آيا لازمه اعتقاد شيعه به «بدا»، نسبت دادن ناآگاهى به خداست؟

جواب: «بدا» از عقايد اسلامى است كه همه مسلمانان جهان بدان عقيده راسخ دارند، به شرط آن كه درست تفسير شود، هر چند برخى از آنان از به كار بردن لفظ «بدا» خوددارى مى كنند، وحشت آنان از به كار بردن لفظ «بدا» ضررى به محتوا نمى زند، زيرا مقصود واقعيت بداست نه اسم آن.
حقيقيت «بدا» بر دو اصل استوار است:
الف: خداوند داراى قدرت و سلطه مطلق بر جهان هستى است و هر زمان بخواهد مى تواند تقديرى را جايگزين تقدير ديگر سازد، در حالى كه بر هر دو تقدير، علم پيشين داشته و هيچ گونه تغييرى نيز در علم وى راه نخواهد يافت، زيرا تقدير نخست چنان نيست كه قدرت خدا را محدود ساخته و توانايى دگرگون كردن آن را از او سلب كند. خداوند متعال بر خلاف عقيده يهود كه مى گفتند: «يد اللّه مغلوله»، «دست خدا بسته است»، قدرت گسترده اى دارد و به تعبير قرآن دست او باز است «بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتان».[1]
ب: إعمال قدرت از سوى خداوند و اقدام وى به جايگزين كردن تقديرى به جاى تقدير ديگر، بدون حكمت و مصلحت انجام نمى گيرد و انجام اين كار در گرو اعمال خود انسان است كه از طريق اختيار و برگزيدن زندگى شايسته يا ناشايسته، زمينه دگرگونى سرنوشت خويش را فراهم سازد.
فرض كنيم انسانى، حقوق والدين و بستگان خود را مراعات نمى كند. طبعاً اين عمل ناشايست و در سرنوشت او تأثير ناخوشايندى خواهد داشت. حال اگر در نيمه زندگى از كرده خود نادم گشته و از آن پس به وظايف خود در اين باره اهتمام ورزد، در اين صورت زمينه دگرگونى سرنوشت خود را فراهم كرده و مشمول آيه «يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ وَيُثْبِتُ»؛[2] خواهد گشت. اين مطلب در عكس قضيه نيز حاكم است.
آيات و روايات در اين مورد بسيار است كه برخى را يادآور مى شويم:
1. «إِنَّ اللّهَ لا يُغَيّرُ ما بِقَوم حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ».[3]
«خدا وضع هيچ قومى را (از آسايش به سختى) دگرگون نمى سازد مگر اينكه آنان خود وضع خويش را دگرگون سازند».
2. «وَلَوْ أَنَّ أَهْل القُرى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكات مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ وَلكنْ كَذّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ».[4]
«اگر ساكنان آبادى ها ايمان آورده و پرهيزگار مى شدند ما بركات آسمان ها و زمين را به روى آنان مى گشوديم، ولى (چه سود؟ كه) آنان دين خدا را تكذيب كردند و ما هم آنان را به كيفر اعمالشان عذاب كرديم».
3. سيوطى در تفسير خود آورده است كه: امير مؤمنان على (عليه السَّلام) از پيامبر (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) درباره تفسير آيه «يَمْحُوا اللّهُ ما يَشاءُ» سؤال كرد، پيامبر (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) در پاسخ چنين فرمود: من ديدگان تو و امتم را با تفسير اين آيه روشن مى كنم. صدقه در راه خدا، نيكى به پدر و مادر، و انجام كارهاى نيك، بدبختى را به خوشبختى دگرگون ساخته، مايه افزايش عمر مى گردد و از مرگ هاى بد جلوگيرى مى كند.[5]
4. امام باقر (عليه السَّلام) مى فرمايد: صله رَحِم، اعمال را پاكيزه و اموال را با بركت مى سازد. همچنين بلا را دفع، و حساب را آسان مى گرداند و اجل (معلّق) را به تأخير مى اندازد.[6]
با توجه به اين دو اصل روشن مى شود كه اعتقاد به بداء يك عقيده مسلّم اسلامى است- صرف نظر از تعبير واصطلاح خاص بداء- و تمامى مذاهب و فرق اسلامى به مفهوم آن اعتقاد دارند.
بنابراين حقيقت بدا جز اين نيست كه قسمتى از سرنوشت هاى انسان قطعى نيست، بلكه معلق مى باشد و او مى تواند با اعمال خود آن را دگرگون سازد، خواه نيك خواه بد.
ممكن است اين پرسش پيش آيد كه چرا در بيان اين اصل، از جمله «بدا للّه» بهره گرفته مى شود. در اين مورد دو مطلب را يادآور مى شويم:
1. اين نوع كاربرد واژگان، از باب مشاكله و سخن گفتن به لسان قوم است. در عرف معمول است كه وقتى فردى تصميمش تغيير مى كند، مى گويد: «بدا لى» براى من بدا رخ داد. پيشوايان دين نيز از باب تكلم به لسان قوم و تفهيم مطلب به مخاطبين، اين تعبير را درباره خداى متعال به كار برده اند.
در همين زمينه لازم به يادآورى است كه در قرآن، كراراً به ذات اقدس الهى صفاتى چون مكر و كيد و خدعه و نسيان نسبت داده شده است. در حاليكه مسلّماً ساحت الهى از ارتكاب اين گونه امور (به مفهوم و شكل رايج آنها در ميان انسانها) منزه است. با اين وصف در قرآن به ذات اقدس الهى صفت مكر و كيد و خدعه و نسيان نسبت داده شده است:
1. «يَكِيدُونَ كيداً* وَأَكِيدُ كَيداً».[7]
2. «وَمَكَرُوا مَكْراً* وَمَكَرْنا مَكْراً».[8]
3. «إِنَّ المُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خادِعُهُمْ».[9]
4. «نَسُوا اللّهَ فَنَسِيَهُمْ».[10]
با توجه به امتناع دگرگونى در علم خدا، محققان شيعه درباره استعمال لفظ بداء، تحقيقات مفصلى دارند كه مجال ذكر آنها در اين مختصر نيست و طالبان تفصيل را به كتب ياد شده در زير ارجاع مى دهيم.[11]
2. آنان در به كار بردن اين واژه از پيامبر گرامى (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) پيروى مى كنند، زيرا خود آن حضرت، واژه «بدا للّه» را در مورد سه نفر كه مبتلا به بيمارى پيسى و كچلى و كورى بودند، به كار برده است.
بخارى در صحيح خود نقل مى كند:
«إنّهُ سَمِعَ مِنْ رَسُولِ اللّهِ أَنّ ثلاثهً فى بَنِى إِسْرائِيل: أَبْرَصُ وَأَقْرَعُ وَاعْمى بَدا للّهِ أَنْ يَبْتَلِيَهُمْ...».[12]
«از رسول خدا (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) شنيدم كه سه نفر از بنى اسرائيل پيس و كچل و كور بودند، براى خداوند بدا پيش آمد كه آنها را بيازمايد...».
حاصل حديث اين است كه خدا فرشته اى را به صورت انسان فرستاد تا از هر سه نفر دلجويى كند و خواسته آنها را بپرسد. پيس گفت: رنگ و پوست زيبا مى خواهم، فرشته بر او دست كشيد و به خواسته اش رسيد، كچل گفت: موى زيبا مى خواهم، فرشته او را به خواسته اش رسانيد، نابينا گفت: چشم بينا مى خواهم، فرشته نيز با دست كشيدن بر ديدگان او نور چشمانش را باز گرداند، فرشته علاوه بر اين خواسته ها، به پيس ده شتر و به كچل گاو ماده و به كور گوسفندان بارور داد. همه اين سه نفر ثروت فراوانى از اين راه به دست آوردند.پس از مدتى همان فرشته به سراغ پيس رفت و خود را به صورت فردى فقير معرفى كرد تا مبلغى بگيرد، ولى او از كمك خوددارى كرد، كچل نيز چنين كرد، ولى كور به خاطر نعمتى كه خدا به او داده بود به او كمك كرد. در اين هنگام براى خدا بدا رخ داد كه دو نفر اوّل را به همان حالت نخست بازگرداند.
مسلماً خداوندِ آگاه از همه چيز، از همه شرايط و اوضاع و احوال اين سه نفر نيز آگاهى داشت و چيزى بر او مخفى نبود كه بعداً آشكار شود. او مى دانست كه دو نفر اوّل كفران نعت خواهند كرد، در حالى كه سومى شكر آن را به جا خواهد آورد، ولى مع الوصف رسول خدا (صلَّى اللّه عليه و آله و سلَّم) با توجه به همان اصطلاح متعارف در ميان مردم، كلمه «بدا للّه» را به كار برد.[13]
آیت الله سبحانی در خاطره ای بیان می دارند:
«آقاى شيخ عبدالعزيز كه مفتى اهل سنت در استان سيستان و بلوچستان در خبرگان نخست بود و در كميسيون مربوط به احوال شخصيه همكارى داشتيم، روزى مسأله بدا را مطرح كرد، به او گفتم بدا به معناى امكان تغيير سرنوشت با اعمال صالح و طالح است. او گفت: كتابى از قدماى شيعه معرفى كن كه اين اصل را به اين نحو تفسير كرده باشد، كتاب «أوائل المقالات» شيخ مفيد را در اختيارش نهادم. او پس از چند روز، كتاب را باز گرداند و گفت: اگر معناى «بدا» همين باشد كه مؤلف‏اين كتاب مى‏گويد، همه مسلمانان به آن معتقدند».[14] اين‏حادثه حاكى ازآن است‏كه جهل وناآگاهى‏از عقايد ومشتركات شيعه، ازموانع‏ تقريب‏است و بانشر كتاب‏هاى اصيل شيعه مى‏توان بسيارى از بد بينى‏ها را زدود.

________________________________________
[1] . المائده/ 64.
[2] .الرعد/39.
[3] . الرعد/ 11.
[4] . الاعراف/ 96.
[5] . الدر المنثور: 3/ 66. «أخرج ابن مردويه و ابن عساكر عن على رضى الله عنه انه سأل رسول الله صلى الله عليه و سلم عن هذه الآية فقال له لأقرن عينيك بتفسيرها و لأقرن عين أمتي بعدي بتفسيرها الصدقة على وجهها و بر الوالدين و اصطناع المعروف يحول الشقاء سعادة و يزيد في العمر و بقي مصارع السوء».
[6] . الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص152:«عنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام‏ صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُزَكِّي الْأَعْمَالَ‏ وَ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تُنْمِي الْأَمْوَالَ وَ تُنْسِئُ لَهُ فِي عُمُرِهِ وَ تُوَسِّعُ فِي رِزْقِهِ وَ تُحَبِّبُ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ وَ لْيَصِلْ رَحِمَهُ»‏.
[7] .الطارق/ 15- 16.
[8] . النمل/ 50.
[9] . النساء/ 142.
[10] . التوبه/ 67.
[11] . كتاب توحيد شيخ صدوق، ص 232- 236 تصحيح الاعتقاد شيخ مفيد 24، عده الاصول: 2/ 29، كتاب الغيبه، ص 262- 264، طبع نجف.
[12] . بخارى، ج 4، ص 172، كتاب انبياء، حديث ابرص و اقرع و اعمى.
[13] .راهنمای حقیقت، آیت الله سبحانی،ص98.
[14] .در ساحل تقریب، ص99.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .