آیا ساخت بنا بر قبور جایز است- جعفرسبحانی

آيا ساخت بنا بر قبور جايز است؟

نويسنده: جعفر سبحاني --------------------------- مقدمه

مخالفان بناي قبور، اين حديث را دليل بر حرمت ساختن آرامگاه مي گيرند و در شوال 1344 هجري قمري كه قبور ائمه بقيع ويران گرديد، همان روز در روزنامه ام القري پرسش و پاسخي انتشار يافت و در لزوم تخريب گنبد و بارگاه به اين حديث استدلا ل شد.
مشروعيت بنا، بر قبور پاكان را از راه هاي گوناگون مي توان ثابت كرد، اينك به آنها اشاره مي كنيم: --------------------------- حفظ آثار، حفظ اصالت ها است

اصولا در حفظ آثار، خصوصاً آثار پيامبر گرامي صلي اللّه عليه و آله مانند مدفن وي و قبر همسران و فرزندان و صحابه و ياران او، و خانه هايي كه در آنجا زندگي كرده و مساجدي كه در آنها نماز گزارده، فايده عظيمي است كه طي مقدمه اي به آن اشاره مي كنيم.
امروز پس از گذشت بيست قرن از ميلا د مسيح، وجود مسيح عليه السلا م و مادر او مريم و كتاب او انجيل و ياران و حواريون او، در غرب به صورت افسانه تاريخي درآمده است كه گروهي از شرق شناسان در وجود چنين مرد آسماني، به نام مسيح كه مادرش مريم و كتاب او انجيل است، تشكيك كرده و آن را افسانه اي به سان «مجنون عامري» و معشوق وي «ليلي» تلقي مي كنند كه زائيده پندارها و انديشه هاست، چرا؟ به خاطر اين كه يك اثر واقعي ملموس از مسيح در دست نيست، مثلا به طور مشخص نقطه اي كه او در آن متولد گرديد و خانه اي كه زندگي كرده، و جايي كه در آن به عقيده نصاري به خاك سپرده شده است، معلوم و روشن نيست. كتاب آسماني او نيز دستخوش تحريف گرديده و اين اناجيل چهارگانه، كه در آخر هر كدام جريان قتل و دفن عيسي آمده است، به طور مسلم مربوط به او نيست و بي ترديد پس از وي تدوين شده اند. ولي اگر تمام خصوصيات مربوط به او محفوظ مي ماند، به روشني بر اصالت او گواهي مي داد، و براي آن خيال بافان و شكاكان جاي تشكيك باقي نمي گذارد.
ولي مسلمانان آشكارا خطاب به مردم جهان مي گويند: هزار و چهارصد سال قبل در سرزمين حجاز مردي براي رهبري جامعه بشري برانگيخته گرديد و در اين راه موفقيت بزرگي به دست آورد; و تمام خصوصيات زندگي او محفوظ است، بي آن كه كوچك ترين نقطه ابهامي در زندگي آن بزرگ مرد مشاهده گردد، حتي خانه اي كه او در آن متولد شده مشخص است، و اين كوه حراء است كه وحي در آنجا بر او نازل مي گرديد، و اين مسجد او است كه در آن نماز مي گزارد، و اين خانه اي است كه در آنجا به خاك سپرده شد، و اينها خانه هاي فرزندان و همسران و بستگان او است، و اين قبور فرزندان واوصياء و خلفا و همسران او مي باشد و....
اكنون اگر همه اين آثار را از ميان ببريم، طبعاً علا يم وجود و نشانه هاي اصالت او را از بين برده ايم و زمينه را براي دشمنان اسلا م آماده ساخته ايم.
بنابراين ويران كردن آثار رسالت و خاندان عصمت، علا وه بر اين كه يك نوع هتك و بي احترامي است، مبارزه با مظاهر اصالت اسلا م و اصالت رسالت پيامبر نيز مي باشد.
آيين اسلا م، آيين ابدي و جاوداني است و تا روز قيامت آيين هدايت براي انسان ها مي باشد. نسل هايي كه پس از هزاران سال مي آيند، بايد به اصالت آن اذعان كنند. لذا براي تأمين اين هدف، بايد پيوسته تمام آثار و نشانه هاي صاحب رسالت را حفظ كنيم و از اين طريق گامي در راه بقاء دين در اعصار آينده برداريم و كاري نكنيم كه نبوت پيامبر اسلا م صلي اللّه عليه و آله به سرنوشت آيين حضرت عيسي عليه السلا م دچار گردد. --------------------------- ترفيع خانه هاي پيامبران

قرآن مجيد، در آيه معروف به آيه نور، نور خدا را به چراغي پرفروغ تشبيه مي كند كه به سان ستاره فروزان مي درخشد، آنگاه در آيه بعدي جايگاه اين مشعل فروزان را بيوتي مي داند كه در آنها مرداني وارسته، صبح و شام خدا را تسبيح مي گويند، آن جا كه مي فرمايد: في بيوت اذن اللّه ان ترفع و يذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدوّ والا صال، نور 37 «اين چراغ فروزان» در خانه هايي روشن است كه خدا رخصت داده كه قدر و منزلت آنها والا گردد و نام او در آنها ياد شود، در آن خانه ها بامدادان و شامگاهان تسبيح خدا مي گويند.
اكنون بايد ديد مقصود از آن بيوت چيست؟ مسلماً بيت غير از مسجد است، زيرا بيت از بيتوته به معني شب را به پايان رساندن، گرفته شده است، و اگر به مسكن انسان بيت مي گويند، از آن روست كه انسان در آنجا شب را به صبح مي رساند.
قرآن، هرجا كه درباره معبد و پرستش گاه جمعي مسلمانان سخن مي گويد، لفظ مسجد يا مساجد را به كار مي برد، و لذا اين واژه در قرآن 28 بار به صورت جمع و مفرد به كار رفته است، در حالي كه هرگاه قرآن از مسكن و مأوي سخن به ميان آورد، از واژه بيت به صورت جمع يا مفرد بهره مي گيرد. لذا اين واژه 66
بار در قرآن در همين مورد به كار رفته است. نتيجه اين كه در زبان قرآن بيت و مسجد مصداقاً يكي نبوده و يكي شمردن آن دو، مدعايي بي دليل است.
به طور مسلم، مقصود از اين بيوت، بيوت انبيا و اوليا و انسان هاي وارسته است كه در آنها، صبح و شام، خدا را تسبيح مي گويند. جلا ل الدين سيوطي، از انس بن مالك نقل مي كند: زماني كه رسول خدا صلي اللّه عليه و آله آيه في بيوت اذن اللّه ان ترفع را در مسجد تلا وت كرد، فردي از ياران رسول خدا صلي اللّه عليه و آله به پا خاست و پرسيد: مقصود از اين خانه ها چيست؟ پيامبر صلي اللّه عليه و آله فرمود: خانه هاي پيامبران; در اين هنگام ابوبكر برخاست و گفت: اي پيامبر خدا صلي اللّه عليه و آله اين خانه (اشاره به خانه علي و فاطمه) از همين خانه هاست كه خدا رخصت بر رفعت و بالا بردن منزلت آنها داده است؟ پيامبر صلي اللّه عليه و آله فرمود: آري از برترين آنهاست.
تا اين جا روشن شد كه مقصود از بيوت، خانه هاي پيامبران است نه مساجد، اكنون بايد ديد مقصود از رفع چيست؟ در اين جا دو احتمال است: 1- مقصود از رفع، رفع حسي است. 2- مقصود رفع معنوي است. بنابر احتمال اول، مقصود، بالا بردن ديوارها و زدن سقف است، چنان كه در آيه مي فرمايد: رفع سمكها فسواها، نازعات/ 28; ولي چون قرآن درباره بيوتي سخن مي گويد كه ديوار و سقف دارند، طبعاً مقصود از ترفيع، رفع معنوي است، يعني رفعت و منزلت و بزرگداشت آنها; و يكي از مظاهر ترفيع اين بيوت، آن است كه از هر نوع آلودگي حفظ شوند و به هنگام فرسودگي تعمير شوند.
اين ويژگي ها به پاس حضور مردان بزرگي است كه در آن خانه ها به راز و نياز پرداخته و خدا را ياد مي كنند; و داد و ستد، آنان را از برپاداشتن نماز و پرداخت زكات باز نمي دارد. به پاس وجود اين شخصيت ها، خدا اذن داده است كه به اين آثار، از ديده تعظيم و تكريم نگريسته شود و از ويراني و آلودگي صيانت گردد.
همگي مي دانيم كه پيامبر گرامي صلي اللّه عليه و آله در خانه خود به خاك سپرده شد، يعني در آن نقطه اي كه خدا را ياد مي كرد و ستايش مي نمود. خانه وي، به حكم اين آيه، داراي ارج و احترام بوده و هر نوع ايجاد ويراني و تخريب و ايجاد آلودگي در آن، دور از شان آن و بر خلا ف دستور قرآن است.
بلكه بخشي از بيوت مدينه مدفن و آرامگاه شخصيت هاي بزرگي است: و بنابر روايت صحيح حضرت زهرا سلا م اللّه عليها در خانه خود كه تاكنون نيز موجود است به خاك سپرده شد.
حضرت هادي و حضرت عسكري عليهما السلا م نيز در خانه هايي كه خدا را پرستش مي كردند به خاك سپرده شدند. در اين صورت اين خانه ها به تصريح آيه داراي منزلت و رفعت هستند و تخريب آنها با مفاد اين آيه ناسازگار است.
در محله بني هاشم مدينه، تا چندي قبل خانه هاي حسنين عليهما السلا م و مدرسه امام صادق عليه السلا م برپا بود، و نگارنده خود در سال 1335 به زيارت اين بيوت تشرف يافت، ولي متاسفانه به عنوان توسعه مسجد نبوي همه اين آثار نابود گشت، در حالي كه توسعه مسجد النبي صلي اللّه عليه و آله با حفظ اين آثار منافاتي نداشت. --------------------------- صيانت قبور، نشانه مهر و محبت است

دوستي پيامبر صلي اللّه عليه و آله و خاندان او از اصول موكد اسلا م است، و آيات و رواياتي بر اين مورد گواهي مي دهد، پيامبر اكرم صلي اللّه عليه و آله فرمود: ثلا ث من كنّ فيه وجد حلا وة الا يمان و طعمه، ان يكون اللّه و رسوله احبّ اليه مما سواهما، جامع الا صول1/37
سه چيز است كه هر كس آن را دارا باشد مزه شيرين ايمان را مي چشد، يكي از آنها اين است كه خدا و پيامبر او، نزد انسان از همه چيز مجبوب تر باشند....
مهر ورزيدن به پيامبر صلي اللّه عليه و آله روش هاي گوناگوني دارد كه به برخي اشاره مي كنيم: نشر سخنان و برنامه هاي آنها. حفظ و صيانت آثار و يادگارهاي آنان. بناي يادبود بر قبور آنان. همه اين امور، نوعي مهرورزي به آنان شمرده مي شود. ترمذي در سنن خود نقل مي كند كه: ان النبي اخذ بيد الحسن و الحسين و قال: من احبّني و احبّ هذين الغلا مين و اباهما و امّهما كان معي في درجتي يوم القيامة. پيامبر دست حسن و حسين را گرفت و فرمود: هر كس مرا و اين دو كودك و پدر و مادر آنها را دوست بدارد، روز رستاخيز با من هم درجه خواهد بود. --------------------------- ساختن آرامگاه

همگي مي دانيم سبط اكبر پيامبر صلي اللّه عليه و آله در سرزمين بقيع و سبط اصغر وي در كربلا به خاك سپرده شده اند و مرقدشان پيوسته زيارتگاه مسلمانان بوده و خواهد بود. ساختن هر نوع سايبان براي حفاظت از تربت پاك آنان نوعي ابراز محبت به دو سبط بزرگوار پيامبر صلي اللّه عليه و آله است و اين عمل همان پاداش را خواهد داشت كه پيامبر صلي اللّه عليه و آله در روايت فوق متذكر شده است.
امروز، ملل زنده جهان، سعي مي كنند كه ياد شخصيت هاي ملي و مذهبي خويش (سران نظامي، سياسي و اصلا ح گران عرصه فرهنگ) را به اشكال گوناگون زنده نگه دارند، و بدين خاطر پيكر آنان را با عظمت، تشييع مي كنند و در محلي با صفا تحت بناي مجلّلي به خاك مي سپارند، تا آيندگان نيز هم چون نسل حاضر، شخصيت هاي مزبور را همواره مد نظر داشته و گرامي بدارند، ما مسلمانان نيز بايستي با شيوه هاي گوناگون (ساختن آرامگاه، بناي ياد بود و غيره) شخصيت هاي برتر و بي نظير خويش را پاس بداريم. --------------------------- اصحاب كهف و ساختمان بر قبور آنان

آنگاه كه سرگذشت اصحاب كهف پس از سيصد و اندي سال بر مردم كشف شد، همه مردم آن منطقه دور غار آنان را فراگرفته و به دو گروه تقسيم شدند: گروهي گفتند: بر روي قبر، بناي يادبودي بسازيم و آرامگاه آنان را با اين بنا گرامي بداريم. گروهي ديگر گفتند: بر روي غاري كه اجساد آنان در آن نهفته است، مسجد بسازيم. قرآن اين حقيقت را چنين بيان مي كند: فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ربهم اعلم بهم قال الذين غلبوا علي امرهم لنتخذن عليهم مسجدا، كهف /21
از اين آيه استفاده مي شود كه در آن زمان هم، بنا بر روي قبر امري رايج بود و هم مسجد سازي روي قبر، چيزي كه هست نظريه نخست مربوط به غير مومنين و نظريه دوم، مربوط به موحدان بوده است. گواه بر اين كه پيشنهاد دوم از آن موحدان بوده است، تاريخ معروفي است كه درباره زندگاني اصحاب كهف در كتب تفسير و تاريخ موجود است و آن اين كه آنان وقتي از خواب بيدار شدند، فردي را روانه شهر كردند، و او وضع شهر را دگرگون ديد و گرايش هاي مردم به مسيح را مشاهده كرد و تعجب كرد كه چگونه اين شهر كه مركز مشركان بود، بلكه وجود موحدان در آن غير قانوني به شمار مي رفت به چنين حالت و وضعي درآمده است، گويا براي تبيين يك چنين دگرگوني در اوضاع ديني مي فرمايد: قال الذين غلبوا علي امرهم...، يعني كساني كه بر گروه نخست پيروز شده بودند و مقصود اين است كه از نظر فكر و انديشه و ايدئولوژي پيروز شده بودند نه از نظر سياسي، و پيشنهاد مسجدسازي گواه بر اين است كه پيشنهاد دهندگان مردم متدين بودند و از اين نظر، بر گروه ديگر غلبه كرده بودند، نه اين كه اهل قدرت و سلطه بودند تا گفته شود: گفتار چنين گروه، شايسته پيروزي نيست.
بنابراين آيه از دو جهت مي تواند سند ما باشد: الف- از اين كه قرآن بنا بر مدفن اصحاب كهف را از زبان گروهي نقل مي كند، بدون اين كه آن را نقد كند، واين خود نشانه مشروع بودن آن است. زيرا در غير اين صورت، آن را نقد مي كرد. شما اگر به آيات قرآن نظري بيفكنيد آنجا كه گفتاري را از ديگران نقل مي كند، در صورت غير صحيح بودن به نقد آن مي پردازد مگر اين كه بي پايگي آن روشن باشد- مثلا فرعون به هنگام غرق شدن در امواج دريا اظهار ايمان كرد و گفت: آمنت انّه لا اله الا الذي آمنت به بنوا اسرائيل و انا من المسلمين، يونس / 90
من ايمان آوردم كه خدايي جز آن كه بني اسرائيل به او ايمان آورده اند، نيست و من از مسلمانان هستم. قرآن براي اين كه ديگران نپندارند كه ايمان در چنين لحظاتي نافع و سودمند است، فوراً نقد مي كند و مي فرمايد: الا ن و قد عصيت من قبل و كنت من المفسدين، يونس/91
(آيا اكنون «ايمان آورده اي» در حالي كه در گذشته عصيان كردي و از مفسدان بودي). ب- قرآن، اين ديدگاه (بناي بر قبور به صورت مسجدسازي) را از جمعيت پيروز بر مشركان نقل مي كند، و اين خود حاكي از آن است كه اين گروه چنين پيشنهادي را به عنوان حكم شريعت خود مطرح مي كردند و همگي مي دانيم كه شرايع سماوي از نظر اصول و قواعد كلي يكسانند و اختلا ف، در كيفيت ها و جزئيات است از اين جهت فقها مي گويند احكام ثابت در شرايع پيشين براي ما حجت است، مگر اين كه دليل محكمي بر منسوخ شدن آن داشته باشيم.
با توجه به اين ادله پنج گانه: الف. سيره سلف صالح در حفظ قبور انبياي پيشين. ب. صيانت آثار، حفظ اصالت ها است.ج. حفظ ابنيه مربوط به اولياء نوعي ترفيع بيوت آنها است.د. حفظ آثار اوليا مظهر مهر و مودت آنها است.ه‍. بناي يادبود يا مسجد بر قبور اصحاب كهف;براي احدي جاي شك و ترديد باقي نمي ماند كه بناي بر قبور، نه تنها مشكل شرعي ندارد، بلكه امري مطلوب و مرغوب است.تنها چيزي كه باقي مانده است، تفسيري روايتي است كه دستاويز وهابيان قرار گرفته است. --------------------------- دستاويز وهابيان براي ويراني قبور

دلا يل گرامي داشت مزار پاكان را از ديدگاه قرآن و سنت و سيره عملي مسلمانان، بررسي كرديم، وقت آن رسيده است كه دليل مخالفان را كه عمدتاً روايت «ابي الهياج اسدي» است، مورد بررسي قرار دهيم و عيار صحت آن را با محك نقد بسنجيم.
مسلم در صحيح خود از ابي الهياج نقل مي كند كه: «قال لي علي بن ابي طالب الا ابعثك علي ما بعثني عليه رسول اللّه، ان لا تدع تمثالا ً الا طمسته و لا قبراً مشرفاً الا سوّيته».
«علي بن ابي طالب به من گفت: آيا نمي خواهي تو را به ماموريتي كه پيامبر مرا براي آن اعزام كرد، اعزام كنم، اين كه: هيچ تصوير (ذي روحي) را ترك مكن مگر آنكه آن را محو كني، و نيز هر قبر بلندي را كه ديدي آن را مساوي و برابر سازد.
مخالفان بناي قبور، اين حديث را دليل بر حرمت ساختن آرامگاه مي گيرند و در شوال 1344 هجري قمري كه قبور ائمه بقيع ويران گرديد، همان روز در روزنامه «ام القري» پرسش و پاسخي انتشار يافت و در لزوم تخريب گنبد و بارگاه به اين حديث استدلا ل شد.
براي روشن شدن ميزان صحت استدلا ل به اين حديث، آن را از نظر سند و دلا لت مورد بررسي قرار مي دهيم: --------------------------- سند حديث

راويان حديث به قرار زيرند: 1. وكيع، 2. سفيان الثوري، 3. حبيب بن ابي ثابت، 4. ابو وائل، 5. ابوالهياج الاسدي.
درباره راوي نخست (وكيع) همين بس كه احمد بن حنبل، استاد حديث، درباره او مي گويد: وكيع در پانصد حديث خطا كرده است. و نيز مي گويد: او حديث را نقل به معني مي كرد و آشنايي كافي با آن نداشت.
درباره راوي دوم (سفيان ثوري) كافي است بدانيم كه ابن حجر او را مدلّس شمرده و از «ابن مبارك» نقل مي كند كه: سفيان ثوري نقل حديث مي كرد، و من كه رسيدم ديدم او در نقل خود تدليس مي نمايد; همين كه مرا ديد از كار خود خجالت كشيد.
تدليس، به هر صورت تفسير شود، با ملكه عدالت سازگار نمي باشد.
درباره راوي سوم (حبيب بن ابي ثابت)، ابن حبّان از عطا نقل مي كند: او در حديث تدليس مي كرد، و از احاديث او پيروي نمي شود.
راوي چهارم (ابووائل) كه نام او شقيق بن سلمه اسدي كوفي است، با علي بن ابي طالب عليه السلا م سرسنگين بوده است ابن ابي الحديد مي گويد: وي از مخالفان اميرمومنان علي عليه السلا م بوده است وقتي از او پرسيدند علي را دوست داري يا عثمان را گفت: روزگاري علي را، ولي اكنون عثمان را.
درباره راوي پنجم يعني «ابو الهياج اسدي» كه نام او حيّان بن حصين است، هر چند تضعيفي درباره او در كتب رجال مشاهده نمي شود، ولي ترمذي از نقل احاديث وي خودداري كرده و صحاح شش گانه نيز، جز همين روايت، روايتي ديگر از وي نياورده اند. --------------------------- حديثي از امام صادق در تعمير قبور اولياء

امام صادق عليه السلا م فرمود: پدرم از پدرش و او از حسين بن علي و او از علي بن ابي طالب عليهم السلا م نقل كرد كه پيامبر صلي اللّه عليه و آله فرمود: اي علي! تو را در سرزمين عراق مي كشند و در آنجا به خاك سپرده مي شوي، علي عليه السلا م مي گويد: به پيامبر صلي اللّه عليه و آله عرض كردم: كساني كه قبرهاي ما را زيارت كنند و در آبادي آن بكوشند و پيوسته به آن جا رفت و آمد نمايند، چه پاداشي دارند؟ پيامبر صلي اللّه عليه و آله فرمود: اي ابالحسن! خدا مرقد تو و مرقد فرزندان تو را بخشي از سرزمين بهشت و قسمتي از خاك آن قرار داده است، و خدا دل هاي انسان هاي بزرگوار و برگزيده از بندگان خود را به شما علا قه مند ساخته است. آنان اذيت و آزار را در راه شما پذيرا مي شوند، قبور شما را آباد مي كنند و آن هم براي تقرب به خدا و اظهار دوستي به پيامبر صلي اللّه عليه و آله. ---------------------------

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .