون با استدلال به این آیه می گویند درخواست از غیر خدا جایز نیست و لزومی ندارد.
نکته ی اول: وهابیون تصور میکنند که خدا گفته است من نزدیکم پس من را بخوانید و نیازی به خواندن دیگری نیست! در حالی که حقیقت این است که این آیه زمانی نازل شد که بعضی از اعراب از پیامبر (ص) درباره ی خدا سوال کردند و گفتند آيا خدا نزديك است تا آهسته با او مناجات كنيم يا دور است تا با صداى بلند او را بخوانيم؟!
تفسیر المنار محمد رشید رضا- در تفسیر آیه ی 186 سوره ی بقره
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=157&idto=...
نکته ی دوم: اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. آیه نگفته است که فقط خدا را بخوانید بلکه با توجه به آیات دیگر ، مشروعیت و مفید بودن خواندن من دون الله ثابت می شود از جمله آیات 97 و 98 یوسف و 64 نساء
شبهه ی سوم:
صدا زدن غیر خدا ، درخواست از او و توسل به او ، اگر شرک نباشد ، حداقل بدعت است چون نه آیه ای درباره ی مشروعیت آن وجود دارد و نه روایتی !
توسل فرزندان حضرت یعقوب (ع) به آن حضرت
یوسف/97 قالُوا یا أبانا اسْتَغْفِر لَنا ذُنُوبَنا اِنّا کُنّا خاطِئیْنَ
(فرزندان حضرت یعقوب ع) گفتند: اي پدر، از خدا بر تقصیرات ما طلب مغفرت کن که ما بر خطا بودیم.
یوسف/98 قالَ سَوْفَ أسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبّیْ إنَّهُ هُوَ الْغَفورُ الرَّحِیْمُ
گفت به زودي از درگاه خدا، براي شما مغفرت خواهم خواست، همانا او آمرزنده و مهربان است.
در آیات فوق ، به وضوح می بینیم که فرزندان حضرت یعقوب (ع) به آن حضرت متوسل می شوند و می گویند استغفر و نمی گویند اغفر و ایشان هم عمل آنها را تأیید میکنند و خداوند هم متذکر اشکالی نمیشود.
بخشش منافقین در گرو توسل به پیامبر (ص)
وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً نساء/64
اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت.
آیه به وضوح می گوید که استغفار منافقین ، به تنهایی فایده ای ندارد بلکه بخشش زمانی صورت می پذیرد که رسول خدا (ص) هم برای آنها طلب بخشش کند (استغفر).
مدد خواهی حضرت عیسی (ع) از من دون الله
فَلَمَّا أَحَسَّ عيسى‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاري إِلَى اللَّهِ. آل عمران/52
چون عيسي دريافت قوم ايمان نمي آورند گفت كه كيست با من دين خدا را ياري كند.
مدد خواهی ذو القرنین از من دون الله
فَأَعينُوني‏ بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْما. کهف/95
شما با قوت بازو به من كمك كنيد تا سدي محكم بين شما و آنها بسازم.
شفا یافتن صحابی نابینا در اثر توسل به پیامبر ص
شخص نابینایی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت از خداوند بخواه تا مرا شفا دهد! پس پیامبر (ص) فرمودند آخرت بهتر است ولی آن مرد قبول نکرد تا اینکه پیامبر (ص) به وی امر فرمودند تا وضو گرفته و دو رکعت نماز بخواند و سپس این دعا را بخواند:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ ، يَا مُحَمَّدُ ، إِنِّي قَدْ تَوَجَّهْتُ بِكَ إِلَى رَبِّي فِي حَاجَتِي هَذِهِ لِتُقْضَى اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِيَّ
این روایت را تعدادی از علمای اهل سنت تصحیح کرده اند از جمله ابواسحاق ، ترمذی ، ابن خزیمه ، حاکم نیشابوری و... :
شرح سنن الترمذی - کتاب الدعوات - باب فی دعاء الضیف - ح 3578 http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=56&...
فعلا تا این حد در اثبات مشروعیت توسل کافی است.
شبهه ی چهارم:
صدا زدن غیر خدای مرده ، درخواست از او و توسل به او ، شرک است زیرا کسی که چنین اعتقادی داشته باشد ، صفت الهی سماع کل اصوات را به من دون الله تعمیم داده است.
در ابتدا باید برای آن کسانی که به شیعه نسبت شرک می دهند یاد آور شویم که قرآن کریم می فرماید:
لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً. نساء/94
به کسانی که اظهار اسلام می کنند نگویید که شما مومن نیستید!
و نیز از نبی مکرم (ص) روایت است که اگر کسی لا اله الا الله را گفت ، داخل در اسلام شده و حقوق مسلمانی را دارا خواهد بود و حساب باطنش بر خداست. صحیح بخاری ، صحیح مسلم و...
http://library.islamweb.net/hadith/hadithServices.php?type=2&cid=66&sid=...
بعضی ها می گویند درست است که با شهادت بر وحدانیت خدا ، وارد اسلام می شود ولی با گفتن یا علی ، از اسلام خارج می شود!!
می گویم همه ی مسلمین در سلام نمازشان می گویند السلام علیک ایها النبی ! آیا اینها همه مشرک شده و از اسلام خارج می شوند؟!
و داریم که ابو بکر در هنگام دیدن پیکر مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گریه می کند و ایشان را می بوسد و می گوید : بِأَبِي أَنْتَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ
صحیح البخاری - کتاب الجنائز - باب الدخول علی المیت بعد الموت.. - ح 1171
http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?hflag=1&bk_no=146&p...
از آنجایی که وهابیون سعی دارند هیچگاه تعریفی از شرک و توحید ارائه ندهند و آنجائی هم که بخواهند تعریفی از شرک و توحید بیان کنند به سراغ مصادیق شرک و توحید می روند تا مطلب مخدوش و منحرف گردد فلذا ناچاریم در این مجال ، مقداری به تعریف شرک بپردازیم.
شرک یعنی شریک شدن . انباز گشتن . همدست شدن در کاری . لغت نامه ی دهخدا
مشرکین پس از مشاهده ی عذاب الهی می گویند:
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِى ضَلَالٍ مُّبِينٍ إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبّ الْعَالَمِين. شعراء/98
سوگند به خدا كه ما در گمراهي آشكاري بوديم هنگامي كه بت ها را با پرودگار عالميان برابر مي گرفتيم!
در اين آيه شريفه ، شرك يعني برابر گرفتن كسي يا چيزي با رب العالمين ، هم چنان كه مفهوم كلمه شريك نيز چنين حقيقتي را القا مي كند.
در امر شراکت آنچه بین دو یا چند نفر بسیار مهم است ، این است که هر کس به مقدار سهمش مستقل از دیگریست. به عنوان مثال : شرکتی وجود دارد بنده یک سهم و شما نود و نه سهم دارید من و شما هر کدام در هر آنچه داریم مستقل از یکدیگر هستیم با این فرض کسی که غیری را با خدا شریک میگیرد ، در حقیقت در برابر خدا ، غیر را مستقل از خدا فرض کرده است و دیگر مقدار سهم تاثیری در اصل مسئله ندارد.
حال اگر فرض شود خداوند اختیار تمام دنیا را به کسی دهد ولی ممکن است هر لحظه آن را بگیرد آیا میتوان گفت چنین کسی شریک خداست ؟ و یا می توان ادعا نمود که ما برای چنین کسی استقلال قائل شدیم ؟
قطعا پاسخ منفی است چون برای چنین کسی اصلا سرمایه ای تعریف نشده تا شراکتی ایجاد شده باشد و همچنین هر لحظه خداوند ممکن است هر آنچه داده را بگیرد ، لذا استقلالی هم برای او تصور نشده است!
یا یک صاحب خانه استقلال دارد ولی هیچ مستأجری استقلال ندارد و نمی توان مستاجر را شریک صاحب خانه دانست.
شیعه معتقد است خداوند خیلی قدرت ها به معصومین علیهم السلام داده و هر لحظه هم ممکن است هر آنچه را که داده پس بگیرد . در این حالت هیچ شراکت و یا استقلالی برای معصومین علیهم السلام تصور نکرده ایم تا دچار اشکال شویم!
با قبول تعریف بالا اگر کسی ادعا کند چون شیعه برای معصومین علیه السلام قدرت قائل است پس معصومین علیهم السلام را شریکان خدا می دانند چنین ادعایی باطل است.
برای اینکه حرف های فوق مستند به مدارک قرآنی باشد ، نمونه هایی را ذکر می کنیم:
شفا و درمان از خداست: و اذا مرضت فهو يشفين. شعراء/80
امّا همين شفا را خداوند در عسل قرار داده است: فيه شفأ للنّاس. نحل/69
هر چند خداوند كارها را تدبير مي كند: يدبّر الامر. یونس/3
امّا فرشتگان واسطه تدبير او هستند: فالمدبّرات امرا. نازعات/5
هر چند خداوند جان ها را می گیرد: اللّه يتوفّي الانفس. زمر/42
امّا ملک الموت جان ها را می گیرد: يتوفّاكم ملك الموت. سجده/11
هر چند خداوند مردگان را زنده می کند: وَ اللَّهُ يُحْيي‏ وَ يُميتُ. آل عمران/156
ولی حضرت عیسی (ع) هم به اذن خدا مرده زنده می کند: أُحْيِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ. آل عمران/49
با اینکه خداوند بادها را جابجا می کند: اللَّهُ الَّذي يُرْسِلُ الرِّياحَ. روم/48
ولی آن را به تسخیر حضرت سلیمان (ع) در می آورد: فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْري بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ. ص/36
درست است که خداوند عالم الغیب است: عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا. جن/26
ولی مقداری از آن را به فرستاده هایش می دهد: إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ. جن/27
اگر چه خداوند هدایت می کند: أَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ. حج/16
ولی پیامبر هم هدایت می کند: إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ. شوری/52
و امامان هم هدایت می کنند: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا. انبیاء/73
اگر چه عزت کلا از آن خداست: فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا... فاطر/10
ولی برای رسول و مومنین نیز می باشد: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ... منافقون/8
اما اگر شیعه بگوید اهل بیت علیهم السلام به اذن خدا می شنوند و به اذن خدا می توانند حاجت بدهند ، مشرک می شود؟!
توضیحات بیشتر در:
http://islamtxt.ir/node/241
شبهه ی پنجم:
به شهادت قرآن ، مردگان نمی شوند فلذا توسل به آنها و مدد خواهی از آنها کاری عبث و بیهوده است و اگر کسی ادعا کند که مردگان می شنوند به قرآن کافر شده است.
وهابیان با استدلال به آیات زیر ، ادعا می کنند که مردگان نمی شنوند:
فَإِنَّكَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ روم/52
تو نمى‏توانى مردگان را شنوا سازى و آواز خود را به گوش كرانى كه از تو روى مى‏گردانند برسانى.
وَما يَسْتَوِى الْأَحْيَآءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللّه‏َ يُسْمِعُ مَن يَشَآءُ وَما أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِي الْقُبُورِ فاطر/22
و زندگان و مردگان برابر نيستند.خداوند صدا را به (گوش) هر کس بخواهد مي رساند ، و تو نيستي که صداي خود را به کساني که در قبرند مي رساني.
در پاسخ باید بگویم که:
اولا: اهل بیت علیهم السلام و اکثر امامزاده ها شهید هستند و مشمول این آیات نیستند:
وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَٰكِنْ لَا تَشْعُرُونَ بقره/154
و به کسانی که در راه خدا کشته میشوند ، مرده نگویید بلکه زنده هستند ولی شما نمی فهمید.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ. آل عمران/169
شهدا نه تنها زنده اند، بلكه قرآن مي فرمايد: فرحين بما آتاهم اللّه من فضله. آل عمران/170
آنها به خاطر نعمت هايي كه خداوند به آنها داده است ، خوشحالند.
قال الإمام السبكي حياة الأنبياء والشهداء كحياتهم في الدنيا
السیرة الحلبیة - ج 2 ص 432
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/3747_السيرة-الحلبية-الحلبي-ج-٢/الصفحة_430#top
ثانیا: در قرآن ، آیاتی دال بر توانایی شنیدن مردگان وجود دارد:
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِهِمْ جَاثِمِينَ فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ. أعراف/78 و 79
آنگاه زمين‏لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هايشان از پا درآمدند پس [صالح] از ايشان روى برتافت و گفت اى قوم من به راستى من پيام پروردگارم را به شما رساندم و خير شما را خواستم ولى شما خيرخواهان و نصيحتگران را دوست نمى‏داريد.
وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ. زخرف/45
از پيامبران ما كه پيش از تو فرستاده‏ايم بپرس: آيا جز خداى رحمان ، خدايان ديگرى را براى پرستش آنها قرار داده بوديم؟
وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَلا تَكُنْ في‏ مِرْيَةٍ مِنْ لِقائِهِ وَجَعَلْناهُ هُدىً لِبَني‏ إِسْرائيلَ سجده/23
هرآينه به موسى كتاب داديم پس از ديدار کردن با او در ترديد مباش . و آن کتاب را هدايت‌گر بنى اسرائيل قرار داديم.
ادله ی قرآنی دیگری هم وجود دارد که آنها را در جواب شبهات بعدی بیان خواهیم کرد.
ثالثا: نبی مکرم (ص) درباره ی کشتگان بدر فرمودند:
ما أنتم أسمع لما أقول منهم!
شماها شنواتر از آنها به آنچه مي‌گويم نيستيد.
محمد امین شنقیطی در تفسیرش درباره ی روایت فوق ، مینویسد:
هو نص صحيح صريح في سماع الموتى
این نص صحیح و صریحی است در شنیدن مردگان
أضواء البیان - ج 6 ص 129
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=64&...
رابعا: مسلمین در هنگام خاکسپاری مرده ، به او چیزهایی تلقین میکنند!
قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لَا إِلَهَ إلا الله...
حضرت رسول (ص) فرمودند باید به مردگانتان لا اله الا الله را تلقین کنید.
صحیح مسلم - کتاب الجنائز - باب تلقین الموتی لااله الا الله - ح 916
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=2581&idto...
وقتی مرده را در قبر می گذارند نکیر و منکر به سراغ او آمده و درباره ی اعتقاداتش سؤال میکنند که زندگان جواب آنها را به مرده تلقین می کنند و او می شنود و پاسخ می دهد. ابن قیّم جوزیه شاگر ارشد ابن تیمیه هم در کتاب الروحش اقرار می کند که تلقین کردن کار عبثی نیست و مردگان می شنوند.
همچنین بسیاری از علمای اهل سنت و وهابیت از بخاری گرفته تا ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب ، قائل به سماع اموات بودند:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=180#_Toc3...
فلذا می توان گفت که مسلمین درباره ی سماع اموات ، اجماع دارند.
خامسا: در قرآن و سنت ، هیچ آیه و روایتی دال بر نشنیدن مردگان وجود ندارد:
محمد امین شنقیطی در تفسیرش مینویسد:
في سماع الموتى لم يثبت في الكتاب ولا في السنة شيء يخالفها...
چیزی مخالف و مغایر با شنیدن مردگان در کتاب و سنت وجود ندارد!
أضواء البیان - ج 6 ص 129
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=64&...
وی در ادامه با ادله ی محکم ، شنیدن مردگان را اثبات میکند.
پاسخ به شبهات آیات 52 روم و 22 فاطر در:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=180#_Toc3...
شبهه ی ششم:
شیعیان می گویند اهل بیت علیهم السلام صداها را در سطح وسیعی به اذن الله می شنوند ، در حالی که خداوند چنین اذنی به کسی نداده است و شیعیان به خداوند دروغ می بندند.
خداوند در آیه ی 41 سوره نسا (فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَٰؤُلَاءِ شَهِيدًا) می فرمایند که در روز قیامت خداوند از هر امتی فردی را به عنوان شاهد می آورد که این شاهد برای امت اسلام ، پیامبر اکرم معرفی شده است و حداقلِ شهادت ، گواهی بر ایمان و کفر افراد است و لازمه شهادت ، احاطه علمی بر انسانها و اعمال و گفتار آنان است. در آیه ی 69 سوره ی زمر هم داریم که پیامبر (ص) در قیامت در دادگاه عدل الهی حاضر می شود به عنوان یک میزان و یک شاهد:
وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاء وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ
قال رسول الله (ص) حیاتی خیر لکم تحدثون وتحدث لکم ووفاتی خیر لکم تعرض علی أعمالکم فما رأیت من خیر حمدت الله علیه وما رأیت من شر استغفرت الله لکم. رواه البزار ورجاله رجال الصحیح
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند : زنده بودن من برای شما سود دارد با من حرف می‌زنید من هم با شما حرف می‌زنم و وفاتم نیز برای شما سود دارد کردار شما بر من عرضه می‌شود پس هر وقت کار خیری از شما ببینم خدا را شکر می‌کنم و هر وقت کار شر از شما دیدم برای شما استغفار می‌کنم. بزار این را روایت کرده و راویان روایت همه راویان صحیح بخاری هستند.
مجمع الزوائد ومنبع الفوائد - ج 9 ص 24
http://14mah.parsiblog.com/Posts/1013
و سیوطی هم می گوید: وأخرج البزار بسند صحیح من حدیث ابن مسعود مثله . الخصائص الکبری
طبق آیات سبا/23 ، طه/109 ، مریم/87 و... در قیامت شفیعانی وجود دارد که طبق مطالب فوق و روایات صحیحین ، یکی از شفیعان ، نبی مکرم (ص) می باشند:
نیل الأوطار شوکانی - ج 1 ص 366-367 ش 408 و 409
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=47&...
فخر رازی عالم و مفسر بزرگ اهل سنت می گوید:
أجمعت الأمة على أن لمحمد صلى الله عليه وسلم شفاعة في الآخرة وحمل على ذلك قوله تعالى (عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا) وقوله تعالى (ولسوف يعطيك ربك فترضى).
تفسير الرازي - در تفسیر آیه ی 48 بقره
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=422&idto=...
ابن تیمیه شیخ الاسلام وهابیان هم شفاعت من دون الله را تأیید کرده و می گوید:
وهذه الشفاعة له ولسائر النبيين والصديقين وغيرهم...
شرح العقیدة الواسطیة - ج 2 ص 177
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=113&ID=11&...
محمد بن عبدالوهاب نیز شفاعت من دون الله را قبول داشته و گفته است:
ونثبت الشفاعة لنبينا محمد صلى الله عليه وسلم يوم القيامة حسبما ورد، وكذا نثبتها لسائر الأنبياء والملائكة والأولياء والأطفال حسبما ورد أيضاً
دعوة الإمام محمد بن عبد الوهاب سلفية لا وهابية - ص 273
http://iucontent.iu.edu.sa/Shamela/Categoris/العقيدة/دعوة%20الإمام%20محمد%20بن%20عبد%20الوهاب%20سلفية%20لا%20وهابية/273.html
و شفیعان هم که به اعمال فردی که می خواهند شفاعتش کنند ، آگاهی دارند:
وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ. زخرف/86
کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده‌اند و آگاهند.
البته آیه ی فوق به گونه ی دیگری هم ترجمه شده است که مراد ما نیست! بهر حال طبق آیات قرآن ، آنهایی که مورد شفاعت قرار می گیرند باید شرایطش را داشته باشند فلذا شفیعان باید به اعمال مردم آگاهی داشته باشند تا بتوانند به حق شفاعت بکنند.
طبق روایات شیعی ، اهل بیت علیهم السلام هم شفیع هستند و نیز مشمول آیه ی 105 سوره ی توبه هستند که می فرماید:
وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلى‏ عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. توبه/105
بگو: عمل كنيد ، که خدا و پيامبرش و مؤمنان اعمال شما را خواهند ديد و شما به نزد داناى نهان و آشكارا بازگردانده مى‏شويد و او از اعمالتان آگاهتان خواهد كرد.
تشریح آیه ی فوق در:
http://h-varjani.blogfa.com/post-116.aspx
پس اهل بیت علیهم السلام ناظر و شاهد بر اعمال هستند.
مدارک دیگر بر سماع اهل بیت علیهم السلام و توانایی حاجت دادن آنها را در پاسخ شبهات بعدی >
قابل توجه است که شیطان در آیات 16 و 17 سوره ی اعراف می گوید:
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ (16) ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ (17)
گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می کنم!
سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!
مسلّم است که کسی در پیشگاه الله متعال نمی تواند دروغ بگوید فلذا شیطان چنین توانایی دارد و توانایی سماع اصوات زمینیان ، اصلا قابل مقایسه با این توانایی نیست.
شبهه ی هفتم:
توسل کردن به مرده ، بدعت است چون نه در قرآن آمده و نه در سیره ی پیامبر (ص) ، اصحاب ، تابعین ، اهل بیت و ائمه ی چهار گانه مشاهده شده است.
دستور خداوند متعال به توسل ، در قرآن کریم!
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَ ابْتَغُواْ إِلَيْهِ الْوَسِيلَة . مائده / 35
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد ! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد.
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ اسراء/57
کسانی را که آنان می‌خوانند، خودشان وسیله‌ای (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، وسیله‌ای هر چه نزدیکتر؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!
تفسیر علمای اهل سنت:
ابن قیّم جوزیه _ شاگرد ارشد ابن تیمیه _ ضمن بیان ویژگی های پیامبران میگوید:
فهم أقرب الخلق إليه وسيلة
پس آنها نزدیکترین وسیله برای قرب به الله هستند!
طریق الهجرتین و باب السعادتین - ص 763
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/320
آلوسی می نویسد: فكل من عبد من دون الله تعالى من عيسى وعزير والملائكة عليهم السلام وسيلتهم إلى الله تعالى نبينا صلّى الله عليه وسلّم بل هو عليه الصلاة والسلام وسيلة سائر الموجودات والواسطة بينهم وبين الله تعالى في إفاضته سبحانه الوجود...
پس همه ی بندگان من دون الله تعالی از عیسی و عزیر و ملائکه علیهم السلام وسیله شان به سوی الله تعالی نبی ما صلی الله علیه (وآله) وسلم میباشد بلکه حضرت رسول (ص) وسیله ی سایر موجودات و واسطه ی بین آنها و بین الله تعالی در افاضه ی خداوند سبحان است...
تفسیر الآلوسی - ج 15 ص 126
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/2716_تفسير-الآلوسي-الآلوسي-ج-١٥/الصفحة_125#top
امام سجاد علیه السلام ، اهل بیت علیهم السلام را وسیله ی تقرب به الله می دانند:
رب صل على أطائب أهل بیته الذین اخترتهم لأمرک ، وجعلتهم خزنة علمک ، وحفظة دینک ، وخلفاءک فی أرضک ، وحججک على عبادک ، وطهرتهم من الرجس والدنس تطهیرا بإرادتک ، وجعلتهم الوسیلة إلیک
الصحیفة السجادیة - الامام زین العابدین (ع) - ص 322
http://www.shiaonlinelibrary.com/الكتب/1111_الصحيفة-السجادية-ابطحي-الإمام-زين-العابدين-ع/الصفحة_320#top
توسل به پیامبر (ص)، در قرآن کریم!
وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيماً نساء/64
اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت .
تفسیر علمای اهل سنت:
علمای اهل سنت دلالت این آیه را همیشگی دانسته اند و توصیه کرده اند که زائران وقتی رفتند نزد قبر پیامبر (ص) این آیه را بخوانند و به ایشان متوسل شوند!
محیی الدین نووی شافعی می نویسد: ثم يرجع إلى موقفه الأول قبالة وجه رسول الله صلى الله عليه وسلم ويتوسل به في حق نفسه ويستشفع به إلى ربه سبحانه وتعالى ومن أحسن ما يقول ما حكاه الماوردي والقاضي أبو الطيب وسائر أصحابنا عن العتبي مستحسنين له قال كنت جالسا عند قبر رسول الله صلى الله عليه وسلم فجاء أعرابي فقال السلام عليك يا رسول الله سمعت الله يقول ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبي مستشفعا بك إلى ربي ثم أنشأ يقول : يا خير من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طيبهن القاع والاكم - نفسي الفداء لقبر أنت ساكنه فيه العفاف وفيه الجود والكرم. ثم انصرف فحملتني عيناي فرأيت النبي صلى الله عليه وسلم في النوم فقال يا عتبى الحق الاعرابي فبشره بان الله تعالى قد غفر له
سپس به جايگاه اوليه در مقابل صورت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم باز گشته وبه وي توسل کند در حق خودش و از وي طلب شفاعت در نزد خدا بنمايد.
از بهترين کلمات آنچه است که ماوردي وقاضي ابو الطيب وديگر اصحاب ما از عتبي نقل کرده وآن را نيکو شمرده اندکه گفت : نزد قبر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بودم که بيابانگردي آمد وگفت سلام بر تو اي رسول خدا . از خداوند شنيدم( کلام خدا در قرآن) که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت . ومن به نزد تو آمدم واز گناه خود طلب بخشش کرده و تو را شفيع نزد پروردگارم قرار مي دهم .سپس اين شعر را خواند:
اي بهترين کسي که دربهترين جايگاه دفن شده است که ازبوي خوش آنجاهمه جابوي خوش گرفته است
جانم فداي قبري که تو ساکن آن هستي که در آن اسوه کامل در عفت وجود وکرم مدفون است
سپس بازگشت . پس چشمانم سنگين شده در خواب رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم را ديدم پس فرمودند که اي عتبي به سراغ اعرابي برو و به او بشارت بده که خداوند گناهان او را آمرزيد.
المجموع شرح المهذب- کتاب الحج - زیارة قبر رسول (ص) - فرع یستحب للحاج... - ج 8 ص 256
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=14&...
بکری دمیاطی مینویسد: ثم بعد زيارة الشيخين يذهب للسلام على السيدة فاطمة رضي الله عنها في بيتها الذي داخل المقصورة للقول بأنها مدفونة هناك ، والراجح أنها في البقيع فيقول : السلام عليك يا بنت المصطفى ... ويتوسل بها إلى أبيها ( ص ) . ثم يرجع إلى موقفه الأول قبالة وجهه الشريف ، فيقول : الحمد لله رب العالمين . اللهم صل على سيدنا محمد ، وعلى آل سيدنا محمد . السلام عليك يا سيدي يا رسول الله . إن الله تعالى أنزل عليك كتابا صادقا ، قال فيه : ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبي مستشفعا بك إلى ربي.
بعد از زيارت ابو بکر و عمر براي سلام به فاطمه زهرا به بيت وي که در داخل ضريح است مي روي چون بنا بر قولي در آنجا مدفون است ولي قول برتر آن است که در بقيع دفن است .پس مي گويي سلام بر تو اي دختر رسول برگزيده ...پس به وسيله وي بر پدرش توسل مي جويي سپس به همان جاي اول
در روبروي صورت شريف- بازگشته مي گويي الحمد لله رب العالمين خدايا بر سرور ما محمد وبر آل وي درود فرست . سلام بر تو اي رسول خدا. خداوند به درستي بر تو کتاب خود را نازل کرد که در آن گفت:
که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء) پس من به نزد تو آمده ام در حاليکه از گناهانم طلب بخشايش مي کنم واز تو طلب شفاعت به نزد خداوند مي کنم.
إعانة الطالبين - البكري الدمياطي - ج 2 - ص 357
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/892_إعانة-الطالبين-البكري-الدمياطي-ج-٢/الصفحة_355#top
ابن قدامه مقدسی مینویسد: ثم تأتى القبر فتولي ظهرك القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام عليك أيها النبي ورحمة الله وبركاته ... اللهم انك قلت وقولك الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما) وقد اتيتك مستغفرا من ذنوبي ، مستشفعا بك إلى ربي ..ثم يتقدم قليلا ويقول السلام عليك يا أبابكر
سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله مي کني ورو به سمت قبر ومي گويي سلام بر تو اي پيغمبر ورحمت خدا و برکات وي ....خداوندا تو گفته اي وکلامت درست است که اگر ايشان وقتي به خودشان ظلم کردند نزد تو آيند پس از خداوند طلب بخشايش کنند ورسول خدا هم براي ايشان طلب بخشايش کند به تحقيق خداوند را توبه پذير وبخشنده خواهند يافت (آيه 64 نساء).بدرستيکه من به نزد تو آمده ام در حاليکه از گناهانم طلب بخشايش مي کنم و از تو مي خواهم که در نزد پروردگارم شفيع من باشي ...سپس کمي جلوتر رفته ومي گويي سلام بر تو اي ابو بکر...
المغنی - ج 3 ص 298
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=15&...
قاضی عیاض می نویسد: ناظرا أبو جعفر أمير المؤمنين مالكا في مسجد رسول الله صلى الله عليه وسلم فقال له مالك يا أمير المؤمنين لا ترفع صوتك في هذا المسجد فإن الله تعالى أدب قوما فقال (لا ترفعوا أصواتكم فوق صوت النبي...) ومدح قوما فقال (إن الذين يغضون أصواتهم عند رسول الله...) وذم قوما فقال (إن الذين ينادونك...) وإن حرمته ميتا كحرمته حيا.
فاستكان لها أبو جعفر وقال يا أبا عبد الله أستقبل القبلة وأدعو أم أستقبل رسول الله صلى الله عليه وسلم ؟ فقال ولم تصرف وجهك عنه وهو وسيلتك ووسيلة أبيك آدم عيه السلام إلى الله تعالى يوم القيامة ؟ بل استقبله واستشفع به فيشفعه الله قال الله تعالى (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم...).
ابوجعفر (منصور خلیفه عباسی) در مسجد النبی با امام مالک به گفتگو برخواست .امام مالک به او تذکر دادکه :ای امیر المومنین صدایت را دراین مسجد بلند مکن چرا که خداوندعده ای را تأدیب کرده است و فرموده است (صدای خود را بلندتر از صدای پیامبر نکنید...) وعده ای را مدح کرده است وگفته است(کسانی که صدای خود را در محضر پیامبر کوتاه می کنند...) وبعضی را نیز مذمت کرده است وفرموده (کسانی که با صدای بلند پیامبر را صدا می کنند...)وبه درستی که حرمت پیامبر(صلی الله علیه وسلم) پس از وفات همچون حرمتش در زمان حیات است.
ابوجعفر منصور، خليفه عباسي، از امام مالك بن انس، پرسيد: هنگام زيارت رو به قبله بایستم ودعا کنم يا رو به قبر پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم)؟ امام مالك بن انس در پاسخ گفت: چرا چهره از او برمي گرداني؟ او وسيله تو و وسيله پدر تو آدم در روز رستاخيز است. رو به او كن و او را شفيع خود قرار بده. خدا شفاعت او را مي پذيرد. خدا مي فرمايد:(اگر آنان به نفس خويشتن ستم كنند...).
الشفاء بتعریف حقوق المصطفی - ج 2 ص 595
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/354
دستور پیامبر (ص) بر توسل به من دون الله غایب!
عن نبي الله صلى الله عليه و سلم قال : ( اذا أضل أحدكم شيئا أو أراد أحدكم عونا و هو بأرض ليس بها أنيس فليقل يا عباد الله أغيثوني يا عباد الله أغيثوني فان لله عبادا لا نراهم ) و قد جرب ذلك
هرگاه چیزی از شما گم شد ویا، یاوری خواستید و در سرزمینی بودید که هیچ کسی همراهتان نبود ، بگویید: ای بندگان خدا یاریم کنید ، ای بندگان خدا یاریم کنید .چرا که برای خداوند بندگانی هست که شما آنان را نمی بینید.
طبرانی در ادامه این روایت می گوید: این کار مورد تجربه قرار گرفته ومجرب است.
المعجم الکبیر - باب العین - من اسمه عتبة - ح 290
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=84&ID=2748...
شبیه همین روایت ، از ابن عباس رسیده است: فإذا أصاب أحدکم عرجة فی الأرض لا یقدر فیها على الأعوان فلیصح فلیقل : عباد الله أغیثونا أو أعینونا رحمکم الله فإنه سیعان.اسناده حسن
هرگاه برای شما در زمین مشکلی یا گرفتاری پیش آمد که نتوانستید آن را حل کنید و کسی هم نبود که به شما کمک کند پس بگویید:ای بندگان خدا،به فریاد ما برسید.
شعب الإیمان - ج10 ص 140
http://14mah.parsiblog.com/Posts/592
بزار از ابن عباس اینگونه روایت میکند: إن لله ملائكة في الأرض سوى الحفظة يكتبون ما يسقط من ورق الشجر، فإذا أصابت أحدكم عرجة بأرض فلاة فليناد: يا عباد الله أعينوني
حسن السقاف شافعی پس از نقل این روایت، مینویسد:
وحديث البزار هذا حسنه الحافظ ابن حجر العسقلاني في أمالي الأذكار كما في شرح ابن علان على الأذكار (5 / 151).
وقال الحافظ الهيثمي عنه في المجمع (10 / 32) رجاله ثقات
والعجب العجاب أن الألباني اعترف بحسن حديث البزار هذا في ضعيفته (2 / 111).
الإغاثة - ص 22
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/2311_الإغاثة-حسن-بن-علي-السقاف/الصفحة_21#top
عَنْ أَبِي جُرَيٍّ جَابِرِ بْنِ سُلَيْمٍ قَالَ رَأَيْتُ رَجُلًا يَصْدُرُ النَّاسُ عَنْ رَأْيِهِ لَا يَقُولُ شَيْئًا إِلَّا صَدَرُوا عَنْهُ قُلْتُ مَنْ هَذَا قَالُوا هَذَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُلْتُ عَلَيْکَ السَّلَامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَرَّتَيْنِ قَالَ لَا تَقُلْ عَلَيْکَ السَّلَامُ فَإِنَّ عَلَيْکَ السَّلَامُ تَحِيَّةُ الْمَيِّتِ قُلْ السَّلَامُ عَلَيْکَ قَالَ قُلْتُ أَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ قَالَ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ الَّذِي إِذَا أَصَابَکَ ضُرٌّ فَدَعَوْتَهُ کَشَفَهُ عَنْکَ وَإِنْ أَصَابَکَ عَامُ سَنَةٍ فَدَعَوْتَهُ أَنْبَتَهَا لَکَ وَإِذَا کُنْتَ بِأَرْضٍ قَفْرَاءَ أَوْ فَلَاةٍ فَضَلَّتْ رَاحِلَتُکَ فَدَعَوْتَهُ رَدَّهَا عَلَيْکَ
جابر بن سليم مي گويد: به شهر مدينه وارد شدم شخصي را ديدم که مردم گفتار و نظرات او را گوش کرده و از او فرا مي گيرند و هيچ کلامي از او صادر نمي شود مگر اينکه آن را ضبط مي کردند. گفتم: اين شخص کيست؟ گفتند: رسول خدا (ص) است. مي گويد: گفتم: عليک السلام يا رسول الله و اين تحيت را دوبار تکرار کردم.
آن حضرت فرمود: اين گونه سلام نکن زيرا اين تحيت مردگان است. بگو: السلام عليک. گفتم: تو رسول خدايي؟ فرمود: من فرستاده ي الهي ام. همان کسي که اگر ضرر و صدمه اي به تو رسد و او را بخواني آن را بر طرف مي کند و اگر قحطي نازل شود به او توسل بجويي گياهان را خواهد رويانيد و اگر در بيابان خشک قرار گرفتي و شتر سواري خود را کم کرده باشي و از او درخواست کمک کني آن را به تو باز مي گرداند.
سنن ابي داود - کِتَاب اللِّبَاسِ - بَاب مَا جَاءَ فِي إِسْبَالِ الْإِزَارِ - ح 4084 با تصحیح ألبانی
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=148
*توضیحات کامنتهای 4 و 15 لینک فوق ، خوانده شود.
توسل صحابه به پیامبر (ص) پس از وفات آن حضرت!
روایت اول:
أَصَابَ النَّاسَ قَحْطٌ فِي زَمَنِ عُمَرَ , فَجَاءَ رَجُلٌ إلَى قَبْرِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ ، فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ , اسْتَسْقِ لِأُمَّتِكَ فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا , فَأَتَى الرَّجُلَ فِي الْمَنَامِ ، فَقِيلَ لَهُ : ائْتِ عُمَرَ فَأَقْرِئْهُ السَّلَامَ , وَأَخْبِرْهُ أَنَّكُمْ مَسْقِيُّونَ وَقُلْ لَهُ : عَلَيْكَ الْكَيْسُ , عَلَيْكَ الْكَيْسُ " , فَأَتَى عُمَرَ فَأَخْبَرَهُ ، فَبَكَى عُمَرُ ، ثُمَّ قَالَ : يَا رَبِّ ، لَا آلو إلَّا مَا عَجَزْتُ عَنْهُ
در زمان خلافت عمر، قحطي آمد و مردي (بلال بن حارث) نزد قبر پيامبر (ص) آمد و گفت: يا رسول الله! مردم از بي آبي به هلاکت مي‌رسند، از خداوند بخواه که باران رحمتش را بر مردم ببارد. پيامبر (ص) به خواب آن شخص آمد و فرمود: برو نزد عمر و از قول من سلام برسان و بشارت بده که باران رحمت بر آنها نازل خواهد شد. آن مرد آمد نزد عمر و خوابش را گفت و عمر هم گريه کرد (و با اینکارش ، کار آن متوسل را تأیید کرد و نگفت که تو مشرک شدی و از این حرف ها)...
المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي - ج7، ص483 با سند صحیح
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=25248
روایت دوم:
قال أَقْبَلَ مَرْوَانُ يَوْماً فَوَجَدَ رَجُلاً وَاضِعاً وَجْهَهُ على الْقَبْرِ فقال أتدري ما تَصْنَعُ فَأَقْبَلَ عليه فإذا هو أبو أَيُّوبَ فقال نعم جِئْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ولم آتِ الْحَجَرَ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لاَ تَبْكُوا على الدِّينِ إذا وَلِيَهُ أَهْلُهُ وَلَكِنِ ابْكُوا عليه إذا وَلِيَهُ غَيْرُ أَهْلِهِ
از داود بن أبي صالح نقل شده است که روزي مروان ديد که شخصي صورتش را بر قبر گذاشته است؛ پس گفت: آيا مي داني که چه کار انجام مي دهي؟ نزديک آمد و ديد که آن شخص أبو أيوب انصاري است. ابو أيوب گفت: بلي من آمده ام پيش رسول خدا صلي الله عليه وآله و پيش سنگ نيامده ام . از رسول خدا (ص) شنيدم که مي فرمود : براي دين گريه نکنيد زماني که افراد شايسته حاکم باشند ؛ ولي زماني گريه کنيد که نا أهلان حکومت مي کنند.
المستدرک علی الصحیحین با تعلیق ذهبی - ج 7 ص 101 ح 8571 با تصحیح حاکم و ذهبی
http://islamport.com/d/1/mtn/1/22/500.html
تصحیح سند روایت + تصاویر کتاب ها:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=22711
روایت سوم:
أَوْسُ بن عبد اللَّهِ قال قُحِطَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ قَحْطًا شَدِیدًا فَشَکَوْا إلى عَائِشَةَ فقالت: انْظُرُوا قَبْرَ النبی صلى الله علیه وسلم فَاجْعَلُوا منه کووا إلى السَّمَاءِ حتى لَا یَکُونَ بَیْنَهُ وَبَیْنَ السَّمَاءِ سَقْفٌ قال فَفَعَلُوا فَمُطِرْنَا مَطَرًا حتى نَبَتَ الْعُشْبُ وَسَمِنَتْ الْإِبِلُ حتى تَفَتَّقَتْ من الشَّحْمِ فَسُمِّیَ عَامَ الْفَتْقِ
اوس بن عبد الله می‌گوید : مردم مدینه دچار قحطی شدیدی شدند؛ پس به عائشه شکایت کردند، عائشه گفت: به قبر رسول خدا (ص) رو بیاورید، و پنجره‌هایی از آن به سوی آسمان بگشایید؛ به طوری که بین قبر آن حضرت و آسمان سقفی نباشد. راوی گوید: مردم همین کار را انجام دادند ؛ پس باران فراوانی بارید؛ تا جایی که گیاهان رویید و شترها آن قدر چاق شدند که از شدت چربی ترک برداشتند، به حدی که آن سال را سال ترکیدن نامیدند.
سنن الدارمی - المقدمة - بَاب ما أَکْرَمَ الله تَعَالَى نَبِیَّهُ صلى الله علیه وسلم بَعْدَ مَوْتِهِ - ح 92
http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?bk_no=137&pid=64001...
محقق کتاب سنن الدارمی همه ی روات این روایت را ثقه معرفی میکند:
http://s2.picofile.com/file/7900511177/ghabrr_1_.gif
http://s4.picofile.com/file/7900513759/ghabr_1_.gif
حسن السقاف شافعی پس از نقل این روایت ، میگوید:
قلت: وهذا صريح أيضا بإسناد صحيح بأن السيدة عائشة رضي الله عنها استغاثت بالنبي (صلى الله عليه وسلم) بعد موته وكذا جميع الصحابة الذين كانوا هناك وافقوها وفعلوا ما أرشدتهم إليه
الإغاثة - ص 25
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/2311_الإغاثة-حسن-بن-علي-السقاف/الصفحة_24#top
روایت چهارم:
شخصی به جهت حاجتی مکرّر نزد عثمان بن عفّان مراجعه می‏ نمود، ولی عثمان به خواسته‏ اش توجّهی نمی‏ کرد؛ تا این‏که در بین راه عثمان بن حنیف را - که خود راوی است - ملاقات کرده و از این موضوع شکایت کرد.
عثمان بن حنیف به او گفت: آبی را آماده کن و وضو بگیر؛ به مسجد برو و دو رکعت نماز بگزار و بعد از اتمام نماز، پیامبرصلی الله علیه وآله را وسیله قرار ده و بگو: «اللّهمّ إنّی أسألک وأتوجّه إلیک بنبیّک محمّد صلّی اللَّه علیه وسلّم نبیّ الرحمة، یا محمّد! إنّی أتوجّه بک إلی ربّی فتقضی لی حاجتی»، آن‏گاه حاجت خود را به‏ یاد آور!
عثمان بن حنیف می‏گوید: شخص یاد شده آن اعمال را انجام داد، آن‏گاه به سوی خانه عثمان روان شد، فوراً دربان آمد و او را نزد عثمان بن عفّان برد، عثمان نیز او را احترام شایانی کرد. سپس حاجتش را به طور کامل برآورد و به او گفت: من همین الآن به یاد حاجت تو افتادم و هر گاه بعد از این از ما حاجتی خواستی به نزد ما بیا...
عثمان بن حنیف گفت: این دستور از من نبود، بلکه روزی خدمت پیامبرصلی الله علیه وآله بودم که نابینایی نزد حضرت آمد و از کوری چشم خود شکایت نمود. حضرت رسول صلی الله علیه وآله ابتدا پیشنهاد کرد که صبر کند ولی او نپذیرفت ، سپس به او همین دستور را داد و آن شخص نیز بعد ازانجام آن بینا شد و به مقصود خود رسید.
نور الدین ابو بکر هیثمی بعد از نقل حدیث میگوید:
روى الترمذی وابن ماجة طرفا من آخره خالیا عن القصة وقد قال الطبرانی عقبه : والحدیث صحیح بعد ذکر طرقه التی روی بها
مجمع الزوائد و منبع الفوائد - أبواب العیدین - باب صلاة الحاجة - ح 3668
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=87&...
دکتر عزت عطیه (عالم برجسته مصری ) درباره ی روایت فوق می نویسد:
کل ما ذکره ابن تيمية هنا مردود و غير مقبول،فرواية الطبراني تفيد انّ الصحابي الجليل عثمان بن حنيف وجه رجلا إلي التوسل بالرسول(صلّي الله عليه وسلّم) بعد وفاته، ممّا يدلّ علي انّه يعتقد عموم الفائدة بهذا التوسل لعموم المسلمين في کل الحاجات، و هذا الفهم هو ما يستقيم عليه لفظ الحديث...
هر آنچه ابن تيميه در اينجا گفته مردود و غير مقبول است، پس روايت طبراني مي‌فهماند اين مطلب را که صحابي جليل عثمان بن حنيف شخصي را به جهت توسل به پيامبر(صلّي الله عليه وسلّم) بعد از وفاتش فرستاده است، و اين دلالت مي‌کند بر اينکه او معتقد به فايده عمومي به اين توسل براي تمام مسلمانان در تمام حاجات بوده است. و اين فهم امري است که لفظ اين حديث بر آن دلالت قوي دارد...
البدعة، تحديدها و موقف الاسلام منه - ص 389
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/335
علامه سمهودی نیز این روایت را دال بر جواز توسل به پیامبر (ص) بعد از وفاتشان دانسته است:
وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی - ج 5 ص 68
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/351
روایت پنجم:
عن أبي سعيد قال كنت أمشي مع ابن عمر رضي الله عنهما فخدرت رجله فجلس فقال له رجل أذكر أحب الناس إليك فقال يا محمداه فقام فمشى
از ابو سعيد نقل شده است كه با عبد الله بن عمر از راهى مى‌گذشتيم كه پاى او گرفت و بر زمين نشست، شخصى به او گفت: محبوب‌ترين فرد در نزد خود را بخوان (تا به فريادت برسد). او نيز گفت: يا محمد! به فريادم برس. سپس ايستاد و به راهش ادامه داد.
عمل الیوم و اللیلة لابن السنی - باب ما یقول اذا خدرت رجله - ح 167 الی 170
http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?hflag=1&bk_no=488&p...
روایت فوق گذشته از بررسی سندی ، چون طرق زیادی دارد فلذا نمیتوان اعتبار آن را زیر سوال برد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=174
توسل علمای اهل سنت به مرده ها !
امام شافعی:
سمعت الشافعي يقول : إني لأتبرك بأبي حنيفة وأجئ إلى قبره في كل يوم - يعني زائرا " - فإذا عرضت لي حاجة صليت ركعتين وجئت إلى قبره وسألت الله تعالى الحاجة عنده.
شافعی، رهبر و امام فقه شافعی می گفت: من هر روز می رفتم كنار قبر ابوحنیفه و به قبر او تبرك می جستم. وقتی مشكلی برای من پیش می آمد، كنار قبر او دو ركعت نماز می خواندم و متوسل می شدم و حاجتم برآورده می شد.
تاريخ بغداد - الخطيب البغدادي - ج 1 - ص 445
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/453
الخیرات الحسان فی مناقب الامام الاعظم ابی حنیفة لابن حجر الهیتمی - ص 72
http://www.sonnat.net/upload/article/3219F868.26A4.49C0/QIVCF8MT_pic.jpg...
حاشية رد المحتار - ابن عابدين - ج 1 - ص 59
http://shiaonlinelibrary.com/الكتب/990_حاشية-رد-المحتار-ابن-عابدين-ج-١/الصفحة_0?pageno=59#top
امام احمد بن حنبل:
سمعت أبی یقول : حججت خمس حجج اثنتین راکب و ثلاث ماشی أو ثلاث راکب و اثنتین ماشی فضلت الطریق فی حجة و کنت ماشیا فجعلت أقول یا عباد الله دلونی على الطریق قال : فلم أزل ذلک حتى وقفت على الطریق أو کما قال أبی.
از پدرم احمد بن حنبل شنیدم که می گفت:من پنج حج به جا آوردم که دو تای از آنها را سواره و سه تای آنها را پیاده رفتم یا سه تا را سواره و دو تا را پیاده ! در یکی از این سفرهای حج که پیاده بودم،راه را گم کردم،من فرباد زدم:ای بندگان خدا،من را راهنمایی کنید و راه را نشانم دهید،تا این که ناگهان خود را در مسیر دیدم!
ألبانی سند این حدیث را صحیح دانسته است:
سلسلة الاحادیث الضعیفة و الموضوعة - ج 2 ص 111
http://tollabtalesh.blogfa.com/post/326
امام ابوالفرج بن جوزی:
كثر ضجيجي من مرضي و عجزت عن طب نفسي فلجأت إلى قبور الصالحين و توسلت في صلاحي فاجتذبني لطف مولاي بي إلى الخلوة على كراهةمني.
بسیار می شد که ، ناله ام از بیماریم بلند می شد و ازبهبود نفسم مأیوس وعاجز می شدم ، به قبور صالحین پناه می بردم و برای بهبودیم به آنها متوسل می شدم و لطف پروردگار را در خلوت به خودم جلب می کردم.
صید الخاطر - ص 78
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/283
علامه احمد قسطلانی:
و لقد کان حصل لی داء أعیاء دواؤه الأطباء ، و أقمت به سنین ، فاستغثت به صلی الله علیه و آله وسلم لیلة الثامن و العشرین من جمادی الأولی سنة ثلاث وتسعین وثمانمائة بمکة زادها الله شرفاً ، و منَّ علیَّ بالعود فی عافیة بلا محنة ، فبینا أنا نائم إذ جاء رجل معه قرطاس یکتب فیه : هذا دواء لداء احمد بن القسطلانی من الحضرة الشریفة بعد الإذن الشریف النبوی ، ثم استیقظت فلم أجد بی ــ والله ــ شیئاً مما کنت أجده ، و حل الشفاء ببرکة النبی صلی الله علیه و آله وسلم.
یک بیماری بر من عارض شد که پزشکان از درمان آن عاجز ماندند وبه مدت دو سال با آن مرض درگیر بودم . در شب 28 جمادی الاولی در مکه -که خداوند شرف آن سرزمین را زیاد کند-به پیامبر اسلام استغاثه نمودم و سلامتی دوباره خواستم.
در خواب مردی به خوابم آمد و همراهش کاغذی بود بر روی آن نوشته بود : این داروی بیماری احمد قسطلانی است ...از خواب بیدار شدم و به خدا قسم هیچ اثری از بیماری در من نبود و به برکت پیامبر شفا پیدا کردم.
المواهب اللدنیة - ج 4 ص 595
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/422
فتوای علمای الأزهر بر مشروعیت توسل به مرده !
در سایت دار الإفتاء المصریة ، سوال کننده می پرسد:
ما حکم زیارة الأولیاء و التوسل بهم؟
حکم زیارت اولیاء و توسل به آنها چیست؟
الجواب: أمانة الفتوی
زیارة الأنبیاء و الأولیاء و التوسل بهم أمران مشروعان...
زیارت انبیاء و اولیاء و توسل به آنها مشروع میباشد...
الرقم المسلسل: 4484 - تاریخ الإجابة: 2012/06/03
http://www.dar-alifta.org/ViewFatwa.aspx?ID=4484
مفتیان این سایت ، علمای الأزهر می باشند:
http://www.dar-alifta.org/Module.aspx?Name=aboutdar
ابن تیمیه نخستین منکر توسل!
بعضی از علمای اهل سنت تصریح کرده اند که ابن تیمیه نخستین کسی بود که منکر توسل شد و با این کارش مقام پیامبر (ص) را پایین آورد از جمله:
1. تقی الدین سُبکی
و اعلَم أَنَّهُ یَجُوزُ وَ یَحسُنُ التوسُلُ وَ الاستغاثَةُ وَ التَشَفُعُ بِالنَّبیِّ (ص) اِلی رَبِّهِ وَ جَوازُ ذلکَ وَ حُسنِهِ مِنَ الاُمُورِ المَعلومَةِ لِکُلِّ ذی دین المَعروفَةِ مِن فعلِ الانبیاء وَ المرسلین و سیر سلف الصالحین و العلماء و العوام من المسلمین وَ لَم یُنکِر أحدٌ ذلک مِن أهلِ الادیان وَ لا سَمَعَ به فی زَمَنٍ من الازمان حتی جاء ابن تیمیة و تکلم فی ذلک بکلام یلبس فیه علی الضعفاء الاغمار و ابتدع مالم یسبق الیه في سائر الاعصار.
بدان که جائز بلکه نیکو است توسل و استغاثه و شفیع قرار دادن نبی اکرم را به درگاه الهی و جواز بلکه حُسن این اعمال از امورِ روشن و معلوم در نزد هر صاحب دین و از کارهایی است که حتّی انبیاء و مرسلین نیز این کارها را داشته‌اند و روش سلف صالح و علماء و عوام از مسلمانان است و احدی از کسانی که معتقد به دینی از ادیان الهی است در هیچ زمانی این اعمال را انکار نکرده است مگر آن‌گاه که ابن تیمیّة به میدان آمد و سخنانی در این رابطه گفته است که امر بر ضعیفان نادان مشتبه شده است و با انکار این امور بدعتی انجام داده است که در زمان‌های گذشته احدی این بدعت را نداشته است.
شفاء السقام في زیارة خیر الانام - الباب الثامن - ص 357
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/419
2. ابوبکر حصنی دمشقی شافعی
هذا شيء تقشعرّ منه الأبدان، ولم نسمع أحداً فاه، بل ولا رمز إليه في زمن من الأزمان، ولا بلد من البلدان، قبل زنديق حرّان ـ قاتله اللّه عزّ وجلّ ـ وقد جعل الزنديق الجاهل الجامد، قصّة عمر رضي اللّه عنه دعامة للتوصّل بها إلي خبث طويّته في الإزدراء بسيّد الأوّلين والآخرين وأكرم السابقين واللاحقين، وحطّ رتبته في حياته، وأنّ جاهه وحرمته ورسالته وغير ذلك زال بموته، وذلك منه كفر بيقين وزندقة محقّقة
از اين سخن «ابن تيميّه»، بدن انسان مي لرزد، اين سخن، قبل از زنديق حرّان «ابن تيميّه» از دهان كسي در هيچ زمان و هيچ مكان بيرون نيامده است، اين زنديق نادان و خشك، داستان حضرت عمر(رضی الله عنه) را وسيله اي براي رسيدن به نيّت نا پاكش در بي اعتنايي به ساحت حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه وسلم) قرار داده و با اين سخنان بي اساس مقام و منزلت آن حضرت را در دنيا پايين آورده است، و مدعي شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بين رفته است. اين عقيده به يقين كفر و در واقع زندقه و نفاق است.
دفع شبهه من شبه و تمرّد - ص 103-104
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/294
3. ابن حجر هیثمی
من خرافات ابن تیمیه التی لم یقلها عالم قبله و صار بها بین اهل الإسلام مثله أنه أنکر الإستغاثة و التوسل به صلی الله علیه (وآله) وسلم کما أفتی ، بل التوسل به حسن فی کل حال قبل خلقه و بعد خلقه فی الدنیا و الآخرة - فمما یدل لطلب التوسل به قبل خلقه و أن ذلک هو سیرة السلف الصالح الأنبیاء و الأولیاء وغیرهم فقول ابن تیمیه: لیس له أصل من افترائه...
از خرافات ابن تیمیه که عالمی قبل از او نگفته است و بین اهل اسلام کسی به آن معتقد نبوده است این است که او منکر استغاثه و توسل به نبی مکرم صلی الله علیه و آله وسلم شد چنانکه فتوا داد ، بلکه توسل به پیامبر اکرم (ص) نیکو است در همه حال ، قبل از خلقش و بعد از خلقش در دنیا و آخرت - پس از آنچه دلالت بر طلب توسل به حضرت (ص) قبل از خلقش میکند و از سیره ی سلف صالح انبیاء و اولیاء و غیر آنهاست ، پس قول ابن تیمیه برایش اصل و ریشه ای وجود ندارد و از افترائات اوست...
الجوهر المنظم فی زیارة قبر الشریف النبوی المکرم - ص 109
http://s3.picofile.com/file/7967190321/من_خرافات_ابن_تیمیه.jpg
4. علامه محمد زکی ابراهیم
وانما الخلاف هو علی التوسل بالمیت الصالح و لم یکن یختلف علی جواز احد من السلف الی قرن السابع ، حیث ابتدع ابن تیمیة هذا الخلاف الفتان...
اختلاف در توسل به میت صالح است ، ودر جواز آن هیچ یک از علمای سلف تا قرن هفتم اختلاف نکرده اند تا اینکه ابن تیمیه ی فتنه گر ، این اختلاف را بدعت گذاشت...
الإفهام و الإفحام قضایا الوسیلة القبور - ص 9
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/419
5. شیخ یوسف الدجوی _ مفتی الأزهر و عضو جماعت علمای بزرگ
وانظر کتب المذاهب الاربعة (حتی مذهب الحنابلة) فی آداب الزیارته - صلی الله علیه وسلم - تجدهم قد استحبوا التوسل به إلی الله تعالی حتی جاء ابن تیمیة فخرق الاجماع وصادم المروز فی الفطر ، مخالفاً فی ذلک العقل والنقل.
در کتب مذاهب چهارگانه (حتی مذهب حنابله) آداب زیارتش - صلی الله علیه (و آله) وسلم-را نگاه کن ، خواهی دید که همه توسل به او را مستحب دانسته اند .تا اینکه ابن تیمیه آمد و جماعت مسلمین را پاره پاره نموده ، به آنان صدمه زد ، او در این مورد با عقل ونقل مخالفت کرد.
مقالات و فتاوی - ص 256
http://salafi-vahabi.blogfa.com/post/488
جالب است که وقتی ابن تیمیه حرانی را برای محاکمه پیش قاضی شافعی بردند،گفت:
لا یستغاث إلا بالله، لا یستغاث بالنبی استغاثة بمعنى العبادة، ولکن یتوسل به ویتشفع به إلى الله .
به نبی (ص) نباید استغاثة کرد بمعنی عبادت ولی می شود به او متوسل شد و از او استشفاع کرد.
البدایه و النهایه لابن کثیر (شاگرد ابن تیمیه) - ج 18 ص 74
http://s1.picofile.com/file/7658854729/%D8%B5%D8%A7%D8%B9%D9%82%D9%87.jpg
***در همین مقاله و مقاله ی اثبات وجود وهابیت ، نمونه های دیگری از تصریح علمای اهل سنت بر جایز بودن توسل را دیدید از جمله از مولوی محمد عمر سربازی آوردیم که یکی از تفاوت های وهابیت با اهل سنت را ، قبول نداشتن توسل از جانب وهابیت دانسته بود!
توسل اهل بیت علیهم السلام به یکدیگر
توسل امام علی (ع) به پیامبر (ص)
يا محمّد انّى اتوجّه بك الى اللّه ربّك و ربّى فى قضاء حاجتى و ان يصلّى عليك و على آلك الطّيّبين الطّاهرين
صحیفه ی علویه - دعای 24
توسل امام حسین (ع) به پیامبر (ص)
در حادثه خروج امام حسین ع از مدینه تاریخ می نویسد پس از مرگ معاويه، يزيد به حاکم مدينه دستور داد که از آن حضرت بیعت بگيرد در غیر اینصورت سر آن حضرت را براي او بفرستد. این پیشنهاد برای شخصیتی چون امام حسین (ع) بسیار دشوار بود. بنابراين آن حضرت به جدش رسول خدا متوسل شد و سه شب به زيارت قبر جدش رفت، در شب سوم کنار قبر پيامبر (ص) دو رکعت نماز خواند و پس از آن عرضه داشت:
اَللّهُمَّ إِنَّ هذا قَبْرُ نَبِيِّکَ مُحَمَّد وَ أَنَا ابْنُ بِنْتِ مُحَمَّد وَ قَدْ حَضَرَنِي مِنَ الاَمْرِ ما قَدْ عَلِمْتَ. اَللّهُمَّ وَ إِنِّي اُحِبُّ الْمَعْروُفَ وَ أَکْرَهُ الْمُنْکَرَ، وَ اَنَا أَسْأَلُکَ يا ذَالْجَلالِ وَ الاِکْرامِ بِحَقِّ هذَا الْقَبْرِ وَ مَنْ فيهِ مَا اخْتَرْتَ مِنْ أَمْري هذا ما هُوَ لَکَ رِضىً
بارالها، اين قبر پيامبر تو محمّد (ص) است و من فرزند دختر محمّدم. از آنچه براى من پيش آمده است، آگاهى. خدايا، من معروف را دوست دارم و از منکر بيزارم. من از تو، اى خداوند صاحب جلال و بزرگوارى، مى‌خواهم به حقّ اين قبر و کسى که در آن هست، راهى را که خشنودى تو در آن است، برايم مقرّر دارى.
بحارالأنوار - ج ۴۴ ص ۳۲۸ باب ۳۷
توسل امام سجاد (ع) به اهل بیت علیهم السلام
در کتاب صحیفه ی سجادیه که مورد تأیید اهل سنت و وهابیت هم هست ، مواردی از توسل امام سجاد علیه السلام به اهل بیت علیهم السلام به چشم می خورد ، از جمله:
دعای ۱۳
فَأَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ أَن لاَ تَرُدَّنِي خَائِبا...
دعای 44
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذَا الشَّهْرِ ، وَ بِحَقِّ مَنْ تَعَبَّدَ لَكَ فِيهِ مِنِ ابْتِدَائِهِ إِلَى وَقْتِ فَنَائِهِ
دعای ۴۷
رب صل على أطائب أهل بیته الذین اخترتهم لأمرک ، وجعلتهم خزنة علمک ، وحفظة دینک ، وخلفاءک فی أرضک ، وحججک على عبادک ، وطهرتهم من الرجس والدنس تطهیرا بإرادتک ، وجعلتهم الوسیلة إلیک
دعای ۴۹
اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِالْمُحَمَّدِيَّةِ الرَّفِيعَةِ، وَ الْعَلَوِيَّةِ الْبَيْضَاءِ، وَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِهِمَا أَنْ تُعِيذَنِي مِنْ شَرِّ كَذَا وَ كَذَا
بار خدایا! من، به ­وسیله مقام رفيع محمد و طريقت درخشان على به تو تقرب مى‏جويم و به واسطه آنها به تو روى مى‏ آورم.
توسل امام هادی (ع) به اهل بیت علیهم السلام
زَائِرٌ لَكُمْ لائِذٌ عَائِذٌ بِقُبُورِكُمْ مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِكُمْ وَ مُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْهِ
زائر شما هستم،ملتجى و پناهنده به قبر شمايم،خواهنده شفاعت به درگاه خداى عزّ و جلّ به وسيله شما مى‏باشم،و به سوى او به سبب شما تقرّب مى‏جويم...
زیارت جامعه ی کبیره
شبهه ی هشتم:
گیریم که درخواست از غیر خدا مطلقا جایز است ولی این محدودیت هایی دارد! در واقع درخواست های گنده ای که شیعیان از امامانشان میکنند مثل درخواست شفا ، شرک است.
اگر امامان قدرتش را داشته باشند به اذن الله میدهند و اگر قدرتش را نداشته باشند مثل این میشود که کسی که بیمار است به جای اینکه پیش پزشک برود ، پیش کشاورز برود!
در پاسخ به شبهه ی چهارم ، شرک را تعریف کرده و اثبات کردیم که چنین درخواست هایی شرک نیست.
قرآن از زبان حضرت عیسی (ع) نقل میکند که حضرت (ع) فرمودند:
...وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ... آل عمران/49
در اینجا حضرت عیسی (ع) می فرماید من مرده زنده میکنم (به اذن الله) و این را شرک نمی داند.
یا درباره ی پیراهن حضرت یوسف (ع) داریم که:
إذهبوا بقمیصی هذا فالقوه علی وجه ابی یأت بصیراً . یوسف/93
حضرت یوسف (ع) گفت این پیراهنم را ببرید و بر صورت پدرم قرار دهید تا بینا شود.
وقتی پیراهن یوسف که چیزی جز تار و پود نبوده است می­تواند چشم یک انسان نابینا را شفا دهد و این طلب شفاء از این پیراهن توسط دو پیامبر از پیامبران بزرگ خدا یعنی حضرت یوسف و حضرت یعقوب علیهما السلام صورت گرفته پس چگونه سید المرسلین و اولاد طاهرین آن حضرت قادر به شفا دادن کسی نباشند. اگر توسل به اهل بیت علیهم السلام و تبرک از قبر و ضریح ایشان شرک باشد مسلماً استشفاء از پیراهن یوسف (ع) شرکش جلی­تر است.
در آيات 38 تا 40 سوره ی نمل آمده است که مردي از اولياء خداوند كه پيغمبر نيز نبود (آصف بن برخیا) ، تختي را كه قرآن در آيه 23 همين سوره مباركه « عرش عظيم » مي خواند ، قبل از يك چشم بر هم زدن ، از پايتخت ملكه سبا به حضور حضرت سليمان (ع) مي آورد و خداوند درباره ی او می فرماید عنده علم من الکتاب ! در حالی که در آیه ی 43 سوره ی رعد می فرماید:
وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا ۚ قُلْ كَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ
طبق ظاهر آیه ، شخص عنده علم الکتاب ، یکی از اولین مسلمانان و از نزدیکان نبی مکرم (ص) می باشد که روایات شیعه و سنی آن شخص را امام علی علیه السلام معرفی می کند:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1129
طبق حدیث متواتر ثقلین ، اهل بیت علیهم السلام ، عِدل قرآن هستند:
http://alsonnat.blogfa.com/post/1
یعنی اهل بیت علیهم السلام همگی علم الکتاب دارند و همانطور که قرآن تبياناً لكلّ شيء است ، اهل بیت علیهم السلام هم تبياناً لكلّ شيء خواهند بود:
وَ يَوْمَ نَبْعَثُ في‏ كُلِّ أُمَّةٍ شَهيداً عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيداً عَلى‏ هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ. نحل/89
عبد الرزاق صنعانى، استاد محمد بن اسماعيل بخارى با سند صحیح در تفسير خود آورده است که:
عن معمر عن وهب بن عبد الله عن أبي الطفيل قال شهدت عليا وهو يخطب وهو يقول سلوني فوالله لا تسألوني عن شيء يكون إلى يوم القيامة إلا حدثتكم به وسلوني عن كتاب الله فوالله ما من آية إلا وأنا أعلم بليل نزلت أم بنهار أم في سهل أم في جبل.
از أبوطفيل نقل شده است كه شاهد بودم كه على عليه السلام خطبه مى‌خواند و مى‌فرمود: از من بپرسيد، به خدا سوگند! از هر چه كه تا روز قيامت به وجود مى‏آيد و اتفاق مى‌افتد، سؤال نمى‏كنيد؛ مگر اين كه تمام آن‌ها را پاسخ مى‏گويم. از كتاب خدا بپرسيد؛ به خدا سوگند! هيچ آيه‏اى نازل نشده است؛ مگر اينكه از همه شما داناترم كه شب نازل شده است يا روز، در صحرا نازل شده است يا در كوه‏.
تفسير القرآن للصنعانی (متوفای 211 هـ) - ج3، ص241
http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?bk_no=59&pid=26377&...
بررسی سند روایت:
معمر بن راشد الأزدی: ثقة
تقریب التهذیب لابن حجر عسقلانی - ج 1 ص 541 ش 6809
http://shamela.ws/browse.php/book-8609/page-467
وهب بن عبدالله: ثقة
تقریب التهذیب لابن حجر عسقلانی - ج 1 ص 585 ش 7472
http://shamela.ws/browse.php/book-8609/page-511
ابو طفیل عامر بن واثله: صحابی
تقریب التهذیب لابن حجر عسقلانی - ج 1 ص 288 ش 3111
http://shamela.ws/browse.php/book-8609/page-467#page-214
در روایت صحیحی ، عمر بن خطاب به امام حسین (ع) می گوید:
وهل أنبت على رءوسنا الشعر إلا الله ثم أنتم
آيا جز اين است كه مو را بر سر ما خداوند و سپس شما (اهل بیت) رويانده‌ايد؟!
سیر اعلام النبلاء للذهبی بتحقیق شعیب الارنؤوط - ج 3 ص 285 با تصحیح ذهبی و حافظ ابن حجر
http://www.sonnat.net/upload/article/5573CE05.4086.499A/namaye.png?rnd=
پس اهل بیت علیهم السلام قادر هستند به اذن خداوند ، اصوات زمینیان را بشنوند و حاجت دهند.
بعضی از علمای اهل سنت مثل شافعی ، ابن حبان ، ابن خزیمه و... هم معتقد به تأثیر قبور اهل بیت علیهم السلام و قبور بزرگان خود بودند و به مردگان متوسل می شدند و حاجت هم می گرفتند:
http://www.yahosein.com/vb/showthread.php?t=193348
شبهه ی نهم:
ساخت گنبد و بارگاه ، بدعت و شرک است ؛ چون نه قرآن ، نه سنت ، نه صحابه ، نه اهل بیت (ع) ، هیچ یک آن را جایز نشمرده اند.
از آنجایی که استاد علی اصغر رضوانی در این باره ، گفتنی ها را گفته است فلذا شما را ارجاع میدهم به پاسخ های او:
کتاب "شیعه شناسی و پاسخ به شبهات " ج 2 ص 315 :
http://www.hadj.ir/books1/39.htm
و نیز می توانید به آدرس زیر بروید:
http://islamtxt.ir/search/node/قبور
تصاویر قبور بزرگان اهل سنت با گنبد و بارگاه:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=75
دفاع شبکه ی وهابی کلمه از حرم خالد بن ولید:
http://www.aparat.com/v/70yoS



دیدگاه ها

دوست عزیز شما نمی خواهد شیعه را در منابع اهل سنت ثابت کنی. لطف کن یکی از روایات هایی که علامه امینی در کتب معتبر خود آورده است را به طور دقیق در منابع اهل سنت تایید کن. به این نحو که کل حدیث و سند و نقد آن را با اسکن صفحه اصلی، صفحه قبل و بعد از آن ارائه بده!

بسیار عالی بود استفاده کردیم خداوند به شما توفیق روز افزون عنایت فرماید تا اسلام واقعی را به جهانیان ارایه دهید.ای کاش این رساله را به صورت خلاصه تر وبه زبانهای مختلف داشته باشید تا پاسخی کوبنده به بدخواهان اسلام داشته باشیم تا کسی که اسلام را نمیداند در وحله اول بداند چه شیاطینی در راهش دام پهن کرده اند و اسلام واقعی را که همان اسلام اهل بیت است به جهانیان عرضه کنیم .ولینصرن الله من ینصره.

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .